ریزش قطرات ادرار  

سوال: من بعد از رفتن به دستشویی از سر آلتم چند قطره ادرار خارج می شود به همین خاطر برای ادای نماز سعی می کنم از دو زیر شلواری استفاده کنم تا نمازم درست باشد. اما وقتی که به شهر و یا دانشگاه و یا سر کار میرم نمی تونم دیگه از دو زیر شلواری استفاده کنمحالا با این زیرشلواری نماز خواندن من چه حکمی دارد چون قطعا بیشتر از حالت مجاز (کف دست و یا یک سکه) خواهد بود.با دانستن اینکه نماز فرض است و توانایی عوض کردن زیرشلواری برام در آن موقعیت نیست آیا با همان

ادامه مطلب  

چرا آمریکا انقدر از دفاع موشکی ایران میترسه؟  

جنگ تموم نمیشه، مگر این که یکی از طرفای جنگ، پایتخت کشور مقابل رو بگیره زیر موشک. مثل جنگ ایران و عراق که وقتی ما بصره رو گرفتیم و داشتیم به سمت بغداد گرا میگرفتیم همه دنیا که موافق پیروزی عراق بودن جنگ رو تموم شده فرض کردند و قطعنامه 598 رو ماها مجبور شدیم امضا کنیم درحالی که با فتح بغداد به عنوان پایتخت عراق جنگ همون طوری پیروز تموم شده بود. الآن هم جنگ یمن و سعودی همینطوریه که ادامه داره. دلیلش اینه که هنوز یمنی ها نتونسته ان موشکی بزنن که بتو

ادامه مطلب  

چرا آمریکا انقدر از دفاع موشکی ایران میترسه؟  

جنگ تموم نمیشه، مگر این که یکی از طرفای جنگ، پایتخت کشور مقابل رو بگیره زیر موشک. مثل جنگ ایران و عراق که وقتی ما بصره رو گرفتیم و داشتیم به سمت بغداد گرا میگرفتیم همه دنیا که موافق پیروزی عراق بودن جنگ رو تموم شده فرض کردند و قطعنامه 598 رو ماها مجبور شدیم امضا کنیم درحالی که با فتح بغداد به عنوان پایتخت عراق جنگ همون طوری پیروز تموم شده بود. الآن هم جنگ یمن و سعودی همینطوریه که ادامه داره. دلیلش اینه که هنوز یمنی ها نتونسته ان موشکی بزنن که بتو

ادامه مطلب  

چرا آمریکا انقدر از دفاع موشکی ایران میترسه؟  

جنگ تموم نمیشه، مگر این که یکی از طرفای جنگ، پایتخت کشور مقابل رو بگیره زیر موشک. مثل جنگ ایران و عراق که وقتی ما بصره رو گرفتیم و داشتیم به سمت بغداد گرا میگرفتیم همه دنیا که موافق پیروزی عراق بودن جنگ رو تموم شده فرض کردند و قطعنامه 598 رو ماها مجبور شدیم امضا کنیم درحالی که با فتح بغداد به عنوان پایتخت عراق جنگ همون طوری پیروز تموم شده بود. الآن هم جنگ یمن و سعودی همینطوریه که ادامه داره. دلیلش اینه که هنوز یمنی ها نتونسته ان موشکی بزنن که بتو

ادامه مطلب  

چرا آمریکا انقدر از دفاع موشکی ایران میترسه؟  

جنگ تموم نمیشه، مگر این که یکی از طرفای جنگ، پایتخت کشور مقابل رو بگیره زیر موشک. مثل جنگ ایران و عراق که وقتی ما بصره رو گرفتیم و داشتیم به سمت بغداد گرا میگرفتیم همه دنیا که موافق پیروزی عراق بودن جنگ رو تموم شده فرض کردند و قطعنامه 598 رو ماها مجبور شدیم امضا کنیم درحالی که با فتح بغداد به عنوان پایتخت عراق جنگ همون طوری پیروز تموم شده بود. الآن هم جنگ یمن و سعودی همینطوریه که ادامه داره. دلیلش اینه که هنوز یمنی ها نتونسته ان موشکی بزنن که بتو

ادامه مطلب  

چرا آمریکا انقدر از دفاع موشکی ایران میترسه؟  

جنگ تموم نمیشه، مگر این که یکی از طرفای جنگ، پایتخت کشور مقابل رو بگیره زیر موشک. مثل جنگ ایران و عراق که وقتی ما بصره رو گرفتیم و داشتیم به سمت بغداد گرا میگرفتیم همه دنیا که موافق پیروزی عراق بودن جنگ رو تموم شده فرض کردند و قطعنامه 598 رو ماها مجبور شدیم امضا کنیم درحالی که با فتح بغداد به عنوان پایتخت عراق جنگ همون طوری پیروز تموم شده بود. الآن هم جنگ یمن و سعودی همینطوریه که ادامه داره. دلیلش اینه که هنوز یمنی ها نتونسته ان موشکی بزنن که بتو

