24  

قبل از اینکه بخوای کسی رو قضاوت کنی . کمی با کفش هاش راه برو . کمی شرایطش رو ببین و کمی اون باش.جدای از همه اینها . باز هم نمی تونی قضاوتش کنی . چون باز تو اون نیستی . اون روان جدایی داره . روح جدایی داره و هیچ کس جز خدا نمی تونه بگه چرا این کارو کردی .. سعی کنیم کمتر توی زندگی هم فضولی کنیم . کمتر قضاوت کنیم . واقعا به ما ربطی نداره . چون هر کسی شیوه زندگی خودش رو داره و خودش می دونه چطور باید زندگی کنه و ما نیز خودمان بهتر می دانیم که چطور زندگی کنیم . به

ادامه مطلب  

شکایت شب :|  

شیش ماه دیگه همین موقع دیگه اخرین لحظاته.
حس میکنم فقط منم که یه عالمه کتاب نخونده دارم.
چرا تموم نمیشن اخه؟
چرا اینقدر میلنگم تو عربی؛خیلی برام عجنبیه اصلا؟
چرا هر کار میکنم درصد شیمی ام بالا نمیاد یه سقوط کامله؟
چرا آرایه ها رو قاطی میکنم مگه اسلوب معادله و تمثیل چقدر فرق داره؟
خدایا نوکرتم ما يکيشم گوش نمیدیم چرا این همه پیام داره یه آیه ات؟
اخه من میخوام بدونم چرا یه فصل کتاب فیزیک تو بخش مسئله و درسنامه و تست هزار و شونصد برابر میشه؟
ریا

ادامه مطلب  

چقد هوا گرمه!  

رو دوستت دارم رمز گذاشته بودیم مثلا جلو جمع وقتی نمیشد بگه دوسم داره میگفت هوا چقدر گرمه ...از این دیوونه بازیایی که هرکی به یه شکل تو رابطه اش با کسی که دوسش داره ،داره ...شاید وقتی باهم توی دانشگاه بودیم روزی صدبارگرمش میشد !!حتی خوب یادمه یه بار که برف میومدو باهاش قهر بودمو با فاصله از هم راه میرفتیم، وسطه خیابون داد زد گفت ای خدا خودت شاهدی میبینی که چقدر گرمه ....کسایی که دور و برمون بودن با یه نگاه متعجب چند ثانیه ای نگامون کردن‌و بعدم رفتن

ادامه مطلب  

 

یه سری خرید داشتم.. خواستم برم زود انجامشون بدم و بیام ک فاطمه هم گفت بیرون کار داره میخواد باهام بیاد.. کلی معطلم کرد آخرشم نامزدش زنگ زد ک زود برگرده خونه و تو این ساعت بیرون نمونه.. منم که خریدام مونده بود بهش گفتم بره من خودم برمیگردم.. 
همیشه همینجوری بوده.  پا به پای همه اومدم ولی کسی پا به پام نیومده..
البته درکش کردم.. اون به اندازه ی من آزاد نیس.. یه نفرو داره که خیلی سختگیره..
تو راه برگشت داشتم به این فکر میکردم که خیلی خوبه که کسی اینجوری

ادامه مطلب  

 

 
انگار یه مدت بی ایمان شده بودم 
 
بیشتر از یه مدت .. 
نه خیلی ..
مثلا اندازه چند سال ...
 
نه اینکه بی ایمان شده بودم 
 
دلمو به چیزای دیگه ای خوش کرده بودم 
 
یادم رفته بود پول از کجا میاد ...
 
اونوقت ، این پول مثل برف سر ظهر آخر پائیز ، زود آب شد 
و حالا هم داره چکه میکنه 
 
 
اینقدری بدی دیدم که خوشبین نباشم 
اما از اون  بدی ندیدم 
درسته خیلی به حلال و حروم معتقده 
ولی صفر تا صدش هم فرق داره
خط قرمزاش دایره گرد نیست ... 
 
اما هنوزم نگرانم ...
 
