تمام شد و رفت  

انقد بدم میاد از بچه های عنق و لوس و سخت قلق :| 
بچه روباس منطقی تربیت کرد 
با ادب تربیت کرد 
اگه من ی همچون بچه ای داشتم -_----
ادم ميترسه بغلش کنه انقد سخت قلقه 
ولم کن بابا
حوصله ندارم :| بچه باس مث الف باشه. ادم باهاش میتونه راه بیاد.
بچه ای ک من هی دوس دارم بخندونمش یا خوش حالش کنم ، اون بچه بچه است 

ادامه مطلب  

خاطره نیوشا خانم  

خاطره نیوشا خانم
سلام من میخوام خاطره ی آمپول خوردم فامیلمون سوگند رو تعریف کنم که از آمپول ميترسه و خیلی بد شانسه چون مریضیاش همیشه لو میره و همیشه باید آمپول بزنه اونم از دست فامیل

ادامه مطلب  

 

میگن زندگی رو به خودتون سخت نگیرید...شما بیاین ده دقیقه سرکلاس استاد خسروانی بشینید بعد میفهمید زندگی چیه.آدم ميترسه روش شستن روپوششو هم اشتباه بگه و دکتر ضایعش کنه
یدفه که کنه شده بود پسر بیچاره این دستبندی که رو دستشه از کجا اورده
جلسه بعدش با دستاش کلا مدل موی یکی دیگه از پسرا رو...
یدفه پرسید عدسی چطور میپزید؟ 32نفر دانشجوی لال و نیمه گویا132روش برای پختت عدسی پیشنهاد دادن و در اخر هم استاد فرمودن که باید قبل از هرکاری عدس ها پاک بشن و بعدهم

ادامه مطلب  

این روزها 3  

1. به قول یکی از این سلبریتی ها که الان اسمش یادم نمیاد: 
مشکل از اونجایی شروع میشه که خیلی چیزها رو میشه خواست ولی نمیشه داشت. 
یه آدمایی توی زندگی ام هست که از ته قلب میخوام شون ولی هر چی بیشتر به نوع رابطه و نوع نگاهش به خودم نگاه میکنم، بیشتر ناامید میشم، تنهایی هام براش مهم نیست. صبوری هام براش مهم نیست. البته نه اینکه براش مهم نباشه، موضوع اینه که نمی تونه درکم کنه. خانواده اش در کنارشه و بر اساس تجارب تلخ قبلی که از من داشته، ميترسه بهم نزد

ادامه مطلب  

مشورت  

درود دوستان
بچه ها به نظرتون چیکار کنم؟من سر یه موضوع کوچیک ناراحت میشم و با جواد سرسنگین میشم.بعدم بهش میگم برو پی زندگیت و سریع می خوام کات کنم.میدونم واقعا دوسم داره..میدونم حتی با بقیه دخترا حرفم نمیزنه ولی زود شک میکنم و باهاش دعوا میکنم.جواد هم کلی حرص می خوره و ناراحت میشه و ميترسه که من برم واسه بیماریش هم حرص خوردن و ناراحتی سمه و تو این مدت انقد حرصش دادم که بیماریش بدجوری وخیم شده و همش تقصیر منه.حالا هم که می خوام سعی کنم چیزی بهش نگ

ادامه مطلب  

یه روز خوب  

از با اون بودن لذت میبرم.لحظه ب لحظه و تمام حرفایی ک بینمون رد و بدل میشه رو هیچ وقت فراموش نمیکنم.وقتی ناراحتیشو میبینم میخوام محکم بغلش کنم و بهش بگم آروم باشه .وقتی آرومه چهرش خیلی خوشگل میشه.ولی گاهی اوقات بی توحهی هاش اعصابمو خورد میکنه یه روز این مسئله ی بی توجهیش رو با یه عزیزی در میون گذاشتم .اون عزیزم ک از من بیشتر میشناستش گفت:اون آدمیه ک ميترسه علاقشو ابراز کنه و شکست بخوره).
مخیلی جالبه .وقتی ک میخنده منم خود به خود خندم میگیره بدون

ادامه مطلب  

اعتماد...  

 
حالم خوش نیست، اگه دست خودم بود گریه میکردم. حرف دلشو بهم نمیزنه. آقایون سعی میکنن فراموش کنن ولی خانوما با حرف زدن میخوان خودشونو خالی کنن. به اضافه اینکه به خاطر یکی از دعواهامون که بهش گفتم از بس دورت با کثافت پر شده منم اونجوری میبینی, اعتمادش ازم سلب شده. ميترسه بهش سرکوفت بزنم ولی از اون طرف سرشار از کنجکاویم. ولی اتفاقی که شب قبل افتاده بود، با کنجکاویم وارد خط قرمزش شدم و اونو یاد رابطه گذشته اش انداختم. حالش بد شد. باهام حرف نزد. نتون