ادامه مطلب  

چرا آمریکا انقدر از دفاع موشکی ایران میترسه؟  

جنگ تموم نمیشه، مگر این که یکی از طرفای جنگ، پایتخت کشور مقابل رو بگیره زیر موشک. مثل جنگ ایران و عراق که وقتی ما بصره رو گرفتیم و داشتیم به سمت بغداد گرا میگرفتیم همه دنیا که موافق پیروزی عراق بودن جنگ رو تموم شده فرض کردند و قطعنامه 598 رو ماها مجبور شدیم امضا کنیم درحالی که با فتح بغداد به عنوان پایتخت عراق جنگ همون طوری پیروز تموم شده بود. الآن هم جنگ یمن و سعودی همینطوریه که ادامه داره. دلیلش اینه که هنوز یمنی ها نتونسته ان موشکی بزنن که بتو

ادامه مطلب  

چرا آمریکا انقدر از دفاع موشکی ایران میترسه؟  

جنگ تموم نمیشه، مگر این که یکی از طرفای جنگ، پایتخت کشور مقابل رو بگیره زیر موشک. مثل جنگ ایران و عراق که وقتی ما بصره رو گرفتیم و داشتیم به سمت بغداد گرا میگرفتیم همه دنیا که موافق پیروزی عراق بودن جنگ رو تموم شده فرض کردند و قطعنامه 598 رو ماها مجبور شدیم امضا کنیم درحالی که با فتح بغداد به عنوان پایتخت عراق جنگ همون طوری پیروز تموم شده بود. الآن هم جنگ یمن و سعودی همینطوریه که ادامه داره. دلیلش اینه که هنوز یمنی ها نتونسته ان موشکی بزنن که بتو

ادامه مطلب  

چرا آمریکا انقدر از دفاع موشکی ایران میترسه؟  

جنگ تموم نمیشه، مگر این که یکی از طرفای جنگ، پایتخت کشور مقابل رو بگیره زیر موشک. مثل جنگ ایران و عراق که وقتی ما بصره رو گرفتیم و داشتیم به سمت بغداد گرا میگرفتیم همه دنیا که موافق پیروزی عراق بودن جنگ رو تموم شده فرض کردند و قطعنامه 598 رو ماها مجبور شدیم امضا کنیم درحالی که با فتح بغداد به عنوان پایتخت عراق جنگ همون طوری پیروز تموم شده بود. الآن هم جنگ یمن و سعودی همینطوریه که ادامه داره. دلیلش اینه که هنوز یمنی ها نتونسته ان موشکی بزنن که بتو

ادامه مطلب  

چرا آمریکا انقدر از دفاع موشکی ایران میترسه؟  

جنگ تموم نمیشه، مگر این که یکی از طرفای جنگ، پایتخت کشور مقابل رو بگیره زیر موشک. مثل جنگ ایران و عراق که وقتی ما بصره رو گرفتیم و داشتیم به سمت بغداد گرا میگرفتیم همه دنیا که موافق پیروزی عراق بودن جنگ رو تموم شده فرض کردند و قطعنامه 598 رو ماها مجبور شدیم امضا کنیم درحالی که با فتح بغداد به عنوان پایتخت عراق جنگ همون طوری پیروز تموم شده بود. الآن هم جنگ یمن و سعودی همینطوریه که ادامه داره. دلیلش اینه که هنوز یمنی ها نتونسته ان موشکی بزنن که بتو

ادامه مطلب  

چرا آمریکا انقدر از دفاع موشکی ایران میترسه؟  

جنگ تموم نمیشه، مگر این که یکی از طرفای جنگ، پایتخت کشور مقابل رو بگیره زیر موشک. مثل جنگ ایران و عراق که وقتی ما بصره رو گرفتیم و داشتیم به سمت بغداد گرا میگرفتیم همه دنیا که موافق پیروزی عراق بودن جنگ رو تموم شده فرض کردند و قطعنامه 598 رو ماها مجبور شدیم امضا کنیم درحالی که با فتح بغداد به عنوان پایتخت عراق جنگ همون طوری پیروز تموم شده بود. الآن هم جنگ یمن و سعودی همینطوریه که ادامه داره. دلیلش اینه که هنوز یمنی ها نتونسته ان موشکی بزنن که بتو

ادامه مطلب  

چرا آمریکا انقدر از دفاع موشکی ایران میترسه؟  

جنگ تموم نمیشه، مگر این که یکی از طرفای جنگ، پایتخت کشور مقابل رو بگیره زیر موشک. مثل جنگ ایران و عراق که وقتی ما بصره رو گرفتیم و داشتیم به سمت بغداد گرا میگرفتیم همه دنیا که موافق پیروزی عراق بودن جنگ رو تموم شده فرض کردند و قطعنامه 598 رو ماها مجبور شدیم امضا کنیم درحالی که با فتح بغداد به عنوان پایتخت عراق جنگ همون طوری پیروز تموم شده بود. الآن هم جنگ یمن و سعودی همینطوریه که ادامه داره. دلیلش اینه که هنوز یمنی ها نتونسته ان موشکی بزنن که بتو

