سپاس باران  

باران صبحگاهی وسط تابستان، پنجره های باز و از همه طرف شنیدن صدای باران و هوای خنک بعد از رپزهای بی وقفه تفتیده تابستان؛ فقط باید دست به دعا برداشت و اجابت آرزوهای خوب رو از خدا خواست: اول از همه هم سلامت جسم و جان و آرامش روح و‌روان برای همه مردمان؛ خصوصا عزیزانمون .....

ادامه مطلب  

کوبانی, قهقه ی فشنگ ها!  

من چو ابری
پرم از دلتنگی
و تن من چه کبود
چه سیاه
چه پر از باران است...
 
من به آوارگی ام محکومم
باز کن پنجره را
و بزن طبل پر از مشتری صلحت را
 
پشت این پنجره ها می بینم
زیر چنگال شغالی بی رحم
عشق را
و تن یخ زده ی باتوم ها
 
باد وقتی که بیاید
با او
می روم در پی رویایی دور
با همین رخت سیاه
به عزاداری آن عشق ببارم در خویش
 
عشق
آن شاخه گلی بود
که جای قطرات باران
غرق لالایی باروتی داغ
چشمهایش را بست...
 

ادامه مطلب  

کوبانی, قهقه ی فشنگ ها!  

من چو ابری
پرم از دلتنگی
و تن من چه کبود
چه سیاه
چه پر از باران است...
 
من به آوارگی ام محکومم
باز کن پنجره را
و بزن طبل پر از مشتری صلحت را
 
پشت این پنجره ها می بینم
زیر چنگال شغالی بی رحم
عشق را
و تن یخ زده ی باتوم ها
 
باد وقتی که بیاید
با او
می روم در پی رویایی دور
با همین رخت سیاه
به عزاداری آن عشق ببارم در خویش
 
عشق
آن شاخه گلی بود
که جای قطرات باران
غرق لالایی باروتی داغ
چشمهایش را بست...
 

ادامه مطلب  

باران  

 «باران»
کاش باران تا سحر پیدا شود هر شقایق عاشقی شیدا شود 
ژاله ها روید به رُخسارانِ گُلقطره ها جوینده تا دریا شود 
آسمان دستان گشاید بهرِعشق غنچه ها سیرابِ این مینا شود می نمایم نذرِ چشمانم شبیشوقِ اشکی را که او بینا شود گرکویرستانِ شب تَفتیده ام خوابِ "باران" دیده ام معنا شود "بر درختِ زنده بی برگی چه غم "صبر باید شامِ من فردا شود آرزو چون دانه ای در سینه ام کاش باران تا سحر پیدا شود 
#فرشید_فلاحی   

ادامه مطلب  

رقص با چادر  

اواسط اردیبهشت رفته بودیم امامزاده طاهر سر قبر علیزاده و گلشیری و دیگران. یادم نیست در ردیف کدامشان بودیم که ناغافل رگبار زد. دویدیم تا ورودی مقبره. کفش ها را کندیم و چادر به سر کرده، پناه بردیم به داخل. بعد از زیارت و نماز، هر چند دقیقه یک بار، به امید کمتر شدن باران و نه حتی بند آمدنش، به بیرون سرک می کشیدیم. می آمدیم تا لبه ی سکو و دستمان را دراز می کردیم. میزان بارش را می سنجیدیم و با گفتن “نه. هنوز خیلی شدیده.” عقب می رفتیم. باد می زد زیر چاد

ادامه مطلب  

رقص با چادر  

اواسط اردیبهشت رفته بودیم امامزاده طاهر سر قبر علیزاده و گلشیری و دیگران. یادم نیست در ردیف کدامشان بودیم که ناغافل رگبار زد. دویدیم تا ورودی مقبره. کفش ها را کندیم و چادر به سر کرده، پناه بردیم به داخل. بعد از زیارت و نماز، هر چند دقیقه یک بار، به امید کمتر شدن باران و نه حتی بند آمدنش، به بیرون سرک می کشیدیم. می آمدیم تا لبه ی سکو و دستمان را دراز می کردیم. میزان بارش را می سنجیدیم و با گفتن “نه. هنوز خیلی شدیده.” عقب می رفتیم. باد می زد زیر چاد