خب شای

ادامه مطلب  

جام جم  

اصن به شما ربطی نداره این موضوع!
.
.
.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
من هروقت میخام با پدرم بحثم بشه یاد فیلم قاضی میفتم که پسرش که وکیل بود و پدره قاضی
پسر: مامان کجاست؟فکر میکنی جای دیگه‌ای وجود داره بعد از مرگ؟
پدر: داری ازم میپرسی که به خدا اعتقاد دارم؟پسر: داری؟؟
پدر: من 72 سالمه با سرطان مرحله‌ی 4 .. من چه انتخابی دارم؟
 
واقعا راس میگه! چه انتخابی داره..  منم نباید بحث کنم..اونم دیگه سنش..
بماند که جوون بود مردم آز

ادامه مطلب  

 

+ ماجرا از شهریور 93 شروع شد کی فکرشو میکرد تا اذر 95 طول بکشه 
اما دیگه تموم شد نمیدونم ناراحت باشم یا خوشخال ! 
غم تو نگاش موج میزنه ...
بش گفتم ارزششو داره ؟ 
سرشو ب علامت مثبت تکون داد 
چیزی نگفتم کسی ک عاشقه رو نمیشه متقاعد کرد 
+ هیچ وقت ادم کینه ای نبودم دست خودم نیس زود یادم میره ^_^  
+ دلم برای زی زی گولو خیلی تنگ شده خیلی زیاااااد :( 
+ شب اخر تو خوابگاه تا شش صبح بیدار بودیم 
تا خود صبح بچه ها درد دل کردن 
واقعا راسته ک میگن اونی ک بیشتر میخنده

ادامه مطلب  

روش های جذب مخاطب اینترنتی  

بعد از 11 سال وب نویسی و اینترنت گردی، به نتایج جالبی در مورد مخاطبین وبلاگ ها رسیدم، به این صورت که برای جذب مخاطب:
1_ نباید وبلاگ شخصی داشته باشی و نباید در مورد خودت و خانوادت بنویسی. نوشتن در مورد خودت هیچ جذابیتی برای هیچ کسی نداره و اصولا توقع درک شدن و همدردی مخاطب با آدم، توقع اشتباهی هست. به قول یک نوشته در تلگرام: «مشکلاتتون رو به کسی نگید، 20 درصد اصلا اهمیتی نمیدن و 80 درصد هم خوشحال میشن که دچار اون مشکل شدید.»
2_ گذاشتنِ عکس، خیلی بیشت

ادامه مطلب  

تو همین مسیر که سمتت میام دستامو بگیر  

داشتم فکر می کردم شاید اتفاقاتی که داره می افته وبهش میگیم بد شانسی ، بدبیاری یا میگیم _ای بابا چرا این جوری شد؟ _این دیگه کیه؟ _ هیشکی منو نمی فهمه! . همه ، فرصت هایی هستن که یه روزی از خدآ خواستیم تا بهمون بده . شاید همون دعاهایی هستن که تو خلوت هامون کردیم و حالا مستجاب شدن ، همه از خدا خواستیم که کمکمون کنه شاید این تصادف این اتفاق بدی که برات افتاده این بدشانسی این آدمی که تو رو نمی فهمه همون کمک خداست .
این روزا دارم با خودم کلنجار میرم کمتر ق

ادامه مطلب  

Deltangi ...  

یه لحظه یاد ژست سیگار کشیدنت افتادم خواستم قربووونت برم نصفه شبی کاش میشد الان ک ب اون پهلوم برمیگردم تو کنارم دراز کشیده بودی و غرق خواب بودی ...و من سرمو میذاشتم رو سینت و ب صدای نفسا و قلبت گوش میدادم ...لمس میکردم صورتتو و با خودم میگفتم می بینی ؟ می بینی میشه آدم همه دنیا رو کناردستش داشته باشه ؟تویی ک همه دنیای منی میشه یه شب تا صبح کنارم باشی و من این شب رو نخوام سحر کنم و ب صبح برسونمش ؟میشه یه زمانی همیشه تو رو برای خودم داشته باشم ! صداتو

ادامه مطلب  

 

خدایا هزار بار شکرت ک همه چی داره مثل قبل میشه
مثل قبل شیرین
مثل قبل لذت بخش
مثل قبل ارامش...
خدایا عاشقشم
نفسمه
دیوونشم
خوشبختیمون صددرصدیه
وقتی اینقدر میخوامش

ادامه مطلب  

 

خدایا ببخشیدا
ولی چقدر بی انصافیه
شش صبح بیدار شی و 
به آسمون نگاه كنی و ببینی داره بارون با قوت تمام میباره و 
بازم تو تنهایی
اولین بارون زمستون بباره و كسی كه دوستش داری 

ادامه مطلب  

You....  

