یخ کردم  

جلوی کولر گازی خوابیدم ، یخ کردم.
بیدار شدم دارم به این فکر میکنم شنبه برم پیش ((ال)) یا نه؟
نمیدونم اگه برم پیشش خوبه واسم؟
پیشرفت می کنم یا نه؟
گیر کردم نمیدونم چيکار کنم؟ برم پیش اون تهرانیه یا این؟
ولی میگم فعلا برم پیش این کلا یه چیزی یاد بگیرم بعد برم پیش اون هااا؟

ادامه مطلب  

سالن کوچک بد شکل دبیرستان شرف الدین  

اولین بار بود که حس کردم عضوی از یک جمعم. نه کم بودم و نه زیاد. نه وصله ی ناجور بودم نه مجبور به تحمل. اولین بار بود که بودن کنار آدم ها خوشحالم می‌کرد. معذب نبودم. خسته نبودم. اضافه نبودم. برای اولین بار تو زندگیم حس کردم جایی هستم که باید باش و این حرف ها٬ حرف های توی سر منه که داره زده میشه. من نمی دونم اینجا چيکار می‌کنم. من نمی‌دونم آینده چی می‌خواد بشه. ولی کاش مثل امروز لذت بخش باشه زندگی. کاش همین قدر نزدیک باشه به دل من. دلم برای امروز تنگ

ادامه مطلب  

چیکار کنم من؟!  

این روزا خیلی سرم شلوغه در این حد که دارم پشیمون میشم از برگشتنم:/ در این حد که از ٢هفته پیش قول دادم کاملیا رو برم ببینم و ندیدم:| همش ١١ ساعت درس میخونم، همش! ولی خیلییی خواب آلودم، صبح هام برباد میرن:( بدون هیچ استفاده ای، ورزش هم نمیتونم برم حتی:( شما راهکاری برای صبح زود بیدار شدن یا خواب آلود نبودن ندارید؟!
لازم به ذکره که سر همین قضیه توی کنکور کلیییی ضرر کردم:/ ساعت خوابم ٣صبح بود و عوضش ٩-١٠ بیدار میشدم! شب کنکور هم با این که یه هفته تلاش کر

ادامه مطلب  

چیکار کنم من؟!  

این روزا خیلی سرم شلوغه در این حد که دارم پشیمون میشم از برگشتنم:/ در این حد که از ٢هفته پیش قول دادم کاملیا رو برم ببینم و ندیدم:| همش ١١ ساعت درس میخونم، همش! ولی خیلییی خواب آلودم، صبح هام برباد میرن:( بدون هیچ استفاده ای، ورزش هم نمیتونم برم حتی:( شما راهکاری برای صبح زود بیدار شدن یا خواب آلود نبودن ندارید؟!
لازم به ذکره که سر همین قضیه توی کنکور کلیییی ضرر کردم:/ ساعت خوابم ٣صبح بود و عوضش ٩-١٠ بیدار میشدم! شب کنکور هم با این که یه هفته تلاش کر

ادامه مطلب  

علت غیبت طولانی  

رفتیم واسه گردش ۵ شنبع تو ی روستا ...طبق معمول دعوامون شدو قهر بودیم ...داشتم از مشروب خوردنش فیلم میگرفتم ک برادرش دید و گفت ..خون جلو چشاشو گرفت و گوشیو خاس بگیره گفتم باشع خودم پاکش میکنم ...
گوشیو خواست بکشه از دستم افتادو شکست صفحه ش رفتم جلوش نشستم و گفتم چيکار کردی با گوشیم..
گفت چيکار کردم
پاشدو گوشیو کوبید روی لبه ی پله و صفحه ش خورد شد و از بین رفت...
خیلی از فایلا مورد نیازم و عکسایی ک تو عروسی و ارایشگاه گرفته بودم پاک شدن 
و مهم تر از اون

