‎ سر سفره ی صبحونه،هول هولكی دو سه تا لقمه میخورم و نصف لیوان چای و داغ داغ سر میكشم و سریع پا میشم ،مانتو مو میپوشم،روسریمو سر میكنم و میگم عزیز خدافظ،من برم تا دیرم نشده! چادرمو از آویز برمیدارم تو هم كفشامو میذاری جلوی در و میگی فقط خیلی مراقب باشیا،میگم چشم و سریع میرم سمت آسانسور!! صدام میكنی خانوووم!! جانم،؟؟؟؟ یه دیقه بیااا،جون دلم؟؟؟؟ دیرمه آقااا!!! پیشونی مو میبوسی و میگی :"""لا حول ولا قوة إلا بالله العلی العظیم """‎دست میكنی تو جیبتو

ادامه مطلب  

یه خاطره دیگه آقا مهرسام  

سلام دوستان مهرسام هستم با یک خاطره دیگه. ظهر خونه خواهرم مهمون بودیم. کارم که توی کلینیک تموم شد مستقیم رفتم خونه خواهرم چون وقتی نبود و دیر میشد وارد که شدم خوشگل خانوم اومد بغلم و شروع کرد گریه کردن منم از همه جا بی خبر بودم سلین خانوم خوشگل با گریه میگفت دایی منو ببر بیرون بریم پارک من اپول نمیزنم اپول دوست ندارم فسقلی به امپول میگه اپول سعی داشتم ارومش کنم گفتم باشه خوشگلم من اجازه نمیدم به سلین خانوم ناز من امپول بزنن گریه نکن دایی جون م

ادامه مطلب  

لطفا به نظراتتون دقت کنید  

دوستای گلم رابطه ما داستان نیست رمان هم نیست
 
واقعا موندم اینا چیه مینویسین
 
من و غزال رابطمون رابطه دوست دختر و دوس پسر نبود
 
قصه هم نبود رمان هم نبود
 
یه عشق پاک بود که در اوج نامردی تقدیر جدا شدیم
 
به قول غزال
 
آدم عاشق با امید زندس
 
منم امیدوارم خیلی زود برگردیم و زندگیمونو ادامه بدیم
 
 

ادامه مطلب  

 

اگر توی کتابفروشی نشر چشمه بایستی کنار میزهایی که درست کنار درهای اتوماتیک ورودی است، تا مجله های روی میزها را بجوری دو تا اتفاق می­افتد. در واقع سه تا. اولیش این است که با هر قدمی که تو به چپ، راست، جلو یا عقب می­گذاری درها یک بار باز و بسته می­شوند و سر و صدای وحشتناک پل کریمخان را با خودشان می­ آورند تو. دوم این که اگر وسط تابستان باشد احتمالاً نصفت از خنکی توی کتابفروشی یخ می­زند و از گرمی بیرون می­سوزد. سوم هم این که اگر  هدفون­هایت را درن

ادامه مطلب  

تفسیر اهنگ ایورلیانو  

بررسی ترانه آئورلیانو با توجه به رمان صدسال تنهایی:
ملکیادس کولی با کرامتی ست که حتا بعد از مرگ، روح و مکاتبش کتاب را همراهی میکند. در جایی خواندم که یوسا، ملکیادس را راوی رمان صدسال تنهایی دانسته است.اما راوی این شعر به تصور من فرنانداست. او مانند ملکه بزرگ شده بود و از فقر و زندگی در دهکده ناراضی بود که به آئورلیانوی دوم میگوید پولم را بده و بدلیل سختگیری و محدود کردن دخترش میگوید من نرم میشوم و بدلیل نفرت از سرهنگ میگوید سرطان بگیر و بمیر!.