منتظر تو بودن خوبه اینکه دراز بکشی و خسته باشی و چشات ب تیک دوم پی امات بخوره و شارژ شی از بودنت هر جوری که باشه جون میگیرم ...که صدات پخش بشه تو این لحظه های آخر شبم و عطرشو ببره تو خوابم تا خود صبح که چشم باز کنم و ببینم تو بهم صبح بخیر گفتی که بازم روزم قشنگ بشه با مهربونیت ، با توجهت ، با اهمیت دادنات ...اینکه زندگی رو نظم بدم به امید بودنت ، به دلگرمیِ اینکه هستی ، که دلت می تپه برام ... که همه ی حسامو میگی دو طرفه س ...که یه دختر شاد بشم با چشمایی ک

ادامه مطلب  

چو تخته پاره بر موج...  

خب،انگار همین اندک وابستگی ها هم باید کم کم ازم دور شن...
صمیمی ترین دوستم که مثل خواهر نداشتمه و با وجود فرسنگها، از خانوادم بهم نزدیکتره و از سال دوم دانشگاه باهم دوست بودیم، داره به یه دلایلی شهرشون و خونشون رو ترک میکنه و میاد تهران تا پیش يکي از دوستاش که اون زمان هم اتاقیه خوابگاهش بود زندگی کنه...
و من نمیدونم چرا از وقتی این تصمیم رو گفت به دلم بد افتاد... راستش نسبت به این دوست حس خوبی ندارم و از وقتی اینها دوباره باهم دوست شدن و تعریفایی

ادامه مطلب  

فیلمِ خوب کجاست؟  

چرا تجدید نظری تو ۲۵۰ فیلم برتر نمیشه؟اینا چیه ساختن:| یا از اوناست یا نه سر داره نه ته یا انقدر مقواست به شعور خود بازیگری که توش بازی کرده حس میکنم توهین شده:|
يکي بیاد توضیح بده"هتل بزرگ بوداپست"میخاد رسما چی بگه؟!آقا مقواس مقواااا

ادامه مطلب  

حالا سوسکم نکنه خوبه!  

تو کتم نمیره که لحظه به لحظه داره میبینه ما چه جوری زجر می کشیم و هیچ کاری نمی کنه! دنیا رو گوه ورداشته بعد این به روی مبارکش هم نمیاره!!
مگه میشه منو دوست داشته باشه و این همه غم و درد منو ببینه و روشو کنه اونور؟؟؟ مگه خدا نیست؟ مگه قدرت  مطلق نیست؟ مگه حتی افتادن برگ درخت به اراده ی اون نیست؟ پس چرا با اینکه میگه توان انجام هر غیرممکنی رو داره ولی بازم هر جا دلش بخواد مهربونه و هرجا دلش بخواد سنگدل؟؟!!! یه جا کمک می کنه و یه جا که دارم میمیرم، زحم

ادامه مطلب  

دی هی هی هیD:  

بالاخره!
به مامانم گفتم پایین موهام یکم موخوره داره؛بیا یکم کوتاش کن...
اول میگف نه؛کو موخوره؟
بعد که قیچیُ  گرف دستش با حرکاتِ الکی مثلنی گردنِ من،
پایینِ موهام کجُ کوله شد..که در نهایت ۳۰ سانتش رفت:)))
+همینم خیلیِ...باشد که مخش زده شود...:)

ادامه مطلب  

نه هیچ آدم بدی تو این دنیا وجود داره و نه هیچ چیز بدی  

خدا فقط چیزهای خوب رو يکي يکي و ساده و کوچک آفرید. هیچ وقت چیز بدی را خلق نکرد.
از شعبده بازی چیزی می دونی. وقتی چند تا چیز ساده و کوچیک رو کنار هم قرار می دی تا یه شعبده عجیب و پیچیده درست کنی که هیچ کس چیزی از حقیقتش متوجه نشه. ادامه مطلب رو حتما بخونید.