ادامه مطلب  

علت غیبت طولانی  

رفتیم واسه گردش ۵ شنبع تو ی روستا ...طبق معمول دعوامون شدو قهر بودیم ...داشتم از مشروب خوردنش فیلم میگرفتم ک برادرش دید و گفت ..خون جلو چشاشو گرفت و گوشیو خاس بگیره گفتم باشع خودم پاکش میکنم ...
گوشیو خواست بکشه از دستم افتادو شکست صفحه ش رفتم جلوش نشستم و گفتم چيکار کردی با گوشیم..
گفت چيکار کردم
پاشدو گوشیو کوبید روی لبه ی پله و صفحه ش خورد شد و از بین رفت...
خیلی از فایلا مورد نیازم و عکسایی ک تو عروسی و ارایشگاه گرفته بودم پاک شدن 
و مهم تر از اون

ادامه مطلب  

علت غیبت طولانی  

رفتیم واسه گردش ۵ شنبع تو ی روستا ...طبق معمول دعوامون شدو قهر بودیم ...داشتم از مشروب خوردنش فیلم میگرفتم ک برادرش دید و گفت ..خون جلو چشاشو گرفت و گوشیو خاس بگیره گفتم باشع خودم پاکش میکنم ...
گوشیو خواست بکشه از دستم افتادو شکست صفحه ش رفتم جلوش نشستم و گفتم چيکار کردی با گوشیم..
گفت چيکار کردم
پاشدو گوشیو کوبید روی لبه ی پله و صفحه ش خورد شد و از بین رفت...
خیلی از فایلا مورد نیازم و عکسایی ک تو عروسی و ارایشگاه گرفته بودم پاک شدن 
و مهم تر از اون

ادامه مطلب  

علت غیبت طولانی  

رفتیم واسه گردش ۵ شنبع تو ی روستا ...طبق معمول دعوامون شدو قهر بودیم ...داشتم از مشروب خوردنش فیلم میگرفتم ک برادرش دید و گفت ..خون جلو چشاشو گرفت و گوشیو خاس بگیره گفتم باشع خودم پاکش میکنم ...
گوشیو خواست بکشه از دستم افتادو شکست صفحه ش رفتم جلوش نشستم و گفتم چيکار کردی با گوشیم..
گفت چيکار کردم
پاشدو گوشیو کوبید روی لبه ی پله و صفحه ش خورد شد و از بین رفت...
خیلی از فایلا مورد نیازم و عکسایی ک تو عروسی و ارایشگاه گرفته بودم پاک شدن 
و مهم تر از اون

ادامه مطلب  

علت غیبت طولانی  

رفتیم واسه گردش ۵ شنبع تو ی روستا ...طبق معمول دعوامون شدو قهر بودیم ...داشتم از مشروب خوردنش فیلم میگرفتم ک برادرش دید و گفت ..خون جلو چشاشو گرفت و گوشیو خاس بگیره گفتم باشع خودم پاکش میکنم ...
گوشیو خواست بکشه از دستم افتادو شکست صفحه ش رفتم جلوش نشستم و گفتم چيکار کردی با گوشیم..
گفت چيکار کردم
پاشدو گوشیو کوبید روی لبه ی پله و صفحه ش خورد شد و از بین رفت...
خیلی از فایلا مورد نیازم و عکسایی ک تو عروسی و ارایشگاه گرفته بودم پاک شدن 
و مهم تر از اون

ادامه مطلب  

ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی  

خدایا سلام
بی مقدمه میگم، دوسِت دارم. تو تنها کس منی، اغلب که چه عرض کنم، تقریبا هیچ‌وقت حواسم به این موضوع نیست. نمی‌فهمم، یادم میره. یادم میره فقط تو کس منی. وقتی هیشکیو نداشتم، من بودم و تو، بهم گفتی می‌خوام با چند نفر شبیه خودت آشنا بشی. بهم پدر دادی، مادر، خواهر، برادر، دوست، همسر، فرزند. بهم خونه دادی، لباس، غذا، عزت، شادی، امید، هدف. یادم رفت اینا رو تو بهم دادی. فک کردم از اول داشتم. فک کردم مال خودمه. فک کردم من مال همین چیزام. یادم رفت

ادامه مطلب  

اگر صد میلیارد داشتم یا جنون در ساعت صفر  

اگر صد میلیارد دلار داشتم،
شب اول وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناامیدانه به خواب می‌رفتم. شب سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می‌زدم و در گرمای غریب و نور بی‌سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می‌کردم و ناام

ادامه مطلب  

به نام تو ...  

