ساعت از صفر عاشقی هم گذشته و این شب نمی‌گذرد
چنان بر شقیقه ام پا سفت کرده که گویی لنگرهای ابد را حمل می‌کندنگفته بود
نگفته بود زیر باران می‌رود
زنگار حنجره‌اش در ازدحام خیابان می‌رفت
نگاهش نکردم
پشیمانم
صدا، صدا و همیشه این واژه سه حرفی است که مختصروار جلو می‌آید و همه زندگی را کامل می‌کند
زنگار حنجره‌اش در خیابان می‌دوید
به سختی دل‌ها برمی‌خورد اما می‌دوید
نفسم برید و صدا روی زنگار حنجره‌ها پرواز می‌کرد
چه رنگ چرک‌مرده‌ای در نگا

ادامه مطلب  

پیچک نگاه  

پایان گرفته حادثه در ردپای تو دردا نگاه ما که نشد آشنای تو امنیتی ست از تو که پیچیده بر تنم با بازوان پیچکی چشم های تو لبخند تو شروع غزلهاست،پس بخندبگذار شعر تازه بگوید صدای تو پیداست بی بهانه تو را دوست دارمت با این بهانه باز  بمیرم برای تو ؟با قطره قطره اشک،به باران رسیده ام جاریست در بهانه ی باران هوای تو رفتی و زخم فاصله پیداست بر تنم .جامانده است روی تنم ردپای تو ...قاسم قاسمی اصل

ادامه مطلب  

بازان-حمید مصدق  

 
وای، باران؛
 
باران؛
 
شیشه پنجره را باران شست .
از دل من اما،
چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
 
آسمان سربی رنگ،
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ .
 
می پرد مرغ نگاهم تا دور،
 
وای، باران،
 
باران،
پر مرغان نگاهم را شست .
 
خواب رویای فراموشیهاست !
خواب را دریابم،
که در آن دولت خواموشیهاست .
 
من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم،
 
و ندایی که به من میگوید :
گر چه شب تاریک است
دل قوی دار،
سحر نزدیک است
 
دل من، در دل شب،
خواب پروانه شدن می بیند .
 
مهر

ادامه مطلب  

نرم‌افزار اندروید آموزشی سرگرمی «ستاره باران»  

در این بازی سعی شده تا با استفاده از محیط های گرافیکی متناسب با روحیه کودکان و همچنین با تشویق از طریق تغییر رنگهای جذاب، افکتهای صوتی و تصویری زیبا که در بازی وجود دارد، ارتباط بهتر و درنتیجه اشتیاق بیشتر
ی برای یادگیری موضوعات مهم کاربردی برای آنها  بوجود آید.
برچسب‌ها: معرفی نرم‌افزار , ستاره باران

ادامه مطلب  

سکوت  

برای چه باید می‌‌گریستم ؟برای از دست دادن یک زندگی‌ که هرگز نداشتم؟برای ترکِ مردی که نه دوستم داشت نه دوست داشتنِ مرا می‌‌فهمید ؟یا برای آرزو‌هایی‌ که سالیانِ قبل به عشقِ رسیدن به او زیر پا گذاشته بودم، بی‌ آنکه به عشقی‌ رسیده باشم؟در حقیقت، باید می‌‌خندیدم. باید از اعماقِ قلبم خوشحالم می‌بودم و شادی می‌‌کردم. ولی‌ زخم‌های مکرّر، آنچنان مرا دچارِ بی‌ وزنی کرده بود که مانند گمشده‌ای در بیابانی مه‌ گرفته، بی‌ اختیار، به خیالِ سر

ادامه مطلب  

باران آقاجاني ، قهرمان كوچك  

قهرمــان كوچك
**************
باران آقاجانی ( فرزند علیرضا آقاجانی و فاطمه فانی ) ، متولد سی و یک اردیبهشت سال هزارو سیصدو هشتادو هفت شهر آمل می باشد .
باران ازهمان ابتدا به بازی های قانونی و اصولی علاقه داشت و مادر وی مربی والیبال و اسکواش و فوق لیسانس رشته تربیت بدنی ک به تربیت وی همت گماشت از سن چهار سالگی به صورت رسمی و حرفه ای ورزش کاراته را شروع کرد و علاقه شدیدی هم به این ورزش داشت.
درسن پنج سالگی درمسابقات استانی شرکت کرد و با اقتدار،مقام اول د

ادامه مطلب  

خرداد....  

