اکورد اهنگ هروقت که بارون میزنه محسن یگانه  

یه اهنگ قدیمی و نوستالژی امیدوارم اجرا کنید و لذت ببرید
Gm                 Cm                 Gm               Cm                   Gm
گفتم که رفتنت یه روز قاب دلم رو میشکنه گفتی که این بخت تو بود تقدیر تو شکستنه
Gm                Bb                G#                   Bb                   Cm
هروقت که بارون میزنه تو رو کنارم میبینم حس میکنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم
Gm                Cm                Gm                    Cm              

ادامه مطلب  

دوباره من !  

یه چند وقته حس میکنم نسبت بهم سردی تو بین راه دستامو ول کردی از اون همه خاطره دل کندی یه چند وقته این رابطه به تارو پود بنده چشات تو عکسامون نمیخنده تاریکه دیگه با تو آینده بگو همش خوابه که عشق من به یه غریبه دل داده میگی سوء تفاهم بوده در واقع شاید باور کنم بازم منه بگو همش خوابه که عشق من به یه غریبه دل داده میگی سوء تفاهم بوده در واقع شاید باور کنم بازم منه ساده دوباره تو دوباره من حال خراب این روزای منو ببینو بخند دوباره تو دوباره من حال خرا

ادامه مطلب  

پیش به سوی جمعه  

امروز سعی کردم برنامه کاری که ریخته بودمو مو به مو انجام بدم ولی خب همیشه در حال کار کارای متفرقه فراوونی پیش بیاد که باید اونا هم مدیریت بشن ، صبح با 10 دقیقه تاخیر رفتم سره کار ولی از اونور به جای ساعت 3 تا 3:15 اونجا بودم ،من در این حد به خودم سخت میگیرم در هر حال از برنامه ای که ریختم تقریبا 50% رو پیاده کردم و فردا اگه رفتنم 50 50 بودم الان دیگه حتمی شد فردا طبق برنامه ای که ریختم 10 تا 4 بعد از ظهر باید برم که کارامو برای گزارش روز شنبه جمع بندی کنم.

ادامه مطلب  

همه چی امن و امانه  

من یعنی ما هنوز شام نخوردیم امروز زودتر از دیروز اومدم اینورا برنامم اینه زودتر از هر شب بخوابم چون واقعا خستم وامروز ساعت 9 رفتم سره کار باورم نمیشه دارم خیلی بی نظم میشم برای سره کار رفتن  البته برای جبران و تنبیه خودم تقریبا تا ساعت 6 سره کار بودم و تنبیه خوبی بود
فردا باید زوده زود و سره وقت برم سره کار ی عالمه کار دارم توی برنامه ریزی بلند مدتم ی جورایی کارو بارمو باید تا شهریور ماه جمع و جور کنم و به ی جمع بندی کلی برسم و خیالم ی جورایی را

ادامه مطلب  

قصد دارم غزلـــم را به تو تقدیــــــــم کنم  

قصد دارم غزلـــم را به تو تقدیــــــــم کنمشاه بیــت غـزلـم را ، ز ، تو ترسیـــم کنــم
قصد دارم بنویســم ز محبـــت ، از عشــقولی از قبــــل ، دلت را تهـــی از بیـــم کنم
قصــــد دارم غزلـم را بِسُـــرایــــم با عشقمزد آن قلب تو را یک شبـــه تسلیــــم کنم
خواهشم برتو همین است بخوانی باعشقتا دو چشمان پُر از اشک تو از سیــــم کنم
غزلم پُر شده از محنت و از درد و غمــــتخواستم با نگـه مست تو چون ، نیــم کنم
غزلم گشت تمــــام و نفســـم بنــــد آم

