گزارش روزانه  

اولیای گرامی کاربرگ علوم کار شد.(فصول)ریاضی آمادگی برای جمع تدریس شد و تمرینات حل شد.دانش آموزان جملات انشا ی خود را خواندن.کتاب کانگورو قسمت ۲۰۱۱ کار شد.به دانش آموزانی که میانگین هر ماه دفتر ارتباط بین خانه و مدرسه آنها بین ۶۰ تا ۷۰ شده بود یک بورس ۵۰ امتیازی اهدا شد.فارسی نوشتاری حل شد.

ادامه مطلب  

#849  

چقدر این روزا به حرمُ ارامشش نیاز دارم
دو ساله دارم اموزش پرورشو لعن و نفرین میكنم كه حتی دبیرستان هم نگارش داریمُ باید انشا بنویسیم:)))
اما امسال برا اولین بار دعاشون كردم:))
سر امتحان ترمِ نگارش عجیب حالم بد بود! سه تا موضوع داشت یكیش" بهترین روز زندگی" بود
شروع كردم به نوشتنُ از روزی گفتم كه حرم اقا بودم... انقدر قدیما اقا طلبیده بود كه همه جاشو از بَر بودم
با عشق توصيف میكردم و از حسُ حالم مینوشتم... فك كنم طولانی ترین انشای عمرم بود!
اخرش بغضم

ادامه مطلب  

بنا های قدیمی  

 
خانه  ای  با قدمت یکهزار سال در محله قاضی شهرستان آران و بیدگل  دارای ایوان خشتی و  اتاق ها و كارگاه های كرباس و ابریشم کشی ، رنگرزی  آشپزخانه ، "دالان بالا خانه و پایین خانه " ، حوض خانه ماهی  و اصطبل هیزم خانه و... مجلی برای تولید پارچه های کرباس و متقال و ابریشم و ...دلایل بقای بناهای قدیمی در قیاس با خانه های امروزین باید جالب باشند.

ادامه مطلب  

امروووووز  

امروز چون ادبیات داشتیم ومن از انشااااااااااا بههههه شددددت متنفررررررررم.............اصلانمیدونم چرااااولی دوس ندارم انشاروووو....
حتی تاریخوبیشتراز انشا دوس دارم.......
اصلافقط درسای تخصصیوعشق است........
.........
....
اینقدر به خواب احتیاج داشتم مخصووووصا خواب بعدازظهر که خداروشکر قسمت شد و من امروز بعدازظهر خواااابیدم ...مرسی خداجووون
 
اخه روزای دیگه درسا نمیزارن من یه ذره بعدازظهرها بخوابم......
.......
دیگه چی!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟اهااااا......
خیییییلی دلم واسه

ادامه مطلب  

یادداشت صد و سوم  

این یادداشت ناشناخته شناخته
شایع شده قم زلزله میاد امشب الان نمیدونم چقدر از زندگیم مونده یهو تو رتبه دوم شاید دیگه روحم شاد(البته واقعیت من این افکار نیست امید به زندگیم بالای ن و د).
امروز انشا داشتیم اما وقتی کلاس دست دبیر ادبیات باشه به انشا ستم میشه. یه نصفه انشا نوشته بودم درباره آب و کربلا رو میز بود حسین -که انشا با جمله‌هایی شبیه رپ می‌نویسه- به معلم گفت من بخونم اما معلم ادبیات درس داد.
امروز م با دقیقا ۲۵دقیقه تاخیر رسیدم رفتم گروه

ادامه مطلب  

باران  

بآز باران با ترانه 
 
میخورد بر بام خانه...
خانه ام کو؟
خانه ات کو؟
آن دل دیوانه ات کو؟
روز ها یه کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟
یآدت آید روز باران !
گردش یک روز دیرین ..
پس چه شد ؟! دیگر کجا رفت ؟!
خــــاطرات خوب و شیرین باز باران بی ترانه ، بی هوایه عاشقانه ، بی نوایه عارفانه در سکوت ظالمانه ، خسته از مکر زمانه غاف‍ل از حتی رفاقت ، حاله ای از عشق و نفرت ، اشک هایی طبقه عادت قطره هایی بی طراوت ، رویه دوش ادمیت ، میخورد بر بـام خانه ...