من هیچوقت خرداد رو دوست نداشتم
حتی آدمهای خردادی هم هیچوقت به دلم نشستند
بی دلیل بودن این حس همیشه برام عجیب بود
ولی امسال میخام خردادی که با بارون شروع شد رو دوست داشته باشم
خرداد بهم هدیه داد منم محبتم رو بهش هدیه میدم
 
+زیر باران باید رفت ... حتی این ساعت شب:)

ادامه مطلب  

گذشتن چقدر زیباست ....  

گاهی باید از اتفاقات زندگی گذشت ...چه اتفاقات بد و چه اتفاقات خوب... گاهی فقط باید معمولی زیست ...
مثل درخت که بی منت سایه می دهد مثل شاپرک که بی چشم داشت گلی را می نوازد .مثل باران که بی آنکه فکر کند بر تمام زمین برکت می دهد... گاهی فقط باید نظاره گر بود و بخشیدو گذشت و رفت ...
مثل رودخانه .....

ادامه مطلب  

ایران بیابان!  

این موضوع رو هم بخونید خیلی خوبه. ربطی به طب سنتی نداره اما بخونید.    آیا تابحال از خودتون پرسیدید که چرا اروپا با اینکه روی خط استوا هم نیست دارای سرسبزی و مناطق پرباران است؟ ریزش باران زیاد، شانسی است برای افزایش درخت ها، افزایش جنگل ها. درخت ها و مخصوصا جنگل ها باعث افزایش ذخیره آب زیر زمینی می شوند. چه جوری؟ الان مورد بحث ما نیست. این سوال رو داشته باشید : که چرا اروپا با اینکه روی خط استوا هم نیست با این حال پر باران، دارای جنگل های وسیع

ادامه مطلب  

گنج نهان  

نطق ربانی،،موسیقی حیات است،نت هایی که آفرینش با ارتعاش آن به رقص حیات ،ظاهرمیشود و از دل خیال ،نت هایی به هوای تار موجودیت چنان نوازش میشود که سکون میرود و جهان به شوق در ارتعاش میشود.موجودات همه نطق آن ناطق یگانه اند همچون اصواتی که از بیان، معنا میاید و تا بی نهایت امتداد میابد.انسان همانا سازی است، که از خاک در هم آمیخته گشته و با باران نظر ناظر،مشتاق به آتشی که مثال عشق است و سوختن و افروختن.سوختن من ها و افروختن در شبهای جهل.هم نمایان می

ادامه مطلب  

زمانی فرا می رسد  

زمانی فرا می رسد که دل ، در اندرون سینه ، بی تاب است
زمانی فرا می رسد که درخت عشق ، برگهای خود را سبز سبز می بیند
وشبی در مهتابی ترین لحظه ی خود 
وشبی در بحبوحه ایی از بودن یا نبودن
محبوبه ی شب ، عطر خود را می افشاند
شباهنگ عاشق ، آواز خود را می خواند
آوازی از عمق جان ، برای اندرونی خسته
و سپیده ایی که از سحر لحظه
تلاطم ابری ترین هوا را می گرید
و تویی که باران را در ثانیه هایی از زندگی ، تحمیل وجودت کردند
و تویی که قطرات اشک را چکه چکه از چشم چکاندی


ادامه مطلب  

آوخ...  

دیروز که رفت.امروز که رفت.فردا که می رود.
بیابان که هست.خشکی که هست.جهنم می آید.
باغ را آتش زدند.سبزه را خشکاندند.جویبار هم می خشکد.
سایه سایه نیست.آب آب نیست.پرنده می میرد.
شاید باید که نباید...
رها که میشوی.دیوانه که میشوی.محو خواهی شد.
بهار که میرود.هوا که میرود.تابستان می آید.
راه که نباشد.همراه که نباشد.سقوط می آید.
پنبه که می سوزد.شاخه که می گرید.عذاب می آید.
گل پژمرد.بلبل می نالد.
دوست که خنجر زد.ناله سرآید.
باران که میبارد.میشوید و میبرد.
اگر ا