ادامه مطلب  

156+آزمایش  

امروز رفتم جواب ِ آژمایش تیروئید ِ هلیا ر ُ گرفتم ، تیروئید داره ولی باید دکتر بگه که چجوریه
امروز اولین جلسه ِ کلاس های ترم ِ  جدید بود و من سه تا کلاس دارم این ترم
ولی خب خیلی بد بود چون روزه بودم حالم خیلی بد شده که ی ربع کلاسمُ زود تعطیل کردم که برم خونه
ولی نزدیک خونه معده درد ِ شدید گرفتم و زنگ زدم بابا بیا دنبالم حالم بده ، بیچاره بابام ترسیده بوده که چ بلایی
سرم اومده ولی گفتم معده م درد گرفته
و اینکه ما امشب افطاری مهمون داشتیم
بابام سری

ادامه مطلب  

#مرد کوچولوی من ^_^  

نمیدونم چرا الان یهو دلم خواست بعد مدت ها اونم این موقع صبح ساعت ۳:۵۴  آپ بشم 
دلم میخواست چیزایی که الان از ذهنم داشت رد میشد و بنویسم تا برای همیشه ثبت بشه:))
لپ لپم  الان خوابه نمیدونم چرا امشب که دارم نگاش میکنم حس میکنم چقدددر عاشق این مرد کوچویک زندگیمم با همه اعصاب خوردیاش اذیتاش و کله شق بازیاش و با تمام تمام بی فکریاش:)) 
نمیدونم شاید همه خواهرا با وجود تمام اشتباهات داداشاشون بازم خیلی دوسشون دارن اما نمی دونم چرا بازم حس میکنم من یه

ادامه مطلب  

فراموشی و عشق و....  

دیشب حال پدربزرگ خوب نبود و زنگ زدیم اورژانس اومد و خلاصه بقیه ماجرا....
توی این بازه من فقط به مادربزرگ نگاه میکردم...
مادربزرگی که الزایمر داره ولی هول شده بود و نشسته بود کنار تخت پدربزرگ و شونه هاشو ماساژ میداد...
من فقط تکیه داده بودم به دیوار و خیره شده بودم به مادربزرگ...
مامان و بابا به سوالای اون پرستارا جواب میدادن و سوابق بیماری رو میگفتن و من فقط خیره شده بودم به مادربزرگ....
ادما میتونن همه چی رو فراموش کنن ولی عشق هیچوقت فراموش نمیشه...

ادامه مطلب  

عشقم کجایی  

(دلم برات تنگ شده بود گفتم بیام سراغت الان توکوچتونم روبروی اتاقت) عزیزم ازروزی که تورفتی همه خاطره هامونوسوزوندم اخه حالم خراب وداغون بود بادعاهای مادرم موندم ببین عشقت باهام چیکار کرده من برای خودم کسی بودم ردداده مغز من عین روانیااااا    عشقم کجایی همه باهام بدن قیدمنو زدن     عشقم کجایی کولم رودوشمه تو این خیابونا    عشقم کجایی بارون که میزنه خیس میشه کارتنا    عشقم کجایی واست توروی همه وایسادم همه میخان که ناامیدت شم مدل موهاموعوض

ادامه مطلب  

امادگی برای مسابقه  

یکی از بدترین چالش هایی که می تونن برای ادمیزاد ایجاد کنند اینه که ازش بخوان تو یه مهارتی با افراد دیگه مسابقه بده.کنکور!مسابقات دو،مسابقات سخنرانی هرچند که باعث میشه خودمون رو با دیگران بسنجیم و جایگاهمون رو در برابر رقبامون متوجه شیم اما این قضیه یه بعد دیگه هم داره و اون اینه که ما زمانی رشد می کنیم که با خود قبلیمون سنجیده بشیم و نه با کس دیگه ای....توی مسابقات ما،اگر رقبامون ضعیف باشن بدون این که پیشرفتی بکنیم،توهم رشد میزنیم و اگر رفبام