ادامه مطلب  

چرا آمریکا انقدر از دفاع موشکی ایران میترسه؟  

جنگ تموم نمیشه، مگر این که یکی از طرفای جنگ، پایتخت کشور مقابل رو بگیره زیر موشک. مثل جنگ ایران و عراق که وقتی ما بصره رو گرفتیم و داشتیم به سمت بغداد گرا میگرفتیم همه دنیا که موافق پیروزی عراق بودن جنگ رو تموم شده فرض کردند و قطعنامه 598 رو ماها مجبور شدیم امضا کنیم درحالی که با فتح بغداد به عنوان پایتخت عراق جنگ همون طوری پیروز تموم شده بود. الآن هم جنگ یمن و سعودی همینطوریه که ادامه داره. دلیلش اینه که هنوز یمنی ها نتونسته ان موشکی بزنن که بتو

ادامه مطلب  

چرا آمریکا انقدر از دفاع موشکی ایران میترسه؟  

جنگ تموم نمیشه، مگر این که یکی از طرفای جنگ، پایتخت کشور مقابل رو بگیره زیر موشک. مثل جنگ ایران و عراق که وقتی ما بصره رو گرفتیم و داشتیم به سمت بغداد گرا میگرفتیم همه دنیا که موافق پیروزی عراق بودن جنگ رو تموم شده فرض کردند و قطعنامه 598 رو ماها مجبور شدیم امضا کنیم درحالی که با فتح بغداد به عنوان پایتخت عراق جنگ همون طوری پیروز تموم شده بود. الآن هم جنگ یمن و سعودی همینطوریه که ادامه داره. دلیلش اینه که هنوز یمنی ها نتونسته ان موشکی بزنن که بتو

ادامه مطلب  

چرا آمریکا انقدر از دفاع موشکی ایران میترسه؟  

جنگ تموم نمیشه، مگر این که یکی از طرفای جنگ، پایتخت کشور مقابل رو بگیره زیر موشک. مثل جنگ ایران و عراق که وقتی ما بصره رو گرفتیم و داشتیم به سمت بغداد گرا میگرفتیم همه دنیا که موافق پیروزی عراق بودن جنگ رو تموم شده فرض کردند و قطعنامه 598 رو ماها مجبور شدیم امضا کنیم درحالی که با فتح بغداد به عنوان پایتخت عراق جنگ همون طوری پیروز تموم شده بود. الآن هم جنگ یمن و سعودی همینطوریه که ادامه داره. دلیلش اینه که هنوز یمنی ها نتونسته ان موشکی بزنن که بتو

ادامه مطلب  

دل گم شدگان  

ما آدم ها میتونیم بهم امید بدیم، عشق بدیم، میتونیم دنیا رو جای بهتری برای بودن کنیم ؛ ولی همه چیز رو از هم دریغ می کنیم...خودخواهی ما آدم ها وقتی کنار جبر زمانه قرار میگیره ، زندگی رو برای خیلی ها سخت میکنه...بدی ها از جاهایی شروع میشن که دلهامون کوچیک میشه... همه چیزهای خوب رو برای خودمون میخواییم، دل و جرات بخشیدن نداریم چون وحشت فقر داریم، چون وحشت تنهایی داریم، چون وحشت از دست دادن داریم. یک جورایی مانع زندگی هم میشیم... خدا تو وجود آدمهای

ادامه مطلب  

دل گم شدگان  

ما آدم ها میتونیم بهم امید بدیم، عشق بدیم، میتونیم دنیا رو جای بهتری برای بودن کنیم ؛ ولی همه چیز رو از هم دریغ می کنیم...خودخواهی ما آدم ها وقتی کنار جبر زمانه قرار میگیره ، زندگی رو برای خیلی ها سخت میکنه...بدی ها از جاهایی شروع میشن که دلهامون کوچیک میشه... همه چیزهای خوب رو برای خودمون میخواییم، دل و جرات بخشیدن نداریم چون وحشت فقر داریم، چون وحشت تنهایی داریم، چون وحشت از دست دادن داریم. یک جورایی مانع زندگی هم میشیم... خدا تو وجود آدمهای

ادامه مطلب  

دل گم شدگان  

ما آدم ها میتونیم بهم امید بدیم، عشق بدیم، میتونیم دنیا رو جای بهتری برای بودن کنیم ؛ ولی همه چیز رو از هم دریغ می کنیم...خودخواهی ما آدم ها وقتی کنار جبر زمانه قرار میگیره ، زندگی رو برای خیلی ها سخت میکنه...بدی ها از جاهایی شروع میشن که دلهامون کوچیک میشه... همه چیزهای خوب رو برای خودمون میخواییم، دل و جرات بخشیدن نداریم چون وحشت فقر داریم، چون وحشت تنهایی داریم، چون وحشت از دست دادن داریم. یک جورایی مانع زندگی هم میشیم... خدا تو وجود آدمهای

