من و باران  

من و باران
دیشب من و باران؛ هوای تو
باران و یاد گریه های تو
در زیر باران زندگی کردم
بی چتر رفتم جان فدای تو
لبریز بودم از تمنایت
در کوچه سرگردان برای تو
باران هوای با تو بودن داشت
در شهر گشتم من به جای تو
می شد بهشتی دیشب از باران
بودم اگر من پا به پای تو
ساز قشنگ و نم نم باران
یاد تو بود و نغمه های تو
پرواز کردم در هوای عشق
اوج رسیدن تا هوای تو
۱۷آذر۹۶

ادامه مطلب  

باران  

کمی نه
شاید
خیلی دلم گرفته
کاش باران بلندتر و تندتر ببارد
اینجا کسی می خواهد
صدای گریه هایش ناشناس بماند
 و در تلاطم باران گم شود
اینجا کسی می خواهد برای لحظه ای هم
یک انسان بی احساس باشد
خالی از هر چیزی
باران تندتر ببار
اینجا کسی می خواهد
خاطراتی را با تو بشوید
یک نفس عمیق بکشد
خالی شود
و کم کم در روزها گم شود 
و کم کم آرام گیرد
 

ادامه مطلب  

باران  

بآز باران با ترانه 
 
میخورد بر بام خانه...
خانه ام کو؟
خانه ات کو؟
آن دل دیوانه ات کو؟
روز ها یه کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟
یآدت آید روز باران !
گردش یک روز دیرین ..
پس چه شد ؟! دیگر کجا رفت ؟!
خــــاطرات خوب و شیرین باز باران بی ترانه ، بی هوایه عاشقانه ، بی نوایه عارفانه در سکوت ظالمانه ، خسته از مکر زمانه غاف‍ل از حتی رفاقت ، حاله ای از عشق و نفرت ، اشک هایی طبقه عادت قطره هایی بی طراوت ، رویه دوش ادمیت ، میخورد بر بـام خانه ...

ادامه مطلب  

شکرگزاری باران  

‍ ‏‎‏ خدا را شکر که خداوند متعال
دعای همه ما را اجابت کرد و باران آمد

ادامه مطلب  

باران  

باز باران  با ترانه 
                                     می زند بر بام قلبم
باز گریه عاشقانه میکنم یاد تو هر دم 
                     با تو بودم ای پری روزی که عقل از من گریخت 
 گر تو هم از من گریزی 
                                واااای بر احوال من

ادامه مطلب  

باران عشق................  

باران عشق


پشت پنجره ایستاده بودم و به باریدن باران نگاه میکردم
قطره های باران پست سر یکدیگر به شیشه پنجره میکوبید
ناگهان به یاد خاطراتمان افتادم که عاشق باران بودی، عاشق بوی خاک بودی
وقتی باران می بارید دستهایمان را در هم می فشردیم و زیر باران قدم میزدیم
و از اینکه قطره های باران به صورتت میخورد لذت میبردی
وقتی خیس خیس میشدی تو را در آغوشم می گرفتم تا با گرمای
تنم، تن خیس و سردت را گرم کنم ...
میگفتی وقتی گرمای تنت را حس میکنم دیگر هیچ سرمای

ادامه مطلب  

به حرف گربه سیاه باران نمی بارد  

بسم الله الرحمن الرحیممیدانید قدیم ها برای چه برف و باران زیاد می آمد؟برای اینکه ما بچه ها برای اینکه مدرسه تعطیل شود دعا میکردیم کاشکه یه برف حسابی بیاد مدرسه تعطیل بشهاما الان چیبچه ها دعا میکنند کاشکه آلودگی هوا بره بالا مدرسه ها تعطیل بشهآقایان هم هر چه میخواهند دعا و نماز باران بخوانندتا وقتی امر به معروف نمیکنید و نهی از منکر نمی کنید و این بساط بخور بخور و اختلــا س بر پاست به دعای گربه سیاه باران نمی آید ..نکته دان.