ادامه مطلب  

رقص با چادر  

اواسط اردیبهشت رفته بودیم امامزاده طاهر سر قبر علیزاده و گلشیری و دیگران. یادم نیست در ردیف کدامشان بودیم که ناغافل رگبار زد. دویدیم تا ورودی مقبره. کفش ها را کندیم و چادر به سر کرده، پناه بردیم به داخل. بعد از زیارت و نماز، هر چند دقیقه یک بار، به امید کمتر شدن باران و نه حتی بند آمدنش، به بیرون سرک می کشیدیم. می آمدیم تا لبه ی سکو و دستمان را دراز می کردیم. میزان بارش را می سنجیدیم و با گفتن “نه. هنوز خیلی شدیده.” عقب می رفتیم. باد می زد زیر چاد

ادامه مطلب  

تماشا می‌شوی آیه به آیه در قنوت من!تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم  

هفته ی پیش دلم یک آه ِ بلند کشید ...یادش افتاد که قرار نیست حالا حالاها باران ببارد ...!!تابستان کجا وباران کجا ... ؟؟بین جاده ،پدر داشت با بیشترین سرعت حرکت میکرد که از بوی نم ِ باران،سرم را بالا گرفتم ...!!میدانید ...آدم گاهی دوست دارد به خودش بگیرد ...مثلا با خودش فکر کند که خدا هوای آه ِ دلش را داشته ....باران فرستاده ...!!!
دلم با او خیلی غریبه تر از این حرف ها شده ...ساکت شده ... حرفش نمی آید ....آدم گاهی،مدت ها روی سجاده ی عزیزش می نشیند اما صدای دلش در نمی

ادامه مطلب  

تماشا می‌شوی آیه به آیه در قنوت من!تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم  

هفته ی پیش دلم یک آه ِ بلند کشید ...یادش افتاد که قرار نیست حالا حالاها باران ببارد ...!!تابستان کجا وباران کجا ... ؟؟بین جاده ،پدر داشت با بیشترین سرعت حرکت میکرد که از بوی نم ِ باران،سرم را بالا گرفتم ...!!میدانید ...آدم گاهی دوست دارد به خودش بگیرد ...مثلا با خودش فکر کند که خدا هوای آه ِ دلش را داشته ....باران فرستاده ...!!!
دلم با او خیلی غریبه تر از این حرف ها شده ...ساکت شده ... حرفش نمی آید ....آدم گاهی،مدت ها روی سجاده ی عزیزش می نشیند اما صدای دلش در نمی

ادامه مطلب  

باران  

این که آنقدر این خاطرات را دور خطاب میکنم ، بنابر زمان زیادی نیست که از آنها گذشته . اتفاقا دور ترین این حرف ها شاید برگردد به یک سال پیش.‌اما از آنجایی که تغییر در من عیان است و حاجتی به بیان نیست، خود را از منِ آن روزها انقدر دور می بینم . 
آن موقع ها این در و آن در می زدم که یک نویسنده یا شاعری که نوشته هایش به تنش بیارزد ، شعر مرا بخواند . از قضا شعری با عنوان « درخت » نوشته بودم که برای یک نویسنده فرستادم . سنم را پرسید و بعد خواست تا فردا شعری ب

ادامه مطلب  

باران  

این که آنقدر این خاطرات را دور خطاب میکنم ، بنابر زمان زیادی نیست که از آنها گذشته . اتفاقا دور ترین این حرف ها شاید برگردد به یک سال پیش.‌اما از آنجایی که تغییر در من عیان است و حاجتی به بیان نیست، خود را از منِ آن روزها انقدر دور می بینم . 
آن موقع ها این در و آن در می زدم که یک نویسنده یا شاعری که نوشته هایش به تنش بیارزد ، شعر مرا بخواند . از قضا شعری با عنوان « درخت » نوشته بودم که برای یک نویسنده فرستادم . سنم را پرسید و بعد خواست تا فردا شعری ب

ادامه مطلب  

 

آرینیستینمی آیییادت نیستیادت نیست آن پنجره ی ِ باز به فردا رایادت نیست آن نیمکت چوبی ِ عاشق رایادت نیست آن سروِ سبزِ پریشان رایادت نیست فردا راعاشق راپریشان رایادم هست آن فرشته ی سپیدِِ دیروز رایادم هست لبخند پر طنینِ یاس رایادم هست سایه ی دلتنگیِ باران رایادم هست دیروز رایاس راباران رانههستمنمیروم!