ادامه مطلب  

انجیل لوقا 6;46,49  

۴۶«چگونه است که مرا ”سرورم، سرورم“ می‌خوانید، امّا به آنچه می‌گویم عمل نمی‌کنید؟۴۷آن که نزد من می‌آید و سخنانم را می‌شنود و به آن عمل می‌کند، به شما می‌نمایانم به چه کس می‌مانَد.۴۸او کسی را مانَد که برای بنای خانه‌ای، زمین را گود کَند و پیِ خانه را بر صخره نهاد. چون سیل آمد و سیلاب بر آن خانه هجوم برد، نتوانست آن را بجنباند، زیرا محکم ساخته شده بود.۴۹امّا آن که سخنانم را می‌شنود ولی به آن عمل نمی‌کند، کسی را مانَد که خانه‌ای بدون پی،

ادامه مطلب  

شب ترانه ساز  

شب آشیان شب زده،چکاوک شکسته پررسیده ام به ناکجا مرا به خانه ام ببر
کسی به یاد عشق نیست،کسی به یاد ما شدناز آن تبار خودشکن تو مانده ای و بغض من
از این چراغ مردگی از این برآب سوختناز این پرنده کشتن و از این قفس فروختن
چگونه گریه سرکنم که یار غمگسار نیستمرا به خانه ام ببر که شهر، شهر یار نیست
مرا به خانه ام ببر ستاره دل نواز نیستسکوت نعره می زند که شب ترانه ساز نیست
 ایرج جنتی عطایی

ادامه مطلب  

 

به نام خدا
 
معلمی مثل خواب می ماند. خواب های کوتاه شیرین عصرگاهی که گاهی آنقدر عمیق می شود که همه خستگی روز را تنت می تکاند. 
از وسط زندگی آشفته و ذهن آشفته تر سمت مدرسه راه می افتم. لحظه ورود هم هنوز غصه ها و نگرانی ها هم راهم هست. چادرم را که روی جالباسی می گذارم ذهنم درگیر کلاس پیش رو شده. راه کلاس را که در پیش میگیرم، تک تک صورت های خندان وسط راهرو حواسم را پرت می کنند. در کلاس را که می بندم و بچه ها می نشینند دیگر همه تصاویر قبلی پاک شده. یک آدم

ادامه مطلب  

راهنمای انتخاب رنگ کابینت  

یکی از دغدغه های اصلی هنگام سفارش ساخت کابینت برای هر مشتری انتخاب رنگ ان از میان انبوهی از رنگ ها و طرح های مختلف است.که خود چالشی بزرگ است زیرا کابینت جز اصلی ترین دکوراسیون هر خانه و از طرفی جز پر مصرف ترین مکان های یک خانه است و بیشتر وقت خانم های خانه دار در ان است.و از طرفی نحوه تناسب ان با رنگ یخچال و گاز و بعد از ان رنگ لوازم منزل است.

ادامه مطلب  

زلزله  

 
 
هرگاه زمین به لرزه در آید
محمد علی عسگری
یک بار دیگر زمین به لرزه در آمد و بخشی از خاک میهن ما را دستخوش مصیب و ماتم کرد . هرچند ما در دور دست قرار داریم و از دور نظاره گر تصاویر مصیبت زدگانیم اما درک این ماتم کار دشواری نیست  . از این جهت است که با همه آنهایی که دراین فاجعه ملی دچار مصیبت و رنج شدند ابراز همدردی می کنیم و برای همه آنها آرزوی بهبودی و سلامتی داریم .
بی تردید هرکدام از ما ایرانی ها طی سالهای عمر خود به نوعی زلزله را تجربه کرده ا

ادامه مطلب  

9 آذر96  

او با پیراهنی صورتی نشسته بود مصاحبه می کرد در خانه اش دو سگ بزرگ مو بلند سفید بودند من از مادرم پرسیدم یعنی در خانه اش سگ دارد؟ گفت داره دیگه.دست خطی روی یک کاغذ بود دست خط او بود و فکر می کردم با تعجب که چرا شبیه دست خط ویدا شده.

ادامه مطلب  

سلام مان بوی نیاز ندهد!  

