28. كپي  

پیام داده كلی مونی هست اینجا، من هم كه از ماجرا سر درنیاورده بودم گفته بودم كجاست دقیقاً؟! او هم گفته بود نمیشود كه از آنها عكس بگیرد! تازه دوهزاری ام افتاد راجب چه چیزی حرف میزند. آدم های شبيه به چهره ی من :)) حالا هروقت یادش می افتم خنده ام میگیرد. احتمالاً هرقدمی كه برمیدارد یك دور من را مرور میكند. با این حال هنوز جواب پیامم را نداده، این روزها بیشتر از هر روز دیگر نگرانش میشوم. در این شرایط تنها چیزی كه گریبانگیرم میشود كاهش وزن است و این اصل

ادامه مطلب  

به تو مربوط نیست  

نمیدونم چمه 
خوبم روز خوبی داشتم 
اجیم بود تنها نبودم 
اما نمیدونم...  
پروت و دیدم عوض شدی..  نمیدونم چجور بگم شبيه اون ادم معصوم 
تو گذشته نیستی...  
خیلی خوب بودی حتی توی عکس سادگی و صداقتت معلوم بود... 
عوض شدی جان دل..  
دلم تنگ شد برای تویی که میشناختم نه این ادم جدید 
 
زندگیم دیگه به تو مربوط نیست.. 
حالم از این بهتر نمیشه حالا که نیستی 
دیگه قسمت هرچی باشه به تو مربوط نیست
 
بخش2:
ادعا میکنم اجی کوچیکه که بودنت وقتمو میگیره اما من واقعا 
دلم

ادامه مطلب  

جودی عزیزم :  

جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که در افق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگر هم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند. درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند.دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم ب

ادامه مطلب  

#طاهره_اباذری_هریس  

تو مثل چای عصرانه، شبيهِ خوابْ دلچسبیبرای این دل تشنه، شبيه آبْ دلچسبی
تو حس کودکی هامی، پر از رویای آبی رنگتو مثل باد در موهام، سوارِ تابْ دلچسبی
شبيه بستنی یخمک، دراین گرمای تابستان...تو یک احساس بی‌همتا، تو پاک و ناب، دلچسبی
شبيهِ تیله ی رنگی، برای بچه های تُخس...تو تنها تیله ی مشکی، کمی نایابْ! دلچسبی
تو مثل قولِ فرداها، تویی آن وعده های خوب؛برای گریه های من، دلِ بی تابْ دلچسبی
تو طعم دوستی‌هایی، رفاقت های بی پایانرفیقم بودی و هستی، اگر

ادامه مطلب  

آهنگ‌های خاص  

برخی آهنگ‌ها هستند که در روح و جان آدم نفوذ می‌کنند و حس تداعی بالایی دارند، من در مورد بو هم حس تداعی بالایی دارم، وقتی عطرفروشی می‌روم، با بو کردن هر عطری یاد یک آدم یا موقعیت یا حس گنگی می‌افتم که دقیقا نمی‌دانم مربوط به کی و کجا و چه کسی است.
اما موسیقی عجب چیزی است، من خیلی سردرنمیاورم از تنظیم و نوازندگی و این هنرهایی که برخی دارند و به نظرم هوش بالایی می‌خواهد.فقط یک دوره شروع کردم به یادگیری سازدهنی، خیلی دوست داشتم، اما جای تمرین

ادامه مطلب  

ای بابا  

امیدوارم هیچکس چیزی که من تجربه کردم رو تجربه نکنه....
عکس عروسی عشق سابقت رو با کسی که بهت خیانت کرده رو ببینی.. شبيه فیلمای جم هست
یا نه
شبيه رمانای ت..می دوران نوجوونیه که می خوندیم..
الان این لحظه حس خاصی ندارم..
بالاتر از سیاهی مگه رنگی هست؟
زخم خورده ی کی بودم من؟؟؟؟

ادامه مطلب  

رفتار ...  

وقتی عاشقی یه رفتارهایی رو از خودت نشون میدی که شاید پیش خودت خیلی طبیعی به نظر برسه ولي وقتی به عنوان شخص سوم به این رفتارها توجه میکنی به شدت متوجه این میشی که عشق بین دو نفر در جریانه ...
داستان چند ساعت کنار هم بودنمون رو می نویسم و خودم تماشگر این ماجرای عاشقانه میشم تا ببینیم چقدر عشق توی رفتارهای ناخودآگاه من و عزيزم موج میزنه ...
ساعاتی از شب گذشته بود و میهمانی نسبتا بزرگی توی خونه یکی از فامیل ها در جریان بود ...
هرکسی سرگرم گفت و شنود خو