ادامه مطلب  

مذهبی ها عاشق ترن  

قطعا شنیده ای که میگویند #مذهبی_ها_عاشق_ترند ....اما هیچ میدانی چرا ؟!یه خانم مذهبی نگران نیست شوهرش بهش خیانت کنه چون یه آقای مذهبی از خدا ميترسه لذا هیچوقت به زنش ظلم نمیکنه.....خیانت نمیکنه.....یه خانم مذهبی نگران نیست شوهرش به زنای دیگه نگاه کنهچون میدونه شوهرش معتقد به آیه ی قل للمومنین یغضوا من ابصارهم هست . . .یه خانم مذهبی نگران نیست که ممکنه شوهرش یه وقت اذیتش کنهچون این حدیث امام حسن علیه السلام رو شنیده که دخترتون رو به فرد با تقوا بدید

ادامه مطلب  

 

♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫رفت دل من رفت مگه از دست نگاهت میشه در رفت♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫هست یه نفر هست که ميترسه تو رو اخر بده از دست♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫بارونه با تو ارومه دل دیوونه بگو میمونی پیش من♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫اخه دوست دارم عاشقتم رفتی تو قلبم♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫تو همون نیمه گم شدمی تو بمون واسم♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫همه مید

ادامه مطلب  

اسمش چیه ؟  

اسم اون حس لعنتی که بعد کلی انتظار و بیکاری به آدم دست میده چیه ؟ لامصب گیر داده به من ول نمیکنه 
آذری ها بهش میگن داریخما، فکر کنم همون دلتنگیه ...کلا به خانواده ما گیر داده، از صبح تا عصر منو مامانم خونه ایم، من پشت کامپیوتر یجوری خودمو مشغول میکنم دلتنگیم بره، درسته کامل نمیره ولی یکمی میره میام اینجا با شما حرف میزنم یا میرم توی چت روم یا اینکه گیم بازی میکنم ( کلا پشت کامپیوترم )
خلاصه تا این عصر مامانم دلتنگی داره، بعد اون دلتنگی هممون با

ادامه مطلب  

چرا از #جمهوری_اسلامی_ایران میترسند؟!  

 
روشنفکران گفت و گوی تمدنی وعاشقان نظریه داروین و نظریه پردازان #توهم_توطئه نطق میکنن که توهمه اگر فکر کنید آمریکا با اون عظمتش از ایران ميترسه!آمریکا بایه موشک سیستم دفاعیمونو له میکنه!حالاسوال من اینه؟! چه لزومی داره آمریکا با19هزارتا کلاهک اتمی و پیشینه ی انفجاراتمی هیروشیما که دو نسلشونو سوزوند،با داشتنه زیردریایی های اتمی و ناوهای اتمی فوردکلس،بلک واتر و دلتافورس، اف35 عمودپرواز و اف18 سوپرهونت، بمب های نوترونی وشهرای زیرزمینی ابرر

ادامه مطلب  

بسم الله الرحمن الرحیم  

به نام حضرت حق 
یکی بود، یکی نبود ِ این دنیا ، شنیدن داره.. دیدن داره..
اونکه اجل بهش مهلت نمیده براموندن، به هربهونه ای شده، میره..
نمیشه جلوشو گرفت..
نمیشه مرگ رو پس زد
یعنی تولد هامون هم همینجوره؟
یعنی انسان از اومدنش هم همینقدر فرار میکنه و ميترسه؟
 
بی ربط نوشت:
یه ذره میترسم. یه جور آدمهایی هستن که نگاهشون، وجودشون منو میترسونه.‌انگار چشمهاشون داد میزنه که من خیر نمیخوام برای کسی، فقط خودم و خودم.. من برسم به حق و حقوقم، بقیه له هم شدن فدای

ادامه مطلب  

رفت...  

 
رفت دل من رفت مگه از دست نگاهت میشه در رفت
هست یه نفر هست که ميترسه تو رو آخر بده از دست
بارونه با تو آرومه دل دیوونه بگو می مونی پیش من
آخه دوست دارم عاشقتم رفتی تو قلبم
تو همون نیمه ی گم شدمی تو بمون واسم
همه میدونن تو عشق منی رو تو حساسم پس بمون واسم
 
دوست دارم یکمی درکم کنی یه موقع نکنه ترکم کنی
آخه من عاشق چشماتم ای کاش واسم ناز کم کنی
تو شدی نیمه ی گم شدم وسط عشق تو گم شدم
دوست دارم بمونی واسه من همیشه از وقتی دیدمت حول شدم
 
عشق یعنی چشمات

ادامه مطلب  

عاشق شدن راحته. نگهداری از عشقه که سخته...  

پنج شنبه 1تیر 1396 ساعت 12:30 ظهر.دیشب تا نزدیکای 1:30 بیدار بودم. داشتم وبلاگ  میخوندم.واسم جالب بود.2 تا وبلاگ بود که هر 2 تا برای عشقشون نوشته بودند. اولی کلی قربون صدقه عشقش میرفتو  نازشو میکشید در آخر مثل اینکه عشقش بهش خیانت کرده بود.کلی فحش های ابدار نثارش کرد(یعنی فحش های ناموسی ها) دومی هم مثل اینکه با هم بودن یه مدت بعد یه مدت هم از هم جدا میشن حالا  هم پسره میخواد احساساتشو  به دختره نشون بده .اما ميترسه که دوباره از دستش بده.با چنان علاقه ای

ادامه مطلب  

عاشق شدن راحته. نگهداری از عشقه که سخته...  