ادامه مطلب  

گزارش تخصصی آموزگاران ابتدایی  

گزارش تخصصی آموزگاران ابتدایی
گزارش تخصصی معلمان ابتداییگزارش تخصصی آموزگار ابتدایی گزارش تخصصی انشا ابتدایی دانلود گزارش تخصصی انشاء نمونه گزارش تخصصی درس انشاء گزارش تخصصی انشاء ابتدایی گزارش ...گزارش تخصصی رایگان | درسی فایلدانلود 10عدد گزارش تخصصی ابتدایی: با یک دانلود ارزان صاحب 10 گزارش تخصصی ارزان شوید فرمت فایل ها WORD و قابل ویرایش 1-عنوان گزارش تخصصی:آشناکرد ...نمونه گزارش تخصصی معلمان ابتدایی | دانلود پروژه - پروژه کارآفرینیگزارش

ادامه مطلب  

آیا می دانید؟؟؟؟  

آیا می دانید درختان آمازون باران تولید می‌کنند!

جنگل های آمازون سرزمین آب و هوای عجیب محسوب می‌شود
 
جنگل های آمازون سرزمین آب و هوای عجیب محسوب می‌شود و به تازگی هم مشخص شده که در این نقطه از جهان درختان باران تولید می کنند!
 
به نظر می‌رسد همه چیز در جنگل‌های بارانی
آمازون عجیب و سؤال برانگیز باشد. اما یکی از این معماها بیش از سایرین
توجه محققان را به خود جلب کرده است.
 
اصولا
بارش باران در آمازون دو تا سه ماه پیش از آغاز وزش بادهای فصل

ادامه مطلب  

زمستانِ بهاری  

من از آنسوی زمستاناز آنسوی تاریکی آمدمتو اینسوی بهارهمسایه ی خورشید بودیمن اهلیِ زمستان بودم و سرما مردِ تاریکی و شب، مسافری تنها بهار اما از تو میشکفت اینجا بانوی موسیقی و گل! پرستوی رها به بند کشیدیم، آزاد شدمبه باد سپردیم، آرام شدمهمقدم شدی، همراه شدم لبخند زدی، بهار شدمگذشته ام را شکافتی شکفتم شکفتیای همه بوی باران تا بهارانشالت را کلاهت رارویایت رافرداهای  فردایت راخودم، مردانه خواهم بافت تنها دستانت

ادامه مطلب  

بازیگر زن مطرح سینما فوتسالیست شد+عکس  

به گزارش خبر فوری؛
عرق سرد، دومین ساخته سینمایى سهیل بیرقی (کارگردان فیلم من با بازی لیلا
حاتمی) که از اواخر تیرماه آغاز شده بود پس از ۴٠ جلسه در تهران به پایان رسید. باران کوثری، امیر جدیدی، لیلی رشیدی، هدی زین‌العابدین و سحر دولتشاهی بازیگران اصلى «عرق سرد» هستند.
باران کوثری برای حضور در این فیلم...ادامه خبر+ تصویر با لباس ورزشی

ادامه مطلب  

بازیگر زن مطرح سینما فوتسالیست شد+عکس  

به گزارش خبر فوری؛
عرق سرد، دومین ساخته سینمایى سهیل بیرقی (کارگردان فیلم من با بازی لیلا
حاتمی) که از اواخر تیرماه آغاز شده بود پس از ۴٠ جلسه در تهران به پایان رسید. باران کوثری، امیر جدیدی، لیلی رشیدی، هدی زین‌العابدین و سحر دولتشاهی بازیگران اصلى «عرق سرد» هستند.
باران کوثری برای حضور در این فیلم...ادامه خبر+ تصویر با لباس ورزشی

ادامه مطلب  

برگزاری مسابقه انشانویسی  

به مناسبت هفته دولت مسابقه انشانویسی با موضوع انتظار من از دولت در کتابخانه برگزار گردید.
در این مسابقه اعضا انتظارات و درخواست های خود از دولت را در قالب انشا نوشتند.
در پایان مسابقه به انشای برتر جایزه ای از طرف کتابخانه اهدا شد.

