حرومزاده  

دورم پره از این ادمای عوضی و اشغال
مامان.......
چقد ازش بدم میاد .....فقط نفرت.....نفرت......نفرت
حالم از وجودش بهم ميخوره
از صداش
ازحرفای همیشگی و تکراریش 
حالم از تمام ادمای اطرافم بهم ميخوره
ادمایی ک هیچ کاری برام نکردن جز ساختن این حس نفرت تو وجودم
ادمایی ک بودنشون فقط عذابه
ادمایی ک حرفاشون اسیده رو زخمایی ک خودشون زدن
خدایا خسته شدم ....نمیخوای تمومش کنی؟

ادامه مطلب  

در دروس زیر خودمو قوی کنم تا دیگه مشکلاتم تا مقطع دکتری خیلی کم بشه.  

یک درس برنامه نویسی ( یا همون اندرویدی که یاد میگیرم )
دو درس زبان انگلیسی ( که تا ابد بدردم ميخوره و نه فقط تا پایان کارشناسی یا دکتری و... ) حتی اگه توی دکتری یا کارشناسی یا ارشد یه درس زبان انگلیسی ام نداشته باشم ولی این درس به شدت بدردم ميخوره چون میتونم اموزشهای انگلیسی مرتبط با اون درس رو ببینم و کاملا فول شم. مثلا همین ریاضی اگه انگلیسیم کاملا قوی بود میتونسم ویدیو انگلیسی اموزش معادلات دیفرانسیل خطی ببینم که هم رایگانه هم اموزشهای انگلی

ادامه مطلب  

۱۸۰درجه  

دقیقا وقتی کلی با خودت و حست و فکرای تو مخت کلنجار رفتی
و دقیقا همون لحظه ک میگی بزار یکم اسونتر بگیرم
و سعی میکنی یکم احساس به خرج بدی
دقیقا تو همون لحظه 
یه کارایی میکنن...یه حرفایی میزنن 
که حالت از خودت بهم ميخوره 
حالت از هرچی احساسه بهم ميخوره 
و نظرت ۱۸۰درجه راجب اون ادم عوض میشه.....
.
.
.
پ.ن زمان خیلی خوبه ...هرچی بیشتر بگذره ادما خسته میشن از فیلم بازی کردن 
زمان چیزیو عوض نمیکنه فقط باعث میشه ادما خود واقعیشونو نشونت بدن 

ادامه مطلب  

1359  

همه ش دلم میخواد پنكه رو روشن كنم بیام زیر لحاف 
پاهامو بزارم بیرون 
با گوشیم ور برم و كلیپای مسخره و زرد تو یوتوب ببینم 
نمیدونم چم شده ولی یه بی انرژی بودن خاصی پیدا كردم
با خودم فكر میكنم این خارجیا شایدم راست میگن كه هوا كه گرم میشه آدم بازدهی نداره
واسه فردا باید assignment مینوشتم و ننوشتم
یه حسی دارم كه توصیف كردنش پیچیده ست 
حس مبكنم همه ش دلم میخواد یه جای دنج باشم و فارغ از همه چی به بیكاری تمام بگذرونم...
اینكه كارامو میزارم واسه دیقه نود

ادامه مطلب  

...باران  

...ازم پرسید: از کی فهمیدی که دوسم داری؟تا کی دوسم داری؟
گفتم: از بارون دوست دارم تا بارون...اصن بارونی دوست دارم...
آخه میدونی، دوست داشتن من بارونی شروع شد. هیچکس نمیدونه اولین قطره ی یه بارون کدوم لحظه و کجا زمین ميخوره و اون بارون از کدوم نقطه واسه بار اول شروع شده. فقط به خودت که میای میبینی که چه بارون قشنگی گرفته...کسی هم نمیدونه آخرین قطره همون بارون چطور و کی زمین ميخوره! ولی من اینطور به پایان بارون نگاه نمیکنم. من میگم بارون تمومی نداره،

ادامه مطلب  

یکی،یکی  

پله اول،دوم،سوم رو می شه پرید
چهارم،پنجم،ششم،هفتم رو می شه دوید
بعد عضله ساق پا می گیره و مجبوره هشت و نه و ده رو آروم بریم
بعد از اون دیگه نمیشه دوباره دوید
باید تا تهش آروم رفت
...ولی یه شکل دیگه هم هست
یک و دو و سه و ....و نه و ده رو میدویم
یهو ساق پا میگیره و نفس بالا نمیاد
یکباره می فهمیم،حالمون از هر چی پله س داره به هم ميخوره
....
حالم داره به هم ميخوره
همین!