سلام خدا ...
حالت چطوره ؟ خوبی ؟ امیدوارم خوب باشی .
نمیدونم دیگه چيکار کنم . دعا کردم ، فرجی نشد .... سعی کردم که به همه خوبی کنم ، اما باز هم نشد ...... مراقبش بودم ، ولی بدتر شد . 
تو رو به اسمت قسم میدم ..... فقط قسمت میدم که زودتر خوبش کن . به خاطر من . به خاطر گناهکارترین بندۀ روی این کره ای که خلق کردی .....
تو رو به وجودت قسم میدم .... این دفعه ، فقط همین دفعه به حرفم گوش کن . 
هر روز براش دعا کردم و هر صبح کنارش درس میخوندم و بهش نگاه میکردم و میخندیدم . هر ر

ادامه مطلب  

عاشق شدم  

فرانک ( franck)کاش یا تو واقعی میشدی یا من می اومدم توی کتاب پیشت!پ.ن: کتاب" باهم بودن" آنا گاوالدا رو تموم کردم امشب.دوسش داشتم.  قلمش خیلی برام شیرینه و از اونجا که ادم خیالبافی هستم، کلی رویای شیرین داشتم با هربار خوندن کتاب. حالا چيکار کنم با بی کتاب شدنم؟

ادامه مطلب  

بازنده اصلی کی؟  

احساس میکنم سن من رفته بالا و هیچ چیزی به دست نیوردم ؟ به جز درد...هیچ چیزی ندارم که بهش افتخار کنم ؟ عمرم تلف شده ؟ یا به موقع تلاش نکردم یا تلاش کردم و چیزی عایدم نشده ؟ من که کارم شده حسرت خوردن .... راهی برای بازگرداندن زمان از دست رفته نیست ، پس چيکار میشه کرد ؟ واقعاً من بازنده ای واقعی بازی زندگی م هستم ؟

ادامه مطلب  

بازنده اصلی کی؟  

احساس میکنم سن من رفته بالا و هیچ چیزی به دست نیوردم ؟ به جز درد...هیچ چیزی ندارم که بهش افتخار کنم ؟ عمرم تلف شده ؟ یا به موقع تلاش نکردم یا تلاش کردم و چیزی عایدم نشده ؟ من که کارم شده حسرت خوردن .... راهی برای بازگرداندن زمان از دست رفته نیست ، پس چيکار میشه کرد ؟ واقعاً من بازنده ای واقعی بازی زندگی م هستم ؟

ادامه مطلب  

بازنده اصلی کی؟  

احساس میکنم سن من رفته بالا و هیچ چیزی به دست نیوردم ؟ به جز درد...هیچ چیزی ندارم که بهش افتخار کنم ؟ عمرم تلف شده ؟ یا به موقع تلاش نکردم یا تلاش کردم و چیزی عایدم نشده ؟ من که کارم شده حسرت خوردن .... راهی برای بازگرداندن زمان از دست رفته نیست ، پس چيکار میشه کرد ؟ واقعاً من بازنده ای واقعی بازی زندگی م هستم ؟

ادامه مطلب  

پیچ امین الدولۀ منی  

وقتی اولین پیچ امین الدوله ای که امسال دیدم رو بو کردم، جا خوردم...چ ق د ر آشنا بود برام... انگار هر روز حسش کردم...یه بار دیگه که بوش کردم... دیدم این بوی توئه... خود خود تو...تو دقیقاً بوی ... نه چی میگم...پیچ امین الدوله دقیقاً بوی تو رو میده جان دلم... دقیقاً...

ادامه مطلب  

دوود  

این روزا خیلی تنهام...تلویزیون خراب گوشیم ندارم ...
کتابامم  بسته بندی کردم تا اسباب کشی کنم ...
یه اهنگ از لپ تاپ گذاشتم ...جارو زدم نشستم رو مبل زنگ زدم بهش ۱ بار دو بار سه بارر
جواب نداد 
بعد یساعت زنگ زده چيکار داری گفتم ۵ بار زنگ زدم بهت
سرم شلوغ بوده ...
گوشیو گذاشتم 
لپ تاپ و یه اهنگ غمگین...
قلیونو برداشتم و لامپا خاموش عکسای نامزدیمو با محمد میدیدم ...(۲ سال پیش بهم خورد)
و اسکرین دودا رو فوت میکردم
اون نقطه ی عطف من با تمام بدبختیام بودد