ادامه مطلب  

عشق و تنها عشق  

عشقت درست شبیه بارانیست
که اولْ بار بر سر کویری خشک
و بی آب و علف بزند، چنان که
از معجزه اش از دل کویر هم
علف سر در آورد... 
عشقت طراوتیست در قلبم،
چنان که از شبنمش تمام وجودم
پر از تازگی شده است...
عشقت درست شبیه لطافت هوا
بعد از اولین باران بهاريست...
عشقت همه باران رحمت است، 
بر سرم ببار...

ادامه مطلب  

عشق و تنها عشق  

عشقت درست شبیه بارانیست
که اولْ بار بر سر کویری خشک
و بی آب و علف بزند، چنان که
از معجزه اش از دل کویر هم
علف سر در آورد... 
عشقت طراوتیست در قلبم،
چنان که از شبنمش تمام وجودم
پر از تازگی شده است...
عشقت درست شبیه لطافت هوا
بعد از اولین باران بهاريست...
عشقت همه باران رحمت است، 
بر سرم ببار...

ادامه مطلب  

عشق و تنها عشق  

عشقت درست شبیه بارانیست
که اولْ بار بر سر کویری خشک
و بی آب و علف بزند، چنان که
از معجزه اش از دل کویر هم
علف سر در آورد... 
عشقت طراوتیست در قلبم،
چنان که از شبنمش تمام وجودم
پر از تازگی شده است...
عشقت درست شبیه لطافت هوا
بعد از اولین باران بهاريست...
عشقت همه باران رحمت است، 
بر سرم ببار...

ادامه مطلب  

عشق و تنها عشق  

عشقت درست شبیه بارانیست
که اولْ بار بر سر کویری خشک
و بی آب و علف بزند، چنان که
از معجزه اش از دل کویر هم
علف سر در آورد... 
عشقت طراوتیست در قلبم،
چنان که از شبنمش تمام وجودم
پر از تازگی شده است...
عشقت درست شبیه لطافت هوا
بعد از اولین باران بهاريست...
عشقت همه باران رحمت است، 
بر سرم ببار...

ادامه مطلب  

عشق و تنها عشق  

عشقت درست شبیه بارانیست
که اولْ بار بر سر کویری خشک
و بی آب و علف بزند، چنان که
از معجزه اش از دل کویر هم
علف سر در آورد... 
عشقت طراوتیست در قلبم،
چنان که از شبنمش تمام وجودم
پر از تازگی شده است...
عشقت درست شبیه لطافت هوا
بعد از اولین باران بهاريست...
عشقت همه باران رحمت است، 
بر سرم ببار...

ادامه مطلب  

سلول  

بلوا بود.صدای فریاد استاد بر سر همکلاسی ریزنقش و پر خروش من،صدای نگاه مادرم،طنین صدای پدر که از طبقه ی پایین مرا میخواند.مثل همیشه،آرام،باوقار،استوار وسرشارترین از عشق..آنگونه که تمام صداهای اطراف را کنار میزند و مستقیم بر جان من مینشیند؛محبوووب...محبووبم!و صدای باران...
بلوا بود.
بستن پنجره مانع صدای فاصله نمیشود،رفتن،بازنگشتن و شاید هم آمدن...صدای سایش چرخ ماشین ها بر آسفالت های باران خورده از لای پنجره عبور میکند و به بلوایی که در اتاق ک

ادامه مطلب  

سرزمین من  

اینجا سرزمین جمله های وارونه است...
جایی که ((گنج))((جنگ))می شود،((درمان))((نامرد))و((قهقه))((هق هق))!!!
ولی ((دزد)) همان ((دزد)) است...
((درد)) همان ((درد)) است...
((گرگ)) همان ((گرگ))...
آری...
سرزمین جملات وارونه،جاییست که (من)(نم) گرفته است و (یار)(رای) عوض کرده،(راه)گویی(هار)شده و (روز)به (زور)میگذرد،(آشنا)را جز در (انشا)نمی‌بینی و چه (سرد) است این (درس) زندگی.
اینجاست که (مرگ) برایم(گرم) میشود،چرا که (درد) همان (درد) است...
اینجا، سرزمین جملات وارونه است...
#بی_وقتی_های_من

ادامه مطلب  

پاییز بود  

پاییز بود. خیلی سال پیش.