ادامه مطلب  

هنوزم دوست دارم  

ازت متنفرم
ازت بدم میاد
حالم ازت بهم ميخوره 
ولی هنوز دوستت دارم 
هنوزم اگه پیام بدی ضربان قلبم میره بالا

ادامه مطلب  

خشم!  

از ویژگی بارز و بد این روزا تغییر دم به دم حالمه،باید دنبال خونه بگردم و واقعا حوصله ی آدم دیگه رو ندارم برای همین بیش تر دنبال استودیو و خونه های یه خوابه ام،راستش به تخمم نیست كه روانشناسم گفته كه بهتره تنها زندگی نكنی،من حوصله ی یه مزاحم دائمی رو مخمو ندارم اصلا این روزا حوصله ی هیچ كسو ندارم دلم میخواد اكثر وقتا تو خونه باشم و سرمو بكنم تو لپ تاپم تهش اعصابم كه خورد میشه یكی دو تا سیگار دود كنم و همش به این فكر كنم كه چه قدر از پولمو برای اف

ادامه مطلب  

کادو  

امروز پونه عروسکی که قرار بود بگیره به عنوان کادوش گرفت. کلی خجالت کشیدم. آخه کادو عروسی میشه عروسک....!!! لعنت به پول! حالم از پول به هم ميخوره!... دعا میکنم یه روز بتونم اون کادویی که تو ذهنمه برات بسازم تا بفهمی که چقدر برام مهمی خواهر گلم

ادامه مطلب  

تحمیل و تحمل  

یه گوشه دنیا یه گوشه شهر تنها موندم
خودمو بزور قاطی یه جماعتی میکنم ولی خوب این شهر منو تو خودش حل نمیکنه مثل یه قلوه سنگم که تو یه حوض آب موندم هر قدرم میمونه و هم ميخوره حل نمیشه
من از جنس این شهر نیستم این شهرم از جنس من نیست
باید راهی باشه به سمت نور

ادامه مطلب  

روز سي و سوم  

برای شناختِ آدم‌ها لازم نیست با آن‌ها به سفر بروی یا برخلاف میل‌شان رفتار کنی یا کلی کارهای تکراریه ازمد افتاده‌ انجام بدی!
هرچند اینها هم شایدحساب باشه برای شناختِ آدم‌ها "کافیست" کـه ‌بدانند در تو ثبت شده‌اند،ثبت به اندازه یک طاقچه از آشیان وهم رنگ ه جایگاهی ک انتظار هست مالک شوندوقهرمان ش بمانند، آن‌وقت است که خودِ واقعی را «نشانت می‌دهند»
اینو یكی دیروز برام فرستاد
اما من واسه اینكه خودمو به بقیه بشناسونم روش خودمو دارم
همه بدی ه

ادامه مطلب  

263.  

جعبه ی خالی پیتزا و قارچ سوخاری و سیب زمینی ب چشم ميخوره
قرار بود خودم حساب کنم اما وقتی بابا هس من اجازه ندارم =))
بعد همزمان فایرم پلی کرده بودم نمیدونستم هیجانمو خالی کنم یا غذا بخورم =|
_________
بعد ساعتها فکر و اهنگ گوش کردن و فیک خوندن دیدم ک صبح شده نفهمیدم چطوری گذشت ولی صبح شده بود
لیسن تو weak-arj

ادامه مطلب  

یه روز میزنه بیرون  

انقدری که اینجا من من میکنم بیرون از خودم می گذرم و سانسور میکنم ...
البته اطرافیان اعتقاد دارن یه ادم زبون دراز غد و در عین حال پَپَه م که خودمم ولی چون خودم میدونم خودم نیستم میشه فهمید اعتقاداشون به همراه خودشون فقط به درد خودشون ميخوره

