و گاهی دیر رسیدن، رسیدن است...  

دیروز گله‌مند شدم! از دیر رسیدن‌ها... از چیزهای کوچک و بزرگ...
امروز صبح زود از بنگاه زنگ زدند؛ گفت شب بیا قولنامه کن خانه را! گفت، پسرم گفته خانه را به شما بدهم! پسر ده ساله‌اش را می‌گفت!
من دوباره یاد تو افتادم...
انگار امروز روز خوبی است! انگار خدا می‌خواهد کمی نزدیک‌تر شویم...
انگار بناست در خانه‌ی جدید، دست‌هایت را بگیرم...
کسی چه می‌داند...
مثل وقتی که موسی، دنبال خضر می‌گشت!
دلم بدجور روشن است و البته تنگ و شکسته...

ادامه مطلب  

موشي در خانه ي صاحب مزرعه  

موشی در خانه ی صاحب مزرعه تله موش دید ؛ به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد؛همه گفتند : تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد ؛ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید ؛از مرغ برایش سوپ درست کردند؛گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند؛ گاو را برای مراسم ترحیم کشتند؛ و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد؛و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کرد ... !!!

ادامه مطلب  

پژمان منتظری بالاخره استقلالی شد+عکس  

به گزارش خبر فوری؛  پژمان منتظری با امضای قراردادی دو ساله به استقلال پیوست.
سید رضا افتخاری مدیرعامل باشگاه استقلال در همین خصوص به سایت باشگاه استقلال گفت: بازگشت پژمان منتظری به خانه‌اش را تبریک و خوش آمد می‌گویم. استقلال، خانه پژمان است، زیرا او سال‌ها برای استقلال بازی کرده و زحمت کشیده و حالا هم به این تیم بازگشته است.
او ادامه داد:...
ادامه خبر + عکس

ادامه مطلب  

خواجه حافظ شیرازی / سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت  

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاشانه بسوختتنم از واسطه دوری دلبر بگداختجانم از آتش مهر رخ جانانه بسوختسوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمعدوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوختآشنایی نه غریب است که دلسوز من استچون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوختخرقه زهد مرا آب خرابات ببردخانه عقل مرا آتش میخانه بسوختچون پیاله دلم از توبه که کردم بشکستهمچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوختماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشمخرقه از سر به درآور

ادامه مطلب  

اوج زندگی  

وارد خانه اش که شدم، عطر بهارنارنج مستم کرد،خانه بوی بهشت می داد،دو فنجان چای ریخت و سینی را روی میز گذاشت. لبخند زد و با ابرو به فنجان های توی سینی اشاره کرد«این قانون من است، چای که مرغوب نباشد، چیزی به آن اضافه می کنم، چوب دارچینی، هِلی، نباتی،شده چند پَر بهارنارنج،چیزی که آن مزه و بوی بی خاصیتش را تبدیل به عطر خوش و طعم خوب کند...» فنجان را برداشتم و کمی از چای نوشیدم،خوب بود،هم عطرش، هم مزه اش. لبخند زدم:«قانون کارآمدی داری...»بعد با خودم

ادامه مطلب  

یقه‌ی چه کسی را باید گرفت؟  

می‌بینی! آدم خیلی جاها دیر می‌رسد و هیچکس هم مقصر نیست!
مثل امروز که آن خانه را دیدم و پسند کردم و رفتم بنگاه تا قولنامه بنویسم، اما همین که رسیدم، یک نفر فقط چند دقیقه زودتر از من رسیده بود و داشت قولنامه می‌نوشت!
یاد تو افتادم! همین!

ادامه مطلب  

شاه خسته  

یکی از غزل های نسبتا قدیمی
 
سقفی نمیزنند ستون شکسته رامهمان نمی شوند به خسران نشسته را
گردن نمی نهند ندیمان مست منشاهی که بند بند قبایش گسسته را
باید بیابم از دل صحرا یکی یکیسربازهای گم شده ی دسته دسته را
صیاد خسته ام چه بگویم به غیر آهصیدی که پیش چشم من از دام جسته را
وقتی نسیم از بغل خانه ام گذشتگویی ندید پنجره های نبسته را
هرچند پای رفتنم از دست رفته استتا پای جنگ می کشم این شاه خسته را
 
محسن جعفری

ادامه مطلب  

قبله ی گیلان  

ماهم بشو بیا که فراوان ببوسمت
یا آب شو به سمت بیابان ببوسمت
بن بست کوچه ها به دلم چنگ می زند
ای کاش رو به روی خیابان ببوسمت
می ترسم اینکه دیر شود پس بیا که باز 
فومن وَ یا که جاده سراوان ببوسمت
شهریورانه آمده ای مِهر من شوی
فرقی نمی کند که به آبان ببوسمت؟!!
آری گدای خانه ی تو بوده ام ولی
بگذار تا به سبک امیران ببوسمت
تنها  که می شوم به جهنّم روانه ام
برگرد سوی قبله ی گیـــــلان ببوسمت!
 