ادامه مطلب  

دوود  

این روزا خیلی تنهام...تلویزیون خراب گوشیم ندارم ...
کتابامم  بسته بندی کردم تا اسباب کشی کنم ...
یه اهنگ از لپ تاپ گذاشتم ...جارو زدم نشستم رو مبل زنگ زدم بهش ۱ بار دو بار سه بارر
جواب نداد 
بعد یساعت زنگ زده چيکار داری گفتم ۵ بار زنگ زدم بهت
سرم شلوغ بوده ...
گوشیو گذاشتم 
لپ تاپ و یه اهنگ غمگین...
قلیونو برداشتم و لامپا خاموش عکسای نامزدیمو با محمد میدیدم ...(۲ سال پیش بهم خورد)
و اسکرین دودا رو فوت میکردم
اون نقطه ی عطف من با تمام بدبختیام بودد

ادامه مطلب  

دوود  

این روزا خیلی تنهام...تلویزیون خراب گوشیم ندارم ...
کتابامم  بسته بندی کردم تا اسباب کشی کنم ...
یه اهنگ از لپ تاپ گذاشتم ...جارو زدم نشستم رو مبل زنگ زدم بهش ۱ بار دو بار سه بارر
جواب نداد 
بعد یساعت زنگ زده چيکار داری گفتم ۵ بار زنگ زدم بهت
سرم شلوغ بوده ...
گوشیو گذاشتم 
لپ تاپ و یه اهنگ غمگین...
قلیونو برداشتم و لامپا خاموش عکسای نامزدیمو با محمد میدیدم ...(۲ سال پیش بهم خورد)
و اسکرین دودا رو فوت میکردم
اون نقطه ی عطف من با تمام بدبختیام بودد

ادامه مطلب  

دوود  

این روزا خیلی تنهام...تلویزیون خراب گوشیم ندارم ...
کتابامم  بسته بندی کردم تا اسباب کشی کنم ...
یه اهنگ از لپ تاپ گذاشتم ...جارو زدم نشستم رو مبل زنگ زدم بهش ۱ بار دو بار سه بارر
جواب نداد 
بعد یساعت زنگ زده چيکار داری گفتم ۵ بار زنگ زدم بهت
سرم شلوغ بوده ...
گوشیو گذاشتم 
لپ تاپ و یه اهنگ غمگین...
قلیونو برداشتم و لامپا خاموش عکسای نامزدیمو با محمد میدیدم ...(۲ سال پیش بهم خورد)
و اسکرین دودا رو فوت میکردم
اون نقطه ی عطف من با تمام بدبختیام بودد

ادامه مطلب  

دوود  

این روزا خیلی تنهام...تلویزیون خراب گوشیم ندارم ...
کتابامم  بسته بندی کردم تا اسباب کشی کنم ...
یه اهنگ از لپ تاپ گذاشتم ...جارو زدم نشستم رو مبل زنگ زدم بهش ۱ بار دو بار سه بارر
جواب نداد 
بعد یساعت زنگ زده چيکار داری گفتم ۵ بار زنگ زدم بهت
سرم شلوغ بوده ...
گوشیو گذاشتم 
لپ تاپ و یه اهنگ غمگین...
قلیونو برداشتم و لامپا خاموش عکسای نامزدیمو با محمد میدیدم ...(۲ سال پیش بهم خورد)
و اسکرین دودا رو فوت میکردم
اون نقطه ی عطف من با تمام بدبختیام بودد

ادامه مطلب  

شما جای من بودین چیکار میکردین؟  

واسه یه پسری انتخاب رشته دکتری دانشگاه آزاد انجام داده بودم
بعد نتایج دولتی رو که زدن این خنگ رفت تو سازمان سنجش هی اطلاعتشو وارد میکرد اونم میزد انتخاب واحد نکردی
بعد عکسشو واسم فرستاد که مگه واسم انتخاب رشته نکردی؟
منم گفتم نه پیش من نیومده بودی واسه انتخاب رشته...
اینم هرچی از دهنش در اومد بهم گفت..
از آشغال و بیشعور گرفته تا خیر از زندگیت نبینی و بی حیا!!!!
میگفت عمدا این کارو کردی...آخه چرا من باید همچین کاری بکنم؟؟
بهش گفتم برگه هاتو بیار ا