باران نم نم. هوا لطیف و دلچسب. وسط جنگل کنار کلبه‌ای، زنِ گیسوبلندی
بادمجان‌ها را دانه دانه روی آتش کباب می‌کرد و ترانه باران زمزمه می‌کرد. خاطره‌اش
کمی محو است. ولی نه آنقدر که نتوانم چیزی در موردش بگویم. همین کافیست. یک زن
کنار آتش و یک جنگل. برای مرور یک خاطره قشنگ کفایت می‌کند.

ادامه مطلب  

گم شدن...!!!  

تنها که باشی راحت‌تر با زندگی کنار می‌آیی. خیالت گرم کسی نیست که با نبودنش سر کنی. می‌شود ساعت ها روی سنگ فرش‌های خیابان لخت قدم بزنی چه باران ببارد یا نبارد، فصل می‌خواهد پاییز باشد یا تابستان... تنهایی که کهنه می‌شود، شب‌ها هم سرت را با همین کهنگی گرم می‌کنی... هوای دو نفره هم دیگر در، کتت نمی‌رود جانم. جان می‌گیری با تکه کلامی از شوپنهاور، سکانسی از براندو، دیالوگی از قیصر خودمان، گوش ت عادت می‌کند به ترانه‌های قدیمی اما چقدر خودت را

ادامه مطلب  

گم شدن...!!!  

تنها که باشی راحت‌تر با زندگی کنار می‌آیی. خیالت گرم کسی نیست که با نبودنش سر کنی. می‌شود ساعت ها روی سنگ فرش‌های خیابان لخت قدم بزنی چه باران ببارد یا نبارد، فصل می‌خواهد پاییز باشد یا تابستان... تنهایی که کهنه می‌شود، شب‌ها هم سرت را با همین کهنگی گرم می‌کنی... هوای دو نفره هم دیگر در، کتت نمی‌رود جانم. جان می‌گیری با تکه کلامی از شوپنهاور، سکانسی از براندو، دیالوگی از قیصر خودمان، گوش ت عادت می‌کند به ترانه‌های قدیمی اما چقدر خودت را

ادامه مطلب  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی ببین عشقِ دیوانه من، چه کردی؟در ابریشمِ عادت، آسوده بودمتو با حالِ پروانه من چه کردی؟ننوشیده از جام چشمِ تو مستمخمار است میخانه من ، چه کردی؟مگر لایق تکیه دادن نبودمتا با حسرتِ شانه من چه کردی؟مرا خسته کردی و خود خسته رفتیسفر کرده، با خانه من چه کردی؟جهانِ من از گریه است خیسِ بارانتو با سقف  کاشانه من چه کردی ؟

ادامه مطلب  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی ببین عشقِ دیوانه من، چه کردی؟در ابریشمِ عادت، آسوده بودمتو با حالِ پروانه من چه کردی؟ننوشیده از جام چشمِ تو مستمخمار است میخانه من ، چه کردی؟مگر لایق تکیه دادن نبودمتا با حسرتِ شانه من چه کردی؟مرا خسته کردی و خود خسته رفتیسفر کرده، با خانه من چه کردی؟جهانِ من از گریه است خیسِ بارانتو با سقف  کاشانه من چه کردی ؟

ادامه مطلب  

تزویر  

پاشو  از  روی  مار  برنمیداره !!نمیدونم تا حالا  این  مثل رو شنیدید یا نه ؟!مامان پری ما  هم همینطوره !  ما با کلی  آشغال  ماشغال  و بار و بندیل  که هنوز هم یه کامیون دیگه اش مونده اثاث کشی کردیم منزل  مامان پری جون .اگه  بگی این زن  یه لیوان رو جابجا کرد ،  نکرد.نمیدونم میدونید  هوله رفتن  یعنی چه ؟به کساییکه  خودشون  رو الکی مشغول یه کاری میکنن تا از انجام کارای  بیشتر و سنگینتر  شونه خال کنن