ادامه مطلب  

273  

تو اگه گربه بودی به جوجوهای من رحم نمیکردی!تف تو ذاتت!آبرو هرچی گربه رو بردی! حالا درسته من شیش تا جوجو دارم اما هنو قلبم برا گربه میتپه! گربه خنگ از شیش تا جوجو کوچولو فرار میکرد:/ به تو هم میگن گربه؟! و در آخر با هف هشت پایی که قرض گرفته بودم به سمت حیاط حمله ور شدم و گربه را فراری دادم! کلاغ جوجو ميخوره؟؟؟

ادامه مطلب  

سخته  

سخته امیر 
سخته که احساساتم بهت شدیده ...داره منو ازتو ميخوره وقتی نمیبینمت یاصداتو نمیشنوم یا یه لحظه وقتی به فکر این میافتم که نکنه حضورم برات ناراحت کننده باشه ...
ادم وقتی عاشق میشه ...انگار خیلی آسیب پذیرمیشه خیلی حساس ترمیشه 

ادامه مطلب  

عقب  

نمی‌خوام به این فکر کنم که دقیقا چند سال می‌گذره. هیچ فرقی‌ هم نمی‌کنه در واقع. هنوز تو زندگیم هست. و این مجازاتِ همون اشتباهِ .
نمیدونم چرا مثلِ آدم نمی‌شه بشینم این کتاب رو تموم کنم. اینقدر عقب افتادم که انگار اصلا دیگه خیالم هم نیست. ۲۸-۲۹ سال. یادت میاد همین موقع ۱۰ سالِ پیش رو؟ چقدر طولانی‌ گذشت!
از وقتی‌ ماه رمضون شده ورزش نکردم. حالم داره از خودم به هم ميخوره. واقعا کمک میکرد. 

ادامه مطلب  

دنیـــاے مردگــــانـــــــ  

هرجا قدم زدم فقط دیدم صورتتو..!اعصابم ریخته بهم لعنتی کجایی تو..؟من همون روزی که گفتم تو شدی عاشق کی..؟!یکیو مثل خودم دیدم توی چشایه تو..!مثل من تو خودشه تنش پر از زخم میشه...مثل من هرچی ميخوره تو گلوش زهر میشه...مثل من خار میشه عاشق سیگار میشه...مثل من پیر میشه به دود گرفتار میشه...
♯دنیای مردگان ♯میلاد راستاد

ادامه مطلب  

پدرانه  

لامپ سوخته بود
هرکی داخل میرفت میگفت ای بابا این لامپو عوض نکردین و بعد بی تفاوت رد میشد و نفر بعد همینطور تا اینکه بابا برگشت خونه و گفت ا لامپ که سوخته چرا عوضش نکردین... نفر بعدی دیگه نگفت چرا عوضش نکردین. تشکر هم نکرد که چرا عوضش کردین. پدر خونواده اینجوری تو جزییاتم حواسش جمع خونوادس و خونواده غافله ازش. حرص زیاد ميخوره و کسی نگرانش نیست. 
هست ها ولی هرکی تو دل خودش و به روش نمیارن که بشه براش دلخوشی و زیاد تنها مونده. حالا تموم دلم شده شوره

ادامه مطلب  

در هم ...  

# به زور انواع دارو و آنتی هیستامین خودمو تا حدی روبراه کردم که بتونم امروز برم شرکت ..باید میرفتم ..دایی رفته سفر ... و یه کاری رو بهم سپرده بود که حتما باید امروز انجام میشد ..این آنتی هیستامین کوفتی قد عدسه ولی فیل رو از پا میندازه ها ...حکایت فلفل نبین چه ریزه ..من قبل خواب خوردمش ...ولی هنوز اثراتش با منه ..صبح که اصلا چشام وا نمیشد ... خمار..با همون حال و روز به زور خودمو کشوندم تا ساعت 2 ..اون وسط مسطا وقت گیر میاوردم یه چرت ام پی تری هم میزدم ..دیگه د

ادامه مطلب  

 

یه وقتایی باید بگی شاید خدا نخواسته زندگیم مث یه سریا باشه:)
یه وقتایی مث صادق هدایت احساس پوچی بهت دست میده و دوس داری خودت و راحت کنی:)
کاش همه چیز بین آدما یکسان تقسیم شده بود:)
 
+هی دنیا؟ متنفرم ازت...
+یه وقتایی باید  تو هم شیر گاز و بازکنی و خودت و راحت کنی:)
+یه وقتایی باید زار زار گریه کنی...حالم از همه چیز و همه کس بهم ميخوره...