ادامه مطلب  

روح الله حضرت عیسی پسر مریم مقدس (ع)  

روح الله حضرت عیسی پسر مریم مقدس (ع)
 
 

[عیسی در گهواره] گفت منم بنده خدا به من كتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است (30)و هر جا كه باشم مرا با بركت‏ ساخته و تا زنده‏ام به نماز و زكات سفارش كرده است (31) و مرا نسبت به مادرم نیكوكار كرده و زورگو و نافرمانم نگردانیده است (32) و درود بر من روزى كه زاده شدم و روزى كه مى‏میرم و روزى كه زنده برانگیخته مى‏شوم (33) سوره 19: مریم
از لینک زیر یک قسمت از فیلم حضرت عیسی رو مشاهده کنید:
http://www.aparat.com/v/UlqGY
 

ادامه مطلب  

 

عطسه می کردم و عطسه هایم تمامی نداشت. بوی عطر خودم، بوی نرم کننده و پودر رختشویی و گرد و خاک پشت پنجره و حتی بوی کاغذ وقتی کتابی را باز می­کردم من را به عطسه می­انداخت. یک جور حساسیت افتاده بود به جانم و سکوت کتابخانه را بر هم می­زد. سکوت کتابخانه را با آرامش بر هم می­زد. چون کسی چپ چپ نگاهم نمی­کرد که چرا عطسه می­کنم یا فین می­کنم. از نکات مثبت این کشور غربی.
به هر حال.
در حالی که به صدای سپیده رییس سادات گوش و حسادت می­کردم شروع کردم به سیاه کردن

ادامه مطلب  

یه روز دوست داشتنی:)  

امروز رفتیم امتحان زبانمونو دادیم،به شدت سخت بود!
اول فکر کردم فقط برا من سخته ولی بعد ک دیدم ملت هیچکدوم بلند نمیشن برگه رو تحویل بدن اعتماد به سقفم چسبید به عرش:)))
بعدش اومدیم بیرون و دوساعت به هم گفتیم چقد سخت بوووووووووود!بعد فهمیدیم کلاس فیزیک گذاشته خانوم جعفری ک پیچوندیم باسارا رفتیم دردر!
اول بافرنیا رفتیم کافه آسمون،سارا دم در گفت بیا بزنگیم مهدیسم بیاد،گفتم شک نکن مهدیس الان اون تو نشسته!!!ازونجایی ک مهدیس عشق کافه عاسمونه دقیقا پ

ادامه مطلب  

 

 
میخوام با فراغ خاطر انتخاب واحد کنم . بدون اینکه فکرم بره سمت اروند .
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم .
این شیطون خیلی تو گوشم ویز ویز میکنه . 
وقتی بی توجه به چرندیاتش انتخاب واحد کردم حالش جا میاد . 
اعصابم خرد شده .. این اروند از کجا اومد دیگه ، سرم به کارم خودم بود ها . 
نمیخوام در هیچ کلاسی باهاش هم کلاس باشم . کاش هرگز نبینمش.. حتی اگه دیگه سیده خانوم رو نبینم .. حتی اگه دیگه محدثه رو نبینم .. فکر نمیکنم با بچه ها مدیریت همکلاس بشم دیگه . 
این ترم ا

ادامه مطلب  

80  

 
 
 
 
رو به روی ورودی پاساژ روی نیمکت نشسته بودم و منتظر اومدنش بودم نگاهم به جمعیتی که از‌ پاساژ بیرون می اومدند بود ، چند روزی میشد فهمیدم بودم که رویا‌ دیگه اون رویای سابق نیست و شاید خیلی زود از دست میدادمش هوا سرد بود دست هام رو توی جیب پالتوی سیاه‌ رنگم به هم نزدیک کردم ، دیر کرده بود، از انتظار خسته بودم
همیشه از بازار متنفر بودم ، فضای اونجا آرامش خاطر وحس امنیت رو ازم میگرفت  ، حتی از گشتن و نگاه کردن به ویترین های رنگارنگ مغازه

