رسانه هم یک فروشگاه هست . اجناس خوبش رو بردارید . . .  

خانواده من درباره دریافت محتوای رسانه ای با هدف و دقت عمل میکند (خیلی خوشبختانه) . صدها صحبت چند دقیقه ای این ارمغان رو داشته که حالا خانواده ام می دونن که برنامه های قابلمه ای صداوسیما رو تماشا نکنن . البته برنامه های مفید شبکه آموزش و… که برای نوجوانان هست رو تماشا می کنیم و برنامه سمت خدا یا برنامه جهان آرا و خبر 20:30 . به غیر از برنامه های رسانه ملی تصمیم گرفتیم دو شب در هفته از فیلم ها و آثار جشنواره فیلم عمار رو با هم تماشا کنیم . خیلی هم خوب

ادامه مطلب  

تقدیر وقسمت  

شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخ
شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟
در میان تپش آینه پنهان شوی و
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در اوج جوانی، با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود
رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟
می شود با همه ی ریشه و رگهای تنت 
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
#داریوش_کشاورز

ادامه مطلب  

تقدیر وقسمت  

شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخ
شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟
در میان تپش آینه پنهان شوی و
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در اوج جوانی، با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود
رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟
می شود با همه ی ریشه و رگهای تنت 
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
#داریوش_کشاورز

ادامه مطلب  

نگاهی به گریم های وحشتناک سینمایی که یک هنرمند روی بدن خود اعمال می کند [تماشا کنید]  

نگاهی به گریم های وحشتناک سینمایی که یک هنرمند روی بدن خود اعمال می کند [تماشا کنید]
گریم یکی از جالب ترین بخش های سینما و تلویزیون به شمار می رود که می توان به واسطه آن، ناممکن ها را ممکن و صحنه های غیرواقعی را باورپذیر کرد.
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

نگاهی به گریم های وحشتناک سینمایی که یک هنرمند روی بدن خود اعمال می کند [تماشا کنید]  

نگاهی به گریم های وحشتناک سینمایی که یک هنرمند روی بدن خود اعمال می کند [تماشا کنید]
گریم یکی از جالب ترین بخش های سینما و تلویزیون به شمار می رود که می توان به واسطه آن، ناممکن ها را ممکن و صحنه های غیرواقعی را باورپذیر کرد.
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

تقدیر ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من بر این جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

تقدیر ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من بر این جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

تقدیر ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من بر این جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

تقدیر ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من بر این جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

سر نوشت ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من براین جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

سر نوشت ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من براین جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

سر نوشت ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من براین جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

سر نوشت ...  

گرنوشت این لوح تقدیر زمان بر سرنوشت
من نمی دانم که این تقدیر است یا سرنوشت
گر ببینم سایه تقدیر من بر این زمان 
پس بدانم سایه اش برمن فتد در هر زمان
پس بزن ای سرنوشت تقدیر من براین جهان 
آه حقیقت باز می گویم خدا داند ز تقدیر زمان
پس همه شعر است من اقرار کردم سوی یار
این جهان و آن جهان هر دو جهان صاحب خداست
من که باور کرده ام تقدیر ما دست خداست
پس خداوندا تو بنویس تقدیر مرا در هر زمان

ادامه مطلب  

مسئله زن ها بودند  

«مسئله زن ها بودند» اثر علی صالحی.
دندانپزشکی که از سال های دانشجویی درگیر سرنوشت زن ها میشه. زن هایی که به تنهایی بار سنگین زندگی رو به دوش می کشن و به خاطر فرزندانشون هزینه های سنگینی رو متحمل میشن. این دندانپزشک در سال های بعد تلاش می کنه از زندگی زن هایی که بیمارش هستن مطلع بشه و در عین حال تلاش می کنه سرنوشت این زن ها رو در قالب کتاب منتشر کنه. و البته به مرور دچار افکار مالیخولیایی میشه.
من اصلا از کتاب خوشم نیومد. خیلی خیلی معمولی و پیش پا