ادامه مطلب  

باران برگ  

كنارم باش امشب ، از من بگو تا سحراز روز های بی تو ارام بگو تا سحراز باران برگ بگو در ان پاییز سرداز فصل بودنت از شب بگو تا سحراز جنگ با اهریمن، تنها یی قلم ازبودنی كه نیست از شب بگو تا سحر از اولین نگاه تا اخرین خاطرهاز چشمان جذابت ، از شب بگو تا سحر

ادامه مطلب  

باران  

حرف ما را که نمیخواند خدای آسمان/
مینویسی خشکسالی را به پای آسمان/
این زمستان هم خبر از بارش باران نبود/
درد دل گر من نمیکردم برای آسمان/
تا که آمد برزبانم اسم تو بالا گرفت/
در دل شب ناله ها و های های آسمان/
برد از یادم گلایه کردن از دست ترا/
گریه ی بی اختیار و نابجای آسمان/
بعد ازاین وقتی که سردی میکنی با عشق من/
میگذارم سر به روی شانه های آسمان/
[ ]
این زمستان هم خبر از بارش باران نبود/
درد دل گر من نمیکردم برای آسمان/
محمد بهرامی عیسی آبادی

ادامه مطلب  

شوکران  

از رفتن پاییزغصه نخور
زمستان برای ما نسل دلتنگ
فصل زیباتری است...
باران نمی بارد
تا بوی هیچ خاطره ای بلند نشود
باران که چه عرض کنم
هواهم سرد نمیشه که آدم شالگردن سفیدشو بندازه دورگردنش
و قدم بزنه تو خاطراتش و عمری که بسان نور گذشت نه باد
بیخیال بابا این نیز بگذرد
بفرما چاییت سرد شد ننه جون...

ادامه مطلب  

شعر غم  

 


 
 
شهر از مرگ و قفس پر شده اینجا باران ! کوچه از دست تو دلخور شده اینجا باران ! شهر لرزیده و خانه همه ویران شده جای ما بعد تو چادر شده اینجا باران شعر غم طول کشید کاش بیایی باران رنگ غم رنگ تفاخر شده اینجا باران
باران رضا پور 28آذر 96

 
 
 
 

ادامه مطلب  

بیایید برای آمدن باران دعا کنیم به حق شهدا  

بسم الله الرحمن الرحیم 
« دعای امام سجاد (ع) در طلب باران   »
اللَّهُمَّ اسْقِنَا الْغَیْثَ ، وَ انْشُرْ عَلَیْنَا رَحْمَتَكَ بِغَیْثِكَ الْمُغْدِقِ مِنَ السَّحَابِ الْمُنْسَاقِ  لِنَبَاتِ أَرْضِكَ الْمُونِقِ فِی  جَمِیعِ الْافَاقِ .
خداوندا ما را به باران سیراب كن و رحمت خویش را بر ما بگستر. در همه جاى زمین براى گیاهان زیبا و خوش‏منظر ابرى بارنده روانه كن‏
 

ادامه مطلب  

من ترا در شب باران غزل می فهمم  

من ترا در شب باران غزل می فهمم عشق را در ته فنجان غزل می فهمم
جرعه ای بوسه به لبهای کبودم بفرست من که در باغ تو ریحان غزل می فهمم
رقص موهای تو را با هنر دست نسیمصبح از بغض پریشان غزل می فهمم
من غزلخوانم و احساس نگاهم ابریست عشق را در ته چشمان غزل می فهمم
نبض آئینه گرفتم که بفهمی هر شب زندگی را سر پیمان غزل می فهمم
با " پرستش " شب محراب دلم نورانی ستسالها هست که ایمان غزل می فهمم

ادامه مطلب  

جشن باران  

خب باید جشن بگیرم دیگر!
بعد هفت سال بلاخره توانستم قالب ویرایش کنم! :دییک عکس جینگیل مامان گذاشتم پس زمینه و هدر را هم به رنگش کردم. حالا سعی می کنم ببینم باقی قسمت‌ها را هم می‌شود تغییر داد یا نه. ولی به نظرم نباید تغییرش داد چون سفید ساده خستگی چشم را کمتر می‌کند (حالا نه که پست‌های سطرانه هر کدام مثنوی هفتاد و دو من هستند :") 
اسم مراسم امشب را گذاشتم جشن باران. چون بعد از سه ماه خشکسالی بی وفقه امروز دارد باران می‌بارد. ریز و بی وفقه. باشد که