ادامه مطلب  

پريچهر نبودن  

تازگیا دارم حسرت اینو می خورم كه چرا اسمم '' پریچهر '' نیست.حالا چرا پریچهر ؟ والا خودمم نمی دونم.فقط وقتی بهش فكر می كنم خنده از ته عمق وجودم می خواد بیاد بالا ! [ باور كنین دقیقا همین طوره ]
مامانم می گه قبل از این كه به دنیا بیام برام اسمی انتخاب نكرده بودن.وقتی منو برای اولين بار می بینه رو به بابام می گه '' این پرینازه ! خودشه !" شبيه همون لحظه ای كه مامان بابا نظر منو راجع به اسم پریماه پرسیدن و من گفتم :" این پریماهه ! خودشه !"
درست ترین و بهترین ات

ادامه مطلب  

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم  

 
"رتبه م شد ۷۲...نمیدونم چیکار کنم الان!!!!!دلم میخواد بپرم هوا...جیغ بزنمخدایاااااااااااااااا شکرتآیرا ممنونم که بهم امید دادی و کمکم کردی...اگه پارسال این موقع باهام حرف نمیزدی و کمکم نمیکردی شاید الان به این نتیجه نمی رسیدم...ممنونم به خاطر تک تک لحظه هایی که بودی:) :**** "
 
تمام امروز به انتظار یه خبر خوش گذشت که الحمدلله رسید
هزار ماشاءالله..هزار الله اکبر...خیییلی خوشحالم برات عزيزم..خیلی زیاد...و صمیمانه بهت تبریک میگم.اونقدر خوشحال شدم که بی

ادامه مطلب  

پیام اشتباهی  

سلام مجدد خدمت همه دوستان عزيزم مرسی از عزیزانی که لطف میکنن میخونن و کامنت میگذارن افتخار میدین دوستان عزيزم عارضم به خدمتتون که یار از دیشب اخلاقش بد شده بود،  سر ظهر خواستم به دوست عزیزی که امروز قرار بود یارش رو ببینه پیام بدم ، پیام رو اشتباهی فرستادم واسه آقای یار، حالا متن پیام این بود : سلام عزیزدلم خوبی؟ وقت بخیر خدا قوت. وای که چقدر حال  و هوات رو درک میکنم. امیدوارم اونجام مثل اینجا هوا ابری و دو نفره باشه حالش رو ببری، بو

ادامه مطلب  

من خسته‌ام، تو خسته‌ای آیا شبیه من؟  

من خسته‌ام، تو خسته‌ای آیا شبيه من؟
یک شاعر شکسته‌ی تنها شبيه من
حتی خودم شنیده‌ام از این کلاغ‌ها
در شهر یک نفر شده پیدا شبيه من
امروز دل نبند به مردم که می‌شود
این‌گونه روزگار تو ـ فردا ـ شبيه من
ای هم‌قفس بخوان که زِ سوز تو روشن است
خواهی گذشت روزی از این‌جا شبيه من
از لحن شعرهای تو معلوم می‌شود
مانند مردم است دلت یا شبيه من
من زنده‌ام به شایعه‌ها اعتنا نکن
در شهر کشته‌اند کسی را شبيه من
 

ادامه مطلب  

جاودانه ها  

روزی کسی در جایی گفت  دلم یک جای دنج می خواهد.
نه تو آن کس را می شناسی که لامکان است و زمانه اش را و نه کنج خلوت دلش را نشانه رفتی
عزيزم!
اینجا اکثریت جامه ریا میبافند و خلعت زهد به تن دارند و بزدلی شایعترین ژست.
به ستوه و شکوه نیامده ام. لبخندم را ببین
می توان متصور شد که کرامت انسانی را تا کجای نهایت به زیر می کشند  
وليصبر وا میرود پای چند لایگی برخی آفریده ها....
دلم می سوزد برای ابرانسان های جاودانه ای  که خودرا وقف چنین آدمکانی کردند و رفتند..

ادامه مطلب  

60#  

این قسمت: یعقوب در سرزمین عجایب!اگه ی نفر روی کره ی زمین وجود داشته باشه که شرایطی "فجیع_غیر عادی" مشابه من داشته باشه،کاری ازم ساخته نیس! فقط بخاطر شرایط گوه زندگیش بهش تسلیت میگماز طرف یک عدد رِین بو چایلدپ.ن: بیچاره بقیه ی رِین بو چایلد های کوچولوی عزيزمپ.ن ۲: چرا در اموری ک در آن ها سو فاکین بد هستم، گوه اضافی میخورم؟ آخه صلاحیت ب دوش کشیدن ب دوش کشیدنی هاش تا کودوم گوری باید بره زیر سوال؟پ.ن ۳: چرا هیشکی متوجه نیست که دیگه دلم نمیخواد زنده با

ادامه مطلب  

فتبارک الله... !  