ادامه مطلب  

مسئله زن ها بودند  

«مسئله زن ها بودند» اثر علی صالحی.
دندانپزشکی که از سال های دانشجویی درگیر سرنوشت زن ها میشه. زن هایی که به تنهایی بار سنگین زندگی رو به دوش می کشن و به خاطر فرزندانشون هزینه های سنگینی رو متحمل میشن. این دندانپزشک در سال های بعد تلاش می کنه از زندگی زن هایی که بیمارش هستن مطلع بشه و در عین حال تلاش می کنه سرنوشت این زن ها رو در قالب کتاب منتشر کنه. و البته به مرور دچار افکار مالیخولیایی میشه.
من اصلا از کتاب خوشم نیومد. خیلی خیلی معمولی و پیش پا

ادامه مطلب  

مجموعه زیر پای مادر  

سلام. ماه رمضان امسال شبکه اول سیما برنامه تلویزیونی سریالی رو با عنوان زیر پای مادر روی آنتن داره . آقای نعمت الله گران قدر نویسنده این داستان هستن و واقعا برنامه ی خوبی هست . 
من خودم به شخصه از هر نظر به صداسیما ایران انتقاد دارم ... اما این برنامه و سریال می تونه مردم رو نگه داره و هر شب سر ساعت بیاره پای تلویزیون برای تماشا
از نظر نوع رفتار و گفتار یا سبک زندگی که این برنامه هم ترویج میکنه نکته اذیت کننده ای وجود نداره . منم که منتقد و دانش

ادامه مطلب  

روی لبه تیغ  

بعضی روزها هم آدم باید بمونه زیرپتو و نره سرکار
نصف شب به طرز عجیبی توی خواب و بیداری که درد می کشیدم فامیلی مراجعامونو هی میگفتم.‌ انگار که من بودم و درده مال اونا بود. یه وقتا حس می کردم خود اونام. نصف شب نزدیک بود روانی بشم مرزو رد کنم نمی تونستم بفهمم که کیم یه لحظه حساس خودمو نجات دادم و تو مخم بلند داد زدم که من ف.الف هستم و الان درد عجیبی دارم این بدن منه نه دیگران وااای. بعد همون حین تصمیم گرفتم مددکاری رو بزارم کنار چون تاثیر بدی روی روا

ادامه مطلب  

روی لبه تیغ  

بعضی روزها هم آدم باید بمونه زیرپتو و نره سرکار
نصف شب به طرز عجیبی توی خواب و بیداری که درد می کشیدم فامیلی مراجعامونو هی میگفتم.‌ انگار که من بودم و درده مال اونا بود. یه وقتا حس می کردم خود اونام. نصف شب نزدیک بود روانی بشم مرزو رد کنم نمی تونستم بفهمم که کیم یه لحظه حساس خودمو نجات دادم و تو مخم بلند داد زدم که من ف.الف هستم و الان درد عجیبی دارم این بدن منه نه دیگران وااای. بعد همون حین تصمیم گرفتم مددکاری رو بزارم کنار چون تاثیر بدی روی روا

ادامه مطلب  

روی لبه تیغ  

بعضی روزها هم آدم باید بمونه زیرپتو و نره سرکار
نصف شب به طرز عجیبی توی خواب و بیداری که درد می کشیدم فامیلی مراجعامونو هی میگفتم.‌ انگار که من بودم و درده مال اونا بود. یه وقتا حس می کردم خود اونام. نصف شب نزدیک بود روانی بشم مرزو رد کنم نمی تونستم بفهمم که کیم یه لحظه حساس خودمو نجات دادم و تو مخم بلند داد زدم که من ف.الف هستم و الان درد عجیبی دارم این بدن منه نه دیگران وااای. بعد همون حین تصمیم گرفتم مددکاری رو بزارم کنار چون تاثیر بدی روی روا

ادامه مطلب  

ساعت پنج عصر  

‌امروز فیلم #ساعت_پنج_عصر اولین اثر سینماییِ آقای #مدیری را تماشا کردم.
فیلم ساده ای بود، با مزه اما بی موضوع! می شد فیلم را تماشا کرد و هم خندید و هم استرس گرفت.
#مهران_مدیری مشکلات روزمره ی زندگی مدرن (البته در ایران) را در این فیلم به زبان #طنز_تلخ به تصویر کشیده است. این فیلم اولین تجربه ی کارگردانی سینما برای آقای مدیری است اما با دید انصاف که بنگریم اگر به خاطر کارگردان نبود و فقط خود فیلم مد نظر بود این مقدار فروش هرگز پدید نمی آمد.
⚠خطر اس