ادامه مطلب  

دل گم شدگان  

ما آدم ها میتونیم بهم امید بدیم، عشق بدیم، میتونیم دنیا رو جای بهتری برای بودن کنیم ؛ ولی همه چیز رو از هم دریغ می کنیم...خودخواهی ما آدم ها وقتی کنار جبر زمانه قرار میگیره ، زندگی رو برای خیلی ها سخت میکنه...بدی ها از جاهایی شروع میشن که دلهامون کوچیک میشه... همه چیزهای خوب رو برای خودمون میخواییم، دل و جرات بخشیدن نداریم چون وحشت فقر داریم، چون وحشت تنهایی داریم، چون وحشت از دست دادن داریم. یک جورایی مانع زندگی هم میشیم... خدا تو وجود آدمهای

ادامه مطلب  

دل گم شدگان  

ما آدم ها میتونیم بهم امید بدیم، عشق بدیم، میتونیم دنیا رو جای بهتری برای بودن کنیم ؛ ولی همه چیز رو از هم دریغ می کنیم...خودخواهی ما آدم ها وقتی کنار جبر زمانه قرار میگیره ، زندگی رو برای خیلی ها سخت میکنه...بدی ها از جاهایی شروع میشن که دلهامون کوچیک میشه... همه چیزهای خوب رو برای خودمون میخواییم، دل و جرات بخشیدن نداریم چون وحشت فقر داریم، چون وحشت تنهایی داریم، چون وحشت از دست دادن داریم. یک جورایی مانع زندگی هم میشیم... خدا تو وجود آدمهای

ادامه مطلب  

دل گم شدگان  

ما آدم ها میتونیم بهم امید بدیم، عشق بدیم، میتونیم دنیا رو جای بهتری برای بودن کنیم ؛ ولی همه چیز رو از هم دریغ می کنیم...خودخواهی ما آدم ها وقتی کنار جبر زمانه قرار میگیره ، زندگی رو برای خیلی ها سخت میکنه...بدی ها از جاهایی شروع میشن که دلهامون کوچیک میشه... همه چیزهای خوب رو برای خودمون میخواییم، دل و جرات بخشیدن نداریم چون وحشت فقر داریم، چون وحشت تنهایی داریم، چون وحشت از دست دادن داریم. یک جورایی مانع زندگی هم میشیم... خدا تو وجود آدمهای

ادامه مطلب  

دل گم شدگان  

ما آدم ها میتونیم بهم امید بدیم، عشق بدیم، میتونیم دنیا رو جای بهتری برای بودن کنیم ؛ ولی همه چیز رو از هم دریغ می کنیم...خودخواهی ما آدم ها وقتی کنار جبر زمانه قرار میگیره ، زندگی رو برای خیلی ها سخت میکنه...بدی ها از جاهایی شروع میشن که دلهامون کوچیک میشه... همه چیزهای خوب رو برای خودمون میخواییم، دل و جرات بخشیدن نداریم چون وحشت فقر داریم، چون وحشت تنهایی داریم، چون وحشت از دست دادن داریم. یک جورایی مانع زندگی هم میشیم... خدا تو وجود آدمهای

ادامه مطلب  

دل گم شدگان  

ما آدم ها میتونیم بهم امید بدیم، عشق بدیم، میتونیم دنیا رو جای بهتری برای بودن کنیم ؛ ولی همه چیز رو از هم دریغ می کنیم...خودخواهی ما آدم ها وقتی کنار جبر زمانه قرار میگیره ، زندگی رو برای خیلی ها سخت میکنه...بدی ها از جاهایی شروع میشن که دلهامون کوچیک میشه... همه چیزهای خوب رو برای خودمون میخواییم، دل و جرات بخشیدن نداریم چون وحشت فقر داریم، چون وحشت تنهایی داریم، چون وحشت از دست دادن داریم. یک جورایی مانع زندگی هم میشیم... خدا تو وجود آدمهای

ادامه مطلب  

دل گم شدگان  

ما آدم ها میتونیم بهم امید بدیم، عشق بدیم، میتونیم دنیا رو جای بهتری برای بودن کنیم ؛ ولی همه چیز رو از هم دریغ می کنیم...خودخواهی ما آدم ها وقتی کنار جبر زمانه قرار میگیره ، زندگی رو برای خیلی ها سخت میکنه...بدی ها از جاهایی شروع میشن که دلهامون کوچیک میشه... همه چیزهای خوب رو برای خودمون میخواییم، دل و جرات بخشیدن نداریم چون وحشت فقر داریم، چون وحشت تنهایی داریم، چون وحشت از دست دادن داریم. یک جورایی مانع زندگی هم میشیم... خدا تو وجود آدمهای