ادامه مطلب  

امیرعلی ها  

آلوده ترین روزهای تهران را در معیت برج میلاد گذراندم. از آن جا تهران را تماشا می کردیم و با این حال چیزی نمی دیدیم. همه چیز در مهی غلیظ از دود گم شده بود. حتی خورشید هم کمرنگ شده بود. نه خبری از باد بود و نه از باران. شب سوم که زلزله آمد، فردایش همه چیز دو سه برابر کمرنگ تر شده بود. غمم گرفته بود. انگار که طبیعت می خواست در سیر تکامل، ذره های بی خود و به درد نخور خود را حذف کند. انگار که خدا هم کاری با کارمان نداشته باشد. تا اینکه شبی رفتیم به خانه ی ا

ادامه مطلب  

وقتی نباشی،از نگاهم درد می‌بارد  

وقتی نباشی،از نگاهم درد می‌باردبا غصه هایم اشک‌های سرد می‌بارد.
وقتی نباشی ،برخودم هم اعتمادی نیستاز آستینم ، "خنجر ی نامرد" می‌بارد.
از بس که غمگینی ، چو "شهر آشوب ِ چشمانت "،این مرد ِخسته بی برو برگرد، می بارد.
این روزها هم پای باران ِ نبودت ، باز ابری که در چشمان من گل کرد، می بارد.
این روز ها باران من ! ... دیگر نمی خندی وقتی نخندی ،از نگاهم درد می بارد.

ادامه مطلب  

گزارش روزانه  

اولیای گرامی کاربرگ علوم کار شد.(فصول)ریاضی آمادگی برای جمع تدریس شد و تمرینات حل شد.دانش آموزان جملات انشا ی خود را خواندن.کتاب کانگورو قسمت ۲۰۱۱ کار شد.به دانش آموزانی که میانگین هر ماه دفتر ارتباط بین خانه و مدرسه آنها بین ۶۰ تا ۷۰ شده بود یک بورس ۵۰ امتیازی اهدا شد.فارسی نوشتاری حل شد.

ادامه مطلب  

باران احساس...  

امروز صبح،‌ بعد از مدت ها، باران، چکه چکه؛ نم نم، بارید از آسمان؛و من،برای لحظاتی،در پس کوچه های شهر،دور از چشمان آلوده ی هوا،لطافت احساسم را، به آغوش مهربانش سپردم... و اینک، خرسندم،از آسمانی،که اندکی، آبی خود را بازیافته؛ فضایی،که رنگ طراوت دارد؛زمینی،که خاکش، بوی عشق گرفته؛ و خیس از‌ نم باران است...
به سویت آمدم، با پای احساس؛تو را فریاد دارد، نای احساس؛
دلم خسته است، از آلودگی ها؛ببار ای باران زای احساس!
ببر، آلودگی را، از هوایم؛دوب

ادامه مطلب  

به نام پدر  

حاج حسن!
ششم فروردین بود، باران بهاري می بارید و حاجی مهربانانه میزبان مهمان نوروزی خود بود.نوروز 86 بود و حاج حسن برای مهمان خود که از علمای اخلاق تهران بود،روایتی از دوران دفاع مقدس و حماسه جوانان وطن بیان می کرد.قرار بود با حاج حسن به همراه مهمان خود به منطقه عملیاتی فتح المبین و فکه برود که باران شدید مانع حرکت شد و حاجی توی منزل فرصت را غنیمت شمرد و از جنگ گفت.حاج حسن به همراه دو فرزندش در دوران دفاع مقدس همگام رزمندگان بود و تا آخرین روز ح

ادامه مطلب  

عطر نرگس :)  

این موقع از سال که میشه همه جا پر میشه از عطر نرگس ...
 لطیف و دلچسب ، یه جوری که انگار بوی عشق میده بوی وصال ، بوی خوبی، یا اصلا بوی بهترینای خدا :)
امروز نرگس زار بودم و عجیب حال و هواش آدمو میبرد به این شعر فریدون مشیری اونجا که میگه :
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک 
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید
عطر نرگس، رقص باد ...
و انگار که توی روزهای آخر پاییز بهار شده بود :)

ادامه مطلب  

شاید .....  