یک روزهایی انقدر خوابم می آید که پنج دقیقه هم برایم پنج دقیقه است! و خلاصه که امروز از این روزها بود. سه ساعت خوابیدم و صبح دیرم شد؛ در نتیجه وقت نشد حتی خودم را توی آینه نگاه کنم و کیفم را برداشتم و رفتم دانشگاه (البته من نود درصد روزها را همین شکلی ام)، منتهی امروز از شانس عزيزم زد و تصمیم گرفتند عکس دسته جمعی بگیریم، گفتم عکس نمیگیرم؟ البته که نه. خیلی هم خوشحال شدم و عکس گرفتیم. چند دقیقه ای هست که هی به عکسمان نگاه میکنم و میخندم و پیش خودم م

ادامه مطلب  

جودی عآبُت ^_^  

بخشی از کتاب بابالنگ دراز اثر "جین وبستر"
 
جودی عزيزم!...
ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم.و به آنها وابسته می شویم و هر چه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.پس هرکسی را که بیشتر دوست داریم و میخواهیم بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.
دوستدارتو: بابالنگ دراز
 
 
+ خاطره خوش |نیازمندیها |
 
- مامان ! زندگی خیلی قشنگ شده =)
+ چیشد که به این نتی

ادامه مطلب  

به به عجب هوایی  

هوا به شدت آلوده است.. صد متری به نظر مه آلود میاد..
حالا یه خاطره از مه بگم.. چندسال پیشا که هنوز شهیدبهشتی درس میخوندم یادمه یه سال خیلی هوا آلوده شده بود خیلی.. مثلا باید مه هارو کرال سینه میرفتی تا بتونی رد شی :)).. بعد چونکه ولنجک بودیم من گفتم خب دیگه نزدیک کوه هم هستیم پس قطعا این مه هست .. به به :)) داشتم لذت میبردم که یهو اعلام شد بخاطر آلودگی تعطیل شد همه جا :)))
خلاصه از زلزله نمیریم، قطعا آلودگی میکشه مارو ^__^
الانم درحالت انفجار در ناحیه چشم

ادامه مطلب  

التزام  

به حانیکِ زمستان های قبل،و سارامدی ای که پایش را از کادر بیرون می برد
شاعرانگی را قاب بندی نیست.شاید بخواهم از لای چهارچوب،لنگ و پاچه ی آویزانش را تماشا کنم(و همزمان از تصورِ تصویرگری های معروفِ نشریه های نوجوان،که همیشه دختری با رعایت شئونات اسلامی از قاب مستطیل بیرون میزد هم،استفراغ کنم.)چیزی شبيه رو شدنِ دست.کنترلِ ماهیو لیست خرید دست و پای اضافه برای کارگران شکلِ سرِ دخترِ چادری در مترو با هدفون های بزرگو شادی از بوی عرق دادن،(چرا که ب

ادامه مطلب  

Today  

خیلی دلم تنگ بود امروز خیلی زیاد .....
به خدا پناه بردم 
و چه عاشقانه بنده هاشو نوازش میکنه 
یعنی من امروز و دل تنگمو و نوازش های تو رو فراموش میکنم؟!
هیچوقت!
ازت سپاسگذارم ...سپاس گزارم 
+ خونه گرفتم! امروز مامان و بابای عزيزم لطف کردن و این همه کیلومتر راهو اومدن اینجا و برام خونه گرفتن و قولنامه و ...اینا! 
..ایه ی 29 سوره مومنون  :)
البته امشب رو خونه قدیمی می مونم چون بخاری رو نخواستم فعلا ببرم ک دخترا سردشون بشه. امشب همگی توو خونه قدیمی گرد بخاری

ادامه مطلب  

تلخ اجباری ...!  

امروز صبح ، پیش از طلوع سپیده دم ، سرزمین آرزوهامو ترک کردم ...
انقدر دلم سنگین بود که تا ساعتها هیچ حرفی نزدم ...
امروز ذره ای از احساس این شعر رو درک کردم ...
ای ساربان ، آهسته ران ، کارام جانم می رود ...
هر چند لحظه یکبار توی آیینه پشت سرمو نگاه میکردم که دارم دورتر و دورتر میشم از خاکی که برای من عشق به ارمغان آورده بود ...
آهسته اشک چشمهامو پاک میکردم که کسی متوجه نشه ...
نگران عزيزم بودم که تنهاش گذاشتم ، اونم توی این همه غصه و درد ...
ولي انگار نبودن