ادامه مطلب  

دل گم شدگان  

ما آدم ها میتونیم بهم امید بدیم، عشق بدیم، میتونیم دنیا رو جای بهتری برای بودن کنیم ؛ ولی همه چیز رو از هم دریغ می کنیم...خودخواهی ما آدم ها وقتی کنار جبر زمانه قرار میگیره ، زندگی رو برای خیلی ها سخت میکنه...بدی ها از جاهایی شروع میشن که دلهامون کوچیک میشه... همه چیزهای خوب رو برای خودمون میخواییم، دل و جرات بخشیدن نداریم چون وحشت فقر داریم، چون وحشت تنهایی داریم، چون وحشت از دست دادن داریم. یک جورایی مانع زندگی هم میشیم... خدا تو وجود آدمهای

ادامه مطلب  

دل گم شدگان  

ما آدم ها میتونیم بهم امید بدیم، عشق بدیم، میتونیم دنیا رو جای بهتری برای بودن کنیم ؛ ولی همه چیز رو از هم دریغ می کنیم...خودخواهی ما آدم ها وقتی کنار جبر زمانه قرار میگیره ، زندگی رو برای خیلی ها سخت میکنه...بدی ها از جاهایی شروع میشن که دلهامون کوچیک میشه... همه چیزهای خوب رو برای خودمون میخواییم، دل و جرات بخشیدن نداریم چون وحشت فقر داریم، چون وحشت تنهایی داریم، چون وحشت از دست دادن داریم. یک جورایی مانع زندگی هم میشیم... خدا تو وجود آدمهای

ادامه مطلب  

این وقتِ سال  

بالاخره ستاره نشست سر پازل و یه کمى جلوش بردیم..تا همین الان مشغول بودیم!قراره فردا مراقبتم کنه من درس بخونم:Dدیشب امیر با کباب ترکى و یک جلد اندیشه ى پویا اومد منو فرهیخته کنه،کوله و وسایل رو هم گرفت که بره با علی و مهدى لرستان!حسابی زده تو خط قناعت و بسندگى!امیر رو خیلی دوستش دارم،کم پیش میاد ادم دوست مذکرى داشته باشه که مطمئن باشه فقط دوستشه،این خیلی حس ارامش خوبی بهم میده.دیشب دیدیم پارسال همین وقت ها رو کاغذ یادگارى رو دیوار شعر نوشته...یک

ادامه مطلب  

این منم؟  

تازگی یه اخلاق بدی پیدا کردم.از بس حوصله حرف زدن با کسی رو ندارم هر کس هر حرفی میزنه میگم‌خوبه.درسته.یکی از دوستان در حال دکتر رفتن برای یه جراحی کوچک هست.خیلی مضطرب هست.ميترسه.برعکس من که همیشه یه پام مطب دکترا و بیمارستان ها بوده اون کاری با اینجور جاها نداشته.برای عمل از دو روش چاقو یا لیزر ایتفاده میشه.چاقو ارزونتره.ولی نقاهت طولانی تر و لیزر گرانتر ولی بهبودی سریعتر.اول که برام میگفت میخواست از چاقو استفاده کنه.منم گفتم خوبه .برو دنبالش.

ادامه مطلب  

این منم؟  

تازگی یه اخلاق بدی پیدا کردم.از بس حوصله حرف زدن با کسی رو ندارم هر کس هر حرفی میزنه میگم‌خوبه.درسته.یکی از دوستان در حال دکتر رفتن برای یه جراحی کوچک هست.خیلی مضطرب هست.ميترسه.برعکس من که همیشه یه پام مطب دکترا و بیمارستان ها بوده اون کاری با اینجور جاها نداشته.برای عمل از دو روش چاقو یا لیزر ایتفاده میشه.چاقو ارزونتره.ولی نقاهت طولانی تر و لیزر گرانتر ولی بهبودی سریعتر.اول که برام میگفت میخواست از چاقو استفاده کنه.منم گفتم خوبه .برو دنبالش.

ادامه مطلب  

این منم؟  

تازگی یه اخلاق بدی پیدا کردم.از بس حوصله حرف زدن با کسی رو ندارم هر کس هر حرفی میزنه میگم‌خوبه.درسته.یکی از دوستان در حال دکتر رفتن برای یه جراحی کوچک هست.خیلی مضطرب هست.ميترسه.برعکس من که همیشه یه پام مطب دکترا و بیمارستان ها بوده اون کاری با اینجور جاها نداشته.برای عمل از دو روش چاقو یا لیزر ایتفاده میشه.چاقو ارزونتره.ولی نقاهت طولانی تر و لیزر گرانتر ولی بهبودی سریعتر.اول که برام میگفت میخواست از چاقو استفاده کنه.منم گفتم خوبه .برو دنبالش.

ادامه مطلب  

این منم؟  

تازگی یه اخلاق بدی پیدا کردم.از بس حوصله حرف زدن با کسی رو ندارم هر کس هر حرفی میزنه میگم‌خوبه.درسته.یکی از دوستان در حال دکتر رفتن برای یه جراحی کوچک هست.خیلی مضطرب هست.ميترسه.برعکس من که همیشه یه پام مطب دکترا و بیمارستان ها بوده اون کاری با اینجور جاها نداشته.برای عمل از دو روش چاقو یا لیزر ایتفاده میشه.چاقو ارزونتره.ولی نقاهت طولانی تر و لیزر گرانتر ولی بهبودی سریعتر.اول که برام میگفت میخواست از چاقو استفاده کنه.منم گفتم خوبه .برو دنبالش.