ادامه مطلب  

زندگی دو روزه دل نشکنین  

روزای خیلی سردرگمی دارم
سه شنبه رفتم موهامو از ته زدم .
این کارو کردم تا احساسم بمیره تا بیشتر از این غرورم نشکنه
این مدت خیلی سخت گذشت بهم هم احساسم هم غرورم همش رف
الان دیگه مشغول کارو درسم .درسته خیلی وقتا با خاطرات عشقم زندگی کردم
دوس دارم این روزا بگذرن امیدوارم غزال خانوم هم خوشبخت بشن.
من که دیگه تو زندگی خوشبختی رو گم کردم.
کاش هیچوقت ادما نیان و با قول هاشون دو سال زندگی یکیو بسازن بعدم
به راحتی داغون کنن برن
عب نداره عشقم امیدوارم خوش

ادامه مطلب  

خاطرات دلبرکان سودازده من  

خاطرات روسپیان سودا زده من
 
به جرات باید بگم از بهترین کتابهایی که خوندم این بوده. 
 
نویسنده: گابریل گارسیا مارکز
مترجم: امیرحسین فطانت
کتاب خاطرات روسپیان سودازده من ( دلبرکان غمگین ) نوشته گابریل گارسیا مارکز نویسنده پر آوازه کلمبیایی که در ایران به آن اجازه انتشار نداده اند به فارسی ترجمه و منتشر شد. این کتاب که شاید به علت بیماری و کهولت مارکز اخرین کتاب او باشد ، در اکتبر 2004 به بازار آمد و چاپ اول آن در یک میلیون نسخه منتشر شد. روسپیان

ادامه مطلب  

1,2,3- بازگشت  

- بالرحمن- 
در روزگار ابتدایی نوجوانی ام حرص عجیبی برای چیزهای نداشته داشتم; از توپ بسکتبال بگیر تا لباس و ساعت و خنزر پنزر. آن قدر به خانواده گفته بودم که فلان چیز و بهمان چیز را می خاهم که "میخام خانوم" صدایم می کردند! فکر می کنم شاید آن زمان تازه چشمم باز شده بود به روی بزرگی براق دنیا. یک جور گذر از دنیای کودکی که خاسته ها همه اسباب هایی برای بازی بودند و گاه گاه خوراکی هایی که برایم مضر تلقی می شدند. چند سالی می شود که دلم چیزی نمی خواهد. احتما

ادامه مطلب  

...  

سلام
اومدم ک بگم من صاحب قلبو روحو جسم این اقا هستم تا ابد و حتی خودش همچین اختیاریو بهم داد 
دلمم خواسته تو وبش پست بذارم
اومدم ب اونی ک گفته آآآهش مهرانو گرفته چن تا جمله بگم 
ببین محدثه خانوم اگ این جریان واسه یکی دوماه پیش بود یه جوری ردت میکردم بی سرو صدا ولی الان خیلی رک و راحت شدمو حرفامو میزنمو دیگه سکوت نمیکنم
اولا آهتو ب زندگی مهران نمیرسه فوقش زیر گوش دوس پسرت از درد برسه
پ شاخ نشو واس من تیریپ دردکشیده نیا
من خودم بچه تهرونم و ختم ه

ادامه مطلب  

5دی 95  

سلام و علیکم 
دقیقا این سلام اول پستارو نمیفهمم واسه کیه
یعنی میمیدم تا میخوام یه شکلک بذارم 
آخرشم بی خیالش میشم
بگذریم 
برویم سر اصل مطلب 
من کلا از کودکسالیا دیکته یا همون املا داغان بوووود 
اینجا جا داشت یه شکلک خجالت و البته خنده گذاشته نمایم
خلاصه اینکه من نمره -2هم گرفتم از دیکته
حالا بماند که ریاضی هیچ وقت زیر 18نشدم
همچین تفاوت هایی در من وجود داره ها
خلاصه 
امروز هانیه دخمل همساده و خواهر زاده خنگ ترم اومده بودن لغت بخونن
منم داشتم

ادامه مطلب  

نتیجه ی ناصر الدین شاه ...  