ادامه مطلب  

 

وارد روز اول تابستون شدیم 
تابستانی که برا من مثل تابستون برا بقیه آدم ها نیست اونم این تابستون باید تقاص پس بدم  این وسط از خودم رنجانده میبرم هنوز زیر سوال هستم و چرا من چرا ميخوره منو و هضم میکنم.
کتمان خوبه اما از یهجا به بد  دقه
مثل بدهنی به خودت مثلا
حالم خوب نیست هر هفته چند روز که بگذره ازش میمیرم و منفعل و بازمانده
زندگی سخت نیست اما چرا سخته؟
تابستان 
تابستان
فصل گرما  بی رویه 
درس نخواهی ها
تابستان های من عجیبیند .

ادامه مطلب  

"آبی بیکران"  

آبی رنگ چشمای پسر پسرخالم، همرنگ پستونکیه که ميخوره وای چقدر گوگولیه  فقط جیغایی که میکشه قابلیت پر کردن صدتا از اون کپسولای کارتون "شرکت هیولاها" رو در هر یک صدم ثانیه داره!!!! یعنی هر یک صدم ثانیه، صد کپسول!!! یه همچین جیغای بنفشی می کشه 

ادامه مطلب  

ماه مبارک  

دلم میخاد ماه رمضون زودتر تموم شه . من وقتی گشنمه فقط میتونم دراز بکشم و خیالبافی کنم. همین، شارژی برای انجام کارای دیگه ندارم. کلا سیستم همیشگی یه جورایی بهم ميخوره. خب البته این خودشم بد نیست. خرق عادت خوبه ولی دیگه یه ماه خیلیه

ادامه مطلب  

چیزی بگو که آینه خسته نشه از بی کسی...  

مداد کنته وقتی یه بار زمین ميخوره مغزش خورد میشه و دیگه قابل استفاده نیس
مداد کنته نباشیم :))
 ..........
مامان حرف قشنگی میزنه
 
میگه از کسی که همه چیزو تجربه کرده . بدی و خوبیارو دیده. خیلی کارا کرده کمتر بترس تا اون ادم چشم و گوش بسته ای که تازه سر از تخم دراورده ولی پاکه...
 
پاک بودن دلیل بر خوب بودن نیس خیلی وقتا پاک بودن یا نبودن ادمی رو شرایط میسازه.

ادامه مطلب  

آخرین شب فراق  

عجب روزهایی گذروندیم.عجب آرزوهایی در دل پرورس دادیم‌،،، بالاخره آخرین شب هجران و فراق رسید!
فردا روز عروسی ماست❤
امیدوارم بتونم‌همیشه شاد و خوشبختت‌کنم و زندگی زیبایی رو شروع کنیم، 
بهترین روز زندگیم‌فردا رقم‌ميخوره و تمام دوری ها و بی تو بودن ها تموم میشه، امیدوارم همیشه کنار هم‌باشیم و بتونم همدیگه رو تا ابد دوست داشته باشیم و خوشال کنیم.

ادامه مطلب  

سیر کردن گرسنه :))  

ساعت 7 صب خواب خواب رفتم دشویی :)) شماره 2 داشتم :))) خواب آلود بودم کارم تموم شد :) حوصله نداشتم بشورم پاشم :) شلنگو گرفتم دستم یه نگاه کردم به دست گلم :)) میخواستم شیر آبو باز کنم کنم یه منظره ای نظرمو به خودش جلب کردم :)
دیدم یه سوسک مهربون داره دشوییمو ميخوره :))) همچی خوشگل هم میخورد :) از یه گوشه گاز میزد :)) یکم تماشاش کردم :)) گفتم بزار سر صب گرسنه ای رو سیر کنم :) چند دقیقه گذشت دیدم این سیر بشو نیست :)) شیر آبو وا کردم بیشورو انداختم تو چاه :))))))
ولی خو با

ادامه مطلب  

اراذل تو حیاط ما!  