ادامه مطلب  

این منم؟  

تازگی یه اخلاق بدی پیدا کردم.از بس حوصله حرف زدن با کسی رو ندارم هر کس هر حرفی میزنه میگم‌خوبه.درسته.یکی از دوستان در حال دکتر رفتن برای یه جراحی کوچک هست.خیلی مضطرب هست.ميترسه.برعکس من که همیشه یه پام مطب دکترا و بیمارستان ها بوده اون کاری با اینجور جاها نداشته.برای عمل از دو روش چاقو یا لیزر ایتفاده میشه.چاقو ارزونتره.ولی نقاهت طولانی تر و لیزر گرانتر ولی بهبودی سریعتر.اول که برام میگفت میخواست از چاقو استفاده کنه.منم گفتم خوبه .برو دنبالش.

ادامه مطلب  

این منم؟  

تازگی یه اخلاق بدی پیدا کردم.از بس حوصله حرف زدن با کسی رو ندارم هر کس هر حرفی میزنه میگم‌خوبه.درسته.یکی از دوستان در حال دکتر رفتن برای یه جراحی کوچک هست.خیلی مضطرب هست.ميترسه.برعکس من که همیشه یه پام مطب دکترا و بیمارستان ها بوده اون کاری با اینجور جاها نداشته.برای عمل از دو روش چاقو یا لیزر ایتفاده میشه.چاقو ارزونتره.ولی نقاهت طولانی تر و لیزر گرانتر ولی بهبودی سریعتر.اول که برام میگفت میخواست از چاقو استفاده کنه.منم گفتم خوبه .برو دنبالش.

ادامه مطلب  

امشبانه .....  

از اون وقت ها و‌ حس های عجیب هست. اومدم امشب رو‌اینجا باشم که صبح باهم بریم برای بستری کردن بابا. بغض داره خفه ام می کنه، اما باید محکم باشم و انرژی بدم. دلم میخواد همینطور که روی مبل کناری،  داره با تلگرامش بازی میکنه دست بندازم دور گردنش و بغلش کنم، اما مطمینم می ترسه و فکر میکنه نگران هستم که بار آخر باشه و روحیه اش رو از دست بده، پس لبم رو‌گاز می گیرم و سرم رو‌می کنم توی تبلت. دلم میخواد بهش بگم که باید برای دو سه هفته خیلی خیلی سخت آماده

ادامه مطلب  

امشبانه .....  

از اون وقت ها و‌ حس های عجیب هست. اومدم امشب رو‌اینجا باشم که صبح باهم بریم برای بستری کردن بابا. بغض داره خفه ام می کنه، اما باید محکم باشم و انرژی بدم. دلم میخواد همینطور که روی مبل کناری،  داره با تلگرامش بازی میکنه دست بندازم دور گردنش و بغلش کنم، اما مطمینم می ترسه و فکر میکنه نگران هستم که بار آخر باشه و روحیه اش رو از دست بده، پس لبم رو‌گاز می گیرم و سرم رو‌می کنم توی تبلت. دلم میخواد بهش بگم که باید برای دو سه هفته خیلی خیلی سخت آماده

ادامه مطلب  

امشبانه .....  

از اون وقت ها و‌ حس های عجیب هست. اومدم امشب رو‌اینجا باشم که صبح باهم بریم برای بستری کردن بابا. بغض داره خفه ام می کنه، اما باید محکم باشم و انرژی بدم. دلم میخواد همینطور که روی مبل کناری،  داره با تلگرامش بازی میکنه دست بندازم دور گردنش و بغلش کنم، اما مطمینم می ترسه و فکر میکنه نگران هستم که بار آخر باشه و روحیه اش رو از دست بده، پس لبم رو‌گاز می گیرم و سرم رو‌می کنم توی تبلت. دلم میخواد بهش بگم که باید برای دو سه هفته خیلی خیلی سخت آماده

ادامه مطلب  

امشبانه .....  

از اون وقت ها و‌ حس های عجیب هست. اومدم امشب رو‌اینجا باشم که صبح باهم بریم برای بستری کردن بابا. بغض داره خفه ام می کنه، اما باید محکم باشم و انرژی بدم. دلم میخواد همینطور که روی مبل کناری،  داره با تلگرامش بازی میکنه دست بندازم دور گردنش و بغلش کنم، اما مطمینم می ترسه و فکر میکنه نگران هستم که بار آخر باشه و روحیه اش رو از دست بده، پس لبم رو‌گاز می گیرم و سرم رو‌می کنم توی تبلت. دلم میخواد بهش بگم که باید برای دو سه هفته خیلی خیلی سخت آماده

ادامه مطلب  

امشبانه .....  