یکی از بزرگان می گفت: 
ما یک گاریچی در محلمان بود، که نفت می برد و به او عمو نفتی می گفتند.
یک روز مرا دید و گفت: سلام. ببخشید خانه تان را گازکشی کرده اید!؟
گفتم: بله!
گفت: فهمیدم. چون سلام هایت تغییر کرده است!
من تعجب کردم، گفتم: یعنی چه!؟
گفت: قبل از این که خانه ات گازکشی شود، خوب مرا تحویل می گرفتی، حالم را می پرسیدی. همه اهل محل همین طور بودند. هرکس خانه اش گازکشی می شود، دیگر سلام علیک او تغییر می کند…
از اون لحظه، فهمیدم سی سال سلامم بوی نفت می د

ادامه مطلب  

مهمان داریم چه مهمانی!  

باید دستکش دست کرد و همه ی سوراخ سنبه های خانه را سابید؛
همه جای خانه باید برق بزند... بیشتر از همیشه؛
باید توی همه ی اتاق ها شمع روشن کرد با عطر سیب؛
باید یک گلدان بزرگ پر از گل گذاشت روی میز؛ نه... اصلا باید همه ی گل های دنیا را برایش خرید؛
الکی که نیست...
" مادر" می آید!

ادامه مطلب  

دختر قاضی  

کى بود - یکى نبود، در شهر کازران قاضى‌اى بود که دخترى داشت ساده، یک روز این دختر با مادرش توى آشپزخانه سرگرم کار بودند صدائى از دختر بلند شد، در این میان بزى که دم در آشپزخانه بود بع‌بع مى‌کرد، مادر دختر دست‌پاچه شد، آمد و هر چه زر و زیور و پیرایه داشتند به بز آویزان کرد که به قاضى نگوید. اما بزه از آسیب این زر و زیورها بع‌بعش زیادتر شد. مادره گفت: 'دختر جان این بز آبروى تو را پیش پدرت مى‌برد، باید از خانه بیرونش کنیم.' بز را با همان زر و زیور ا

ادامه مطلب  

میز تلویزیون را کجا قرار دهیم؟  

امروزهتلویزیون به‌عنوان یکی از پراهمیت‌ترین عناصر دکوراسیون خانه شناخته می‌شود. تعیین مکان مناسب برای میز تلویزیون در خانه، اغلب یکی از نگرانی‌های افرادی است که، به خانه جدید نقل‌مکان می‌کنند. تلویزیون معمولاً نقطه کانونی هر خانه‌ای محسوب می‌شود، اما پیدا کردن یک مکان مناسب برای قرار دادن میز تلویزیون، بستگی به طراحی داخلی آن خانه دارد. به این نکته توجه کنید که میز تلویزیون منزل را با توجه به شرایط خانه‌تان انتخاب کنید. برای این

ادامه مطلب  

خانه بهلول  

 بهلول به بصره رفت و می خواست مدتی ناشناس زندگی کند پس خانه ای اجاره کرد ولی خانه بسیار کهنه و مخروبه بود و با اندک باد و باران از تمام دیوارهای آن صدا بلند می شد بدین جهت بهلول به نزد صاحب خانه رفت و وضعیت را شرح داد.از آنجایی که صاحب خانه شخص رند و شوخ طبعی بود در جواب بهلول می گوید :مگر نه این است که همه موجودات حمد و ستایش خداوند متعال را میکنند بنابراین دیوارهای خانه من نیز چنین می کنند !بهلول بی درنگ می گوید: برادر آن چه گفتی کاملا صحیح است

ادامه مطلب  

موضوع انشا: زمستان  

یکی از دسته بندیهای رایج برای آدمها، و حتی انسانها، گرمایی بودن و سرمایی بودن است. اما سوای اینها و هر چه، من جزو آن دسته آدمها، و حتی انسانها، ای هستم که عاشق زمستان اند. یعنی من به طور شدیدالعاشقی، وصفِ زمستانم.
زمستان همیشه رنگ و بوی خود را داشت. خصوصن آن موقع که بچه تر بودم. آن موقع ها شما یادتان نمی آید، خودم هم یادم نمی آید راستیتش. ولی ملت همیشه دوست دارند بگویند همه چی قدیمی اش بهتر بوده و اینها. حتمن زمستان هم قدیمی اش بهتر بوده.تنها خاط