من نمیدونم!
این گربه ها کار و زندگی ندارن؟ خواب و خوراک ندارن؟؟؟!!!
نزدیک دو بامداده!!! صداشون قطع نمیشه... نه که عین آدمیزاد م جیغ و داد می کنن، آدم دلش ریش میشه! 
الآن رفتم دم پنجره دیدم قهوه ایه نشسته رو دیوار داره با دقت هرچه تمام تر پایینو نگاه میکنه... درخت کنار دیوارم هی تکون ميخوره! حالا من نمیدونم نصفه شبی دوستاش اون پایین زیر درخت چیکار دارن میکنن!
قشنگ تعطیلن!
 
+ بنظر میرسه این قهوه ایه سردسته ی اوباششونه!

ادامه مطلب  

شبگیر  

 
 
یهو وختی خوابیدی بیدار میشی و بغض میکنی !! من ، سی و یک سالم هس ، دیگه نباید اینجوری بغض کنم،دلم بگیره ، چی داره به سرم میاد ؟ چی قرار هس پیش بیاد !؟ من کجای جهان استاده ام !؟ اصن نمیفهمم این شرایط رو ...
من از کجا ؟ عشق از کجا ؟
باده بگردان ساقیا
چیزی که اصلاً به گفت و شنود هم نرفته ، عین یه مست وسط بازار شام تو مخم تلو تلو ميخوره ! بگذار "تو" باشی همه ، نه من بماند . نی چیز دگر .
وختی میگویم "تو" ! گویی اینجایی و روبرویم نشسته ای با آن چشمان نافذ ، لبخن

ادامه مطلب  

415.  

زمین پر شده از دوست داشتن های شرطی
و یا اجباری
دوست داشتن شرطی و اجباری یه درد چاه فاضلاب ميخوره بیشتر
دوست داشتن واقعی منفعت طلبانه و خودخواهانه نیست
کاملن هم عکس این قضیس
 
-فیلم Passengers یک بار دیگه اون "عاگاه" درونمو فعال کرد تا دوباره حس کنم ته زمین پوچیه
واقعا یه روزی زمین از بین میره چون حضور زمین وابسته به هزاران عامله نمونش همین خورشیدی که یه روزی متوقف میشه
شاید همین فردا شاید همین امروز...
قدرت زندگی کردن رو از دیگران نگیریم...

ادامه مطلب  

FROZEN  

الان میخوام شمارو با شخصیت های فیلم فروزن اشنا کنم
السا:::::بعد از پدرش  شد ملکه کشورشون یعنی ملکه ارندل‌ خواهر بزرگتر صاحب قدرت یخی 
انا::::::خواهر کوچک تر زود گول ميخوره خواهرشو خیلی دوست داره هیچ قدرتی نداره
اولاف:::::ادم برفی زمان بچگی الساو انا که وقتی ارندل توسط قدرت السا یخ زد قدرت پیدا کرد که بتونه حرکت کنه 
کریستوف::::کسی که انا رو از مرگ نجات داد دوست پسر انا 
اسون ::::گوزن کریستوفه که از بچگی باهاش بوده 
هانس ::::مردی که با گول زدن انا میخو

ادامه مطلب  

مهندسین مملکت  

 
دو تا مهندس مملکت که توی دو تا کارخونه و شرکت معتبر و مهم کار می کنند هنوز نمی دونند Underline چیه
باهام که تماس می گیره بابت ایمیل و میگم نرسیده بعد برام میخونه خط فاصله
براش توضیح دادم باید شیفت رو بگیری و فاصله کنار مساوی روی کیبوردت رو
و با این هوش سرشارش وقتی میگم جناب مهندس یک شماره به من میدین جا ميخوره و با تعجب میگه برای چی
گوشی رو دادم به مهندس س تا خودش شماره شو بگیره و اون بچه باهوشمون اذیت نشه
 
+ گاهی میگم کاش منم میرفتم پیش مهندس ط که

ادامه مطلب  

چارصدوشیش!  