 
      امروز صبح با مهندس کامرانی( نتیجه ی ناصر الدین شاه) رفتم محضر تا وکالتشون رو به عهده بگیرم... همسرشون خانم هایده صبا هم بودند... چندتا موضوع جالب برام پیش اومد: محضری که عموماً باهاش کار می کنیم از دوستان قدیمی ماست، تمام دیوارِ محضر با اسناد و مدارک تاریخی مزین شده بود، از اولین سند هایی که در ایران نوشته شده بود تا اولین چکی که در ایران صادر شده بود و ... عکس زیاد گرفتم، سر فرصت میزارمشون... چیزی که برای من و مهندس کامرانی جالب بود این بود

ادامه مطلب  

داستان عاشقانه 1  

پسر در حال خندیدن و نگاه کردن به آدمای اطراف بود که با آهنگایی که پخش میشد داشتن میرقصیدن . بعضیا هم داشتن کارای پذیرایی از مهمونا رو میکردن و چند نفری هم با باران کوچولو داشتن بازی میکردن که اون روز 4 یا 5 ساله شده بود . صدای زنگ در اومد ، یه دختری از در اومد تو به همراه یک خانوم مسن . سلام علیک کردن با همه و رفتن بالا و تعویض لباس .....
پسر با خودش میگفت مگه داشتیم تا الان ؟ این کدوم بود ؟ این کی بود ؟ چرا تا الان نبود ؟!!!! هی داشت دنبال یه بهونه میگشت

ادامه مطلب  

شب جمعه رویایی...  

شب جمعه  رویایی...
به یاد شهدای غواص عملیات کربلای 4
مادرگفت: نرو،بمان! دلم میخواهد پسرم عصاے دستم باشد... گفت:هرچه تو بگویے فقط یڪ سوال! میخواهے پسرت عصاے این دنیایت باشد یا آن دنیا؟ مادرش چیزی نگفت و با اشڪ بدرقه اش ڪرد و اینگونه رفتند و کربلای 4 رقم خورد . یاد شهدای غواصی که دست بسته زنده به گور شدند و جاودانگی شان زبانزد شد 
و بعد از سالها .............
ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ خونواده ﺷﻬﯿﺪی ﺧﺒﺮ ﺑﺪﯾﻢ ...ﮐﻪ ﺑﯿﺎیید ﺍﺳﺘﺨﻮﻧـﺎﯼ ﺷﻬﯿﺪﺗﻮنو ﺗﺤ

ادامه مطلب  

معجزه ای بنام رفیق  

نمیدونم چرا یهو اونقدر خوب نبودن تووجودم رخنه کرده بود  فقط میدونم که خوب نبودم وکوک نبودم مثل همه عصرای پاییزی واین کوک نبودنِ کش پیدا کرده بود تاشب وازسرشب رسیده بود به نیمه های شب و تو یه رخوت مونده بودم یه رخوت کلی...چندبار اومدم بنویسم خوب نیستم وامشب حالم خوب نیس و دردول کنم مثلن ولی ننوشته بودم دلم به نوشتن نرفته بود توشبای طولانی پاییز که مبادا حال بدم منتقل شه که مبادا ...سکوت کرده بودم و خوابیده بودم بعدترش صبح مثل صبح های سه شنبه هم

ادامه مطلب  

بهترین روزبا بهترین مردِ زندگیم  

امممم خداروشکر امروز بهترین روز شد
واقعا خداروشکر هرچند ازنظر جسمی توحالت عادی نبودم ولی تمام سعیموکردم روز خوبی برات باشه عزیزدلم
خداروشکر بخیر گذشت
برااینک طبق معمول حدس نزنی برنامه امو،باکلی زور و اینا من زودتر از تو رسیدم کافه و با کافه چی هماهنگ کردم بعدازکلی انتظار اقاي خوش تیپم وارد شد ک بعدازلحظاتی خانومه با کیک و شمع های روشن اومد سرمیز و با جمله ی تولدتون مبارک رفت
خوشحال شدم شوکه شدی 
یکم زیادی زود شد ولی شرمنده سال بعد جبران م

ادامه مطلب  

 

 
زن، مردی ثروتمند یا زیبا یا حتی شاعر نمی‌خواهداو مردی می‌خواهد که چشمانش را بفهمد آن گاه که اندوهگین شدبا دستش به سینه‌اش اشاره کند و بگوید؛" اینجا سرزمین توست"نزار قبانی
 