ادامه مطلب  

ای پدر  

ای پدر ای با دل من همنشین          
ای صمیمی ای بر انگشتر نگین
ای پدر ای همدم تنهاییم
آشنایی با غم تنهاییم
***
ای طنین نام تو بر گوش من
ای پناه گریه ی خاموش من
همچو باران مهربان بر من ببار
ای که هستی مثل ابر نو بهار
***
در صداقت برتر از آیینه ای
در رفاقت باده ای بی کینه ای
ای سپیدار بلند و بی پایدار
می برم نام تو را با افتخار
***
هر چه دارم از تو دارم ای پدر
ای که هستی نور چشم و تاج سر
رحمت بارانی روشن تبار
مهربانی از مانده یادگار
***
ای پدر بوی شقایق می

ادامه مطلب  

تنها نشسته ام  

تنها نشسته ام، شب و باران و نیستیزل میزنم به پیچ خیابان و نیستیتقویم من رسیده به یک اتفاق خوب در صفحه ی قرار زمستان و نیستیوقتش رسیده قهوه بنوشم کنار تویخ میزنم کنار دو فنجان و نیستیتنها قدم زدم که تو را جستجو کنمدر ازدحام اینهمه انسان و نیستیساعت گذشت و بی تو قدم میزنم هنوزتنها در امتداد خیابان و نیستی... قاسم قاسمی اصل

ادامه مطلب  

به تو رسیدن  

به تو که میرسم..ذهنم جا میماند و دلم ..همچون باد میوزد تا نوازش شهر آشوب گیسوانت..پلک نمیزنم که تمام نگاهم را رخسار تو برساند پای معنایی زیبایی و لطافت.به تو که میرسم حواسم جا میماند و من میمانم و حیرت و مبهوت پای اقیانوسی از ظرافت که قایق بودن مرا میبرد به عمق یک تولد در ابدیت.به تو که میرسم زمان هم جا میماند و لب ازلب تو که برمیدارم در میابم آنور پیچ و خم های کوچه ی گیسولنت..ساعتهاست که افتاب غروب کرده.به تو که میرسم.پیله ام جا میماند و من در آغو

ادامه مطلب  

موشک باران داعش  

چیزی که 11 روز انتظارش را کشیدیم، بالاخره به وقوع پیوست.امشب سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به قول خود به ملت شهید پرور ایران اسلامی جامه ی عمل پوشاند و انتقام خون شهدای 12 رمضان حادثه ی تروریستی مرقد مطهر حضرت امام و مجلس شورای اسلامی را از وحشی های داعشی، ستاند.... ضمنا هشدار خوبی به اربابان تروریست ها ( اعم از آمریکا ، اسرائیل و سعودی) داد. این سخن ((فرمانده)) که فرمود: ((دوران بزن و دررو تمام شده)) امشب و با عمل سپاه پاسداران تفسیر شد.از سپاهیان اسل

ادامه مطلب  

ابر می بارد-امیر خسرو دهلوی  

ابر می بارد و من می شوم از یار جدا
چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا
ابر و باران و من و یار ستاده به وداع
من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا
سبزه نوخیز و هوا خرم و بستان سرسبز
بلبل روی سیه مانده ز گلزار جدا
ای مرا در ته هر موی به زلفت بندی
چه کنی بند ز بندم همه یکبار جدا
دیده از بهر تو خونبار شد، ای مردم چشم
مردمی کن، مشو از دیده خونبار جدا
نعمت دیده نخواهم که بماند پس از این
مانده چون دیده ازان نعمت دیدار جدا
دیده صد رخنه شد از بهر تو، خاکی ز رهت
زو

ادامه مطلب  

خــــــــــــــــــــــدایـــــــــــــــا  

خدایا
مگه خبر از حالم تو هم بی خبری ؟
خدایا
مگه نمی دونی چه عذابی می کشم از دوریش ؟
مگه نمی بینی منو مثل آتشفشانم توی این همه روزهای ابری
بوی باران خیالش پر شده تمام وجودم
چطور توی دلم عذاب می کشم و این عذاب ذره ذره می شم
خدایــــــــــا
تو که از حالم خبر داری یک کاری کن
بزار حداقل توی این دنیا دیگه نباشم
دیگه خسته ام خدایا توی این سال های سخت
اشتباه بوده زنده بودن من
که من همیشه منتظر موندم
به امید اومدنش
اون سخت بود ؟ اون یادش نیومد منو؟ اون به

ادامه مطلب  

مانده بودی اگر....  