ادامه مطلب  

تب  

دیشب ساعت دو با گریه ی دخترم بیدار شدم. بغلش کردم دیدم تنم سوخت. سریع درجه گذاشتم زیر بغلش، خیلی سریع رفت رو 39، همسرو صدا کردم و بچه رو گذاشتم تو سینک و آب ولرم کردم دست و پا و سرش رو شستم. همسر زنگ زد به مامان و رفتیم میلاد. دکتره گفت یه ویروسه جدید اومده. آستامینوفن و شربت حساسیت داد. آبریزش و خلط نداره. یه ویروس لعنتیه.امروز باید واکسن میزدیم که ظاهرا عقب افتاد تا تب بیاد پایین. 

ادامه مطلب  

152-تبخال  

اومدم بگم من ورزشمو انجام دادم . جدّم اومد جلو چشمام .الانم میخوام برم مسواک بزنم . بعدم گوشیمو میذارم روی حالت پرواز که وسوسه نشم برش دارم .بعدشم اینکه تبخال زدم :| راه حلی ، کاری ،  چیزی ، میزی بلدین بگین بهم ؟ این داره هی بزرگتر میشه احساس میکنم پروتز کردم . بعدم هی میخاره ! اگه مسلمونی و خون آریایی توی رگ هات جریان دارن بهم بگو چيکار کنم . همین دیگه .تا دیداری دیگر بدرود .پ ن : یادم باشه فردا بگم چه ماجرایی با مخملی داشتم

ادامه مطلب  

152-تبخال  

اومدم بگم من ورزشمو انجام دادم . جدّم اومد جلو چشمام .الانم میخوام برم مسواک بزنم . بعدم گوشیمو میذارم روی حالت پرواز که وسوسه نشم برش دارم .بعدشم اینکه تبخال زدم :| راه حلی ، کاری ،  چیزی ، میزی بلدین بگین بهم ؟ این داره هی بزرگتر میشه احساس میکنم پروتز کردم . بعدم هی میخاره ! اگه مسلمونی و خون آریایی توی رگ هات جریان دارن بهم بگو چيکار کنم . همین دیگه .تا دیداری دیگر بدرود .پ ن : یادم باشه فردا بگم چه ماجرایی با مخملی داشتم

ادامه مطلب  

152-تبخال  

اومدم بگم من ورزشمو انجام دادم . جدّم اومد جلو چشمام .الانم میخوام برم مسواک بزنم . بعدم گوشیمو میذارم روی حالت پرواز که وسوسه نشم برش دارم .بعدشم اینکه تبخال زدم :| راه حلی ، کاری ،  چیزی ، میزی بلدین بگین بهم ؟ این داره هی بزرگتر میشه احساس میکنم پروتز کردم . بعدم هی میخاره ! اگه مسلمونی و خون آریایی توی رگ هات جریان دارن بهم بگو چيکار کنم . همین دیگه .تا دیداری دیگر بدرود .پ ن : یادم باشه فردا بگم چه ماجرایی با مخملی داشتم

ادامه مطلب  

152-تبخال  

اومدم بگم من ورزشمو انجام دادم . جدّم اومد جلو چشمام .الانم میخوام برم مسواک بزنم . بعدم گوشیمو میذارم روی حالت پرواز که وسوسه نشم برش دارم .بعدشم اینکه تبخال زدم :| راه حلی ، کاری ،  چیزی ، میزی بلدین بگین بهم ؟ این داره هی بزرگتر میشه احساس میکنم پروتز کردم . بعدم هی میخاره ! اگه مسلمونی و خون آریایی توی رگ هات جریان دارن بهم بگو چيکار کنم . همین دیگه .تا دیداری دیگر بدرود .پ ن : یادم باشه فردا بگم چه ماجرایی با مخملی داشتم

ادامه مطلب  

همراز 4  

بساط تمرین درسهای جدید که به پا شد نوای ساز، یار نبود. گوشی سیم سفید رو چک کردم. لق میزد و کوک خالی کرده بود. دست به کار شدم. باید از یک جایی شروع کرد دیگر. تیوتر را از لابلای کتابهای کتابخانه بیرون کشیدم. جالب است که آن هم باتری خالی کرده بود. تیونر را باتری انداختم و سیم رابط را به داخل دسته ی ساز وصل کردم. ابتدا گوشی را شل کردم و بعد با زدن مضراب به سیم اول،  آرام آرام گوشی را چرخاندم تا سیم جمع شود. به نت "دو "که نزدیک شد تا آمدم گوشی را در