+ نمیدونم اقاي نزار قبانی این شعر رو در چه سال و در کدام شهر و دیاری سروده بودند ،
در این زمونه زیاد صدق نمیکنه !
اما خیلی دلنشین بود .. این تقدیم به خانم های متاهل ،
بفرستید برای همسرتون :)) 
" اینجا سرزمین توست " غرور آفرینه ها  :D
 
 

ادامه مطلب  

دنیای عجیب  

دنیا جای عجیبی ست و زندگی نیز ...
رسانه ها و ابزارهای ارتباطاتی را که ورق می زنی، یک گوشه اش تصویر کودکی قربانی جنگ، دلت را به درد می آورد و صفحه ای دیگر از دیدن بافتنی هایی رنگ به رنگ که زنی خوش ذوق بافته و به تن گلدان های کاکتوسش پوشانده لذت می بری.
این صفحه فیلم سورپرایز کردن جالب عروس خانم توسط آقای داماد است و صفحه ی بعد تصویر به دار آویخته شده ی مردی به جرم تجاوز و قتل دخترک 7 ساله.
آن طرف آزمایش موشکی ست و این طرف قیمت انواع کاشت ناخن و لیزر و

ادامه مطلب  

175  

سلام
خوبی ؟
من
خدارو شکر
هفته ی سختی بود و هنوزم تموم نشده
یکشنبه شب زایشگاه بودیم و ساعت 6 برگشتیم خونه
و دوباره ساعت 2 ظهر تا 6 بعد از ظهر رفتیم زایشگاه
همون مسیر همون بیمارستان و همون مریضای بیچاره که هنوز ول معطل بودن
خیلی خسته شدیم خیلی
یکشنبه شب من یه زایمان گرفتم
یه خانومی که آرزوشو داشتم و البته تصورشم کرده بودم و به واقعیت تبدیل شده بود :|
یه خانوم خوب و آلرت و حرف گوش کن که حتی یه بارم صداشو بلند نکرد
استاد دانشکده حقوق بود
فوتبالم بازی

ادامه مطلب  

 

فیلم سینمایی سولاریس
فریبا یوسفی
 
فیلم سینمایی سولاریس داستان نیاز آدمی به ایمان است انسان بدون ایمان تکیه گاه اخلاقی نخواهد داشت جست وجوی ناشناخته ی اخلاقی در عین حال جستن ایمان است درسولاریس چند بار از فاوست یاد میشود فاوست دانا ، پژوهش گر مدرن ، به جهانی دیگر باورنداشت و به همین دلیل روح خود را به ابلیس فروخت او میخواست برای همیشه روی زمین زندگی کند و به کارایی دانش خویش و نیروی آن برای درهم شکستن مرزهای موجود باور داشت ولی کور بود کسی

ادامه مطلب  

چاپ جدید کتاب «مطالعات فرهنگی درباره‌ی فرهنگ عامّه» منتشر شد  

نشر آگه چاپ سوم کتاب مطالعات فرهنگی درباره‌ی فرهنگ عامّه را اخیراً منتشر کرد. این کتاب به منظور معرفی «مطالعات فرهنگی» به زبان فارسی ترجمه شده است. نویسنده در هر فصل، مهم‌ترین مفاهیم این حوزه‌ی مهم از علوم انسانی را در بحث راجع به جنبه‌های گوناگونِ فرهنگ عامّه، با استناد به کتاب‌ها و مقالاتِ مشهورترین نظریه‌پردازانِ مطالعات فرهنگی شرح می‌دهد و سپس به نمونه‌هایی از ارزشمندترین تحقیقاتی اشاره می‌کند که با اتخاذ همین رهیافت انجام شده

ادامه مطلب  

جملات خنده دار 96  

 
شما بگو تومور مغزی دارماگه یکی نگف آویشن و آبلیمو عسل بخور بیا تف کن تو صورتم
 
 
 