از اون وقت ها و‌ حس های عجیب هست. اومدم امشب رو‌اینجا باشم که صبح باهم بریم برای بستری کردن بابا. بغض داره خفه ام می کنه، اما باید محکم باشم و انرژی بدم. دلم میخواد همینطور که روی مبل کناری،  داره با تلگرامش بازی میکنه دست بندازم دور گردنش و بغلش کنم، اما مطمینم می ترسه و فکر میکنه نگران هستم که بار آخر باشه و روحیه اش رو از دست بده، پس لبم رو‌گاز می گیرم و سرم رو‌می کنم توی تبلت. دلم میخواد بهش بگم که باید برای دو سه هفته خیلی خیلی سخت آماده

ادامه مطلب  

امشبانه .....  

از اون وقت ها و‌ حس های عجیب هست. اومدم امشب رو‌اینجا باشم که صبح باهم بریم برای بستری کردن بابا. بغض داره خفه ام می کنه، اما باید محکم باشم و انرژی بدم. دلم میخواد همینطور که روی مبل کناری،  داره با تلگرامش بازی میکنه دست بندازم دور گردنش و بغلش کنم، اما مطمینم می ترسه و فکر میکنه نگران هستم که بار آخر باشه و روحیه اش رو از دست بده، پس لبم رو‌گاز می گیرم و سرم رو‌می کنم توی تبلت. دلم میخواد بهش بگم که باید برای دو سه هفته خیلی خیلی سخت آماده

ادامه مطلب  

امشبانه .....  

از اون وقت ها و‌ حس های عجیب هست. اومدم امشب رو‌اینجا باشم که صبح باهم بریم برای بستری کردن بابا. بغض داره خفه ام می کنه، اما باید محکم باشم و انرژی بدم. دلم میخواد همینطور که روی مبل کناری،  داره با تلگرامش بازی میکنه دست بندازم دور گردنش و بغلش کنم، اما مطمینم می ترسه و فکر میکنه نگران هستم که بار آخر باشه و روحیه اش رو از دست بده، پس لبم رو‌گاز می گیرم و سرم رو‌می کنم توی تبلت. دلم میخواد بهش بگم که باید برای دو سه هفته خیلی خیلی سخت آماده

ادامه مطلب  

امشبانه .....  

از اون وقت ها و‌ حس های عجیب هست. اومدم امشب رو‌اینجا باشم که صبح باهم بریم برای بستری کردن بابا. بغض داره خفه ام می کنه، اما باید محکم باشم و انرژی بدم. دلم میخواد همینطور که روی مبل کناری،  داره با تلگرامش بازی میکنه دست بندازم دور گردنش و بغلش کنم، اما مطمینم می ترسه و فکر میکنه نگران هستم که بار آخر باشه و روحیه اش رو از دست بده، پس لبم رو‌گاز می گیرم و سرم رو‌می کنم توی تبلت. دلم میخواد بهش بگم که باید برای دو سه هفته خیلی خیلی سخت آماده

ادامه مطلب  

امشبانه .....  

از اون وقت ها و‌ حس های عجیب هست. اومدم امشب رو‌اینجا باشم که صبح باهم بریم برای بستری کردن بابا. بغض داره خفه ام می کنه، اما باید محکم باشم و انرژی بدم. دلم میخواد همینطور که روی مبل کناری،  داره با تلگرامش بازی میکنه دست بندازم دور گردنش و بغلش کنم، اما مطمینم می ترسه و فکر میکنه نگران هستم که بار آخر باشه و روحیه اش رو از دست بده، پس لبم رو‌گاز می گیرم و سرم رو‌می کنم توی تبلت. دلم میخواد بهش بگم که باید برای دو سه هفته خیلی خیلی سخت آماده

ادامه مطلب  

امشبانه .....  

از اون وقت ها و‌ حس های عجیب هست. اومدم امشب رو‌اینجا باشم که صبح باهم بریم برای بستری کردن بابا. بغض داره خفه ام می کنه، اما باید محکم باشم و انرژی بدم. دلم میخواد همینطور که روی مبل کناری،  داره با تلگرامش بازی میکنه دست بندازم دور گردنش و بغلش کنم، اما مطمینم می ترسه و فکر میکنه نگران هستم که بار آخر باشه و روحیه اش رو از دست بده، پس لبم رو‌گاز می گیرم و سرم رو‌می کنم توی تبلت. دلم میخواد بهش بگم که باید برای دو سه هفته خیلی خیلی سخت آماده

ادامه مطلب  

امشبانه .....  

از اون وقت ها و‌ حس های عجیب هست. اومدم امشب رو‌اینجا باشم که صبح باهم بریم برای بستری کردن بابا. بغض داره خفه ام می کنه، اما باید محکم باشم و انرژی بدم. دلم میخواد همینطور که روی مبل کناری،  داره با تلگرامش بازی میکنه دست بندازم دور گردنش و بغلش کنم، اما مطمینم می ترسه و فکر میکنه نگران هستم که بار آخر باشه و روحیه اش رو از دست بده، پس لبم رو‌گاز می گیرم و سرم رو‌می کنم توی تبلت. دلم میخواد بهش بگم که باید برای دو سه هفته خیلی خیلی سخت آماده

ادامه مطلب  

امشبانه .....  