ادامه مطلب  

شبیه ساز آسانسور با میکروکنترلر Atmega16  

شبيه ساز آسانسور با میکروکنترلر Atmega16 فرمت فایل دانلودی: .rarفرمت فایل اصلی: docxتعداد صفحات: 44حجم فایل: 1742قیمت: 10000 تومانبخشی از متن:شرح پروژه:هدف از این مدار شبيه‌سازی یک آسانسور مبتنی بر سیستم میکروکنترولری است و مدلی کوچک برای طراحی یک آسانسور می‌باشد.این آسانسور دارای 4 طبقه است که در داخل آسانسور کلیدهای 1-4 برای انتخاب طبقه مورد نظر وجود دارد. در بیرون آسانسور و جلو درب‌ها کلیدی نیز وجود دارد که عملکرد آن مانند کلیدهای داخل آسانسور است

ادامه مطلب  

تقدیم به عشقم  

عزيزم الان که دارم اینو مینویسم نیستی آف هستی 
من اینارو برات باعشق مینویسم 
پاییز سرده امامن سردم نمیشه چون گرمای دل تو تمام وجودمو دربرگرفته
بین ماازلحاظ مسافت فاصله زیاده اماقلبم تنها برای تو میتبه اما همیشه حضورتوحس میکنم این یه حرف نیست یه حقیقت بزرگه
بین مافاصله زیاده ولي من همش خوابتومیبینم که کنارمی بهم میگی دیدی اومدم پیشت فاطمه ی من...الان پیشتم
من یه روزی فک میکردم عاشقم ولي اشتباه میکردم عشق واقعی توای (رضا)دوست داشتن روباتو ف

ادامه مطلب  

افتضاحی به نام "دیوار به دیوار"  

سریالی به نام دیوار به دیوار از شبکه سه  پخش می شود که واقعا ارزش بحث ندارد. قصه این داستان در حد سخیف ترین مجلات زرد و سایتهای بازاری هم نیست. اما علت این که چند خط را می نویسم این است که دلم به حال کارگردانش می سوزد، کارگردانی که در سینما خوب درخشید، فیلمهای آبرومندی ساخت. چند سال پیش همین کارگردان، سامان مقدم، سریالی ساخت  به نام شمس العماره تقریبا با همین حال و هوا، تقریبا با همین بازیگران، تقریبا با همین ناداستان، تقریبا در همین خانه. آق

ادامه مطلب  

بی جواب ...  

توی این سالها اکثر نوشته هایی که توی دفترچه خاطراتم برای عزيزم می نویسم، بی جواب می مونه ...
یکی از دردهای بزرگ روزهای دوری واسه من همینه که هیچ ارتباطی با من نداره و از حالش بی خبرم ...
یه بار خیلی ناراحت بودم و اصرار کردم که جواب منو بده ...
در جواب گفت خیلی وقته فهمیدم این جواب دادن ها بی فایده است ...!
هرچند که من هزاران فایدشو واسش شمردم ولي خب نظرش این بود ...
حالا نمی دونم این جواب ندادن ها و خودداری ها چه فایده ای داره بجز دلگیر کردن من و ناراحت

ادامه مطلب  

باز هم بلاک ..  

دیروز خیلی حالم بَد بود . خیلی . هَم بحث هَم معمولي
پریشب هَم بد نبود . آروم بودیم . مهربونِ مَن و چشات بهتر از مَن ِ و ..
دیروزم کِ زنگ زدم گفت جونم ؟ عکس کریسمس می خواست . نشُد بدم
آروم بودیم یهو قاطی کرد . آخرش گفت همینی کِ هست . منم باز بلاک کردم
ساعت 3 شب پریدم از خواب دیدم گفته واسه همیشه خدافظ
نَ زنگ نَ پیام . هیچوقت . خواب ـَم نبـرد تا5 . همش می لرزیدم و
خواب هایِ هولنآک .. هَم بلاک کرده بود هَم آنفالـو
عکس گذاشته بود از بچگیاشون .عاشقش شُدم . کامنت

ادامه مطلب  

ناتموم موند  

ناتموم موند برام. خیلی تلاش کردم تمومش کنم. تا حد خوبی تونستم ولي تا همیشه یه سری سوال تو ذهنم باقی میمونه.
انگار براشون باورپذیر نیس که زمانی من هم کسی رو دوس داشتم. زمانی به نظرم دیوونه ترین آدم این شهر بودم. زمانی عاشق ترین آدم رو داشتم. زمانی آدم بااحساسی بودم. انقدر عوضی نمیبودم. انقدر سنگ نبودم. هنوزم بچه بودم. معصوم شاید...
حالا که فکر میکنم شاید حتی باید برات حال خوب بخوام. پسرک بیچاره. تو هم اذیت شده بودی. اگر محبت دیده بودی اینطور نمیشدی.