ادامه مطلب  

زن اینده  

این روزا داره می گذره و پاییز هم داره نفس های اخرش رو میزنه اینجا یه مردی هستش که بود و نبودش برای
کسی فرقی نمی کند اینجا مردی از تنهایی هایش می نویسد برای کسی که قرار است بیاید ولی نمی دانم
کی شاید هم نیاید زن من من این روزها رو به امید اینکه بیایی سر می کنم این تنهایی مرا کلافه کرده است
زن من نمی دانم در کجای این دنیا هستی یا شایدم این نزديکي ها هستی زن من به دستانت محتاجم به
روزی که من خسته از سرکار می ایم و تو قرار است با دستانه لطیفت چایی که ق

ادامه مطلب  

81  

 
 
ماشین یه مشکلی داشت مثلا فکر کنید که پنج تا احتمال داره که به این مشکل خورده باشه حدود یک تومن بهش خرج کردم چند تا از اون عیوب رو حل کردم هنوز که هنوزه نفهمیدن مشکل چیه
 
دیوث ها وقتی بلد نیستید گوه میخورید تعمیرگاه میزنید تا جیب مردم رو بیخود خالی کنید
 
 

ادامه مطلب  

 

خوشحالم ک هوامو داره
خوشحالم ک کنارمه
خوشحالم ک منو زنش میدونه
مامان بچه هاش
با تمام اتفاقات بدی ک واسمون افتاد
اما باز هم
خوبیم با هم
و همو ب اندازه ی دنیا دوست داریم
و چقدر خوشبختم کنارش
خداروشکر ...
خداکنه اونم خوشبخت بشه کنارمن
بیش از حد میخوامش
و عاشقشم
خداکنه زودتر بهم برسیم
عشقم بهم گفته درکش کنم

ادامه مطلب  

 

چند ساعتی ست که مطمئن شده ام،او با گفتن دوباره قسمتی از احساساتم را بیدار کرده و من هرقدر که با منطقم تلاش میکنم سرم را به چیزی گرم کنم و بی خیال تمامی ها برای خودم زندگی کنم،نمیشود که نمیشود...
بله؛برای درگیر کردن آدمها،میتوانید آنها را آزاد بگذارید و سپس مهربانانه با وجدانشان روبرو کنید؛صد در صد تضمینی!

ادامه مطلب  

نقطه عطف  

مطمئن نیستم ولی فک کنم دارم کم کم نقطه عطف تفاوت‌ها رو پیدا میکنم، یا اگه نگم تفاوتا حداقل نقطه عطف اشتراکات رو پیدا میکنم.اگه بخوام یه اسم اولیه هم بذارم روش میشه «دین معیاری در بطن زندگی».این خیلی با مذهبی بودن فرق داره، یا شاید معیارامون تو تشخیص مذهبی بودن آدما تا اینجا اشتباه بوده، هر چی که هست این اسم بهتر میتونه منظورمو برسونهتو این فضا تعاریفی (شاید اولیه و سطحی) که از مذهبی بودن و دین معیاری در بطن زندگی ارائه میشه و تفاوت هاشونو بی

ادامه مطلب  

استعفای عطیه  

بعدا یروز ممکنه عطیه برگرده انجمن و احیانا بخواد دوباره تو انتخابات شرکت کنه، اون موقع يکي مث قاسمی وجود داره که با خودش فک میکنه رفتن عطیه به خاطر شورامرکز نشدنش بود و برگشتنش به خاطر کسب دوباره قدرت!
خلاصه که نمیتونیم با فضای ذهنی خودمون اعمال دیگرانو قضاوت کنیم

ادامه مطلب  

روزهای سخت  

خیلی سخته کسی رو که باهمه وجودت دوسش داری و هر لحظه واسه خوشبختیش دعا میکنی بگه بدبیاریام از آه دل ونفرین توعه اره خیلی سخته فکر کنه راضی به خوشحالیش نیستی فکر کنه غمگین بودنش شادت میکنه فقط آدمای پست از نگرانی دیگران شاد میشن دلم خیلی گرفته و اشکم دمه مشکمه نمیدونم چرا.دلم خیلی غم داره ولی خب میگذره.
یه احساس ته دلم میگه عقب افتادم میگه جا موندم از شهادت جاموندم یه پله واسه رشد واسه تکامل که من از دستش دادم شاید این روزها بزرگترین آرزوم شهاد

ادامه مطلب  

۹۷.  

اینروزها که ۳۳ سالم تموم شده، یه جوری ام.یه جوری که دوس ندارم سنمو کسی بدونه. می ترسم که روزی برسه بشم همون زن چل ساله ای که به قول بیشتر جامعه دیگه داره پیر میشه. من دوس ندارم پیر باشم. میخام هنوز دلبری کنم اما نمیدونم چی مانعم میشه. حتی دوس داشتن شوهرم هم به نظرم الکی میاد. باورم نمیشه که کسی یه زن بالای سی سالو دوس داشته باشه و بخاد باهاش بخوابه. حالم خوب نیس.

ادامه مطلب  

 

تا شاخه نبات خودت نشی، شاخه نبات هیشکی نمیشی....
هی داره این جمله رو بلند بلند تکرار میکنه
راه میره میخونه:
تا شاخه نبات خودت نشی....
و من باین فکر میکنم که تا شاخه نبات خودم شدن راه بسیاره.....
راه بسیاره پس....
پس......
 
+ خصوصا که این روزها حال و حوصله خواندنم را هم نداری دیگر.....

ادامه مطلب  

چیزی که عوض داره گله نداره  

چند وقت پیش آرزو جان یه پست در مورد دندون عقلش نوشته بود
با این مضمون که دندون عقلش شکسته و یه تیکه اش افتاده و یه تیکه اش
جامونده و بعدا متوجه میشه تیکه ی سوم رو نوش جان فرموده :)
منم کلی سر به سرش گذاشتم که باید یه داستان با مضمون دندون خوری
بنویسم :)) 
الان دیگه نیاز به ذکر قصه از زبون ارزو جان نیست ... با اجازتون امشب عینا
همون بلا سرم اومد یه تیکه شکست یه تیکه جاموند و تیکه سوم...بله قورت
داده شد و منم بعد از افتادن تیکه دوم فهمیدم اونی جسمی سنگی

ادامه مطلب  

اطلاعیه تولد  

سلام همگی عزیزان چجوریایین؟؟؟قشنگ اینجوری بخون چجوریاییخب داره تولد محسا نزدیک میشه و من هنو هیچی اماده نکردماز سال پیش قول یه تولد بزرگ رو دادم و میگیرم غمی نی
البته متاسفانه تولد محسا افتاده تو محرم سفر پس جمعش کنین بره کارششوخیدم تاریخ به دنیا اومدن محسا رو یکم میکشیم عقب تر
پس خبر رسمی:شب 10 مهر ماه در جشن بزرگ محسا گوگول مگول ژیگول پیکول حضور یابید
الان محسا مسافرته و یه هفت ندیدمش
البته ما فرق داریم از اوناش نیستیما هفته ای یبار ببینی

ادامه مطلب  

شیر برنج با مربای به  

چون عذاب وجدان دارم بخاطر جاسوسی!! میخام امروز صبحانه ی خوبی بهش بدم! یه جوری مثلا جبران بشه! مثلا!!
شیر برنج خیلی دوست داره با مربای به!!
الان روی گازه
البته همش سعی می کنیم خیلی رو در رو نشیم! بنابراین میزو می چینم و میرم میخوابم.
فعلا زمان لازمه. هر دومون باید یکم تنها باشیم و فکر کنیم. البته بیشتر اون ...

ادامه مطلب  

تکرار ...  