ادامه مطلب  

کمر درد  

سه روز پیش که درد کمر امونم رو بریده بود به محمد زنگ زدم و مغازه رو سپرد به دوستش و اومد بردم دکتر.دو تا آمپول زدم و استامینوفن 500 داد و قرص متوکاربامولاما اصلا حالم خوب نشد فقط موقتی تا زمانی که تاثیر آمپولا از بین نرفته بود دردم آروم شده بود.دو روز بعدش عید قربان خونه پدر شوهرم بودیم و اونجا یکم کمک کردم که باعث شد خیلی بدتر بشه حالم.امروز مامان اومد پیشم بعد شام باز رفتم دکتر و ایندفعه 4 تا آمپول نوش جان کردم. اول گفت تو سرم بنویسم که گفتم نه ع

ادامه مطلب  

کمر درد  

سه روز پیش که درد کمر امونم رو بریده بود به محمد زنگ زدم و مغازه رو سپرد به دوستش و اومد بردم دکتر.دو تا آمپول زدم و استامینوفن 500 داد و قرص متوکاربامولاما اصلا حالم خوب نشد فقط موقتی تا زمانی که تاثیر آمپولا از بین نرفته بود دردم آروم شده بود.دو روز بعدش عید قربان خونه پدر شوهرم بودیم و اونجا یکم کمک کردم که باعث شد خیلی بدتر بشه حالم.امروز مامان اومد پیشم بعد شام باز رفتم دکتر و ایندفعه 4 تا آمپول نوش جان کردم. اول گفت تو سرم بنویسم که گفتم نه ع

ادامه مطلب  

کمر درد  

سه روز پیش که درد کمر امونم رو بریده بود به محمد زنگ زدم و مغازه رو سپرد به دوستش و اومد بردم دکتر.دو تا آمپول زدم و استامینوفن 500 داد و قرص متوکاربامولاما اصلا حالم خوب نشد فقط موقتی تا زمانی که تاثیر آمپولا از بین نرفته بود دردم آروم شده بود.دو روز بعدش عید قربان خونه پدر شوهرم بودیم و اونجا یکم کمک کردم که باعث شد خیلی بدتر بشه حالم.امروز مامان اومد پیشم بعد شام باز رفتم دکتر و ایندفعه 4 تا آمپول نوش جان کردم. اول گفت تو سرم بنویسم که گفتم نه ع

ادامه مطلب  

کمر درد  

سه روز پیش که درد کمر امونم رو بریده بود به محمد زنگ زدم و مغازه رو سپرد به دوستش و اومد بردم دکتر.دو تا آمپول زدم و استامینوفن 500 داد و قرص متوکاربامولاما اصلا حالم خوب نشد فقط موقتی تا زمانی که تاثیر آمپولا از بین نرفته بود دردم آروم شده بود.دو روز بعدش عید قربان خونه پدر شوهرم بودیم و اونجا یکم کمک کردم که باعث شد خیلی بدتر بشه حالم.امروز مامان اومد پیشم بعد شام باز رفتم دکتر و ایندفعه 4 تا آمپول نوش جان کردم. اول گفت تو سرم بنویسم که گفتم نه ع

ادامه مطلب  

کمر درد  

سه روز پیش که درد کمر امونم رو بریده بود به محمد زنگ زدم و مغازه رو سپرد به دوستش و اومد بردم دکتر.دو تا آمپول زدم و استامینوفن 500 داد و قرص متوکاربامولاما اصلا حالم خوب نشد فقط موقتی تا زمانی که تاثیر آمپولا از بین نرفته بود دردم آروم شده بود.دو روز بعدش عید قربان خونه پدر شوهرم بودیم و اونجا یکم کمک کردم که باعث شد خیلی بدتر بشه حالم.امروز مامان اومد پیشم بعد شام باز رفتم دکتر و ایندفعه 4 تا آمپول نوش جان کردم. اول گفت تو سرم بنویسم که گفتم نه ع