پنج شنبه 1تیر 1396 ساعت 12:30 ظهر.دیشب تا نزدیکای 1:30 بیدار بودم. داشتم وبلاگ  میخوندم.واسم جالب بود.2 تا وبلاگ بود که هر 2 تا برای عشقشون نوشته بودند. اولی کلی قربون صدقه عشقش میرفتو  نازشو میکشید در آخر مثل اینکه عشقش بهش خیانت کرده بود.کلی فحش های ابدار نثارش کرد(یعنی فحش های ناموسی ها) دومی هم مثل اینکه با هم بودن یه مدت بعد یه مدت هم از هم جدا میشن حالا  هم پسره میخواد احساساتشو  به دختره نشون بده .اما ميترسه که دوباره از دستش بده.با چنان علاقه ای

ادامه مطلب  

 

هیون جونگ:اگه با هیون جونگ دوست شدید نگران هیچی نباشید چون گزندی از جانب هیچ کس به شما نمیرسه فقط گهگاهی ریزه کرمهایی از جانب جونگ مین به سمت شما میاد...همچنین اگه هیونگ شما رو در حال لاو ترکونی با هیون ببینه تا اخر عمرش دست میگیره واستون!پس احتیاط کنید!!!وقتی که هیون شما رو میخواد معرفی کنه به اعضااولش اصلا به روی خودش نمیاره و خیلی عادی شما رو میبره توی جو پسرا...مثلا شاید یه مهمونی که اخیرا دعوت شده ببره...یا مثلا یه بار که پسرا توی رستوران دور

ادامه مطلب  

هئو یونگ سنگ  

تاریخ تولد و گروه خون : 03 نوامبر 1986 ، نوع o
قد 180cm، وزن66kg و اندازه پا : 270mm
نام مستعار : سمور دریایی,پرنس
محل تولد : شهرستانJeollabuk-do -Gochang
005اعضای خانواده : پدر ، مادر ،خودش
فرد مورد احترام :كسایی كه بهترینها رو تو حوزه ی كاریشون انجام
میدن
علاقه و تخصص : آواز خوندن، پیانو ، مطالعه ، قمار ،
بسکتبال
میانگین ساعت خواب : 6 ~ 7 ساعت
پرافتخار ترین چیز: آواز خوندن

گواهینامه
ها : هیچی
چیزی كه وقتی بیدار میشی انجام میدی : آب خوردن
منو صبحانه ایده آل : پنیر,شیر
قدرت

ادامه مطلب  

51th  

 
- قالبم ُ خیــــــــــلی دوس دارم ^_^
 
- حس از دست دادن افتضاهه! از حسشم بگذریم، واقعیت این که من دائما دارم آدمای زندگیم ُ حذف میکنم
یا کاری میکنم که اونا خودشون برن، وحشتناکه! به فریبا که میگم میگه اونا آدمای درست حسابی نبودن! 
ولی من مشکلم فقط با پسرا نیس، با دخترا هم هس. کلّا! یعنی مشکل " منم ".
همیشه هم دلیلم به نظر خودم منطقیه.. اما احساس loser بودن دارم " دوباره " حالم خیلی خرابه!
به نظرم هیچکس نمی تونه کمکم کنه جز " مشاور " . خداروشکر مشاور خوب

ادامه مطلب  

خاطره افسانه خانم  

سلام به همگی من افسانه هستم تازه بااین وب اشنا شدم وامیدوارم که حالتون خوب باشه.خب اول یه بیو بدم بعد بریم سراغ خاطره.من ۲۱سالمه و دانشجوی روانشناسی بالینی هستم پدرو مادرم کارمندبانک هستن.برادرم امیر۲۶سالشه و پزشکه و یه ته تغاری داریم به اسم اسرا که ۴سالشه.خاطره ای که میخوام تعریف کنم مربوط به خواهرم اسرا هست که خیلی بدنش ضعیفه و همیشه هم مریضه راستش اسرا خیلی وابسته به امیرهستش وهروقت هم سرما بخوره لطف امیر شامل حالش میشه و اما خاطرهچندرو

ادامه مطلب  

No.136  

پارت 1 اندر احوالات زندگی
سرما خوردم اونم چه سرمایی! یه چشمم اشک و یه چشمم خون اصن! تا شب هی خودمو تریت میکنم صبح دوباره چشم باز میکنم یه حالیم که انگار همه چی از اول شروع شده. حتی نمیدونم چطوری سرما خوردم یا از کی گرفتم که یه لعن و نفرینی کنم دلم خنک شه :/
موهام خوشرنگ شد. توضیح بیشتری ندارم بدم. یه عکس نشون دادم و موهای داغون خودمم پرزنت کردم. نتیجه کار رضایتبخش بود و البته مجبور شدیم یه مقدار کوتاهشون کنیم چون از دفعه قبل نوک موهام خیلی دمج شده

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1