ادامه مطلب  

خیلی وقته نبودم  

الان که دارم مینویسم تقریبا یک سال و دو ماه از آخرین پستم میگذره راستش میشه گفت تا همین لحظه که اومدم اینجا وبلاگمو فراموش کرده بودم رمزشم فراموش کرده بودم و با کمک بلاگفا تغییر رمز دادم ولی هر جوری بود اومدم ... توی این یک سال و چند ماه خیلی اتفاقا افتاده و خیلی چیزا شده الانم ماه عزیزه رمضانه ،دوسش دارم با تمام سختیاش ،حال و حواشو دوس دارم و تو همین ماه روزه 14 ام به خدا قول دادم که خیلی مواظبه رفتارام باشم و اونم به حرمت این ماه کمکم کنه به بز

ادامه مطلب  

واست میمیرم  

سردی نگاهو بشکن ، فاصله سزای ما نیست تو بمون واسه همیشه ، این جدایی حق ما نیستبودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظهمی میرم بی توخوندن من یه بهانه است ، یه سرود عاشقانه استمن برات ترانه می گم تا بدونی که باهاتمتو خود دلیل بودنم ، بی تو شب سحر نمی شهمی میرم بی تومن عشقت رو به همه دنیا نمی دمحتی یادت رو به کوه و دریا نمی دمبا تو می مونم واسه همیشهاگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیمواست می میرم ، جواب دنیا رو می دمبا تو می مونم واسه همیشهمن عشقت رو به همه

ادامه مطلب  

بوی نسیمی از فردا می اید ....  

فردا...همان فردایی که دیروز پس فردا بود و دو روز دیگر دیروز است .همان فردایی که برای این که فردا شود مدت زیادی صبر کردم...عجب قدرتی دارد این فردا... فردا برایم روز دیدار دوباره است و دل توی دلم نیست تا این فردا بیاید و تمام شود و شاید هم می خواهم که بیاید و تمام نشود ...
نمی دانم چه اتفاقی قرار است بیفتد و نمی خواهم هم بدانم.حال کودکی را دارم که به هوا پرتاب شده و می داند پدرش میگیردش و در نهایت زمین نمی خورد،انچنان که در هوا معلقم و استرس دارم میدانم

ادامه مطلب  

معرفی پارک جونگ مین  

لقب پارک جونگ مین جونگ است
30 سالشه ومتولد3اویل 1987
حالا هم بریم سراغ جونگ مین … پسر بچه ای که ناخواسته در یک مزرعه در یک روز بهاری در سال 1987.4.3 پا به این دنیا گذاشت .. او تا 14 سالگی در این مزرعه کنار مادر بزرگ و پدر بزرگش زندگی کرد .. و در 14 سالگی به پیش خانواده برگشت اما 2 سال بعد از پیش خانواده رفت و در یک دبیرستان شبانه روزی درس خوند .. اون از اول هم صدای گیرایی داشت .. اون همکلاس یکی از اعضای گروه بود .. و دنبال راهی بود که خودش رو به خانواده اش اثبات

ادامه مطلب  

خونه تکونییییی داریم  

اومدم قالبو وبلاگمو عوض کنم ی تنوعی بدم جف پا همه چیزو خراب کردم الانم پست به پست دارم میگردم رنگ متانمو عوض می کنم هر کی الان به من بگه دختره خله از همین الان گفته بااااشم هستم اقا اصلا دلم خواست ی تنوعی بدم خسته شدم از رنگ تیره ولی خب اینم خیلی خشکه حالا رنگه متنامو درس کنم ی قالب ترگل ورگل پیدا می کنم 
امروز کلی کار کردم سره کار چند تا از کارایی که چند ماه بود همیشه وقتی بهشون میرسیدم تنبلیم گل میکردو انجام دادم و از خودم راضیم ،مییینو راضی

ادامه مطلب  

152+امتحان  

 
فردا ساعت 8 ونیم امتحان دارم ولی هیچی مرور نکردم ،امیدوارم از پسش بر بیام
از آموزشگاه زنگ زدن که فردا برم برنامه ی ترم بعدم ُ بگیرم
امیدوارم کلاسی خوبی برام افتاده باشه
و اینکه فردا خونه عمُو جآن دعوتیم برای افطار ُ شام
بعدم که شب قدر ِ
الان دارم یک عدد لیوان شیر میخورم نوش ِ جــــآنم
امروز هلیا رُ بردم ی امامزاده که دعا کنم براش نا موهاش در بیاد
هرکسی که اینجارُ میخونم ازش خواهش میکنم براش دُعا کنه
 

ادامه مطلب  

بخوای نخوای یارمنیییی  

یه عُمره موجِ اون نگات ، هر جا که خواسته بُردتَم
آخه چشات فهمیده که یه عمره کشته مُردتم
منو کِشون کِشون بِبَر ، میخوام بیام توو دامِ تو
فقط دلم مونده اون هم سند زدم به نام تو
حرفامو میگم به تو که مَحرمِ اسرارِ منی
فقط برای خودمی و بخوای نخوای یارِ منی
وای از این وابستگی ، دلو سپردم دستِ کی
دستِ تو که فقط با حرف ، میتونی که رامم کنی
راهشو میدونستی و ، آخر هم تونستی و
فکر نمیکردی بشه که راحت منو خامم کنی
وای از این وابستگی ، دلو سپردم دستِ کی
دستِ

ادامه مطلب  

151+مادر  

یادم نمیاد هیچوقت مامانم نوازشم کرده باشه یا اینکه حتی بغلم کرده باشه اصلا یادم نمیاددددد
یادم نمیاد که باهام درد ُ دل کرده بآشه، یادم نمیاد نازم کرده باشه
یادم نمیاد دلداریم داده باشه یا حتی بهم اعتماد بنفس داده باشه
یادم نمیاد اونموقع هایی که مدرسه میرفتم ی روز صبح ِ زود بیدار شه وبرام صبحونه آماده کنه یا حتی ی لقمه
 برام درست کنه و برام آرزوی ِ موفقیت کرده باشه و بگه دخترم موفق باشی
یادم نمیاد بگه دخترم تو موفق میشی من بهت اعتماد دارم
یاد

ادامه مطلب  

 

امروز سیزده به در بود...منو فسقلی طبق معمول خونه بودیم و جایی نرفتیم...من بدون مهندس حال و حوصله ی هیچ کس و هیچ جارو ندارم...امروز هزار بار رفتم اتاق خواب با موری جان حرف زدم..ولی موری جان جوابمو نداد
اونروز خودش قول داد که زودی بیاد ..ولی انگار من اصلا براش مهم نیستم..آخه برا همه وقت میذاره  ولی برا من همیشه وقت نداره...خیلی دلم گرفته ...انقدر دلم برا موری جان تنگ شده که خدا میدونه..چندروز پیش یه لحظه موری جانو دیدم آه خدای من ماشاالله هزار ماشاالله

ادامه مطلب  

"منم یه روزی تو خنده های یه نفر گم شدم...  

 
‍ وقتی بهش گفتم دلم لرزیده و تو خنده های یه نفر خودم رو گم کردم، دستم رو گرفت و گفت : عاشقی جنون میاره... حواست باشه راه خونه ت رو گم نکنی...تو چشماش زل زدم و گفتم مگه تو تا حالا عاشق شدی؟! چشماش رو آروم بست و گفت... نه... وقتی از هم جدا شدیم واسم یه پیام فرستاد:"منم یه روزی تو خنده های یه نفر گم شدم...اما می دونی ؛دردناک ترین چیزی که درباره ی عشق وجود داره همینه...همین که اگه عاشق نمونی، گذشت زمان باعث میشه انکارش کنی...هر چند که هیچوقت فراموش نمیشه"
حسی

ادامه مطلب  

دلم میخواد که..  

دوست دارم روزی برسه که تو این وب فقط خوبی بنویسم.. قشنگی بنویسم.. نه که نوسانی باشه.. غم همیشه هست میدونم.. باید باشه.. اگه نباشه این زندگی، زدنگی نیست.. اما.. اما دوست دارم وقتی اومدی(اگه اومدی..) دیگه همیشه باشی.. نیام اینجا ننویسم؛ هست ولی نیست.. نیام اینجا ننویسم؛ آنلاینِ اما پی‌ام نمیده.. نیام اینجا بغضمُ وا نکنم.. بیام بگم؛ امروز عالی بود فلان حرف و زدیم و کلی کیف کردیم بیام بنویسم ؛ فرداشب شبِ خواستگاریمونه.. بیام بنویسم؛ امروز برای اولین بار

ادامه مطلب  

157  

امروز وقتی بابا ر ُ رسوندم محل ِ کازش ، از خیابون داشتم میومدم که یهو ی ماشینه از کوچه در اومد منم گفتم
وایمیسه ولی وقتی من رد شدم دیدم ب ماشین برخورد کرد ،پیاده شدم راننده ِ پرووو میگه چیزی نشده
میگم چی چی و هیچی نشده چرا یهویی میای از کوچه بیرون میگه من ندیدم
بعد میگه چیزی نشده فقط رنگش رفته گفتم الان بابام منو دعوا میکنه
میگه میخوای زنگ بزنم افسر بیاد منم هیچی نگفتم و سریع رفتم پیش بابام ، بابام میگه چرا ب من زنگ نزدی بیام
منم گفتم خب گفت چیز

ادامه مطلب  

من .. من ... من !!! خدا ... خدا ... خدا  

سلام خداقوت
خیلی وقته از آخرین باری که وبلاگ رو اپ کردم میگذره ... دوباره اومدم ... با ی انرژی فوق العاده .. میخوام از این به بعد بیشتر برا خودم وقت بذارم .. درست تر زندگی کنم و راحت تر با مشکلات کنار بیام .. میخوام به دنیا بفهمونم اونقدری هم که فک میکنه سخت نیس .. میخوام از طرف من بره به ادماش بگه که زندگی رو اشتباهی دارن میپیچونن .. زندگی سختیه لذت بخشه ... زندگی دوییدن با ارامشه ... زندگی خیلی خوبه ... زندگی مثل بافت شناسی میمونه پوستتو میکنه ولی نمره ا

ادامه مطلب  

-  

دل‌تنگی.. هوم نمی‌دونم .. نمی‌دونم چی میخوام.. دوست دارم فراموش کنم یا از به یادآوری ناراحت نشم یا یایایایا..
این که نباشی شاید عادی شه اما خب فراموش نمیشه که کیِ که نیست..
این فکر که چقدر بهونه‌طلب بودی باعث میشه همش با خودم فکر کنم شاید انتخابم اشتباه بوده..
اما دوست داشتن با این چیزا از بین نمیره.. لعنت به هر چی دوست داشتنه..
این همه آدم میبینم و خوشم میاد و در عرض دو روز دل‌زده میشم و بیخیال میشم کلا یادم میره! تو مگه کی بودی؟ مگه کی هستی؟
مگه

ادامه مطلب  

لـــالــــایے  

لالالالالالاییعروسک من بخواب نبینی مُردن منولالالالالالایینبینی زخمیو مست درو دیوار خوردنمولالالالالالاییپنجو شیشو هفت صبح تا این موقع بیدارمولالالالا لالایی
بعد ضربت تو از ناحیه ی احساسممیگیرم عذا به صرف مستی خط میندازم گفته بودمگفته بودم که نزن خورد نکن میلادوبا تیکه هاش برات یه آرزو میسازمهرکی از راه رسید فرو کرد شد سایه و رفتهرکی از راه رسید فرو کرد تا خ…. و رفتنبینی چی کشیدم نشنوی از حال و هوامهمه بد کردن و رفتن تو چرا دار و ندارع

ادامه مطلب  

#ثبت ی خاطره خوب  

دیروز رو  اگه دل درد و کمر درد و پهلو درد و سردرد و همه جا درد و فاکتور بگیرم در کل روز ارومی بود :) حاظرم هرروز درد بکشم اما دیگه هیچ اتفاقی نیافته:)) و باید از همین جا بلـــــــــــند داد بزنم و ب خدا بگم:
 
دمت گــــــــــــــــــ✋ــــــــــــرم  شکــــــــــــــــــــــــــــــــرت ^_^ 
 
دیروز که بخاطر دردم زودتر از کتابخونه اومدم کلا درس تعطیل:||||| 
 
دیدم سی سی جونم تنها تو اشپز خونه داره ساالاد اولویه درس میکنه دلم نیومد کمکش نکنم در ن

ادامه مطلب  

ولنتاین :(  

بی مقدمه مینویسم چون دلم واسه مقدمه تموم حرفام تنگ شده
امروز روزه عشقه. روز ولنتاین
اما من حتی نمیتونم با عشقم حرف بزنم
ناشکری نمیکنم اما گله دارم
از اونی ک میتونه اما بازم نمیخواد
من ک این همه عشقمو دوس دارم چرا باید اینجوری باشه؟
دلم گرفته. حتی گریه هم چاره ساز نیس
دیگه دلتنگیام اینقد شدن ک دارم از خودمم دور میشم
دیگ نمیدونم چی بگم
ینی چیزی ندارم ک بگم
اما ای کاش الان بودی چون بیشتر از هر موقع میخوام ک باشی
دلم برات تنگ شده ریحانه

ادامه مطلب  

هرجای دنیا باشی منظومه دلم دور تو خواهد گشت خورشید من  

موری عزیزم کجایی قربونت برم؟؟؟؟الهی خرسی فدای دوچشای خوشگلو پر مهرت بشه وقتی نیستی دنیام تاریکه اخه چشات ..برق نگات دنیامو روشن میکنه ...خورشید روزای من...ماه شبای من ..کجایی عزیزدلم؟؟؟ خرسی بمیره براتون..چیشده عزیزبی نظیرم؟؟؟؟
موری جان عشقم...وقتی نیستی حالم خیلی بد...خیلی افسرده م...تو دلم پر از آشوبه...ولی همش بفکرتم..همش بیادتم...موری عشقم بعشق خودت درس  میخونم ودانشگاه میرم..همش سعی میکنم اولی باشم...با اینکه سرکار میرم و  کلی از وقتم اونجا تل

ادامه مطلب  

خدایی گر باشد ، شاید شبیه توست...  

سلام علاقه‌یِ همیشه‌ام 
سلام عشق جان 
سلام بهارکم 
می‌دانی 
تو را خیال کردن وُ با تو خوش خیال بون
بهتر از بی‌خیالی وُ
هرچه باد آمد و باد رفت و وزید و
هر چه باداباد شدن است...
هر خیال بهتر از بی‌خیال شدن است...
 ...
 از تو ترسیدم علاقه‌جان
از علاقه‌ای که دیگر مثلِ قبل نبود
از خبری که هیچ‌وقت درراه نبود
من از راه ترسیدم، راهی که جدا شده بود،
از وقت!
وقتی که پاییز نبود
و از زمان 
زمانی که گذشته بود....
حالا دارم تمامِ آن خاطرات را مرور می‌کنم
 که خ

ادامه مطلب  

اکورد اهنگ خیال محسن یگانه  

Gm                         Cm                              Gm                                 Cm
خیال کردم یه عمر با من می مونه                           گمون کردن واسم یه همزبونه
Gm                    Fm                               Gm                               Fm
نگفته بود پی یه عشق دیگست                            تا تحقیر بشمو دل بسوزونم
Gm                   Cm                                  Gm                       

ادامه مطلب  

آسانسور  

از پله بالا میروم. مارپیچ است. باریک هم هست. پیرزنی با عصا پایین می آید. عصا در دست راستش است. نیمه چپ بدنش را چهل و پنج درجه می چرخاند. پای چپ را روی پله پایین می گذارد. مارپیچ به خود می پیچد. مکث می کند. عصایش را روی لبه راست پله پایین می گذارد، طوری که فضا برای پای راستش باقی بماند. سمت راست را چهل و پنج درجه می چرخاند. پای راست را پایین می گذارد. مارپیچ می لرزد. و دوباره تکرار. هر چرخه ده پانزده ثانیه ای طول می کشد. کپل بزرگی دارد. از ذهنم می گذرد «

ادامه مطلب  

به هوای خواستن تو نفسامومیفروشم  

من اگه چیزی ندارم
من اگه خالیه دستام
با تموم این نداری تو رو دوس دارم و میخوام
من اگه بی کس و کارم
من اگه خونه به دوشم
به هوای خواستن تو نفسامو میفروشم
اگه دنیامو ندارم
اگه سرده روزگارم
از یه چیزی مطمئنم… من بهت علاقه دارم
من اگه چیزی ندارم قصر رویام واسه تو
من اگه خالیه دستام آرزوهام مال تو
حالا که چیزی ندارم هرچی میخوام مال تو
حالا که خالیه دستام دو تا چشمام مال تو
***
 

ادامه مطلب  

جمعم رفت  

این میاد اون میره ی خورده آروم تر قبلنا خیلی یواش یواش زمان میگذشت الان انگاری غم دیگه غم نیست خیلی زود میگذره یا شایدم من پوست کلفت شدم دیشب تا سحری خوابم نگرفت غیر من تمام اعضای خانوادم خوابشون نگرفت سحرو که خوردم تا لنگ ظهر خوابیدم و وقتی بیدار شدم خیلی از برنامه های کاریم عقب موندم  و کلا میخواستم بی خیال رفتن سره کار باشم ولی از طرفی حوصله داشتن ی شنبه و ی شروع پر استرس رو نداشتم به خاطر همین خودمو جمع و جور کردم و ساعت 3 رفتم و 8 شب بخشی ا

ادامه مطلب  

روزهای پایانی  

سلام !! خداقوت
روزهای آخر سال هستیم و نفس نفس زدن های اسفند برای رسوندن خودش به بهار!!
همه دارن کارهای خونه تکونی و کار های عقب مونده رو انجام می دن !!! همه میخوان لحظه ی سال تحویل با خیالی راحت بشینن پایه ی سفره ی هفت سین !!
زندگی چیزه عجیبیه !!خیلی عجیب مثل یه  n  وجهی میمونه که تو تمایل داره به اکثر وجوه برسی ولی وقتی داری به یه وجهش نزدیک میشی وجه مقابل یا کنارشی حواستو به خودش جلب میکنه و تو ناخداآگاه به سمت اون وجه متمایل میشی و این هی تکرار میش

ادامه مطلب  

............  

سلام
 
 
معذرت میخوام یه چند روزی نبودم رفته بودم شهر کرد........
 
شانزدهم رفتم جمعه برگشتم.........
 
یه اتفاق خیلی بدی برام یعنی برای من که فقط نه برای همه افتاد.......
 
پدر بزرگم یعنی پدر مادرم فوت کرد........
 
....................
 
ما(پدرم و مادرم و من)خونه یکی از عمه هام بودیم چند ساعتی نشستیم که خالم بهم زنگ زد تا اومدم موبایلمو
 
جواب بدم قعط شد و همون لحظه گوشی مامانم زنگ خورد و رفت گوشیو داد به بابام وقتی برگشت گفتم کی
 
بود؟گفت شوهر خالت بود با بابا کار دا

ادامه مطلب  

 

تو رو باید که پرستید توروباید بوسید توروباید که شناخت به تو باید دل باخت راز عشق تنها از تو باید آموخت
بی تو باید هردم از تب عشقت سوخت........
 
 
 
 
 
 
 
خیییییلی دوست دارم
 
 
امروز اومدم خونتون صاحب خونه جلو در بود  وتو بهم کلید دادی وبعد oven رو آوردیم پایین تو سطح شهر چرخوندیمش تا احساس تنهایی نکنه

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1