روزی شعر هایم بدستت می رسد که نه از باران خبری هست ! نه از پنجره شاید هم یک شب که آرام ترین حالت ماه باشد چشمت به غزل خداحافظی من افتاد نمی دانم اما آن روز یا شب یادت بیاور که همه دنیا را در چشم تو می دیدم باران رضا پور یکم دیماه 96






 

ادامه مطلب  

چشمهای بی باران  

چشمهای بی باران                            
آسمان قهر کرده است
زمین به سیاهی ها سر تسلیم فرود آورده است
باد در سر زمین ناشناسی گم شده است
صدای باران چون رویای دور می ماند
 عطش درختان در زیر خروارهای ریزش برگ مدفون است
کسی  خش خش برگها را نمی شنود
و شاید چنین است که
چشمها بی رمق به روزمرگی ها دوخته شده اند
کسی دلش برای عاشقانه ها نمی تپد
سیاهی دیگر جوهر قلم نیست
رقص مردگان  رسام دل شده است
کسی نمی خواهد که عشق را فریاد زند؟
 غریو مهر رو به سوی

ادامه مطلب  

برای امام زمانم  

یکباردیگرهم برایت از غریبی هانوشتم...ای آشنا بالحظه های سرنوشتم                تنهای تنها هستم و بی تو همینم.....من باز از درد جدایی دل غمینم                    من با نگاهت عالمی دارم مسافر.....من با نگاه سبز تو عاشق ترینم.                    با تکرار نفس های خسته ام در گوش ثانیه های سرد زمزمه می کنم که همچنان به انتظار آمدنت نشسته ام....باران بدون حضورت چه بی صداست ای آشنا...ای  آشنا با تو برای شکستن مجال نیست...اما بدون حضورت شکستن محال نیست...زمان می گذرد و

ادامه مطلب  

پاییز، آبان، باران  

نا آشنایی نوشته بود:لذت زیادی دارد؛#پاییز باش، #آبان باشد، #باران باشدبا خودت قدم بزنی، #همایون بخواند . . .برای او می نویسم:آری؛ گاه به چیزهایی در زندگی میرسیکه ذوق رسیدن و حسرت دیر رسیدنهر دو را تواما در خود حس می کنی! ... _مثل من_
و حال حسرتش ارزانی خودم؛اما ذوقش را بنابر دِینی که خود میدانم با شما قسمت می کنمپ.ن1: استاد افشین یداللهی، همیشه در خاطرمان هستی؛#امشب_کنار_غزل های_من_بخواب با صدای #همایون_شجریان
پ.ن2: _در زمان صید_خواهانیم که خوش اندام

ادامه مطلب  

مرگ پروانه  

 

به داغ مرگ پروانه کنار شمع می میرم غزل می گویم و حتما تو را از شعر می گیرم
فدای تو که شعر من همیشه عاشق درد است بیا آین روزها باغم، به رنگ باورت زرد است
منی که بی نگاه تو خودم را قاب می کردم به دیوار تو لم دادم خودم را خواب می کردم
منم باران ،منم شعری که تا آیینه دریایی است منم آن زن که جز مردش ،همیشه مرگ را می خواست
باران رضا پور
آذر 26 96

ادامه مطلب  

چو مرغ شب آوای سه تار با آواز مهرداد بدیعی  

هhttp://up44.ir/2s18233q
لینک بالا
متن شعر:
چو مرغ شب خواندی و رفتی
دلم را لرزاندی و رفتی
شنیدی غوغای طوفان را
زماندن واماندی و رفتی
به باغ قصه به دشت خواب
سایه ی ابری در دل مهتاب
مثل روح آزرده ی مرداب
ز خواندن واماندی و رفتی 
چو مرغ شب خواندی و رفتی
تو اشک سرد زمستان را 
چو باران افشاندی و رفتی
سیاه شب لاله افشان شد
کویر تشنه گلستان شد
تو می آیی آااای تو می آیی
به باغ قصه به دشت خواب
به راه شیرین پر مهتاب 
تو میباری چون گل باران 
به جام نیلوفر مرداب
 آواز:

ادامه مطلب  

بررسی وضعیت جوی استان در روزهای آینده / پیش آگاهی بلند مدت  

با نام و یاد خدا و سلام خدمت دوستان گرامی
طبق پیشبینی هایی که داشتیم در دو روز گذشته بارش های پراکنده و هوایی گرم داشتیم
دیشب در شب چله هم بارش پراکنده باران در تبریز رخ داد
اما بررسی های جدید نشان میدهند امروز و فردا شنبه هم هوایی غالبا ابری و بارش های پراکنده خواهیم داشت و فردا گاهی وزش باد هم رخ خواهد داد
ولی از یکشنبه بعد از ظهر یک سامانه بارشی وارد خواهد شد که ابتدا دوباره افزایش دما و وزش باد که گاهی شدید خواهد بود . سپس تا دوشنبه موجب بار

ادامه مطلب  

خانه دوست کجاست ( روز سی و چهارم، ابرهای شام خورده)  

Soheil R:دوچرخه ها را از کانتر تریلی خارج کردیم و دوباره در آغوش جاده بودیم. توقف پشت رودخانه، اجازه نداده بود، طبق پیش بینی، حرکت کنیم.به روستایی رسیدیم و تا خواستیم، آدرس دهیار را بگیریم که یک کلاس مدرسه معرفی کند، پسر جوانی، ما را برد منزل برادرش و اتاق میهمان خانه.
در بلوچ رسم است که بجای چای، دودپتی صرف شود، و ما آن شب کلی دود پتی نوشیدیم.متکاهای بزرگ بلوچی جای خود را به بالشت‌های زیبا، تغییر داده بودند، اثرات تغییر فرهنگی از بلوچستان تا هر

ادامه مطلب  

امام جمعه ارومیه: عامل خشکسالی گناهان ماست! / دست از معصیت برداریم تا باران ببارد!  

امام جمعه ارومیه گفت: «معصیت‌ها و گناهان انسانها عامل خشکسالی و کاهش نزولات آسمانی است.»به گزارش ایسنا، آخوند سید مهدی قریشی در خطبه های نماز جمعه با اشاره به اینکه «اعمال و رفتار انسانها بر محیط طبیعی تاثیر دارد» افزود: «علل نباریدن باران، خشکسالی که مدتی است شاهد آن هستیم معصیتها، گناهمان و ظلم هایی است که در حق همدیگر روا داشته ایم لذا برای نجات از این مشکلات باید اعمالمان را تغییر دهیم، توبه و استغفار کرده و از خداوند بخواهیم باران بب

ادامه مطلب  

حسّ باران...  

´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*
شکفته پرتپش، صد گل ترانه؛
درونِ باغِ هستی، بی‌بهانه؛
بیا، لبریز شو، از حسّ باران،
در این صبح قشنگ و، عاشقانه...
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*

ادامه مطلب  

شاید این جمعه بیاید شاید...  

 
جمعه ها را باید سکوت کرد
شعر نوشت و باران را نوازش کرد …
خطی از بغض های نوازش یاس را
نشانید بر طلوع شبنم گونه ی اشک …
و به پاس تمام نبودنها
شمارش ثانیه های سکوت را بر زمزمه ی بغضها روانه ی باران کرد
و اینگونه غروب کرد  بر باور رویا گونه ی آدینه ی دلتنگی ها …
 
اللهم عجل الولیک الفرج

ادامه مطلب  

سیدحمیدرضا برقعی  

امام حسن عسکری(ع)-شهادت
 
یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست
کنج زندان بلا گریه ی باران کم نیست
سامرائی شده ام، راه گدایی بلدم
لقمه نانی بده از دست شما نان کم نیست
قسمت کعبه نشد تا که طوافت بکند
بر دل کعبه همین داغ فراوان کم نیست
یازده بار به جای تو به مشهد رفتم
بپذیرش به خدا حج فقیران کم نیست
زخم دندان تو و جام پر از خون آبه
ماجرائی است که در ایل تو چندان کم نیست
بوسه ی جام به لب های تو یعنی این بار
خیزران نیست ولی روضه ی دندان کم نیست
از همان دم

ادامه مطلب  

دلم برات تنگ شده . . .  

سلام بهونه زندگیم . 
قدم می زنم در باغ خاطرات
جز تو نمی بینم
جز تو نمی خوانم
جز تو نمی خواهم
همیشه بهار است
همیشه صدای عشق دلم برمی آید
که از منِ عاشق خفته جان برایت می خواند
با خیالت قدم می زنم
تو می خندی
چشم هایم بسته
لمس این رویا چه زیباست
رویای تو در نزدیکی . 
میدونم تو بهم فکر نمیکنی . ولی نمیدونم چی شد که امدی شدی
تمام زندگیم . شدی نفس برا زنده موندن و راحت شد بگذری و
بری و نفسم رو ازم بگیری . شاید خدا میخواست بهم بگه
خوشبختی رو بهت دادم امات

ادامه مطلب  

ای سفر کرده دگر چشم انتظارت نیستم...  

دوباره صبح شده بود و صدای زنگ ساعت داشت وظیفه‌ی هر روزش را انجام می‌داد و من باید از تخت خواب گرم و نرم دل می کندم تا بروم مدرسه که برای خودم کسی شوم.....!
لباس‌هایم را پوشیدم و خودم را به خیابان رساندم و منتظر ایستادم تا دوستم بیاید. چند سالی بود که با هم به مدرسه می‌رفتیم...
خانه‌شان دو خیابان با ما فاصله داشت؛ یک زمان را از قبل هماهنگ کرده بودیم برای اینکه سر خیابان همدیگر را ببینیم و با هم به مدرسه برویم.
انگار آن روز به جز ما تمام ابرهای بار

ادامه مطلب  

سرمای نگاه  

=======================باز امشب قهوه و سیگار ، آرامم نكردوعده ی فردای بی تكرار ، آرامم نكرد
ترد و نازک بودم و بی تو شکستم در سکوتاین حسادت های لاكردار ، آرامم نكرد
درد زخمی از تو دارم كاش مرهم میشدی حرف ناگفته ولی بسیار ، آرامم نکرد
روزهای دیر بی فردا امانم را بریدالتماس و آنهمه اصرار آرامم نكرد
درد دارد نیش خوردن از كسان خویشتنهر چه از دل گریه كردم ، یار آرامم نكرد
غصب کردی سرزمین عشق را با انتقامچون دلم را كرده ای آوار آرامم نكرد
ره سپردم سوی هامون نگ

ادامه مطلب  

روز شهرستان بهار گرامی باد  

 "دریاچه بند انحرافی صالح آباد"
درباره شهرستان بهار:شهرستان بهار یکی از شهرستانهای هشت‌گانه استان همدان با وسعتی معادل 1334 کیلومترمربع، حدود هفت‌درصد از وسعت استان را شامل می‌شود. این شهرستان دارای سه بخش مرکزی، لالجین و صالح‌آباد و شش دهستان و سه شهر بهار، لالجین و صالح‌آباد و هفتاد روستای دارای سكنه است. شهرستان بهار از نظر طبیعی دارای آب و هوای خشك بوده، رژیم بارندگی آن از تیپ اقلیم مدیترانه‌ای است. اكثر اهالی این شهرستان به زبان ترك

ادامه مطلب  

زندان‌بان، غمی که درونت زندانی ست رها کن برود..  

   امروز چقدر هوا گرفته بود. فقط توانستم یک صفحه بافت‌شناسی بخوانم. باران آمد و من از جایم جُم نخوردم. حتی به باران توجه نکردم... دوباره آن تخیلات احمقانه به سراغم آمدند و مجنون شدم. بعد برای هزارمین بار موارد سر زدن به روانشناس، علائم افسردگی و بیماری‌های روان و آدرس کلینیک‌های سلامت روان اهواز را سرچ کردم. حصار خانه هم دلم را زد. دلم برای اهواز عجیب تنگ شد. یک آن خسته شدم از زنده بودن. عجیب است. تجربیات بد گذشته و عادت به تخیل دیوانه‌وار به ه

ادامه مطلب  

باران  

 

 دلم باران...
دلم دریا...دلم لبخند ماهی ها...دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور...دلم بوی خوش بابونه می خواهد.دلم یک باغ پر نارنج...دلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِصبح شالیزار...دلم صبحی...سلامی...عشقی...نسیمی...عطر لبخندی...نوای دلکش تار و کمانچه،از مسیری دورتر حتی...دلم شعری سراسر دوستت دارم،دلم دشتی پر از آویشن و گل پونه می خواهد.دلم مهتاب می خواهد که جانم را بپوشاند.دلم آوازهای سرخوش مستانه می خواهد.دلم تغییر می خواهد... دلم تغییر می خواهد...
نیمایوشیج

ادامه مطلب  

امروووووز  

امروز چون ادبیات داشتیم ومن از انشااااااااااا بههههه شددددت متنفررررررررم.............اصلانمیدونم چرااااولی دوس ندارم انشاروووو....
حتی تاریخوبیشتراز انشا دوس دارم.......
اصلافقط درسای تخصصیوعشق است........
.........
....
اینقدر به خواب احتیاج داشتم مخصووووصا خواب بعدازظهر که خداروشکر قسمت شد و من امروز بعدازظهر خواااابیدم ...مرسی خداجووون
 
اخه روزای دیگه درسا نمیزارن من یه ذره بعدازظهرها بخوابم......
.......
دیگه چی!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟اهااااا......
خیییییلی دلم واسه

ادامه مطلب  

یادداشت صد و سوم  

این یادداشت ناشناخته شناخته
شایع شده قم زلزله میاد امشب الان نمیدونم چقدر از زندگیم مونده یهو تو رتبه دوم شاید دیگه روحم شاد(البته واقعیت من این افکار نیست امید به زندگیم بالای ن و د).
امروز انشا داشتیم اما وقتی کلاس دست دبیر ادبیات باشه به انشا ستم میشه. یه نصفه انشا نوشته بودم درباره آب و کربلا رو میز بود حسین -که انشا با جمله‌هایی شبیه رپ می‌نویسه- به معلم گفت من بخونم اما معلم ادبیات درس داد.
امروز م با دقیقا ۲۵دقیقه تاخیر رسیدم رفتم گروه

ادامه مطلب  

...  

کاش آسمان هم با دل من انقدر سر ناسازگاری نداشت...
کلی منتظر پاییز بودم تا آتش درونم را خاموش کند باران پاییزی ولی گویی 
هنوز آسمان هم حال مرا نمیفهمد ...
شاید ابرها هم حال آسمان را نمی فهمند ...
گویی تو این دنیا فهمیدن همدیگه خیلی سخت شده ...
 

ادامه مطلب  

دلتنگی  

معنی بزرگ شدن را وقتی می فهمی
که روزی چند بار دلت برای همه چیز تنگ می شود
برای روزهایی که می توانستی از ته دل بخندی و شاد باشی
 بدون آنکه نگران باشی بعد هر خنده ای گریه ست.
برای روزهایی که میتوانستی  عاشق باشی  و احساست را بیان کنی
بدون نگران بودن در مورد تمام شدن این احساس.
برای روزهایی که میتوانستی با صدای بلند گریه کنی
بدون انکه  نگران نگاه های اطراف  باشی.
برای روزهایی که میتوانستی در کنار دوستانت باشی
بدون اینکه فکر تمام شدن این روزها  ت

ادامه مطلب  

طناب ِِ دار  

طناب ِ دار ِ مشکیدیده ای؟این موهای من،اگر دست های تونباشد برای نوازشش،طناب ِ داری استکه می‌پیچدو حلقه می‌شود  بر گردنم ...
طنابی که بافته می‌شودبا بادو شانه می‌شودبا باران ...
طنابی که ضجه می‌زندبرای لمس شدن،با دست های تو  ...

ادامه مطلب  

خبرت هست که دلتنگ نگاهت شده ام ؟  

خبرت هست که دلتنگ نگاهت شده ام ؟بیقرار تو و چشمان سیاهت شده ام
خبرت هست دلم مست حضور تو شده ؟عاشق و شیفته زنگ صدایت شده ام ؟
خبرت هست که باران و بهارم شده ای ؟چون پرستوی مهاجر نگرانت شده ام
خط به خط زندگی ام پر شده از بودن توخبرت نیست و شادم که فدایت شده ام !!

ادامه مطلب  

Of Dateless Love Songs  

تکه
تکه
پیکر دلدار من
پراکنده ست در کشوری...
 
اما
سال هاست
پچ پچه ی پلک ها و دیالکتیک لب هاش را پیش من به امانت گذاشته
همین روزها برگردد...
 
پلک ها
لب ها
و این دست ها
تکه
تکه
شب هاست که با منند
هر جا که بیتوته کرده ام
گریسته ام
در کمین بندرگاه ها
زیر باران ها
بر بستر کویرها
زیر ستاره ها.../ هاشم حسینی، عاشقانه های بی تاریخ

ادامه مطلب  

صدای من با صدای تو آشناست  

دستت را به من بده
دست های تو با من آشناست
ای دیر یافته
با تو سخن می گویم
به سان ابر
که با توفان
به سان علف
که با صحرا
به سان باران
که با دریا
به سان پرنده
که با بهار
به سان درخت
که با جنگل
سخن می گوید
زیرا که من
ریشه های تو را
دریافته ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست
 
احمد_شاملو

ادامه مطلب  

برای امام زمانم  

دلم گرفته وتنها نشسته ام امشب.....چقدربی رمق وپرشکسته ام امشب
دوباره قصه ی باران...دوباره چشم ترم....من از تمامی دنیاگسسته ام امشب
صدای پای تو آمد...ندیدمت افسوس...چه می کنیم من واین پلک های بسته ام امشب
هنوزبوی عطرتومانده است درحوالی ما.....وبازمثل همیشه چقدرخسته ام امشب
سروده ازمدیروبلاگ

ادامه مطلب  

زندگي  

زندگی را... 
گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی،
یا توانستی زمین تشنه ای را سرخوش از باران کنی،
 
گر توانستی تو یک مرغ گرفتار از قفس بیرون کنی،
یا توانستی که دیوار اسارت از بنا ویران کنی،
 
گر توانستی به خوان رنگی‌ات، یک رهگذر مهمان کنی،
یا توانستی بدون حاجتی هم ذکر آن یزدان کنی...
 
گر توانستی لباس بی‌ریای عاشقی بر تن کنی،
میتوانی آن زمان فریاد انسان بودَنَت‌را بر سر
هر کوی و هر برزن زنی...
 

ادامه مطلب  

sweeney todd (2007)  

Director: Tim BurtonMusic by
Stephen SondheimIMDB : 7.4cast : Johnny Depp , Helena Bonham Carter , Alan Rickman , ....
  داستان درمورد آرایشگری به اسم بنجامین بارکره که با توطئه ی یه قاضی به جای دوری تبعید میشه و از همسر و فرزندش جدا میشه،حالا بعد سالها برمیگرده تا انتقام بگیره.شاید بعضی از صحنه های فیلم و منطقش آزارتون بده،ولی مثل همیشه ترکیب تیم برتون و جانی دپ و هلنا بونهام اثر شاهکاریه!فیلم تیره و غم انگیزه...ولی دوستداشتنی!+سوئینی تاد : بعضی از آدما برای بقا پا جای پای دیگران میذارن ، و بعض

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1