ادامه مطلب  

ساعت پنج عصر  

‌امروز فیلم #ساعت_پنج_عصر اولین اثر سینماییِ آقای #مدیری را تماشا کردم.
فیلم ساده ای بود، با مزه اما بی موضوع! می شد فیلم را تماشا کرد و هم خندید و هم استرس گرفت.
#مهران_مدیری مشکلات روزمره ی زندگی مدرن (البته در ایران) را در این فیلم به زبان #طنز_تلخ به تصویر کشیده است. این فیلم اولین تجربه ی کارگردانی سینما برای آقای مدیری است اما با دید انصاف که بنگریم اگر به خاطر کارگردان نبود و فقط خود فیلم مد نظر بود این مقدار فروش هرگز پدید نمی آمد.
⚠خطر اس

ادامه مطلب  

سرنوشت یا اراده ی خود آدم؟؟؟  

لات و مومن تا سحر مستن رفیق
دزد و قاضی هر دو هم دستن رفیق
درد و دل ها با هیچ نامردی نکن
دوست با دشمن یکی هستن رفیق
____________________________________
تاحالا اطرافتون دیدید دختر یاپسری ک با تصمیم و رضایت خونواده، با کسی ازدواج کرده و بعدش دیده ک اوه چه کلاه گشادی،سرش رفته و بدبخت شده؟
بنظرتون اسمشو باید بذاری قسمت وسرنوشت؟ یا باید بگی پدر و مادر در حق فرزندشون کوتاهی کردن ک خوب تحقیق نکردن؟ 
باید همه چیوبندازی تقصیر خدا؟ یا باید بندازی تقصیر خونواده ک درست

ادامه مطلب  

حکمت جاوید (دوستی)  

حکمت جاوید (دوستی)سرنوشت تو ھمواره بدست نزدیکترین دوست تو نوشته می شود .دوست تو دشمن ارادۀ نفسانی توست .ھیچ اقدام سرنوشت سازی به تنھائی اتخاذ نمی شود .امام تو نزدیکترین دوست توست .از دوستی دور نمی شوی مگر اینکه به دشمنی نزدیک می شوی .فامیل ھرگز دوست نخواھند بود .دوست تو ھرگز تو را نمی ستاید .کسی که دوست صدیقی ندارد جز خود فروشی ھنری ندارد .وفای به دوست وفای به خداست و خیانت به دوست خیانت به خداست .دوست ، عزّت نفس تو را می خواھد نه لذّت نفس تو را .د

ادامه مطلب  

shiting  

+مربوط ب پست قبلمیدونید چی شد ؟...صبح خواب موندم و قسمت نشد برم لاس بزنم :((  +آهنگ دهن سرویس رو گوش دادید ؟ خوشتون اومد؟ حالا برید سانسور از TMBAX رو هم گوش بدید ... "تو که ادم نیستی انگار از فضایی.... انقده خوبی که از اون بدایی ... خدا قسمت کنه ایم دافه واسم جور شه ؛) لعنتی اینقده خوبه که باید سانسور شه"

ادامه مطلب  

shiting  

+مربوط ب پست قبلمیدونید چی شد ؟...صبح خواب موندم و قسمت نشد برم لاس بزنم :((  +آهنگ دهن سرویس رو گوش دادید ؟ خوشتون اومد؟ حالا برید سانسور از TMBAX رو هم گوش بدید ... "تو که ادم نیستی انگار از فضایی.... انقده خوبی که از اون بدایی ... خدا قسمت کنه ایم دافه واسم جور شه ؛) لعنتی اینقده خوبه که باید سانسور شه"

ادامه مطلب  

حکمت جاوید (دوستی)  

حکمت جاوید (دوستی)
سرنوشت تو ھمواره بدست نزدیکترین دوست تو نوشته می شود .
دوست تو دشمن ارادۀ نفسانی توست .
ھیچ اقدام سرنوشت سازی به تنھائی اتخاذ نمی شود .
امام تو نزدیکترین دوست توست .
از دوستی دور نمی شوی مگر اینکه به دشمنی نزدیک می شوی .
فامیل ھرگز دوست نخواھند بود .
دوست تو ھرگز تو را نمی ستاید .
کسی که دوست صدیقی ندارد جز خود فروشی ھنری ندارد .
وفای به دوست وفای به خداست و خیانت به دوست خیانت به خداست .
دوست ، عزّت نفس تو را می خواھد نه لذّت نفس ت