#ابراهیم_سحری

ادامه مطلب  

قبله ی گیلان  

ماهم بشو بیا که فراوان ببوسمت
یا آب شو به سمت بیابان ببوسمت
بن بست کوچه ها به دلم چنگ می زند
ای کاش رو به روی خیابان ببوسمت
می ترسم اینکه دیر شود پس بیا که باز 
فومن وَ یا که جاده سراوان ببوسمت
شهریورانه آمده ای مِهر من شوی
فرقی نمی کند که به آبان ببوسمت؟!!
آری گدای خانه ی تو بوده ام ولی
بگذار تا به سبک امیران ببوسمت
تنها  که می شوم به جهنّم روانه ام
برگرد سوی قبله ی گیـــــلان ببوسمت!
 
#ابراهیم_سحری

ادامه مطلب  

نارنجی‌پوشان، آن شیرآهن‌کوه مردان  

چه کنیم؟؟؟؟؟؟؟
پلاسکو روی نبض تهران افتاده و آخرین نفس‌هایش را می‌کشد.. شاید هم آن خط نوار قلبش ساعت‌هاست ایستاده و این دود، این دود نفرت‌انگیز سفید تسلیم را بیرق کرده است. آتش گرفته‌ام، خانه‌ام آتش گرفته ... آن نارنجی‌پوشان، آن شیرآهن‌گوه مردان را بگو... اشکم مجاری نمی‌دهد. خوابی نه و دلهره و هراس است که بختک دهشتناک لحظه‌هایم شده است. 
دلم می‌خواهد بخوابم. ساعت‌ها، روزها، ماه‌ها و حتی سال‌ها. ناگهان دستی بر شانه‌ام بنشیند و تکان تک

ادامه مطلب  

زندگینامه ی امام علی  

حضرت علی(ع) فرزند ابوطالب ده سال پیش از بعثت متولد شد و پس از شش سال
در اثر قحطی که در مکه اتفاق افتاد بنا به در خواست پیغمبر اکرم (ص) از خانه پدر
به خانه پسر عمویش یعنی پیامبر منتقل  گردید وتحت سرپرستی وپرورش             
مستقیم آن حضرت درآمد. پس از چند سال که پیغمبر اکرم (ص) به موهبت نبوت
نایل شد و برای نخستین بار در (غار حرا) وحی آسمانی به وی رسید وقتی که از
غار رهسپار شهر و خانه خود شد , شرح حال را فرمود ,  علی (ع) به آن حضرت
ایمان آورد و باز در مجلسی

ادامه مطلب  

چرا لج  

چرا لج می کنی؟ این ابر بارانش همین قدر است! چه فکری کرده ای؟ اینجا زمستانش همین قدر است... چه آشوبی؟ به زحمت شاخه هایی را بجنباند که اینجا شهر خاموشی ست، طوفانش همین قدر است گروهی دور شهرت را حصار کوه می چینند دیار کوچکت پیدا و پنهان اش همین قدر است سراسر چهره هایی خسته را تکرار خواهد کرد چه باید کرد؟ معنای خیابانش همین قدر است... چه در هم می روی؟ پیراهن ات پاکیزه خواهد شد بیا بگذر که آن گنجشک، عصیانش همین قدر است! جدا ماند از زمین و ریشه اش در خوی

ادامه مطلب  

خواجه حافظ شیرازی / آشنایان در مقام حیرتند  

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریبگفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریبگفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدارخانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریبخفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غمگر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریبای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناستخوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریبمی‌نماید عکس می در رنگ روی مه وشتهمچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریببس غریب افتاده است آن مور خط گرد رختگر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریبگفتم ای شام غریب

ادامه مطلب  

وفات حضرت زینب کبری سلام الله علیها  

السلام علی قلب زینب الصبور
رحلت شهادت گونه ام المصائب حضرت زینب کبری سلام الله علیها ، پیام آور حادثه کربلا تسلیت باد
در پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجرت (1) خانه نبوت با بی قراری تمام در انتظار مولودی بود که تا چند لحظه دیگر پای به این جهان می نهاد . پس از آن که لحظه فرخنده فرا رسید، خبر مسرت بخش آن منتشر شد و عطر خوش این ولادت کوچه های مدینه را فراگرفت .