ادامه مطلب  

کمر درد  

سه روز پیش که درد کمر امونم رو بریده بود به محمد زنگ زدم و مغازه رو سپرد به دوستش و اومد بردم دکتر.دو تا آمپول زدم و استامینوفن 500 داد و قرص متوکاربامولاما اصلا حالم خوب نشد فقط موقتی تا زمانی که تاثیر آمپولا از بین نرفته بود دردم آروم شده بود.دو روز بعدش عید قربان خونه پدر شوهرم بودیم و اونجا یکم کمک کردم که باعث شد خیلی بدتر بشه حالم.امروز مامان اومد پیشم بعد شام باز رفتم دکتر و ایندفعه 4 تا آمپول نوش جان کردم. اول گفت تو سرم بنویسم که گفتم نه ع

ادامه مطلب  

مسخره!  

-خیلی مسخره ای!
-میدونم... دیگه چی؟!
-از دستت ناراحتم!
-میدونم... دیگه؟
-خیلی از دستت عصبانیم!
-میدونم...
-نه نمی دونی! تو هیچی نمی دونی! تو داری من رو عذاب میدی! من مگه باهات چيکار کردم؟!
-هیچکار!
-پس چرا داری من رو زجر میدی؟!
-نمیدونی!
-معلومه که نمیدونم! اگه بدونم هم اصلا درک نمی کنم!
-تا حالا شده ارزش تمام چیزهای باارزشی که داشتی یهو جلوی چشمت، چنان بریزه که دیگه نشه جمعش کرد... مثل یه شیشه سکوریت، خورد بشه و بریزه پایین؟!
-هممم...
-نه به اندازه من!
اولئک ا

ادامه مطلب  

مسخره!  

-خیلی مسخره ای!
-میدونم... دیگه چی؟!
-از دستت ناراحتم!
-میدونم... دیگه؟
-خیلی از دستت عصبانیم!
-میدونم...
-نه نمی دونی! تو هیچی نمی دونی! تو داری من رو عذاب میدی! من مگه باهات چيکار کردم؟!
-هیچکار!
-پس چرا داری من رو زجر میدی؟!
-نمیدونی!
-معلومه که نمیدونم! اگه بدونم هم اصلا درک نمی کنم!
-تا حالا شده ارزش تمام چیزهای باارزشی که داشتی یهو جلوی چشمت، چنان بریزه که دیگه نشه جمعش کرد... مثل یه شیشه سکوریت، خورد بشه و بریزه پایین؟!
-هممم...
-نه به اندازه من!
اولئک ا

ادامه مطلب  

مسخره!  

-خیلی مسخره ای!
-میدونم... دیگه چی؟!
-از دستت ناراحتم!
-میدونم... دیگه؟
-خیلی از دستت عصبانیم!
-میدونم...
-نه نمی دونی! تو هیچی نمی دونی! تو داری من رو عذاب میدی! من مگه باهات چيکار کردم؟!
-هیچکار!
-پس چرا داری من رو زجر میدی؟!
-نمیدونی!
-معلومه که نمیدونم! اگه بدونم هم اصلا درک نمی کنم!
-تا حالا شده ارزش تمام چیزهای باارزشی که داشتی یهو جلوی چشمت، چنان بریزه که دیگه نشه جمعش کرد... مثل یه شیشه سکوریت، خورد بشه و بریزه پایین؟!
-هممم...
-نه به اندازه من!
اولئک ا

ادامه مطلب  

مسخره!  

-خیلی مسخره ای!
-میدونم... دیگه چی؟!
-از دستت ناراحتم!
-میدونم... دیگه؟
-خیلی از دستت عصبانیم!
-میدونم...
-نه نمی دونی! تو هیچی نمی دونی! تو داری من رو عذاب میدی! من مگه باهات چيکار کردم؟!
-هیچکار!
-پس چرا داری من رو زجر میدی؟!
-نمیدونی!
-معلومه که نمیدونم! اگه بدونم هم اصلا درک نمی کنم!
-تا حالا شده ارزش تمام چیزهای باارزشی که داشتی یهو جلوی چشمت، چنان بریزه که دیگه نشه جمعش کرد... مثل یه شیشه سکوریت، خورد بشه و بریزه پایین؟!
-هممم...
-نه به اندازه من!
اولئک ا

ادامه مطلب  

مسخره!  