همین وقتایی ک وایساده من  نشسته بغلش میکنم سرشو میذاره رو شونم دسته کوچیکشو میگیره ب دستم...
همین وقتایی ک آروم ترینه و میشینه رو پاهام و خودشو لَخ میکنه تو بغلم و صورتمو میذارم رو سرش و موهاش ميخوره ب صورتم...
وقتایی ک صداش میزنم میخنده یا گریه میکنه بغلش میکنم آروم میشه...
یا انقد گفتن عمه یکی میگه حسام عمرو نگاه کن برمیگرده منو نگاه میکنه :)
صورت گردش با اون چالو چوله هایی ک وقتی میخنده یا ذوق میکنه میشینن رو صورتش :))
از همین وقتا ❤_❤

ادامه مطلب  

زندگی با چاشنی حسرت و نرسیدن ها...  

همه ی ما اگر روزی دلمون جایی گیر کنه و حتی شناخت محدودی هم داشته باشیم طرف رو خیلی پیش خودمون یزرگش میکنیم تو ذهنمون ازش فرشته و یه ادم معصوم میسازیم..حس میکنیم اگه کنار این ادم باشیم خوشبخت ترین ادم دنیاییم.چون اون حس و علاقه چشممون کور کرده...رویا می بافیم و می بافیم تا جونمون بالا بیاد...و فکر میکنیم اگر نرسیم چقدر ضرر کردیم...
اما واقعیت اینه اگه همون ادم بهمون نزدیک بشه اگه باهاش وارد یه رابطه بشیم میتونیم بفهمیم اونم اخلاق های بدی داره..اون

ادامه مطلب  

تهوع  

مغزم پر از فکرای چرت و پرته
خط خطیه خط خطی
خسته شدم ازین همه فکرکردن به همه چی
دیگه حالم داره بهم ميخوره
گذشته مث خوره افتاده ب جونم
هرلحظش
چرا فقط داره لحظه های خوبش یادم میاد؟؟؟؟؟
چرا هرچی نگا میکنم میبینم قبلا حالم بهتربود؟؟؟؟
سبکتر بودم.....
شاید با هرسال اضاف شدن ب زندگیم, یه کوه درد و مشکلات و تجربه هم اضافه میشه
دوس ندارم
این سنگینی عذابم میده
مث یه بار سنگینه رو دوشم
مث یه حجم سنگین و مخلوط از فکر تو مغزم
حالموبد میکنه
خسته ام
حوصله هیچک

ادامه مطلب  

WTF with me  

بعضی وقت ها پی میبرم خیلی سگ اخلاق و بد خلق هستم و بقیه رو از خودم دور میکنم و حتی خودم هم حالم از خودم بهم ميخوره
بعضی وقت ها احساس می کنم خیلی سرد و بی احساس هستم و باز باعث فاصله دادن بقیه از خودم میشم
و بعضی وقت ها احساس میکنم خیلی بی نمک میشم و گند میزنم به تصور بقیه در مورد خودم
بهتره یه گوشه خفه خون بگیرم و نفس های خودم رو  بکشم تا بخوام با جمعیت ارتباط برقرار کنم 
لعنتی ،اخیرا جامعه گریز بودن هم شده فاز شاخ های مجازی و بقیه باهاش کلاس میذا

ادامه مطلب  

سکوت  

اکی بیایم امروز با هم حرف بزنیم. 
دو تا درس بزرگ چند دقیقه پیش گرفتم 
۱- هیچ وقت هیچ وقت پیش کسی درد و دل نکن و از مشکلاتت برای کسی حرف نزن چون اگه دوستت باشه غصه ات و فقط ميخوره و اگه دشمنت باشه خوشحال میشه و بقیه که توی هیچ کدام از این گروه ها نیستن ازش به موقع خودشون سوء استفاده میکنن.
۲- هیچ وقت هیچ وقت به بقیه اجازه نده که برای تو تصمیم بگیرن و نقش مهمتری از خودت در تصمیماتت داشته باشن.
 
دو تا درس بسیار بزرگ که هزینه هرکدام از اونها خیلی خیلی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1