اگر مانده بودی تو را تا به عرش خدا می رساندم اگر مانده بودی تو را تا دل قصـه هـا مـی کشاندم اگر با تـو بـودم بـه شب های غربت که تنها نبودم اگر مانده بودی ز تو می نوشتم تو را می سرودم مانده بـودی اگـر نازنـیـنـم زنـدگی رنگ و بــوی دگـر داشت این شب سرد وغمگین غربت باوجود تو رنگ سحر داشت با تو این مرغک پر شکـسته مانده بـودی اگر بال و پر داشت با تو بیمی نبودش ز طوفان مانده بودی اگر همسفر داشت هستیم را به آتش کشیدی سوختم من ندیدی ندیدی مرگ دل آرز

ادامه مطلب  

مرد کم رنگ بجای مرد پررنگ . . .  

 
صدای پاییز و کلاغ
صدای جارو در کوچه پیچیده,مردی که خسته است و مجبور!
هوای ابری که انگار هر لحظه باید منتظر باران بود
و از نمای پنجره اتاق من فقط کوه و ابر به چشم میخورد...
صدای شعله بخاری و من لا به لای رختخوابم...
از ان طرف خانه صدای باز و بسته شدن در های کابینت و نشانه های حضور مادرم می اید!
تلویزیون و صدای نحس گوینده که میگفت : دونالد ترامپ پیروز انتخابات ایالات متحده امریکا شد!
عجیب بود , اولش از جا پریدم . . . 
به فکر جهان و جامعه و جنگ و مرگ افت

ادامه مطلب  

داستان کوتاه - کرخت  

آسمان رنگ گرد و غبار به خود گرفته و انگار که باد شدیدی بوزد، همه چیز تکان می خورد و چند درخت شکسته روی زمین افتاده اند. سال هاست باران نباریده اما زمین خیس است و با هر قدم که بر می دارم، تا مچ پا در گِل فرو می روم. هر چه جلوتر می روم، پشت سرم محو می شود. می دانم راه بازگشتی ندارم اما باید بروم چرا که صدای شیون زنی می آید و گریه ی مردی که هق هق اش، غرورم را به لرزه در می آورد. احساس می کنم رگ گردنم قطع شده و تمام بدنم سست و کرخت است. از سرما به خود می لر

ادامه مطلب  

 

زن ها گاهی عاشقانه هایشان را دم می کنند
 
و می شود همان چای خوش رنگ
 
با طعم هل و دارچین
 
که کنار حبه قندی از عشق می چسبد
 
گاهی دلدادگی هایشان را هر شب
 
با عطر مریم در خانه می پاشند
 
و هر صبح با تک بوسه ای 
 
دلت را نشانه می روند
 
زن ها گاهی دوستت دارم هایشان را
 
زیر باران بی چتر قدم می زنند
 
و گاهی ناگهان سکوت می کنند
 
 تو باید آن قدر مرد باشی 
 
که سکوت را در عمق چشمانشان 
 
معنا کنی
 
 
؟

ادامه مطلب  

وفاداری  

ـ ["''وفاداری"''] داستان یک مرد و سگ وفا دارش است که هر شب سگ او مرد را برای نماز صبح بیدار میکرد .ـ روزی مرد به خانه رفیقش رفت و سگش را برای نگهبانی از خانه گذاشت و رفت .ـ مرد پس از خردن شام به خانه برمی گشد که ناگهان باران شدیدی به راه افتاد و مرد کلاه خود را بر سر کرد وبه راه افتاد وقتی در خانه را باز کرد سگ او را نشناخد و او را گاز گرفت .ـــ سگ وقتی فهمید که صاحب خود را گاز گرفته است به لانه خود رفت و خوابید 
مرد رفد پای خود را پانسمان کرد و خوابید .ـ

ادامه مطلب  

سایه از محمد علی بهمنی  

شعر زیبای سایه از محمد علی بهمنی :
.....
درخت با همه ی کهن سالی از من جوان تر استدر رازش مینشینم
گنجشکانی هستندگنجشکانی می آیند
خانواده ای هستخانواده ای می آید
مادری در تاب سایه , خوابآواز می خواندگنجشک ها جیک نمی کشند
کودکی , سایه ای را خم می کندگنجشک ها جیک می کشند
دختری در سایه ای روان چهره می شویدپسری چند سایه آنسو تر,مشتی زیبایی می نوشد
گنجشکی دگر می آیدخانواده ای دگر فرش می اندازند
مدت هاست کسی به سراغم نیامده
درخت با همه کهن سالی از من جوان