-خیلی مسخره ای!
-میدونم... دیگه چی؟!
-از دستت ناراحتم!
-میدونم... دیگه؟
-خیلی از دستت عصبانیم!
-میدونم...
-نه نمی دونی! تو هیچی نمی دونی! تو داری من رو عذاب میدی! من مگه باهات چيکار کردم؟!
-هیچکار!
-پس چرا داری من رو زجر میدی؟!
-نمیدونی!
-معلومه که نمیدونم! اگه بدونم هم اصلا درک نمی کنم!
-تا حالا شده ارزش تمام چیزهای باارزشی که داشتی یهو جلوی چشمت، چنان بریزه که دیگه نشه جمعش کرد... مثل یه شیشه سکوریت، خورد بشه و بریزه پایین؟!
-هممم...
-نه به اندازه من!
اولئک ا

ادامه مطلب  

علوم کامپیوتر(سی اس) یا مهندسی کامپیوتر(سی ای)؟  

پست و مطالب زیادی از قبل کنکور راجع به اینکه برم سی اس یا سی ای خوندم
ولی هنوزم نمیدونم چيکار کنم
یه عده میگن اگه بری سی اس نمیتونی به کدزنی بپردازی به اون صورت و همچنین بیشتر ریاضی طوره
یه عده میگن اکثر واحدا مثل همه و مشکل خاصی ایجاد نمیکنه
و اینکه برم یه دانشگاه بالاتر ولی سی اس بخونم تا اینکه توی دانشگاه پایینتر سی ای
واقعا نمیدونم چيکار کنم!

ادامه مطلب  

علوم کامپیوتر(سی اس) یا مهندسی کامپیوتر(سی ای)؟  

پست و مطالب زیادی از قبل کنکور راجع به اینکه برم سی اس یا سی ای خوندم
ولی هنوزم نمیدونم چيکار کنم
یه عده میگن اگه بری سی اس نمیتونی به کدزنی بپردازی به اون صورت و همچنین بیشتر ریاضی طوره
یه عده میگن اکثر واحدا مثل همه و مشکل خاصی ایجاد نمیکنه
و اینکه برم یه دانشگاه بالاتر ولی سی اس بخونم تا اینکه توی دانشگاه پایینتر سی ای
واقعا نمیدونم چيکار کنم!

ادامه مطلب  

960603  

چون اتاقم رو مرتب کردم و اینارو پیدا کردم فعلا اینجا م ینویسم تا جای خوبی براشون پیدا کنم"باقر این طوری گغته!جهت کارهایی ه بسیار گره خورده دایما صلوات بده و یا 70 بار بگو یا فتاح!جهت دفع بلا هم :به افراد متعدد صدقه بده .قربانی کن و حدیث کسا رو برای 40 رو زبخون======================================================

ادامه مطلب  

۱۱ شهریور ۹۶  

۱. رفتم آرایشگاه آینه کردم ^_^ [حنا گذاشتن دوس جونو عه نزدیک دیدم دوس داشتم]
۲. پیتزا قارچ و گوشت نرم و خوشمزه .. ارزون بودا ولی عالی بود و همه چیش به اندازه و پر پنیـــــــر [کیف کردم از هر گازش که خوردم:آب دهن]
۳. یه متقاضی مامانشو فرستاده بود خواسگاریم .. گفتم دیر اومدی عزیزم، خوبا زود میرن:))

ادامه مطلب  

٣٥١  

شاید منم روزى جایى به کسى گفتم کار من از همه چى مهم تره.وگرنه قانون خدا درست از آب درنمیاد.شاید روزى کسى به تو گفته کار اون از همه چى مهم تره که تو الان اینو به من مى گى.اما کدوم قانون مى گه حرف تو درسته؟کدوم قانون مى گه من ١٠٠٪‏ اشتباه کردم.اما این روز رو یادم مى مونه.ابر مى بارد و من مى شوم از یار جدامن جدا گریه کنم ابر جدا یار جداپدر جان و مادر جانمدنیا دنیا بدهکارتونم من آخه.چيکار کنم با این بار سنگین؟ چجورى مى تونم شونه خالى کنم؟وقتى انقدر ع

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1