ادامه مطلب  

برای کسی که دنبال یکی شبیه خودش می‌گرده  

یکبار یکی نوشته
بود که وبلاگ‌های زیادی رو خونده ولي کسی شبيه اون نبود. من امروز برای بار دوم
کفشام رو محل کار فراموش کردم و با دمپایی اومدم خونه. دفعه‌ی اول اگر شانسی بود
دفعه‌ی دوم شک و تردیدی توش نبود. اگر کسی این اتفاق براش افتاده یه قسمتی از مغزش
شبيه مال منه، اگر دمپاییش هم آبی باشه که ما با هم مو نمی‌زنیم. 

ادامه مطلب  

نجوا  

موقعی که آدمی رو از دست میدیم جای خالی اون آدم رو هیچ چیز و هیچ کس قادر به پر کردن نیست و این زخمی رو برای همیشه بر قلبمون باقی میذاره که ما هر بار با دیدنش درد میکشیم (به خاطر همینه که میخوام آدمهای زندگیمون رو تا موقعی که هستند به قدر کافی دوست داشته باشیم). یقینا همه عزیزانی که از این دنیا میرن همیشه توی قلب ما هستن و نظاره گر حال و روز مان... اما هیچ چیز و حتی هیچ آدمی نمیتونه احساس ما رو تغییر بده، فقط میتونه به تغییر رفتار ما برای بهتر شدن زن

ادامه مطلب  

چرا درس نمیخونیم؟؟؟؟  

میگن چرا درس نمیخونی . .!!الان عرض میکنم خدمتتون:یه سال 365 روزه . . .!...بگو خب . .52 روزش جمعه است، میمونه 313 روز . .بگو خب . .حداقل 50 روز تعطیلات تابستانی داریم، میمونه 263 روز . .بگو خب میانگین هر روز 8 ساعت میخوابیم . .این میشه 122 روز و باقی میمونه 141 روز . .!بگو خب هر روز یک ساعت برا خودمون وقت بزاریم . .این میشه 15 روز و باقی میمونه 126 روز . .!!روزی 2 ساعت خورد و خوراک این میشه 30 روز و باقی میمونه 96 روز . .میانگین روزی 4 ساعت گشت و گذار با دوستان دختر و پسر . .ساعتهای

ادامه مطلب  

صدمه  

«افسوس که بدین حال افتاده ام.باید به تربت بازگردم*»
از رگ ها.از رگ ها چیزی بیرون می آمد.نه گازو نه مایع.چیزی بینابین که کم شباهت به خنک کننده های پیاده رو ها نیست.نارنجی.نارنجی پررنگی که شاید رگه هایی قرمز در آن پیدا شود.سپس،چیزی در سینه.یک کره ی چرخان.کمی شبيه به توپ بولينگ.سنگینتر و سوزان تر.مثل یخی که از سرما،از هر آتشی سوزان تر است.چرخ در سینه.چرخ در سینه و بعد چیزی در رگ ها.بالا می آید تا مری.تا حلق.نه گازو نه مایع.نمیشود تف اش کرد.نمیشود بیرو

ادامه مطلب  

مادخترابریم سراغ خانومایی که شبیه خودمونن:  

 
پنجشنبه ۷ دی ۱۳۹۶ ساعت: 19:46
توسط:دختر ...

من الان یه راه هوشمندانه به ذهنم رسید واون اینه که: باید اول بریم سراغ خانومایی که شبيه خودمونن ، بعد کم کم وخودبخود ،فرزندشون جذب ما میشه
پاسخ: سلامازهوشمندی چون شماتوقع هم میره که راه هوشمندانه نشون بدین.یعنی شمادست پسراروخوندین.متوجه شدین که اونادخترایی شبيه مادراشون می پسندند.پس نتیجه گیری فرمودیدکه:دخترااشتباهی نرن پیش خانومایی که باهم شباهت ندارند.بلکه خودروبه خانومایی معرفی کنن که به آنها

ادامه مطلب  

خسته ام  

بعد نوشت : خستگیم تقصیر آرشیو نیستا ، سوتفاهم نشه . کلا خسته ام همش نمیدونم چرا ....سه چهارروزه دارم آرشیو یکی از دوستان رو میخونم ، شبا تا ۴-۵ صبح بیدارم ازونور تا ۱ظهر میخابم . این چندروز ک خونه بابا بودم ظهرا انقد بنیامین اومد بالاسر گفت خاله پاشو خاله خوابی خاله بیدارشو ک از رو رفتم و پاشدم :) دورش بگردم دوست داره همه بیدار باشن و دورهم ، وقتی یکی میره تو اتاق میاد سراغش میگه بیا بیرون خوابی پاشو . اناقو فقط برای خواب دوس داره . از دیشب ندیدمش د

ادامه مطلب  

شب  

از شب میترسم!
از هیبت بزرگش از لباس سیاهش از سنگینی سکوتش!!
شب شبيه مرگ است به نظرم...
از مرگ هم میترسم دروغ چرا..
از شب در نیمه هایش بیشتر میترسم مثل الان! انگار. کسی تو دنیا نیست  انگار تو گورستانم!!!
باد خشمگینانه می وزد...از غصه چشمانم تر میشود..اشک می ریزم..
دلم لبریز غصه است........