دستم شکسته بود رفتیم گچ بگیرم دکتر از اتاق اومد بیرون ،بابام بهش گفت اقاي دکتر زنده میمونه؟دکتر برگشت تو اتاق گفت پسرم وقتشه  مستقل بشی 
 
 
 
بقیه جملات در دامه مطلب
 
 
 

ادامه مطلب  

تاریخ برگزاری هییت موسی بن جعفر نادیلو  

بسم تعالی
تاریخ برگزاری هییت در تاریخ 95/10/2به ادرس تبریز .اذرشهر .نادیلو.میدان امام حسین.منزل اقاي بایرام دهقان برگزار میگر دد جهت حضور شما سروران علم وعاشقان اهل بیت وخداجو در پرشور کردن مراسم قران خوانی وسینه زنی اقاامام حسین دعوت میگردد 
اجرکم عندالله هییت موسی بن جعفر نادیلو

ادامه مطلب  

تاریخ برگزاری هییت موسی بن جعفر نادیلو  

بسم تعالی
تاریخ برگزاری هییت در مورخه 95/10/9به ادرس تبریز.اذرشهر.نادیلو.میدان امام حسین.منزل اقاي حسین خاکی برگزار میگردد از عموم مردم شیفته امامان معصوم واهل علم دوستی وخداجو جهت حضور در این مراسم دعوت میگردد
اجرکم عندالله.....هییت موسی بن جعفر نادیلو

ادامه مطلب  

مصاحبه‌ی حسین پاینده درباره‌ی کتاب «نقد ادبی و مطالعات فرهنگی»  

مجله‌ی ادبی‌ـ‌فرهنگی کرگدن، شماره‌ی ۲۵، به تاریخ ۹۵/۰۸/۴:
نقد ادبی در تاریخ پُرفرازونشیب خود دوره‌های متفاوتی را تجربه کرده و در هر عصر و دوره‌ای بنابر اقتضای تحولات اجتماعی و جایگاه و کارکرد آثار ادبی در جامعه رویکردی متفاوت اتخاذ کرده است ... مدت مدیدی است که نقد ادبی دیگر با ارزش‌گذاری هیچ کاری ندارد و بیشتر رویکرد تحلیلی دارد. این رویکرد مخصوصاً در یکی از جدیدترین رشته‌های مطالعاتی با عنوان «مطالعات فرهنگی» شدت یافته است. در زمینه

ادامه مطلب  

بدون شرح  

 
پسر : ضعیفه! دلمون برات تنگ شده بود...اومدیم زیارتت کنیم!
دختر : تو باز دوباره گفتی ضعیفه؟؟؟
پسر : خوب... «منزل» بگم چطوره !؟
دختر : واااای... از دست تو!!!
پ: باشه... باشه...ببخشید «ویکتوریا» خوبه ؟ ...
د: اه... اصلا باهات قهرم.
پ: باشه بابا... تو «عزیز منی»، خوب شد؟... آَشتی؟
د: آشتی، راستی... گفتی دلت چی شده بود؟
پ: دلم ...!؟ آها یه کم می پیچه...! از دیشب تا حالا .
د: ... واقعا که...!!!
پ: خوب چیه... نمیگم... مریضم اصلا... خوبه!؟
د: لوووووووس...
پ: ای بابا... ضعیفه! این نوبه اگه ق

ادامه مطلب  

هیس  

قهوه اسپرسو
اپیزود..پنجم ششم باید باشه...حالا.
 