آخر همه حرفاش میرسه به فروش خونه ....
انگار مال منه ....
فکر کردم حرف تازه ای داره....جالب ترش اینه که دیگه اصلا بغض نمیکنم....عجیب عادت کردم به این تنهایی نحس
بعد از دوساعت پی ام رد و بدل کردن (قابل توجه دل لامذهب خودم که پی ام ها ....یعنی سارا تو حتی ارزش یه تلفن زدن ساده هم نداری چه برسه به یه ملاقات )تازه میگه اگه برگردم ممکنه مجبور بشم بخاطر بدهی خونه را بفروشم ....پوووفففف
دلم میخواست موبایلو بکوبم به دیوار ....ولی خانم و با شخصیت و بدون کارای محیرالع

ادامه مطلب  

 

 
خدایا دلم ازيکي خیلی گرفته خدایا کمکم کن بعضی وقتا صبرم تموم میشه میگم دیگه تموم شد ولی چند لحظه بعد پشیمون میشم خدایا دوسش دارم اخلاق تندی داره فکرمیکردم بچه داربشیم خوب بشه ولی بدتر الان میترسم به بچم اسیبی برسه همش دعامیکنم زود بگذره بچم سالم به دنیابیاد بعضی وقتا میگم خودت کم غصه میخوری این بچه چه گناهی داشت که باید اینجوری زندگی کنه 

ادامه مطلب  

دیدن این تکه فیلم را سفارش می کنم  

نمی دونم که شما سریال افسانه پهلوان چینی رو دیدید یا نه یا شاید دیده باشید ولی به این قسمتش توجه نکرده باشید. ما همه سعی می کنیم دنیای اطراف مون و آدمها رو بهتر کنیم.  این تکه فیلم از این سریال شاید محتوای تمام این سریال باشه.(150مگابایت با زیر نویس انگلیسی)
http://www.mediafire.com/download/6dyopx2xogt7027/Chinese_Paladin_3_eps_28.mp4
خدا برای راهش به کتک خور نیاز داره نه کتک زن چیزی که اغلب فراموش می شه

ادامه مطلب  

طوفان  

در روزهای خوبتان بدانید،بعدا خاطره این روزها شما را دیوانه  میکند... 
اون لحظه هایی ک خونه مامانجون ،شام دور هم جمع میشدیم و چرت و پرت میگفتیم و خاله هی این تو و اون تو میکرد و ما غش میکردیم از خنده  و واسه خرید رفتن دسته جمعی و فرداش خونه خاله رفتن برنامه میچیدیم،و فک میکردیم بهتر ازین نمیشه،باید میفهمیدم همه اینا ارامش قبل طوفانه....
وقتی زیادی داره خوش میگذره،باید شک کنم ک ی خبریه...!

ادامه مطلب  

 

عصر شنبه ... بارون ... خواب ... امتحانم ک پررررر 
خدایا میدونم شب امتحان ب غلط کردن میفتم اما خیلی خواب میچسبه 
زهرا میخواست کتاب بخره یه تعارف زدم گفتم کارت منو ببر 
وقتی خواب بودم برده بودش 
با صدای تلفن سه متر از جام پریدم رمزشو ازم خواست 
ینی خدا شاهده وقتی پیامکش برام اومد از غصه دیگه خوابم نبرد 
خواستم بگم تعارف بگیر نگیر داره از این کارا نکنید منو بکنید درس عبرت :| با تشکر 
 

ادامه مطلب  

 

یه ویژگی بدی که دارم اینه که کینه ایم.ینی االان تا مدتها قرار نیست بلاگفا رو ببخشم واسه پستی که نیم ساعت داشتم مینوشتمش و انقدر غرقش بودم که یادم رفت برخلاف بقیه پستای طولانیم کپی کنمش.و بلاگفا به فاکش داد.ولی میخواستم بگم که کینه ای بودن خیلی بده.وقتایی که ناراحتم یا عصبانی،موضوع دیگه فقط اون موضوعی که تو اون لحظه باعث ناراحتیم شده نیست،همه آدمایی که تو این شونزده سال ناراحتم کردن.وقتی میگم همه ینی همه.همه حسرتام.همه سوالایی که جواب ندارن

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1