ادامه مطلب  

نامم اگر غلام رضا هست  

مضمون بکر غیر تو پیدا نمی کنمجز مدح دوست، لب به سخن وا نمی کنممعنای پاک اسم تو در هیچ واژه نیستمن با پیاله دست به دریا نمی کنمدر وصف آستین سخن را به هیچ رویصد سینه حرف دارم و بالا نمی کنممن ذرّه ام که خانه ی خورشید خویش رااز هیچ کس به جز تو تقاضا نمی کنمای گنبد همیشه مطهّر به عطر اشکجز در حریم کوی تو مأوا نمی کنمدر آستان بخشش تو چون حضور شمعجز با سرشک و شعله مدارا نمی کنمآن قدر سربلند بر ایوان نشسته ایکز دور هم به جز تو تماشا نمی کنمپیش تو دست مث

ادامه مطلب  

پرسشهای فلسفی من  

یکی از اساسی ترین پرسشهای فلسفی من این است که جهان به کدام سو می رود؟یا بهتر بگویم آینده جهان چگونه است؟پرسش دوم :بشر چقدر بر علوم ندانسته تسلط جمعی دارد؟پرسش سوم:آیا موعودی برای جهان متصور است؟پرسش چهارم:اگر جنگ نبود سرنوشت جهان چگونه رقم می خورد؟

ادامه مطلب  

ابشار زیارت  

این آبشار در ۵ کیلومتری جنوب روستای زیارت و ۱۹ کیلومتری جنوب گرگان و در مسیر یکی از شاخه های فرعی رودخانه خاصه رود زیارت بنام شاخه آبشار قراردارد . این شاخه رودخانه از طریق دو آبشار مجاور از ارتفاع ۱۵متر به داخل محوطه حوضچه که در محل ریزش ایجاد شده می ریزد در کل محوطه آبشار ذرات و پودر مانند آب در هوا معلق است و به دلیل بالا بودن رطوبت نسبی محیط روی تخته سنگ ها نیز پوشیده از خزه و گلسنگ است می تواند فضای بسیار مناسبی برای گردشگران تفریحی وکوهن

ادامه مطلب  

سنگ صبور  

«سنگ صبور» اثر عتیق رحیمی.
کتاب درمورد سرنوشت زنان مسلمان افغانستانه که توی شرایط اسفناکی زندگی می کنن. 
کتاب، داستان زندگی زنی رو روایت میکنه که در سن خیلی کم به عقد مردی درمیاد که هرگز اون رو ندیده و اون مرد در جنگ حضور داره. ازدواج غیابی صورت میگیره و زن سه سال بعد، اون مرد رو برای اولین بار میبینه. در این سه سال زن موظفه با خانواده ی همسرش زندگی کنه و حق رفت و امد با هیچ کس حتی خانواده ی خودش رو نداره.
زنی که توی روابطش با همسرش حق هیچگونه اظ

ادامه مطلب  

سنگ صبور  

«سنگ صبور» اثر عتیق رحیمی.
کتاب درمورد سرنوشت زنان مسلمان افغانستانه که توی شرایط اسفناکی زندگی می کنن. 
کتاب، داستان زندگی زنی رو روایت میکنه که در سن خیلی کم به عقد مردی درمیاد که هرگز اون رو ندیده و اون مرد در جنگ حضور داره. ازدواج غیابی صورت میگیره و زن سه سال بعد، اون مرد رو برای اولین بار میبینه. در این سه سال زن موظفه با خانواده ی همسرش زندگی کنه و حق رفت و امد با هیچ کس حتی خانواده ی خودش رو نداره.
زنی که توی روابطش با همسرش حق هیچگونه اظ