ادامه مطلب  

سیمولینک کنترل خطی در متلب  

سیمولينک کنترل خطی در متلب فرمت فایل دانلودی: فرمت فایل اصلی: pptتعداد صفحات: 87حجم فایل: 2836قیمت: 10000 تومانبخشی از متن:سیمولينک یک بسته نرم افزاری برای مدل سازی ، شبيه سازی و تجزیه و تحلیل سیستم های دینامیکی می باشد.سیمولينک نرم افزار متلب ابزاری برای مدل سازی ، سنتز و آنالیز سیستم های دینامیکی بوده و از سیستم های خطی و غیر خطی پشتیبانی می نماید.در محیط سیمولينک کاربر قادر خواهد بود تا سیستم را توسط بلوک ها ، شبيه سازی و اجرا نموده و از نتایج

ادامه مطلب  

یلدای گذشته !زمستون گرم :(  

سلاااااممممم 
خیلی وقته فک کنم ننوشتم . همش تو فکرم بود بهت سر بزنم صفحه ی عزیز 
اما هی نمیشد یعنی تو پیچ و خم فراموشی میفتاد ؛))
چند روزی از رفتن پاییز و تموم شدن یلدا گذشته 
خیلی بی انصافیه بگم یلدای بدی بود 
با یکم ارفاق میشه گفت خوب بود :)
فعلا همه چی ارومههههه یعنی یکمم زیادی ارومه ( منظورم سرعت درس خوندنم بود )
اما خیلی ارامش الانمو دوست دارم 
با اینکه یک پاییز عاشقانه با خش خش برگها نداشتم 
و یک یلدا با یک فال عاشقانه ی حافظ 
هیچکسم واسم یل

ادامه مطلب  

اظهارلطف آقاناصرگل:  

پنجشنبه ۷ دی ۱۳۹۶ ساعت: 16:40
توسط:ناصر

سلام مطلب خوبی بود به نظرم لاااااایک
پاسخ: سلام عزيزمخوشحالم که مطلب روپسندیدید.ممنون.امیدوارم اگه مجردید بهمون بگیدچه دختری رودوست دارید؟


 وب سایت   ایمیل
 
 
 
 

پسران چه دخترانی را برای ازدواج انتخاب می کنند؟

ادامه مطلب  

فانتزی‌های خنگولانه  

هر کسی یک سری فانتزی دارد، منظورم از فانتزی، انجام یک سری کار است که به آدم احساس خوب و لذت‌بخش می‌دهد.
امروز صبح یکی از این فانتزی‌ها را انجام دادم و داشتم فکر می‌کردم چه فانتزی خنگولانه‌ای :)
یکی از فانتزی‌های من این است که کسی بهم زنگ بزند و حرف خیلی تمرکز-نیازداری نزند؛ معمولا این مسئله مربوط به یکی از دوستانی است که گاهی زنگ می‌زند و گله پسر کوچک و شوهرش را می‌کند. انقدر حرفهایش را تکرار کرده و میکند که اصلاا نیاز به تمرکز ندارد، حرفه

ادامه مطلب  

Mordegi  

 روی خوش نشان نمیدهی خب نده 
اخم میکنی و باخودت قهری خب باش
خوشت میاید صدایت کنم مُردِگی جان؟ خوب می کنم
تو سالهاست همینی
که هستی
مانده ای،
چرا خودت را به دیوارو سنگ و کوه میزنی
توقعاتم از تو بروند به جهنم
نمیخواهمت 
نمیخواهم باشی
لطفا نباش
این شبيه قصه های تلخ بودنت 
آزارم میدهد مُردگی جان
تمامش کن این میلاد را
خواهشا،لطفا
 
الـهــی مـســمـــوم نـشــیـــد

ادامه مطلب  

ادامه مادخترابریم سراغ خانومایی که شبیه خودمونن:  

 
پنجشنبه ۷ دی ۱۳۹۶ ساعت: 21:47
توسط:دختر ...