ادامه مطلب  

یادداشت شمالی  

یادداشت سردبیر
تعداد بازدید : 623
فراموشش نمی کنم
 
 
نویسنده : ولی زاده

«خرید یک شیشه برای پنجره ام، تمام آرزویم برای شب عید است»؛ این بخشی از گزارشی بود که سال قبل درج شد اما همچنان جلوی چشمانم رژه می رود. سال 95 آهسته آهسته آخرین قدم های خود را برمی دارد و غزل خداحافظی آن از هر کوی و برزن نمایان است، انگار همه چیز در حال نو شدن است. خانواده ها در حال تدارک برای سال نو هستند و طبیعت در حال زنده شدن است.اما فراموش نکنیم همچنان که بسیاری از خانواده

ادامه مطلب  

پنج اصلی که ارتباط سالم را تضمین می کند  

  از پیام «تو» سرزنشگر و توهین آمیز پرهیز کنید. «تو هیچ وقت نمی فهمی»، «تو فقط فکر خودتی» و جملاتی از این قبیل این پیام را به طرف مقابل می رساند که «تو خطا کاری و تمام تقصیر ها هم به گردن توست.» از پرداختن (نشخوار ذهنی) به گذشته ها پرهیز کنید. وقتی عصبانی هستید هرگز مسائل گذشته را مطرح نکنید. با برگشت به گذشته در واقع دلیل و مدرک برای ضعف و کاستی های همسرتان جمع آوری می کنید و پیام تان این است «تو بدی، تو بدی، تو بدی، تو همیشه این عیب را داشتی و ا

ادامه مطلب  

‎چرا فرزندم در مهمانی ها غیر قابل کنترل مي شود؟  

‎اگر والدین در خانه رفتار‌های سختگیرانه ‌ای داشته باشند و به کودک‌ شان اجازه حرکت و کودکی کردن ندهند، احتمالا فرزندشان در حضور دیگران به راه‌ های مخربی برای جلب توجه متوسل می‌شود.‎جیغ زدن، تخریب کردن، رفتارهایی که حتی برای خود والدین هم عجیب هستند، همه از کودکانی سر می‌زنند که به خاطر سختگیری‌های والدین‌ شان، در خانه محدود هستند و در حضور دیگران، می‌خواهند همه محدودیت‌ ها را از بین ببرند و رفتار والدین‌ شان را تلافی کنند.‎کار از ک

ادامه مطلب  

شناخت و ناشناخته  

تو را به نماز ایستاده ام ،تویی که در تو، همچون ذره ای از تو، به رقص گشته ام.تو را به ذکر و تسبیح ام ،تویی که در شناخته های من،محبوس نمیشوی و من گریزان از شناخت ها ،به ناشناخته بودن تو، در عاشقی و نیایشم،تهی که میشوم ،تمام گلدسته ها را اذان میبرد تا قبله ی عبودیت.شناخت ما همه از محدودیت و علمی است که مخلوق ماست،اندیشه ای که محصول اندیشیدن ماست،آگاهی که نتیجه ی آگاه شدن ما در حیطه ی اندیشه است،و اندیشه ،مخلوق من و من در توی همچون قاصدکی که از نیس

ادامه مطلب  

 

امروز سیزده به در بود...منو فسقلی طبق معمول خونه بودیم و جایی نرفتیم...من بدون مهندس حال و حوصله ی هیچ کس و هیچ جارو ندارم...امروز هزار بار رفتم اتاق خواب با موری جان حرف زدم..ولی موری جان جوابمو نداد
اونروز خودش قول داد که زودی بیاد ..ولی انگار من اصلا براش مهم نیستم..آخه برا همه وقت میذاره  ولی برا من همیشه وقت نداره...خیلی دلم گرفته ...انقدر دلم برا موری جان تنگ شده که خدا میدونه..چندروز پیش یه لحظه موری جانو دیدم آه خدای من ماشاالله هزار ماشاالله