ادامه مطلب  

تبریک عید غدیر  

شبی در محفلی ذکر علی بود / شنیدم عارفی فرزانه فرموداگر آتش به زیر پوست داری / نسوزی گر علی را دوست داری...خورشید شکفته در غدیر است علی / باران بهار در کویر است علیبر مسند عاشقی شهی بی همتاست / بر ملک محمدی امیر است علی . . ....مدح علی و آل علی بر زبان ماست / گویا زبان برای همین در دهان ماست . . ..

ادامه مطلب  

تبریک عید غدیر  

شبی در محفلی ذکر علی بود / شنیدم عارفی فرزانه فرموداگر آتش به زیر پوست داری / نسوزی گر علی را دوست داری...خورشید شکفته در غدیر است علی / باران بهار در کویر است علیبر مسند عاشقی شهی بی همتاست / بر ملک محمدی امیر است علی . . ....مدح علی و آل علی بر زبان ماست / گویا زبان برای همین در دهان ماست . . ..

ادامه مطلب  

شیفت باران  

بعضی روزا  باران  برای دل خودش میره  تو یه بیمارستان خیریه  مریض  می بینه.باران  اورژانس کار نکرده  و خیلی  از  خون  و  جون و مریض بد حال میترسه !مریض بدحال که میبینه  بیشتر دلش براش میسوزه  تا بخواد ذهنش رو متمرکز کنه و کاری برای مریض انجام بده .ولی تو درمانگاه  خیلی  عالیه .با تسلط  و دقت خاصی مریض میبینه و نسخه هاش خیلی حساب شده و بی نظیر هستن.هر  روزی که میره  بیمارستان  قبلش  خیلی به من توصیه م

ادامه مطلب  

روز رستاخیز  

تا گل به سرخی می زند لبخند شور انگیز را
بلبل حکایت می کند آوای روح انگیز را
خورشید بالا می رود شبنم به گل سر می زند
باران می بخشد صفا اقلیم حاصل خیز را
دریا سلامی می کند موجی قیامی می کند
بخشد به ساحل زندگی صبحی نشاط انگیز را
پس عمر ما باشد چو گل از یک بهاري تا خزان
لبخند ما سرخی دهد دل های در پاییز را  
نقشی بزن خورشید را بذری  ز امیدی بکار
برخیز و از ریشه بکن سایه ی رعب انگیز را
آنگه چو دریا کن دلت غصه بشوی از ساحلت
باری دگر آغاز کن آن صبح مهرانگی

ادامه مطلب  

روز رستاخیز  

تا گل به سرخی می زند لبخند شور انگیز را
بلبل حکایت می کند آوای روح انگیز را
خورشید بالا می رود شبنم به گل سر می زند
باران می بخشد صفا اقلیم حاصل خیز را
دریا سلامی می کند موجی قیامی می کند
بخشد به ساحل زندگی صبحی نشاط انگیز را
پس عمر ما باشد چو گل از یک بهاري تا خزان
لبخند ما سرخی دهد دل های در پاییز را  
نقشی بزن خورشید را بذری  ز امیدی بکار
برخیز و از ریشه بکن سایه ی رعب انگیز را
آنگه چو دریا کن دلت غصه بشوی از ساحلت
باری دگر آغاز کن آن صبح مهرانگی

ادامه مطلب  

قایقی در تبعید  

قایقی در تبعــــید                            لنگــری سرگردان        قاصدی در تشویش                         زیر چـَــتر باران    مثل اُقیانوسی گُــنگ                    موج غــَم در آغـــوش     می کِشم با تــَردید                     زنـــــدگی را بر دوش..

                                            #ایثار-اجلالی



ادامه مطلب  

تف به جغرافیای تنهایی  

دورتا دور وجودت را گاهی هاله ای از ابرهای غمگین تنهایی فرا میگیرد، ابرهای سیاه و سنگین که تا باران نشوند غمشان فرو نمیریزد... فصل وجودت سراسر زمستانی میشود غمگین و یخبندان قلبت را هیچ گرمایی آب نمیکند..دست دلت را میگیری و خودت را زیر انبود از هجمه های تنهایی پنهان میکنی و با سکوتت فریاد میزنی تف به جغرافیای تنهایی...

ادامه مطلب  

تف به جغرافیای تنهایی  

دورتا دور وجودت را گاهی هاله ای از ابرهای غمگین تنهایی فرا میگیرد، ابرهای سیاه و سنگین که تا باران نشوند غمشان فرو نمیریزد... فصل وجودت سراسر زمستانی میشود غمگین و یخبندان قلبت را هیچ گرمایی آب نمیکند..دست دلت را میگیری و خودت را زیر انبود از هجمه های تنهایی پنهان میکنی و با سکوتت فریاد میزنی تف به جغرافیای تنهایی...

ادامه مطلب  

تف به جغرافیای تنهایی  

دورتا دور وجودت را گاهی هاله ای از ابرهای غمگین تنهایی فرا میگیرد، ابرهای سیاه و سنگین که تا باران نشوند غمشان فرو نمیریزد... فصل وجودت سراسر زمستانی میشود غمگین و یخبندان قلبت را هیچ گرمایی آب نمیکند..دست دلت را میگیری و خودت را زیر انبود از هجمه های تنهایی پنهان میکنی و با سکوتت فریاد میزنی تف به جغرافیای تنهایی...

ادامه مطلب  

تف به جغرافیای تنهایی  

دورتا دور وجودت را گاهی هاله ای از ابرهای غمگین تنهایی فرا میگیرد، ابرهای سیاه و سنگین که تا باران نشوند غمشان فرو نمیریزد... فصل وجودت سراسر زمستانی میشود غمگین و یخبندان قلبت را هیچ گرمایی آب نمیکند..دست دلت را میگیری و خودت را زیر انبود از هجمه های تنهایی پنهان میکنی و با سکوتت فریاد میزنی تف به جغرافیای تنهایی...

ادامه مطلب  

تف به جغرافیای تنهایی  

دورتا دور وجودت را گاهی هاله ای از ابرهای غمگین تنهایی فرا میگیرد، ابرهای سیاه و سنگین که تا باران نشوند غمشان فرو نمیریزد... فصل وجودت سراسر زمستانی میشود غمگین و یخبندان قلبت را هیچ گرمایی آب نمیکند..دست دلت را میگیری و خودت را زیر انبود از هجمه های تنهایی پنهان میکنی و با سکوتت فریاد میزنی تف به جغرافیای تنهایی...

ادامه مطلب  

مامور مخصوص حاکم بزرگ سخنرانی میکند  

من اکثر اوقات هرچیزی دوست دارم می نویسم و به یاد انشا نویسی دوران مدرسه دنبال نتیجه گیری نیستم. ولی گاهی خیلی برام سوال پیش میاد که چی؟ که اصلا چی بشه؟ یا اینکه چون میدونم خیلی شرح و توصیف نمیدم برای یک ماجرا  خواننده بیچاره گیج میشه. دوستای وبلاگی خیلی وقت ها میگن الان تو متاهلی؟ مجردی؟ یا ته ماجرا چی شد؟ و من میفهمم احتمالا خیلی گنگ نوشتم _در دقت خوندن شما هم البته شک میکنم_ خلاصه هی احساس وظیفه میکنم که توضیحی بدم که به نظر خودم هم ضروری ن

ادامه مطلب  

تمرین سوم گرندپری ایتالیا 2017؛ پیشتازی فیلیپه ماسا در روز باران و ماشین ایمنی  

تمرین سوم گرندپری ایتالیا 2017 در نهایت پس از تاخیری طولانی در هوایی
بارانی آغاز شد و در روزی که اکثر راننده ها زمانی به ثبت نرساندند، فیلیپه ماسا توانست سریع تر باشد. در رده های دوم و سوم نیز استرول و هالکنبرگ قرار دارند.
ادامه مطلب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1