از اون وقت ها و‌ حس های عجیب هست. اومدم امشب رو‌اینجا باشم که صبح باهم بریم برای بستری کردن بابا. بغض داره خفه ام می کنه، اما باید محکم باشم و انرژی بدم. دلم میخواد همینطور که روی مبل کناری،  داره با تلگرامش بازی میکنه دست بندازم دور گردنش و بغلش کنم، اما مطمینم می ترسه و فکر میکنه نگران هستم که بار آخر باشه و روحیه اش رو از دست بده، پس لبم رو‌گاز می گیرم و سرم رو‌می کنم توی تبلت. دلم میخواد بهش بگم که باید برای دو سه هفته خیلی خیلی سخت آماده

ادامه مطلب  

امشبانه .....  

از اون وقت ها و‌ حس های عجیب هست. اومدم امشب رو‌اینجا باشم که صبح باهم بریم برای بستری کردن بابا. بغض داره خفه ام می کنه، اما باید محکم باشم و انرژی بدم. دلم میخواد همینطور که روی مبل کناری،  داره با تلگرامش بازی میکنه دست بندازم دور گردنش و بغلش کنم، اما مطمینم می ترسه و فکر میکنه نگران هستم که بار آخر باشه و روحیه اش رو از دست بده، پس لبم رو‌گاز می گیرم و سرم رو‌می کنم توی تبلت. دلم میخواد بهش بگم که باید برای دو سه هفته خیلی خیلی سخت آماده

ادامه مطلب  

امشبانه .....  

از اون وقت ها و‌ حس های عجیب هست. اومدم امشب رو‌اینجا باشم که صبح باهم بریم برای بستری کردن بابا. بغض داره خفه ام می کنه، اما باید محکم باشم و انرژی بدم. دلم میخواد همینطور که روی مبل کناری،  داره با تلگرامش بازی میکنه دست بندازم دور گردنش و بغلش کنم، اما مطمینم می ترسه و فکر میکنه نگران هستم که بار آخر باشه و روحیه اش رو از دست بده، پس لبم رو‌گاز می گیرم و سرم رو‌می کنم توی تبلت. دلم میخواد بهش بگم که باید برای دو سه هفته خیلی خیلی سخت آماده

ادامه مطلب  

زنده است!  

آخرای اردیبهشت، روزهای فرجه قبل از امتحانات پایان ترم بود،  همه رفته بودن شهرشون و خوابگاه خلوت بود. تو هر طبقه با هشت سوئیت کلا شش، هفت نفر بودن. سوت و کور، گرم و کسل‌کننده، فقط گاهی که میرفتم سرویس بهداشتی یا آشپزخونه یکی دو نفری رو میدیدم. شب دیروقت خوابیده بودم و تقریبا ظهر بیدار شدم. کتری و مسواکمو برداشتم و رفتم سمت انتهای راهرو. کتری رو آب کردم و با چشمای نیمه‌باز داشتم سعی می‌کردم اجاق گاز کهنه رو روشن کنم که یهو از پشت اومد بازومو

ادامه مطلب  

زنده است!  

آخرای اردیبهشت، روزهای فرجه قبل از امتحانات پایان ترم بود،  همه رفته بودن شهرشون و خوابگاه خلوت بود. تو هر طبقه با هشت سوئیت کلا شش، هفت نفر بودن. سوت و کور، گرم و کسل‌کننده، فقط گاهی که میرفتم سرویس بهداشتی یا آشپزخونه یکی دو نفری رو میدیدم. شب دیروقت خوابیده بودم و تقریبا ظهر بیدار شدم. کتری و مسواکمو برداشتم و رفتم سمت انتهای راهرو. کتری رو آب کردم و با چشمای نیمه‌باز داشتم سعی می‌کردم اجاق گاز کهنه رو روشن کنم که یهو از پشت اومد بازومو

ادامه مطلب  

زنده است!  

آخرای اردیبهشت، روزهای فرجه قبل از امتحانات پایان ترم بود،  همه رفته بودن شهرشون و خوابگاه خلوت بود. تو هر طبقه با هشت سوئیت کلا شش، هفت نفر بودن. سوت و کور، گرم و کسل‌کننده، فقط گاهی که میرفتم سرویس بهداشتی یا آشپزخونه یکی دو نفری رو میدیدم. شب دیروقت خوابیده بودم و تقریبا ظهر بیدار شدم. کتری و مسواکمو برداشتم و رفتم سمت انتهای راهرو. کتری رو آب کردم و با چشمای نیمه‌باز داشتم سعی می‌کردم اجاق گاز کهنه رو روشن کنم که یهو از پشت اومد بازومو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  >