ادامه مطلب  

قسمت اول  

- نمی خوای بس کنی؟
- چی را بس کنم ؟
- این رفتارت را 
- کدام رفتار ؟
- رامش تمامش کن ، به خدا از پا در میای ، اون قضیه تمام شد . 
- کدام قضیه؟
دستم را گرفت و با چشمان نگران گفت .
-خودت می دونی کدام قضیه را میگم . یک نگاه به خودت توی آینه انداختی ؟ رامش تو فقط هیجده سالته ؟
با خنده ای کوتاه گفتم:دیوونه شدی ؟ مگر قیافه ام چشه؟ عیب میگذاری روم؟
با حرص  دستش را دراز کرد و چند شاخه از مو های بلندم از زیر مقنعه بیرون آورد و گفت : به موهات نگاه کن ببین چه جوری یکی ی

ادامه مطلب  

معرفی پارک جونگ مین  

لقب پارک جونگ مین جونگ است
30 سالشه ومتولد3اویل 1987
حالا هم بریم سراغ جونگ مین … پسر بچه ای که ناخواسته در یک مزرعه در یک روز بهاری در سال 1987.4.3 پا به این دنیا گذاشت .. او تا 14 سالگی در این مزرعه کنار مادر بزرگ و پدر بزرگش زندگی کرد .. و در 14 سالگی به پیش خانواده برگشت اما 2 سال بعد از پیش خانواده رفت و در یک دبیرستان شبانه روزی درس خوند .. اون از اول هم صدای گیرایی داشت .. اون همکلاس یکی از اعضای گروه بود .. و دنبال راهی بود که خودش رو به خانواده اش اثبات

ادامه مطلب  

قسمت دوم  

با صدای خانم خانم گفتن های مردی از خواب پریدم .  نگاهی به اطراف انداختم و به مردی که منتظر نگاهم می کرد . کمی طول کشید تا همه چیز را به یاد بیاورم . ای کاش همه چیز خواب بود و الان تمام می شد، ای کاش اما به قول مامان کاش را کاشتیم سبز نشد . چقدر یکدفعه ای دلم برای مادرم تنگ شده ، خدایا آخر این راهی که من دارم میرم کجاست ؟
مرد با حرص نفسش را بیرون فرستاد و در حالی که روی در سمت من خم شده بود گفت : عجله کن آقا منتظرته.
سرم را به نشانه ی تایید تکان دادم و سا

ادامه مطلب  

ماوی  

داشتم تو را می‌دیدم
به تو سلام می‌کردم
با تو حال می‌کردم
 داشتی تو رد می‌شدی و 
من دست ظریف‌َت را غرق بوسه
تو نگاه و من لبخند 
من نگاه و تو خنده
تو نگاه و من حسرت...
هوا گرم بود وُ
خواب خلوت بود
 تو رد می‌شدی وُ خواب
خلوت شده بود
 
-سلام علاقه جان،بیا سوار شو برویم
این‌جا هوا شلوغ است وُ
خواب خلوت
 -نه می‌ترسم!
 -ای‌بابا بی‌خیال
علاقه‌‌یِ دل نازکِ قشنگ
خیال که ترس ندارد
انگار حواست نیست، ما
هر دو
خوابیم
داریم هم را خواب می‌بینیم
باور کن

ادامه مطلب  

رهبریت استراتژیک  

رهبریت استراتژیک مربوط به یک قابلیت و توانایی مدیریتی است که در آن یک مدیر برای یک شرکت یا یک بخش معین، چشم انداز استراتژیک سازمان را تشریح می کند، و آنها را ترغیب و تشویق برای رسیدن و حصول به آن چشم انداز می نماید.
همچنین رهبریت استراتژیک از منظری دیگر با قابلیت رسیدن به اهداف استراتژی سازمانی از طریق مدیریت کارکنان تعریف می شود. یک قابلیت ترغیب و تفوق توسط اعضاء سازمان به منظور تغییر سازمانی است.
رهبران استراتژیک ایجاد کننده ساختار سازما

ادامه مطلب  

چند حدیث درباره ی شب قدر  

 

پیامبر (ص):
«هر کس شب قدر را بیدار بماند گناهانش آمرزیده می‌شود
 
 
حتی اگر تعداد آنهابه تعداد ستارگان آسمان و به سنگینی کوه‌ها باشد…»
 **************
 پیامبر اکرم (ص):
 
«هر کس شب قدر را احیا بدارد تا سال بعدی عذاب از او برداشته می‌شود»
 **************
 پیامبر اکرم (ص):