عصبانی نیستم. کم‌آوردن بعد از عصبانیم... اون حالی که میفهمی چقدر ضعیفی و کم میاری. 
عصبانی نیستم ، اما حق دارم باشم. 
بعضی مردها عجیب نفرت انگیز هستن. مثل اقاي ... که صرفا چون نخواستم ،خارج ازساعت اداری به من پیام بده، این قدررررر حرف و‌حدیث بشنوم و راجع من‌به همه بگه؟اصلا هیچ‌دلیلی نیست که بخواد بامن درارتباط باشه.  اینبار اسمش رو نمیزارم بی مغرفتی
اسمش دقیقا بی شعوریه.  این ادم اون قدر وقیح هس

ادامه مطلب  

تلنگر  

دور رفت مسابقات لیگ 95 در حالی در قوچان مشهد به پایان رسید که در این دوره متاسفانه
پس از سالها حضور تیم بیسبال دهیاری فولادمحله (شهرداری سمنان) سابق در این مسابقات
که همیشه حریف پر قدرتی برای حریفان محسوب میشد از بازی ها انصراف داد و یک سوال بزرگ
رو تو ذهن همه به وجود آورد که چه بر سر این تیم باسابقه در رشته بیسبال آمده است.امسال
که آقای سید رضی موسوی مسئولیت کمیته بیسبال استان رو برعهده گرفت و اقاي وفایی عزیز
از این سمت کنار رفت متاسفانه شاهد

ادامه مطلب  

فک کرد خعلی زرنگه  

زنگ زدم خونه دوس دخترم باباش گوشی رو برداشت
خواستم بپیچونمش گفتم منزل اقاي یوسفی؟
باباش خواست زرنگی کنه و مچمو بگیره گفت بله خودم هستم
منم گفتم: مرتیکه بیشعور گوه میخوری وقتی تو حسابت پول نیس
چک میکشی،اگه تا نیم ساعت دیگه پول تو حسابت نباشه 
با حکم جعل میام در خونت
معذرت خواهی کرد گفت اقا اشتباهی گرفتی 
فک کرد خعلی زرنگه

ادامه مطلب  

منو باد صبا مسکین،دو سرگردان،دو بی حاصل...  

نمیدانم از کجا و چگونه بگویم
اما حس میکنم وقتی تو را میبینم ناخودآگاه غرق زیباترین کلمات میشوم.
و باید همان لحظه بنویسم. اما خب همیشه که نمیشود...
دیروز و پریروز جزو همان زمان هایی بودند که دلم نمیخواست تمام شوند.
بلکه دلم میخواست تا کــــِــــــــــــش بیایند و همینطور ادامه یابند.
اما افسوس که همیشه زیباترین اوقات مثل برق و باد تمام می شوند،
حتی اگر سعی کنی با تمام وجود لحظه لحظه اش را درک کنی...
میدانی؟ دیروز به این فکر میکردم که آن اتفاق ِ

ادامه مطلب  

Season 4  

خدایا خودت کمک کن خواب باشه خدا جون لطفا بگو هر چی دیدم همش خواب و رویا بود تو رو به بزرگیت قسمت میدماینا رو توی لحظه بیدار شدنم از تخت به خودم میگفتم حتی جرعت پاشدن و فهمیدن حقیقت رو نداشتم اما قراره تا کی تو تخت باشم ولی نه نمیخوام.اشک هام سرازیر شد و ناله گویان با خودم میگفتم : خدایا من میترسم لطفا همش خواب بوده باشه و همراه همین فکرا پتو رو کشیدم رو سرم و گریه کردم بازم و خوابم برد اما چ خوابی؟بعد از یه ساعت صدای باز شدن در اتاق به گوشم خورد م

ادامه مطلب  

افتخار آفرینی دوباره بازیکنان آکادمی تکواندو فدک در مسابقات چندجانبه  

به گزارش روابط عمومی آکادمی تکواندو فدک ، در این دوره از مسابقات بازیکنان شایسته عضو کلاس فدک با 18 بازیکن حضور داشتند که با کسب ۱۲ مدال ارزشمند طلا ،۴ مدال نقره ، ۲ مدال برنز و کسب عنوان فنی ترین بازیکن این دوره از مسابقات توسط سید امیرحسین مهدویان، بار دیگه شایستگی های خود را ثابت کردند.
کمال تشکر داریم از
  جناب اقاي حیدریان ( مدیریت محترم مجموعه ایثار )
و
جناب آقای بهار ( مدیریت محترم استخر ایثار )
شایان ذکر است در همین راستا از طرف روابط

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1