ادامه مطلب  

سنگ صبور  

«سنگ صبور» اثر عتیق رحیمی.
کتاب درمورد سرنوشت زنان مسلمان افغانستانه که توی شرایط اسفناکی زندگی می کنن. 
کتاب، داستان زندگی زنی رو روایت میکنه که در سن خیلی کم به عقد مردی درمیاد که هرگز اون رو ندیده و اون مرد در جنگ حضور داره. ازدواج غیابی صورت میگیره و زن سه سال بعد، اون مرد رو برای اولین بار میبینه. در این سه سال زن موظفه با خانواده ی همسرش زندگی کنه و حق رفت و امد با هیچ کس حتی خانواده ی خودش رو نداره.
زنی که توی روابطش با همسرش حق هیچگونه اظ

ادامه مطلب  

سنگ صبور  

«سنگ صبور» اثر عتیق رحیمی.
کتاب درمورد سرنوشت زنان مسلمان افغانستانه که توی شرایط اسفناکی زندگی می کنن. 
کتاب، داستان زندگی زنی رو روایت میکنه که در سن خیلی کم به عقد مردی درمیاد که هرگز اون رو ندیده و اون مرد در جنگ حضور داره. ازدواج غیابی صورت میگیره و زن سه سال بعد، اون مرد رو برای اولین بار میبینه. در این سه سال زن موظفه با خانواده ی همسرش زندگی کنه و حق رفت و امد با هیچ کس حتی خانواده ی خودش رو نداره.
زنی که توی روابطش با همسرش حق هیچگونه اظ

ادامه مطلب  

خدایا تو قلب مرا می خری ؟؟؟  

دلم رو سپردم به بنگاه دنیا 
و هی آگهی دادم اینجا و آنجا
و هر روز
برای دلم 
مشتری آمد و رفت
و هی این و آن
سرسری آمد و رفت 
ولی هیچ کس واقعا 
اتاق دلم را تماشا نکرد 
دلم قفل بود
کسی قفل قلب مرا وا نکرد 
یکی گفت :
چرا این اتاق 
پر از دود و آه است
یکی گفت :
چه دیوارهایش سیاه است !
یکی گفت :
چرا نور اینجا کم است
و آن دیگری گفت :
و انگار هر آجرش 
فقط از غم و غصه و ماتم است !
و رفتند و بعدش 
دلم ماند و بی مشتری
و من تازه آن وقت گفتم :
خدایا تو قلب مرا می خری ؟
و فرد

ادامه مطلب  

خدایا تو قلب مرا می خری ؟؟؟  

دلم رو سپردم به بنگاه دنیا 
و هی آگهی دادم اینجا و آنجا
و هر روز
برای دلم 
مشتری آمد و رفت
و هی این و آن
سرسری آمد و رفت 
ولی هیچ کس واقعا 
اتاق دلم را تماشا نکرد 
دلم قفل بود
کسی قفل قلب مرا وا نکرد 
یکی گفت :
چرا این اتاق 
پر از دود و آه است
یکی گفت :
چه دیوارهایش سیاه است !
یکی گفت :
چرا نور اینجا کم است
و آن دیگری گفت :
و انگار هر آجرش 
فقط از غم و غصه و ماتم است !
و رفتند و بعدش 
دلم ماند و بی مشتری
و من تازه آن وقت گفتم :
خدایا تو قلب مرا می خری ؟
و فرد

ادامه مطلب  

میشه یه دقیقه بیاین و کمک کنید؟  

دوستان یک اتفاقی افتاده تعداد زیادی کامنت خارجی از تعریف و تمجید و .. گرفته که در قسمت هرزنامه برای من امده تعدادش زیاد است و خیلی وقت ها از این دسته کامنت ها برای من می آید اما من چون فکر میکردم اسپم هسند اهمیت نمی دادم . ولی زبان همه ی ان ها انگلیسی است و طبق ای پی انگار مقصد کشور موردنظر تایوان است . به قسمت هرزنامه ی خود بروید ایا برای شما چنین کامنت هایی امده؟

ادامه مطلب  

کمی خودت را بیشتردوست داشته باش...کمی خودت را بیشتربفهم  

                                                                                            
                                              
سرنوشت انسان تنهایی است وبه کمال رسیدن سرنوشت انجاست که تنهایی را باورمیکنی...
+دیالکتیک تنهایی
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را ب

ادامه مطلب  

کلید دار  

ایشان صبح دیرش شده بود و خواب مانده بود. برایش شیر موز درست کردم با یک کراسان و پنیر؛  ناهار خانه میخورد. من هم تا ۹.۱۵ توی تخت بود و بلند شدم و دوش گرفتم و یک خرما و کمی آب خوردم و با فرشته کوچولو رفتیم دکتر تا کارش را انجام بدهد که برایش جایزه خریدم چون خیلی آرام و خوب بود و گریه نکرد.برگشتیم خانه و یک لیوان شیر انبه درست کردم و خوردم. باد تندی میوزید و هوا ابری بود؛  برای ناهار یک پیمانه سرخالی برنج و دو مشت لپه پختم که با دو تا پیاز سرخ ک

ادامه مطلب  

کلید دار  

ایشان صبح دیرش شده بود و خواب مانده بود. برایش شیر موز درست کردم با یک کراسان و پنیر؛  ناهار خانه میخورد. من هم تا ۹.۱۵ توی تخت بود و بلند شدم و دوش گرفتم و یک خرما و کمی آب خوردم و با فرشته کوچولو رفتیم دکتر تا کارش را انجام بدهد که برایش جایزه خریدم چون خیلی آرام و خوب بود و گریه نکرد.برگشتیم خانه و یک لیوان شیر انبه درست کردم و خوردم. باد تندی میوزید و هوا ابری بود؛  برای ناهار یک پیمانه سرخالی برنج و دو مشت لپه پختم که با دو تا پیاز سرخ ک

ادامه مطلب  

کلید دار  

ایشان صبح دیرش شده بود و خواب مانده بود. برایش شیر موز درست کردم با یک کراسان و پنیر؛  ناهار خانه میخورد. من هم تا ۹.۱۵ توی تخت بود و بلند شدم و دوش گرفتم و یک خرما و کمی آب خوردم و با فرشته کوچولو رفتیم دکتر تا کارش را انجام بدهد که برایش جایزه خریدم چون خیلی آرام و خوب بود و گریه نکرد.برگشتیم خانه و یک لیوان شیر انبه درست کردم و خوردم. باد تندی میوزید و هوا ابری بود؛  برای ناهار یک پیمانه سرخالی برنج و دو مشت لپه پختم که با دو تا پیاز سرخ ک

ادامه مطلب  

...and all I can do is watch and cry...  

کاش اینهمه داغ نبودم. کاش کف دست‌هام همیشه خیس نبود. کاش همیشه درگیر سردرد نبودم.
خسته‌م. کاش می‌شد به کناری کشید و همه دست و پا زدن‌های این جماعت را به جهنم سپرد و حتی تماشا هم نکرد. به گوشه شعر، به گوشه بی‌خبری، به گوشه بی‌راهه‌ای، جدا از رفتن و شدن. آرام. 
مچاله شده‌ام اینجا، خیره به آسمان قم که بی‌ستارگی‌ش، دارد کم‌‌کم چشم‌هایم را کور می‌کند. بار دوم است که درک اسفل السافلین تهران را ترجیح می‌دهم به ارض موعود. پنجشنبه برمی‌گردم. شا

ادامه مطلب  

چه همه صداقت...  

(( ... بله شما بیشتر از من نامه می نویسید ولی نامه هاتان همیشه ناقص است. بگویید ببینم گنگدان و فورلو چه نظری درباره ی به پیانیست شلیک کنید داشتند؟ چرا وقتی سلاح درختان را دوباره دیدید بیشتر خوشتان امد؟ واقعا مایه ی رسوایی است که نوشته اید تنبل-62 ناامیدتان کرده ولی دلیلی برای نا امیدی تان نیاورده اید. واقعا چرا؟
الف. چند تماشاگر در سالن بودند؟
ب. تماشاگران خندیدند یا نه؟
پ.دینر، مک گرگور و متر نتی چه واکنشی نشان دادند؟
ت. شما چرا ناامید شدید؟
ٍٍث.

ادامه مطلب  

فرکانس شبکه های ایرانی برروی ماهواره هاتبرد به صورت HD  

فرکانس شبکه های ایرانی بر روی ماهواره هاتبرد به صورت HDشما می توانید شبکه های یک،دو،سه،چهار،پنج،خبر،آموزش،مستند،افق،ای فیلم،سلامت،نسیم،تماشا،امید،شما،ایران کالا،پویا ونهال،نمایش ،ورزش،قرآن و سایر شبکه های رادیویی و رادیو نما های دیگر با فرکانس 11880/عمودی/27500 دریافت کنید.توجه!!! برای دریافت ای فرکانس باید گیرنده شما HD باشد.

ادامه مطلب  

فرکانس شبکه های ایرانی برروی ماهواره هاتبرد به صورت HD  

فرکانس شبکه های ایرانی بر روی ماهواره هاتبرد به صورت HDشما می توانید شبکه های یک،دو،سه،چهار،پنج،خبر،آموزش،مستند،افق،ای فیلم،سلامت،نسیم،تماشا،امید،شما،ایران کالا،پویا ونهال،نمایش ،ورزش،قرآن و سایر شبکه های رادیویی و رادیو نما های دیگر با فرکانس 11880/عمودی/27500 دریافت کنید.توجه!!! برای دریافت ای فرکانس باید گیرنده شما HD باشد.

ادامه مطلب  

سهراب خوانی ها...  

...گاه از خود می پرسم: پس چه هنگام کاسه ها از این آب های روشن پر خواهد
شد. راستی چه هنگام.
کار من تماشاست و تماشا گواراست. من به مهمانی جهان آمده ام. و جهان
به مهمانی من. اگر من نبودم،
 هستی چیزی کم داشت. اگر این شاخه ی بید خانه ی ما، هم اکنون نمی
جنبید، جهان در چشم براهی می سوخت.
همه چیز چنان است که می باید. آموخته ام که خرده نگیرم. شکفتگی را
دوست دارم و پژمردگی را هم.
 دیدار دوست ما را پرواز می دهد. و نان و سبزی هم . آن فروغی که ما را
در پی خویش می کشاند

ادامه مطلب  

سهراب خوانی ها...  

...گاه از خود می پرسم: پس چه هنگام کاسه ها از این آب های روشن پر خواهد
شد. راستی چه هنگام.
کار من تماشاست و تماشا گواراست. من به مهمانی جهان آمده ام. و جهان
به مهمانی من. اگر من نبودم،
 هستی چیزی کم داشت. اگر این شاخه ی بید خانه ی ما، هم اکنون نمی
جنبید، جهان در چشم براهی می سوخت.
همه چیز چنان است که می باید. آموخته ام که خرده نگیرم. شکفتگی را
دوست دارم و پژمردگی را هم.
 دیدار دوست ما را پرواز می دهد. و نان و سبزی هم . آن فروغی که ما را
در پی خویش می کشاند

ادامه مطلب  

سهراب خوانی ها...  

...گاه از خود می پرسم: پس چه هنگام کاسه ها از این آب های روشن پر خواهد
شد. راستی چه هنگام.
کار من تماشاست و تماشا گواراست. من به مهمانی جهان آمده ام. و جهان
به مهمانی من. اگر من نبودم،
 هستی چیزی کم داشت. اگر این شاخه ی بید خانه ی ما، هم اکنون نمی
جنبید، جهان در چشم براهی می سوخت.
همه چیز چنان است که می باید. آموخته ام که خرده نگیرم. شکفتگی را
دوست دارم و پژمردگی را هم.
 دیدار دوست ما را پرواز می دهد. و نان و سبزی هم . آن فروغی که ما را
در پی خویش می کشاند

ادامه مطلب  

بعضی ها ...  

بعضی هاشبیه عطر بهارنارنجی هستند در کوچه پس کوچه های پیچ در پیچ دلتنفس می کشی ...آن قدر عمیق که عطر بودن شان را تا آخرین ثانیه ی عمرت ؛ در ریه هات ذخیره کنی .بعضی هاشبیه ماهی قرمز کوچکی هستند که افتاده اند در تنگ بلورین روزگارتجانت را با جان و دل در هوایشان تازه می کنی .بعضی هاآرامش مطلقندلبخندشانتلالو برق چشمان شانصدای آرامشان اصلِ کار ، تپش قلبشانانگار که یک دنیا آرامش را به رگ و ریشه ات تزریق می کند .و آن قدر عزیزندآن قدر بکرندکه دلت نمی آید

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1