 «هرکس شب قدر را با ‌ایمان و محاسبه بیدار ماند تمام گناهان گذشته و آینده‌اش بخشیده می‌شود»
 
 
 **************
 
امام صادق (ع):
 
«قلب ماه رمضان شب قدر است»
 
 *************
 امام صادق (ع):

 
«حضرت

ادامه مطلب  

قسمت هشتم  

باراد هم به نشانه ی تاسف سری تکان داد و گوشه ی تخت نشست و به من که ایستاده بودم اشاره کرد و گفت : بفرمایید بشینید ، راحت باشید . 
تشکری کردم و روی همان صندلی قبل نشستم .
برنا: بهتر هست که بریم داخل اتاق و آن جا حرف بزنیم .
اراد سری تکان داد و از جا بلند شد . در اتاق باز بود و برنا مثل گوساله سرش را پایین انداخت و داخل شد اما باراد و کنار در ایستاد و با دست اشاره کرد اول من داخل شوم . من هم با حرکت سر تشکر کردم و وارد اتاق شدم و روی تخت نشستم . باراد هم بعد

ادامه مطلب  

شب هاي قدر، پاک ترین سرود آفرینش  

 شب های قدر، پاک ترین سرود آفرینش                    
دكتراسدالله افشار
شب قدر در تعلیمات اسلامی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. اهمیّت این شب عزیز به حدّی است که بر اساس آیه اول سوره مبارکه قدر، در این شب ، قرآن کریم در یک نزول دفعی به سینه مبارک پیامبر اکرم«صلی الله علیه وآله وسلّم» نازل شده است. طبق روایات ، یکی از شب های نوزدهم یا بیست و یکم و به احتمال زیاد بیست و سوم ماه مبارک رمضان ، شب قدر است . (اقبال الاعمال ، سید بن طاووس ، ج1) در

ادامه مطلب  

 

غبار روبی یادمان شهدای تاسوکی در انتظار استاندار
 
 

مدبر- غبار غربت بر چهره یادمان شهدای تاسوکی توجه بیشتر مسئولان و استاندار را می طلبد. پرچم زخمی و رنگ و روی رفته این یادمان حکایت از این دارد که اماکن دیدنی استان علی رغم این که در روزهای آخر اسفند قرار داریم هنوز آمادگی کامل را ندارد.  این در حالی است که مدیران استان در روزهای گذشته به خبرنگار ما اعلام کردند که مقصد گردشگری کشور آماده پذیرایی از مسافران نوروز و گردشگران است. گزارش خبرنگا

ادامه مطلب  

مولایم  

 
مولایم
دلم برای ورود تو لحظه شماری می کند و حنجره ام تو را فریاد می زند
 
مولایم! قنوتم را طولانی می کنم تا تو نیمه شبی برای آن دعا کنی
 
کوچه های غریب بی کسی را آب و جارو می کنم
 
تا تو صبحی زود از آن کوچه عبور کنی
هر روز چراغ دلم را با «جامعه الکبیره» روشن می کنم و
 
سفره افطارم را با «آل یاسین»و «عهد» تزیین می کنم،
 
برای ظهور تو هر روز پای درد «کمیل» می نشینم.
نمی دانم آخرین ایستگاه «توسل» چه هیجانی دارد که مرا با
 
 
 
 خود تا آن سوی فاصله

ادامه مطلب  

 

 
گذشت همچون دغدغه‌های لزج (3)
سفره را که به سمت آشپزخانه می‌برد تازه یادش افتاد که باید برای بوی بد آبراه آشپزخانه هم فکری بکند. صدای خرخر عزیزجون بلند شده بود. ظرف‌ها را سمت چپ سینک گذاشت. سرش را خاراند. انگار دردش بیشتر شده بود. عینکش را جابه‌جا کرد. سمت راست سینک ایستاد. ریکا را چند ثانیه سرپایین گرفت. بالاخره آمد. چیزی از اسکاچ باقی نمانده بود...
- مجید برو خرده نان را از روی فرش جمع کن. لای درزهای فرش پر از خرده‌های نان شده بود. دستش جان ندا

ادامه مطلب  

برای خواندن مطالب خانوادگی این سایت‌ها را کلیک کنید  

برای خواندن مطالب خانوادگی این سایت‌ها را کلیک کنید

حضور پررنگ و بی حساب و کتاب سایت های خانوادگی در اینترنت باعث سردرگمی خانواده ها برای مراجعه به لینک های مفید و غیرمخرب شده است.
به گزارش گروه خواندنی های مشرق، فضای مجازی دنیایی است پر از اطلاعات و داده های مفید و مضر. یکی از دغدغه های خانواده ها هنگام استفاده از اینترنت در خانه انتخاب پایگاه های مناسب برای همه اعضای خانواده است. در این مطلب چند پایگاه مفید خانوادگی معرفی شده اند.خا

ادامه مطلب  

گذشت همچون دغدغه‌های لزج (قسمت 2)  

تا صدای دمپایی‌های عزیز را می‌شنید، انبوه کتاب‌ها را زیر تختش می‌چپاند و کتاب درسی مچاله‌شده‌ای را تندتند ورق می‌زد. 
-مادر بیا یه چیزی بخور. همش که نباید درس بخوانی. کار و بار خوب بود امروز؟ مجید با توام. 
چشمش را با همان دست‌های پر از گرد و غبار کتاب‌هایش مالید. عینکش را جابه‌جا کرد و انگار تازه شنیده باشد حرف‌های مادربزرگ را، سعی کرد حرف امیدوارکننده‌ای بزند. اما هنوز دستپاچه بود. با نخی که از درز شلوارش بیرون زده بود، بازی می‌کرد.

ادامه مطلب  

معرفی رشته های کاردانش  

 
   همان طور که می دانیـد آمـوزش متوسطه ی دوم در
سه سطح:
   1-نظری(ریاضی فیزیک، علوم تجربی، علوم انسانی)
   2-کار دانش (صنعت، خدمات، کشاورزی)
   3-فنی و حرفه ای (صنعت، خدمات، کشاورزی)
صورت می گیرد. در اینجا رشته هـای مختلف کار دانش
معرفی می گردند،با این توضیح که ممکن است بعضی
رشته ها در منطقـه ی شما ارائـه نگردنـد و نیـز بعضی
رشتـه ها به کلی حذف شده باشنـد و یا در هم ادغام
شده باشند.
 
   صنعت
   
   برق(مـکاتـرونیـک،کنتـرل، الکترومـکانیـک، ال

ادامه مطلب  

جعفر صابری/ عشق یا ترس  

جعفر صابری/ عشق یا ترس
 
عشق یا ترس
زن خجل بود و مرد شرمنده از بیان بعضی جمله ها و من غوطه ور در خاطرات نوجوانی ،یادم هست کلاس  پنجم دبستان بودیم که نمایش نامه ای را در سالن مدرسه اجراء می کردیم قرار بود بلیط نمایش نامه ها را بین مدارس دیگر بفروشیم و من با طرحی که دادم قرارشد به شاگرد اول  مدارس دیگر بلیط رایگان بدهیم و می دانستم دختری که دوست دارم شاگرد نمونه کدام مدرسه است وبه همراه دوستم  یک دسته بلیط را بردیم برای مدرسه آنها و به مدیرشان تو

ادامه مطلب  

ميلاد منادي صلح سبزمبارك  

میلاد منادی صلح سبزمبارك                
دكتراسدالله افشار
امام حسن (ع) در شهرمدینه به دنیا آمد. بنا برمشهور ، تاریخ ولادت او ۱۵ رمضان سال سوم هجری است. البته برخی روایات و منابع تاریخی تولد وی را سال دوم هجرت دانسته‌اند. پس از تولد ، پیامبر در گوش او اذان گفت و در هفتمین روز ولادتش گوسفندی را عقیقه کرد. هفت سال و اندی از عمر جد خود را درک نمود و در آغوش مهر آن حضرت بسر برد و پس از رحلت پیغمبر اکرم (ص) که با رحلت حضرت فاطمه(س)، سه ماه یا شش ماه بیش

ادامه مطلب  

نماز جمعه شهر بردخون 26 خرداد 1396  

حجت الاسلام عاشوری امام جمعه موقت بردخون در خطبه های این هفته نماز جمعه با سفارش خود و نماز گزاران به رعایت تقوای الهی ، با اشاره به شهادت جانسوز مولای متقیان حضرت علی (ع) اظهار داشت: علی (ع) مظهر عدالت بود و به خاطر عدالت شهید شد و نمونه و الگو و اسوه ای برای همه جهانیان و زمامداران بود ولی همچنان مظلوم بود زیرا 25 سال خانه نشین شد و یارانش او را تنها گذاشتند زیرا بصیرت نداشتند و فریب خوردند ولی علی (ع) برای خدا سکوت کرد . وی افزود: علی (ع) در همه صح

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1