ادامه مطلب  

موضوع انشا: زمستان  

یکی از دسته بندیهای رایج برای آدمها، و حتی انسانها، گرمایی بودن و سرمایی بودن است. اما سوای اینها و هر چه، من جزو آن دسته آدمها، و حتی انسانها، ای هستم که عاشق زمستان اند. یعنی من به طور شدیدالعاشقی، وصفِ زمستانم.
زمستان همیشه رنگ و بوی خود را داشت. خصوصن آن موقع که بچه تر بودم. آن موقع ها شما یادتان نمی آید، خودم هم یادم نمی آید راستیتش. ولی ملت همیشه دوست دارند بگویند همه چی قدیمی اش بهتر بوده و اینها. حتمن زمستان هم قدیمی اش بهتر بوده.تنها خاط

ادامه مطلب  

به یاد رنگ شیری و آبی اُتاقکم  

نشسته بودم توی پارک کوچک رو به روی مغازه ی سعادت. جایی که از پنجره ی خانه مان دید داشت. از پنجره ی اتاق بابا و هال. مادرم رفته بود داخل مغازه تا خرید های چند روز آینده را انجام دهد. از لای شاخه ی درخت ها زل زده بودم به خانه. صرف نظر از بابا، که حالا پنجره ی اتاقش دقیقا روبه رویم بود، خیلی دلتنگ خانه شده ام. دلتنگ اتاقم و تمامی وسایلی که با عشق برایش خریده بودیم. دلم حتی برای ماشین لباسشویی هم تنگ شده است.15روز بود که به آن قسمت از محله ی کوچکمان سر نز

ادامه مطلب  

شاید ک قصه ی ما تمام شده...  

احتیاج دارم جای دیگری خودم را ادامه دهم...دوراز آب و هوای سرد و خشک...دور از شمال شرق...دور از دومین کلانشهر کشور...دور از آدمهایی ب ظاهر بسیار اشنا و در باطن بسیار غریبه...دور از مقصدهای از قبل مشخص خطوط اتوبوسرانی از قبل مشخص مکانهای از قبل مشخص...جایی دور از خانه...بسیار دور از خانه.....

ادامه مطلب  

شمیم شیدایی  

السّلام ای تمام زیبایی
السّلام ای شمیم شیدایی
ای انیس شب سیاه دل
بانوی لحظه های تنهایی
خانه ام شهر قم،حرم،ایوان
صاحب خانه های رویایی!
کنج این خانه قد کشیدم من
کنج این خانه ی تماشایی
زیر دست تو کودکی کردم
مادرم!ای تمام زیبایی
در حرم می دویدم و هر بار
تو صدا می زدی:«چه آقایی»!
بس که تو خوب و مهربان هستی
از تو حاجت گرفته ترسایی
می روی،زود نیست بانو جان؟
مانده در قلب خسته پروایی-
اینکه آدم چنان شما هم هست
با چنین خلق و خو و سیمایی
خانه ات مامن همه دن

ادامه مطلب  

قبرستانی به نام خانه  

خانه‌ای که بی‌روح است و از در و دیوارش مرگ می‌بارد را هرچقدر هم که خرجش کنی باز همان حس را دارد و هیچ تغییری نمی‌کند. حالا بیا و فرش جدید بخر. پرده‌ها را عوض کن. کابینت‌های جدید بساز. خر همان خر است فقط پالانش عوض شده!
پ.ن: دومین مطلب در 24 ساعت اخیر. پست قبلی؛ ما چرا بی‌مهریم؟!

ادامه مطلب  

یادداشت نود و نهم  

این یادداشت دارالعلافین
فقط،، امشب با معده مشغول نوشتم خون کمتری به مغزم میرسه دقتم کمه.
امروز نزدیک ظهر کلاس انشا ادبیات کار می‌کردیم قبلش نصف انشا نوشتم اما درس عقب بود(وقتی معلم مشترک باشه). بعد از نماز جماعت یه سوال از حاج‌آقا درباره شک وضو پرسیدم که توضیحش از من برنمیاد. حسین هم اونجا بود دیگه هیچوقت یادش نمیره[آخه چرا].
امروز هم ۱۹۱۵ با موهای کج به راست(معمولا به چپ کج می‌کردم اما...) رفتم بیرون که با دقیقا ۲۵دقیقه تاخیر برسم. وسط راه مت