من که خیلی وخته پذیرفتم این قضیه رو ، کجا زیر بارش نرفتم ، کلا از اولم بنظرم ایرادی نداشتفقط کیس مناسب نیسیاکه هست بعد دست برقضا خواهرش به قول بچه ها جاست فرندتهیا مادر نداره طرف یا فقط خودشو میشناسیوالا من که هنوز بلد نیستم چیکار کنم ، راهکار بلدما ولي عملی کردنش سخته کُمِیتم لنگه ... راهکارای شمارو هم بلدم ولي چی بگم بازم بلد نیستم چیکا کنم و بکارش ببرمحالایه دوستِ شناسی این کامنت منو بخونه میگه:
وای

ادامه مطلب  

خواب پرواز، مثل سار عزیزم...  

الان ساعت نزدیک دو نصفه‌شب است، دلم می‌‌خواهد بنویسم اما نمی‌دانم چه بنویسم.نیاز به نوشتن هست و توانایی پروراندن موضوع و تمرکز بر آن نیست.به قول فرنگی‌ها brain storm می‌کنم تا خوابم ببرد...از آنجا که خیلی مود شادی نیستم، ناخودآگاه این طوفان مغزی، سمت بخش‌های غمگین می‌رود، معمولا کنترلش می‌کنم. چون خوابم هم اگر ببرد، تا صبح طوفان مغزی غمگین در ذهنم به پا می‌شود و چه خواب‌های غمگین و بی‌معنی که نمی‌بینم. از اتفاقات بزرگ غمگین و آشفتگی و گم

ادامه مطلب  

خواب  

کل دیروز و امروز رو دلم میخواست بخوابم 
و بیشترشو خوابیدم 
نمیدونستم اینقدر پتانسیل خوابیدن دارم 
از دیروز تو قسمت چپ بدن درد خفیف و تو دستام هم گهگاهی درد دارم 
نمیدونم مال قلبه یا عصبیه 
در هر حال در صورت ادامه دارشدن باید برم دکتر 
احتمالا اونم اکو برام بنویسه 
چون علائمش شبيه حمله قلبیه 
دیروز تنها روزی بود توی این فصل که سرما رو حس کردم 
یعنی اذیتم کرد 
 

ادامه مطلب  

داستان رویا و مهدی  

شوهر: رویا جان کلاس فلسفه چه جور بود؟ دیگه آخرای دانشگاه هستی چقدر لذت بخش است وقتی مدرکت را بگیری؟
رویا: مهدی جان واقعا خوشحالم که دارم فلسفه میخونم رشته جالبیه؟
شوهر: خیلی رویا آرومی چرا؟ چرا اینقدر آرومی آخه زندگی خیلی ناملایمات داره ولي تو واقعا زندگی را برا خودت حل کردی؟
رویا: آخه نمی دونی من با هر آدم توی خیابون که مواجه می شم بعد از حرف زدن می گم این تفکرش شبيه تئوری هایی است که این فیلسوف داده است واقعا جالبه فلسفه دریاست و ما قطره هر ر

ادامه مطلب  

ادامه مادخترابریم سراغ خانومایی که شبیه خودمونن:  

پنجشنبه ۷ دی ۱۳۹۶ ساعت: 22:25
توسط:ح جیمی ..

یعنی دهنم سرویس شدآفرین دختر ... جانمهمینه؛))))
پاسخ: اگه دختری نسبت به سرنوشتش دلسوزباشه،مثل شمابه سرکارخانم دختر... بااین راهکارش آفرین میگه.چشمک میزنه.جانم میگه.گل بارونش میکنه.


 وب سایت   ایمیل
 
 
 
 

مادخترابریم سراغ خانومایی که شبيه خودمونن:

ادامه مطلب  

.........  

سلام.
متاسفم برای تاخیر یک هفته ایم.اگر خواننده ای داشته باشم، مطمئنن متوجه میشدکه من، با توجه به کنکوری بودنم، حتی تو زمان آزمون هام، داستان هامو آپ میکردم..ولي..برای این تاخیر فقط متاسفم.دوشنبه...96/9/27....تلخ ترین روز سال برای تمام کی پاپر ها..نمیخوام بزرگش کنم و سایتم رو پر از عکس های جونگهیون عزيزم بکنم اما...تمام کسانی که دنبالم میکردن، مطمئنا با روحیه ی ضعیف و شکننده ی من آشنا بودن.سال 2009، سالی که من شاول شدم..سالی که من شیفته ی اخلاق ضد و نقی