ادامه مطلب  

زلزله ی عشق  

آبادی و ویرانی ام از قدرت عشق است / این زلزله در جان من از شدت عشق است
از تلخی این جام عطش سوز نترسید / لاجرعه بنوشید که این شربت عشق است
این هلهله، این عطر دل انگیز ترنم / این جرجر باران خدا، برکت عشق است
سلطان منی، جان منی، ساقی مستان / من مست ترم، مست تر از باقی مستان
دور از تو اگر ماه شوم، باز سیاهم / خورشیدی و من، گرد تو می گردم و ماهم
دیوانه کجا خسته شود، خسته ی زنجیر / طوفانم و طوفان نشود، بسته ی زنجیر
 
ترانه سرا : دکتر شهاب سبزواری
تعداد بیت :

ادامه مطلب  

خداحافظ که میگویی در و دیوار میلرزد ...  

خداحافظ که میگویی در و دیوار میلرزد میانِ سینه ام چیزی هزاران بار میلرزد
جهان انگار بر رویِ سرِ من میشود آوار دلم زخمی و جا مانده تهِ آوار میلرزد
نگاهت میکنم یعنی نرو، پیشم بمان زود است چنان گنجشکِ تنهایی که در رگبار میلرزد
تو اما التماسِ چشمهایم را نمی بینی نمی بینی وجودم را که از اصرار میلرزد
از اینجا مثلِ باران میروی، پشتِ سرت اما حواست نیست خوشه خوشه گندمزار میلرزد
پس از سوتِ قطارت سوت و کور است این شبِ مبهوت سکوتِ خسته ای جا مانده در

ادامه مطلب  

چه بوی خوشی می‌وزد از سمت آسمان  

دارد از پشت نی‌زار این دامنه 
صدای کسی می‌آید 
کسی دارد مرا به اسم کوچک خودم می‌خواند 
آشناست این هوای سفر 
آشناست این آواز آدمی 
آشناست این وزیدن باد 
خنکای هوا 
عطر برهنه‌ی بید ...
سوسن‌ها، سنجدها، باران‌های بی‌سبب 
و پرندگانِ سحرخیز دره‌ی انار 
که خوشه‌های شبِ رفته را 
به نور بوسه می‌چیدند... 
 "سید علی صالحی"

ادامه مطلب  

ادامه ی شعر پرسپولیس  

            ۶- قسم به هرچی استقلالیه/هر وقت میره تو استادیوم ۶تایی بر میگرده.
                                                             ***
  ۷-  استقلال قهرمان میشه خدا میدونه که حقشه/اگه جدول برعکس بشه استقلال قهرمان میشه.
                                                             ***
                                            ۸-  پرسپولیس بی همتا
                                              پرسپولیس بی پروا
     

ادامه مطلب  

زمین و مهتاب و رقص  

میچرخد زمین بر مدار عاشقی ، خورشید میسوزد در خویشتن اش، تا بیافروزد منظومه را، به نوری که میرویاند و مینمایاند، هر آنچه که در پنهانی به آشکاری میرسد.زمین میچرخد و مهتاب در بازتابش نور خورشید ،که در ورای افق نگاه میتابدپنهان میشود،،هلالی میشود و گام به گام به هویدایی میرسد، تا در کامل بودن ،به خلق جذر و مد دریای طلب ،بکشاند در آغوش و براند تا عشق ....باشد.جاودانگی این تقلای امواج و نور مهتابی که در رنگ آمیزی نقره فام ،دریای گسترده آغوشش را...هم

ادامه مطلب  

نماینده مردم سیمرغ گفت :موشک های سپاه موجب غرور وهمبستگی ملت ایران شد  

 
نماینده مردم قائم‌شهر و جویبار در مجلس:
موشک‌های سپاه موجب غرور و همبستگی ملت ایران شد

نماینده مردم قائم‌شهر، جویبار، سوادکوه، سوادکوه شمالی و سیمرغ در مجلس شورای اسلامی با اشاره به موشک باران مواضع تروریست‌ها در سوریه توسط سپاه پاسداران گفت: دفاع از حریم سرزمینی حق ملت ایران است و هیچ تناقضی و تعارضی با حقوق بین المللی ندارد.

خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی شهرستان سیمرغ : عبدالله رضیان در گفت‌وگو با خبرنگار ما به حمله موشکی سپاه پا

ادامه مطلب  

آی دنیا !  

 
آی دنیا !
 
خدا به همراهت ...
 
خدا به همراهت ....!
 
وقتی برایم بهار می شوی
 
و ناگهان از کنارم می گذری...!
 
"  می گویند دنیاست دیگر "
 
 
خدا کند زنده باشم
 
 
و تو مدام از کنارم بگذری و
 
 
من با خاطراتش از باران معطر شوم
 
 
و دوباره نفس بکشم عشق را
 

ادامه مطلب  

ای پدر  

 
چون سایه ی رب بر سر ما سایه پدر بود
برسایه ی رب در صحف همسایه پدر بود
ایزد چو بفرمود که او رب صغیر است
در دفتر عشق آیه و سرمایه پدر بود
 


پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل
 
تیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من


یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند
 
مرگ، گرگ تو شد، ای یوسف کنعانی من


مه گردون ادب بودی و در خاک شدی
 
خاک، زندان تو گشت، ای مه زندانی من


از ندانستن من، دزد قضا آگه بود
 
چو تو را برد، بخندید به نادانی من


آن که در زیر زمین، داد سر و سامانت


ادامه مطلب  

نوشته های من برای تو  

سلام رامین عزیزم
نمی دونم شاید منو دعا کردن خانواده ات چرا مثل دیونه ها شدم نمی دونم چی شد ازدواج کردم الان هم حالم بده بدتر از اون روزها که دیدی باورت نمی شه می خوام برم . می دونی خوب می دونی بدو ن تو کجا می تونم برم؟
یک زن تو این جامعه کجا می تونه بره با یه بچه نمی دونم و نمی تونم زندگیمو اداره کنم از پس هزینه ها به زور بر می یام از شب و روز هیچی نمی فهمم و مه اش کار می کنم و تایپ انجام می دم . بعضی ها هم نمی دن مثل همیشه و بی انصافی نباشه  بعضی ها ه

ادامه مطلب  

مقایسه قرآن کریم با انجیل  

درباره ارزش انسانها:
درانجیل نوشتهلوقا باب ۱۵ آیه ۷ به شما می‌گویم، به همینسان برای یک گناهکار که توبه می‌کند، جشن و سرور عظیمتری در آسمان بر‌پا می‌شود تا برای نود و نه پارسا که نیاز به توبه ندارند.درقرآن کریم نوشتهسوره ال عمران ( ۱۰۱ ) ای اهل ایمان، از خدا بترسید چنانچه شایسته خدا ترس بودن است، و نمیرید جز به دین اسلام. ( ۱۰۲ )درباره احترام به عقاید دیگران :درانجیل نوشتهمتی باب ۷ آیه ۱ «داوری نکنید تا بر شما داوری نشودمتی باب ۵ آیه ۴۵ زیرا ا

ادامه مطلب  

زرادخانه موشکی داعش در ایران!  

نویسنده : ایمان معمار
1⃣جمله ای منسوب به امام خمینی هست که وقتی نیروهای ساواک ایشان را بدون مقاومت خاصی در سال 42 دستگیر کردند در پاسخ به یکی از افسران ساواک که به طعنه پرسیده بود :سربازان و مدافعان شما پس کجاهستند؟ ایشان پاسخ داده بود در "گهواره"!
2⃣امروز تمام خبرگزاری های رسمی و غیر رسمی و اکثر کاربران دنیای مجازی مشغول ستایش از اقدام سپاه پاسداران در پرتاب موشک به سوریه بودند. هرچند ممکن است صداهای مخالفی نیز دربرابر این اقدام و عموما از سو

ادامه مطلب  

مورچه های شگفت انگیزی که عسل تولید می کنند  

مورچه های که شبیه ظرف عسل هستند؛
مورچه های شگفت انگیزی که عسل تولید می کنند
این مورچه ها شهد گل ها را در شکم خود ذخیره می کنند و به دایره های کروی کوچک به اندازه ی یک حبه انگور درخشان و شفاف متمایل به زرد تبدیل می شوند و به سمت کلونی های خود می روند. مورچه های کارگر در کلونی از مورچه های عسل به عنوان منبع غذا استفاده می کنند. روش کار آنها به این شکل است که ...
اختصاصی «تابناک با تو»؛ مورچه ی عسل یا مورچه ی گلدان عسل Honeypot Ant  نوعی مورچه است که در منا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1