ادامه مطلب  

خانه سعادت شیراز | بنایی از خانه های دوره قاجاریه در شیراز  

خانه سعادت شیراز
شهر شیراز دارای آثار تاریخی و توریستی فراوان است که سالانه پذیرای گردشگران زیادی در قالب تور شیراز از سراسر جهان است.ما در این مطلب قصد داریم به معرفی یکی از خانه های مربوط به دوران قاجاریان در شهر شیراز بپردازیم که به خانه سعادت شیراز معروف است .در ادامه با ما باشید.
پلان خانه سعادت شیراز
این خانه دارای پلان حیاط مرکزی و اتاقهای سه دری و پنج دری است که در آنها تزیینات کاشی کاری، آجرکاری، گره چینی، سنگ های حجاری شده و سقف ه

ادامه مطلب  

موضوع انشا: تو هنر انسان را در چه میبینی؟  

"براستی که هنر انسان چیست؟" این از آن مدل سوال هایی است که خوراک این است توسط مرگان فیریمن مطرح شود و ازش مستند بسازند. ولی دست تقدیر اینگونه چرخیده که من این مسئله را برایتان باز کنم.انسان آنقدر موجود پیچیده ایست که موجود ساده ای نیست. (نه بابا؟) و به همین راحتی نمیتوان فهمید که هنر انسان در چیست. شاید هنر انسان در پیچیدگی انسان است. اما در طرفی دیگر ما میدانیم که زیبایی در سادگی است. که البته به کل به این مسئله بی ربط است.بگذارید خیالتان را راح

ادامه مطلب  

موضوع انشا: تو هنر انسان را در چه میبینی؟  

"براستی که هنر انسان چیست؟" این از آن مدل سوال هایی است که خوراک این است توسط مرگان فیریمن مطرح شود و ازش مستند بسازند. ولی دست تقدیر اینگونه چرخیده که من این مسئله را برایتان باز کنم.انسان آنقدر موجود پیچیده ایست که موجود ساده ای نیست. (نه بابا؟) و به همین راحتی نمیتوان فهمید که هنر انسان در چیست. شاید هنر انسان در پیچیدگی انسان است. اما در طرفی دیگر ما میدانیم که زیبایی در سادگی است. که البته به کل به این مسئله بی ربط است.بگذارید خیالتان را راح

ادامه مطلب  

موضوع انشا: تو هنر انسان را در چه میبینی؟  

"براستی که هنر انسان چیست؟" این از آن مدل سوال هایی است که خوراک این است توسط مرگان فیریمن مطرح شود و ازش مستند بسازند. ولی دست تقدیر اینگونه چرخیده که من این مسئله را برایتان باز کنم.انسان آنقدر موجود پیچیده ایست که موجود ساده ای نیست. (نه بابا؟) و به همین راحتی نمیتوان فهمید که هنر انسان در چیست. شاید هنر انسان در پیچیدگی انسان است. اما در طرفی دیگر ما میدانیم که زیبایی در سادگی است. که البته به کل به این مسئله بی ربط است.بگذارید خیالتان را راح

ادامه مطلب  

موضوع انشا: تو هنر انسان را در چه میبینی؟  

"براستی که هنر انسان چیست؟" این از آن مدل سوال هایی است که خوراک این است توسط مرگان فیریمن مطرح شود و ازش مستند بسازند. ولی دست تقدیر اینگونه چرخیده که من این مسئله را برایتان باز کنم.انسان آنقدر موجود پیچیده ایست که موجود ساده ای نیست. (نه بابا؟) و به همین راحتی نمیتوان فهمید که هنر انسان در چیست. شاید هنر انسان در پیچیدگی انسان است. اما در طرفی دیگر ما میدانیم که زیبایی در سادگی است. که البته به کل به این مسئله بی ربط است.بگذارید خیالتان را راح

ادامه مطلب  

موضوع انشا: تو هنر انسان را در چه میبینی؟  

"براستی که هنر انسان چیست؟" این از آن مدل سوال هایی است که خوراک این است توسط مرگان فیریمن مطرح شود و ازش مستند بسازند. ولی دست تقدیر اینگونه چرخیده که من این مسئله را برایتان باز کنم.انسان آنقدر موجود پیچیده ایست که موجود ساده ای نیست. (نه بابا؟) و به همین راحتی نمیتوان فهمید که هنر انسان در چیست. شاید هنر انسان در پیچیدگی انسان است. اما در طرفی دیگر ما میدانیم که زیبایی در سادگی است. که البته به کل به این مسئله بی ربط است.بگذارید خیالتان را راح

ادامه مطلب  

موضوع انشا: تو هنر انسان را در چه میبینی؟  

"براستی که هنر انسان چیست؟" این از آن مدل سوال هایی است که خوراک این است توسط مرگان فیریمن مطرح شود و ازش مستند بسازند. ولی دست تقدیر اینگونه چرخیده که من این مسئله را برایتان باز کنم.انسان آنقدر موجود پیچیده ایست که موجود ساده ای نیست. (نه بابا؟) و به همین راحتی نمیتوان فهمید که هنر انسان در چیست. شاید هنر انسان در پیچیدگی انسان است. اما در طرفی دیگر ما میدانیم که زیبایی در سادگی است. که البته به کل به این مسئله بی ربط است.بگذارید خیالتان را راح

ادامه مطلب  

شهادت امام هادی (ع )  

امام دهم ، حضرت هادی (ع ) در سال 254هجری به وسیله زهر به شهادت رسید . در سامرا در خانه ای که تنها فقط فرزندش امام حسن عسکری بر بالین او بود . معتمد عباسی امام دهم را مسموم کرد . از این سال امام حسن عسکری پیشوای حق شد و بار تعهد امامت را بر دوش گرفت . و در همان خانه ای که در آن بیست سال زندانی و تحت نظر بود ، سرانجام به خاک سپرده شد .

ادامه مطلب  

سرگذشت تاجر  

اجری، شب‌هنگام براى استراحت درِ خانه‌اى را زد. صاحب‌خانه که مرد فقیرى بود و زنش هم ساعتى پیش بچه‌اى زائیده بود، او را به‌خانه راه داد. در این موقع تاجر دید مَلَکى از آسمان آمد توى اتاق، رفت بالاى سر بچه، بعد هم از اتاق خارج شد. تاجر به‌دنبال ملک دوید و از او پرسید: 'با این نوزاد چه‌کار داشتی؟' ملک چیزى نگفت اما وقتى اصرار مرد تاجر را دید گفت: 'من در پیشانى او نوشتم که ثروت شما را صاحب مى‌شود.'

 

مرد تاجر به اتاق برگشت و به صاحب‌خانه گفت: 'من ب

ادامه مطلب  

خانه سعادت شیراز | بنایی از خانه های دوره قاجاریه در شیراز  

خانه سعادت شیراز
شهر شیراز دارای آثار تاریخی و توریستی فراوان است که سالانه پذیرای گردشگران زیادی در قالب تور شیراز از سراسر جهان است.ما در این مطلب قصد داریم به معرفی یکی از خانه های مربوط به دوران قاجاریان در شهر شیراز بپردازیم که به خانه سعادت شیراز معروف است .در ادامه با ما باشید.
پلان خانه سعادت شیراز
این خانه دارای پلان حیاط مرکزی و اتاقهای سه دری و پنج دری است که در آنها تزیینات کاشی کاری، آجرکاری، گره چینی، سنگ های حجاری شده و سقف های

ادامه مطلب  

خداحافظ  

خداحافظ
دیشب که خوابیدم بودی کنار من
روی تو چون مهتاب در شام تار من
برخواستم از خواب جای تو خالی بود
برهم زدی آسان قول و قرارمن
یک نامه بود از تو نزدیک آیینه∶
رفتم خداحافظ شد ختم کارمن
گوشی تو خاموش گم کرده ام چیزی
از دست من رفته صبر وقرار من
در زیر آن نامه یک حلقه جا مانده
پس داده ای حتی آن یادگار من
در کوچه می گردم از تو نشانی نیست
رفتی تو انگار از شهر و دیارمن
جای تو خالی بود در خلوت خانه
رفتم از این خانه بی تو نگار من
۲۳آذر۹۶

ادامه مطلب  

این روزها  

این روزها برنامه ام این است: ساعت 7:30 ساعت زنگ می زند. شیرینی اش به این است که تا 8 بخوابیم. با سرعت هر چه ممکن از خواب بیدار می شویم. تلویزیون را برای بیداری دلبندمان روشن می کنیم تا بیاید پای تلویزیون. بعد wc بعد صبحانه و حاضر شدن و آماده کردن کیف مدرسه اش. بردنش به مدرسه. تا ساعت حدود یک درس خواندن در کتابخانه یا در خانه. سپس ناهار و کمی استراحت و آوردن دلبند به خانه و رسیدن به وی تا شب هنگام که بخوابد و آرامشی حاکم شود و شام و سپس خواب.

ادامه مطلب  

مرغ دریا  

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت
دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت
قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت
مرغ دریا خبر از یک شب توفانی داشت
گشت و فریاد کشان بال به دریا زد و رفت
چه هوایی به سرش بود که با دست تهی
پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت
بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون دید
قلم نسخ برین خط چلیپا زد و رفت
دل خورشیدی اش از ظلمت ما گشت ملول
چون

ادامه مطلب  

۱۵ در ۱  

یک درشتش را سوا می کنیم،
به زحمت توی ماشین جا می دهیم،
به عزت و شرفِ لا اله الا الله، ۴ طبقه می آوریم بالا،
آچار به دست می شویم و سه روز طول می کشد تا پیچ و مهره هایش را ببندیم و سر همش کنیم،
به اندازه ی نصف پذیرایی فضا می گیرد و جایمان را تنگ می کند؛
اما...
حالا در این شب های بلند زمستانی که بیرون تاریک و یخبندان است و آدم را حسابی خانه نشین می کند، صدای کل کل و جیغ و داد و کُری خوانی و برد و باخت های حیثیتی مان خانه را گرم و پرانرژی کرده!
+ امشب چی می

ادامه مطلب  

یلدا  

امروز دلم سه قسمت بود؛ یک تکه اش می خواست بروم خانه عمه نسرین و همه فامیل را ببینم، تکه دیگر می خواست بروم خانه مادرجون اینا، تکه سوم هم می خواست بروم تهران پیش فاطمه اینا. 
یلدا آنقدر بلند بود که دوتای اولی محقق بشود. هرچند یلدا با همه ی بلندیش، آنقدر کوتاه بود که نشود فاطمه را ببینم.
+خدا به بابا منوچهر سلامتی بدهد.

ادامه مطلب  

کثیف‌ترین نقاط آشپزخانه  

خانه شما راز کوچک کثیفی را پنهان کرده است. در شرایطی که می دانید ضدعفونی کردن دستگیره های در و جایگزینی منظم مسواک برای پیشگیری از گسترش میکروب ها ضروری هستند، آشپزخانه مکانی مناسب برای باکتری هایی است که شاید انتظار مواجهه با آنها در این بخش از خانه را نداشته باشید. مطالعه ای که توسط بنیاد ملی بهداشت آمریکا درباره 30 محل با میزان لمس بالا در 17 خانه انجام شد، نشان داد که آشپزخانه میزبان بیشترین تعداد باکتری در یک خانه است و اسفنج ها آلوده‌تر

ادامه مطلب  

دلش گرفته  

عکس تو بر عکس تو مدام در آغوش من است … . . تاریکی این خانه مرا میبیند و من این خانه را بی تو همیشه تاریک میبینم … . . دلم مثل دیواری می مونه که هنوز ایستاده ، با آجرهایی که تک تکشون شِکَستَن … . . پشت این بغض ، بیدی لرزان نشسته که خیال میکرد با این “یادها” نمیلرزد … . . دل شکسته را بند هم که بزنی ، بی فایده است ؛ هر کاری بکنی باز هم غم و غصه از ترک هایش چکه می کند ! . . پشیمان اند کفش هایم که این همه راه را ؛ راه آمدند با نیامدن هایت … . . شیشه های شکسته تع

ادامه مطلب  

خانه ات  

می خواهم بیایم خانه ات
یخچال ات را ببینم 
ای دشمن
شاید تو نمی گزاری من  خانه ی خواهرم بروم
تو کیستی اینطور روابط خانوادگی من را  می خواهی دست کاری کنی
من هم می خواهم وارد روابط خانوادگی شما شوم
می توانم
فرش داری؟
موکت داری مثل ما؟
مگر شما ملافه  به پنجره آویزان نمی کنید؟
لوستر دارید؟
بهتان می افتد؟
لگن زیاد دارید نه؟
پارچ  چه طور؟
حمام  و توالت  تو  آپارتمانتان  چند طبقه است؟
شما هم مثل ما مایع  شوینده  می ریزید؟
دشمن  ناز
می توانم  بپرسم  چ

ادامه مطلب  

فرو ریختن  

در من فروریخته ای
مثل خانه متروکی
که کسی شبیه خودت 
ساکن آن بود،
به خانه برنگرد! 
زیر این همه آوار برای هر دومان 
جا نیست ...               (کامران رسول زاده)
 
شبهای طولانی را دوست دارم. روی میزم را پر از  کتاب و کاغذ میکنم، پولیوری میپوشم، یک لیوان چای داغ کنار دستم میگذارم، پشتی صندلی را کمی میخوابانم و به گذشته فکر کنم. چایی ام را جرعه جرعه میخورم و در سکوت اتاق به یک گوشه خیره میشوم و همانطور فکر میکنم. 
اصلا دلم نمیخواد صبح ها بیدار بشوم و باز

ادامه مطلب  

خوشحالم خیلی  

خیلی خوشحالم برای تاسیس یک عدد وبلاگ. از خیلی سال پیش دلم میز کاری می خواست به این وسعت که بنویسم و دیگرانی آشنا یا غریبه بیایند و بروند و گه گاهی بخوانند و نظری بدهند یا ندهند. دلم می خواست از خودم بنویسم و از جهانی که می بینم و می شنوم. توصيف آدم هایی را بکنم که هر روز می بینمشان. در اتاق چهار نفریم ، میم ۲ به خانه رفته ، ز و ف هم خوابند و میم ۱ هم تازه بیدار شده و در حال آماده شدن است که به کلاس هایش برسد. من و دو تای دیگر تا ۱ کلاسی نداریم. دیروز ف

ادامه مطلب  

WV  

بالای صفحه اصلی سایت یک هلی شات از مجموعه شان بود. سه ساختمان یک طبقه بزرگ و دو پارکینگ بین آنها. جلویش یک بزرگراه و پشتش یک جنگل. کنجکاو شدم که کجاست. پایین پیج میگفت وی دبلیو. وست ویرجینیا. پر شدم از حسرت. حس کردم که باید آنجا باشم. انگار که آنجا بودن و چراندن روح سرخپوستی ام در سرزمین رد نک ها تنها رسالت زندگی ام باشد . فراموش کردم که چقدر صغرا و کبرا میباشم که همانجا بهترین جای دنیاست. گور بابای مارمایت و دمپایی لا انگشتی و رتبه اول دوم در فلا

ادامه مطلب  

خانه ی امام  

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرحیم
 
محتاج نان شبش بود، هر چه می‌رفت به دربار عباسی و گردنش را کج می‌کرد جلوی آن‌ها و کمک می‌خواست، فایده ای نداشت. حق داشتند. همگی مست بودند و غرق خوش‌گذرانی و مادیات. مشکلات مردم چه ربطی به آن‌ها داشت!؟
نا‌امید شده بود، نزدیک خانه‌ی امام رسید. در خانه‌اش را کوبید.
بدون این که چیزی بگوید کیسه‌ی پولی به او داد.
آن وقت بود که فهمید خلافت حق چه کسی است!
برگرفته از کتاب « آفتابِ نیمه شب » از مجموعه کتب 14 خورشید و ی

ادامه مطلب  

گزارش کارآموزی کافی نت  

گزارش کارآموزی کافی نت فرمت فایل دانلودی: فرمت فایل اصلی: docxتعداد صفحات: 53حجم فایل: 493قیمت: 10000 تومانبخشی از متن: مقدمه یکی از اهداف اساسی و بسیار مهم سیاستگذاران ایجاد ارتباط منطقی و هماهنگ صنعت و محیط کار با دانشگاه و دانشجو می با شد که هم در شکوفائی ورشد صنایع موثر بوده و هم دانشجویان را از یادگیری دروس تئوری محظ رهایی داده و علم آنها را کاربردی تر کرده و باعث می شود آن را در عرصه عمل ، آزموده و به مشکلات و نا بسامانیهای علمی و عملی محیط ک

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1