ادامه مطلب  

کتابی باش که زیر بالشم می گذارم  

دنبال یک کارت بانکی هدیه می گشتم توی کتابخانه ام . چند وقت پیش گذاشتمش لای کتابی توی قفسه ای . حالا پیدا نمی شد . کارت را پیدا نکردم ولي از لای کتاب ها این ها را پیدا کردم : چند تا شعر تمام و ناتمامم را ، عکس آدمهایی که در زندگی ام به تاریخ پیوسته اند ، دست خط عزیزان، رفیقان ، نارفیقان ! با وفایان ، بی وفایان اول کتاب های عزيزم به یادت ... عزيزم برایت ... عزيزم تولدت مبارک و اینها ، شعرها ویادداشت هایی که مخاطبش شخص بنده بودم و چقدر توی این شعرها و نام

ادامه مطلب  

کتابی باش که زیر بالشم می گذارم  

دنبال یک کارت بانکی هدیه می گشتم توی کتابخانه ام . چند وقت پیش گذاشتمش لای کتابی توی قفسه ای . حالا پیدا نمی شد . کارت را پیدا نکردم ولي از لای کتاب ها این ها را پیدا کردم : چند تا شعر تمام و ناتمامم را ، عکس آدمهایی که در زندگی ام به تاریخ پیوسته اند ، دست خط عزیزان، رفیقان ، نارفیقان ! با وفایان ، بی وفایان اول کتاب های عزيزم به یادت ... عزيزم برایت ... عزيزم تولدت مبارک و اینها ، شعرها ویادداشت هایی که مخاطبش شخص بنده بودم و چقدر توی این شعرها و نام

ادامه مطلب  

فرازی دیگر از سخنان فیلسوف بزرگ سقراط  

وقتی او را به خاطر عقایدش که هدایت مردم بود به دادگاه کشاندند گفت من 70سال از عمرم می گذرد نخستین بار است که به دادگاه آمده ام من اکنون شبيه کسی هستم که به محیط بیگانه ونامأنوس قدم نهاده است وبا زبان آن آشنا نیست .ازاین رو به شیوه ی بیان من خُرده مگیرید وتنها به ایت توجه کنید که آیا هرچه می گویم راست است یانه زیرا وظیفه قاضی تشخیص حق از باطل است و وظیفه من راستگویی 

ادامه مطلب  

یار آشنا | سعید دامغانیان  

ماه اومد تو آسمون ، مهتاب امشبچشام بسته ولي بی خوابم امشباز اندوه من و اشکه تو چشماممیشه فهمید که چه بیتابم امشب
بیا قلب منو پر از امید کنعزيزم بیا عشقو رو سفید کنبیا احساس قلبم رو ببین واشکو تو چشمام ناپدید کن
همیشه از تو گفتم توی شعرامهمیشه بانی ترانه هامیببین پر رنگ و پرعشق و تمناتو شیرینی و عطر نفسهامی
عاشقونه میخونم واسه کسیکه میدونه همه دنیامه اونمیدونم همیشه، هرجا که باشممثل یه یار آشنا باهامه اون

ادامه مطلب  

یار آشنا | سعید دامغانیان  

ماه اومد تو آسمون ، مهتاب امشبچشام بسته ولي بی خوابم امشباز اندوه من و اشکه تو چشماممیشه فهمید که چه بیتابم امشب
بیا قلب منو پر از امید کنعزيزم بیا عشقو رو سفید کنبیا احساس قلبم رو ببین واشکو تو چشمام ناپدید کن
همیشه از تو گفتم توی شعرامهمیشه بانی ترانه هامیببین پر رنگ و پرعشق و تمناتو شیرینی و عطر نفسهامی
عاشقونه میخونم واسه کسیکه میدونه همه دنیامه اونمیدونم همیشه، هرجا که باشممثل یه یار آشنا باهامه اون

ادامه مطلب  

دروغگویی برای چایی نبات  

یکی از عجایب مدرسه(مدرسه ما) اینه که حس شکرگزاری رو در آدم پرورش میده. یعنی کاری می‌کنه که تویی که تو خونه بیسکوییت تلخ شکلاتی با نقش برجسته‌ی تخت جمشید میخوری (اسمشو بلد نیستم.. ولي هر دفعه میخورم میرم تو آسمونا)، به یک هشتم پتی بور خشک شده ته کیف دوستت هم به چشم موهبتی الهی نگاه می‌کنی. کمبود امکاناته دیگه. (نگین چرا خودتون خوراکی نمیبرین ... یادمون میره خب. قانع؟)
امروز صبح که آبگوشت دیشب رو به عنوان صبحانه خورده بودم احساس عجیبی داشتم. اولش

ادامه مطلب  

 

حجاب:  حجاب قبل از اسلام : پارسیها به وسیله کوروش، دولت ماد را از میان برداشته و سلسله هخامنشی را تأسیس کردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: «از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمیخوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمیخوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل شکل، بر روی همه لباس خود افکند

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >