ابر بر من میگرید  

 
( 15 )
====
سرنوشت آه و آشگ را
بدست آفتاب واسپردم
تا زین پس در بهانه نباشم
روضه خوان دل خویش گردم
لیکن نمیدانستم چرا ابر
اینچنین سیل آسا بر من میگرید.
 
با خود میگفتم
گیرم که ابر خواندن نمیداند
تا قادر باشد پیمان مرا
با آفتاب مرور کند
از چه رو دیواری بلند بالا
در برابر آسمان سد کرده است
تا نتواند انهدام سرشک مرا
در ایوان آفتاب تماشا گر باشد.
 
آنگاه باریکه ای آفتاب
از پس ابر سر برون کرد
تا در گوشم پچپچه ای سر دهد :
از غفلت تو در شگفتم
آخر باید کسی با

ادامه مطلب  

سوختن به چه قیمتی در حادثه ۹ دی...  

احساس سوختن به تماشا نمی شود، آتش بگیر تا که بفهمی چه می کشم.
شهید ستاری:

ادامه مطلب  

ماه مهر  

اول مهر ، اول خلقت است، اول شروع پرواز است ، اول سرنوشت یک ملت است، اول اقتدار، اول دمکراسی، اول آزادی و ....
ماه مهر آغاز کشت و کار در مزرعه وجود کودکان این سرزمین است . اگر در دلشان مهر کاشته شودسرنوشت یک ملت مهر آگین خواهد شد. اگر به آنها زندگی کردن را یاد بدهند، به آنها مدارا کردن، صبر کردن گذشت، دوستی با طبیعت، لذت بردن از برگ درختان، دویدن و بازی کردن، تخیل کردن، رقصیدن و شاد بودن ، راست گفتن و راست بودن را بیاموزند، آینده مملکت  و ملت رو ب

ادامه مطلب  

تابلوئه دارم میرا می خونم دیگه  

کار را به جایی رساندم که با تویا هم خوابیدم. تویا خودش را در یک شب زمستان تسلیم من کرد، همان طور که تسلیم دیگران کرده بود. اما بعد، وقتی به خواب رفت، بدن بی حرکتش را تماشا کردم و گریستم. و در آن موقع بود که  فهمیدم هرگز بهبود نخواهم یافت.

ادامه مطلب  

364. اولین برف  

رفتم بیرون آشغالا رو بذارم دیدم داره برف میاد بالاخره تا الان ۱ قطره بارونم نداشتیم. اشکامو تازه جمع و جور کرده بودم درو که باز کردم یهو گفتم برفففف!!! بعد دوباره زدم زیر گریه. آشغالا رو گذاشتم و همون دم در چند دقیقه وایسادم برف تماشا کردم و گریه کردم‌‌‌....

ادامه مطلب  

دنیای نامردان  

برایش مهم نیست صورت زیبایی داری یا نه دختر که باشی کافیست !چه چیزی بالاتر از رفع نیاز جنسی ؟خودت را گول نزن عاشق کجا بود!برای سومین بار که جواب رد بدهی چمدان بسته و رفتنش را تماشا خواهی کرد .رفتنی میرود ،یا نیازش را رفع میکند و میرود یا تو مقاومت میکنی و تمام خاطرات را سرت میکوبد و میشکندو میرود کم تر مردی پیدا میشود که عاشق موهای لخت یا شیرین زبانیت شود.
معصومه_حسین زاده
(سپیده حسینی)

ادامه مطلب  

سلام  

یک دوره ای جناب پدر سخت بند کرده بودند به من که چرا 
کلاس های آزمون وکلا را نمی روم .یا اینکه چرا همش گوشی را دستم می گیرم.
و این ها .. (انگار که خود من به این چیزها فکر نمیکنم و هر روز اعصاب 
خودم را خورد نمیکنم) _ مخصوصا وقتهایی که بچه ها بالا هستند و کسی
به جز من پیدا نمی کند تا حالش را بگیرد
منـ هم که دیدم اینطوریست دیگر شبها تا دیر وقت کنارش نمیشینم تا
تلویزیون تماشا کنیم .
یا وقتی دراز کشیده موهایش را نوازش نمیکنم .
امشب که با مامان پایین بودیم

ادامه مطلب  

مرغ دریا  

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت
دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت
قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت
مرغ دریا خبر از یک شب توفانی داشت
گشت و فریاد کشان بال به دریا زد و رفت
چه هوایی به سرش بود که با دست تهی
پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت
بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون دید
قلم نسخ برین خط چلیپا زد و رفت
دل خورشیدی اش از ظلمت ما گشت ملول
چون

ادامه مطلب  

داستانک  

شخصی تلاش پروانه برای بیرون آمدن از پیله را تماشا می کرد. او به پروانه کمک کرد تا براحتی از پیله خارج شود، اما پروانه ناچار شد همه عمر را بخزد و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند.
آن شخص مهربان نفهمید که سوراخ ریز پیله را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد.
اگر خداوند مقرر می کرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم، فلج می شدیم، به اندازه کافی قوی نمی شدیم و هر گز نمی توانستیم پروا

ادامه مطلب  

کجای راهی؟ (قسمت اول:))  

سلاااام.. ^_^ 
اومدیم با قسمت اول؛ امیدوارم که خووب باشهه.. 
قبل اینکه بریم سراغ رمان اول بگم که.. فعلا هفته ای یه قسمت می‌ذارم.. البته هر قسمتشم فکر میکنم بیشترتره از یه قسمت ^^
..
خب با نام و یاد خدا شروع:
( حالا انگاری مسابقست! هرکی زودتر بخونه و نظر بذاره برندست :))))
****
قسمت اول
کوله پشتیمو رو دوشم انداختمو خواستم از خونه بیرون برم که مامان‌لیلا سریع خودشو بهم رسوند..
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

سلام یعنی  

چه سرنوشت مشابهی. و چه آدمهای متفاوتی. 
ده سال پیش هم همین حال بودم. دوستش داشتم ولی رنج میبردم. از سوال های بی جواب. از دویدن و نرسیدن. از معلق بودن. 
به هر دری زدم. نشد. نشد که نشد. رها کردم. بی آنکه  کم شود از احترامم. و دوست داشتنم. همراهی ممکن نبود ولی. 
حالا همانجام. نشد. نمیشود. دویاره این درد بزرگ تر است از فهم من. زورم نمیرسد. 
کی بود میگفت عادت میکنی؟ 

ادامه مطلب  

اوس کریم  

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است جانا به حاجتی که تو را هست با خدا کخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است ای پادشاه حسن خدا را بسوختیم آخر سال کن که گدا را چه حاجت است 
ارباب حاجتیم و زبان سال نیست در حضرت کریم تمنا چه حاجت است محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست چون رخت از آن توست به یغما چه حاجت است جام جهان نماست ضمیر منیر دوست اظهار احتیاج خود آن جا چه حاجت است آن شد که بار منت ملاح بردمی گوهر چو دست داد به در

ادامه مطلب  

5 دی 96  

امروز افسرده ام..
نه تنها امروز را، که من را کلا افسرده می نامند.
منی ک از زندگی هیچکس، جز دو سه نفر را نمیخواهم را افسرده می نامند.
اما من فقط دلم میخواهد بنشینم کنار پنجره اتاقم. چای بنوشم و موزیک گوش دهم و آسمان را تماشا کنم.
مادرم من را افسرده و منزوی می‌خواند.. غمگین است که دخترش شبیه همه دخترا از مهمانی و دور هم نشینی و جشن رفتن شاد نمی شود.
برایش عجیب است که دختری دارد که تخت و لپتاپ و موزیک هایش را به دنیا ترجیح میدهد..
بنویسم از آن دو سه نفر

ادامه مطلب  

امیرعلی ها  

آلوده ترین روزهای تهران را در معیت برج میلاد گذراندم. از آن جا تهران را تماشا می کردیم و با این حال چیزی نمی دیدیم. همه چیز در مهی غلیظ از دود گم شده بود. حتی خورشید هم کمرنگ شده بود. نه خبری از باد بود و نه از باران. شب سوم که زلزله آمد، فردایش همه چیز دو سه برابر کمرنگ تر شده بود. غمم گرفته بود. انگار که طبیعت می خواست در سیر تکامل، ذره های بی خود و به درد نخور خود را حذف کند. انگار که خدا هم کاری با کارمان نداشته باشد. تا اینکه شبی رفتیم به خانه ی ا

ادامه مطلب  

التزام  

به حانیکِ زمستان های قبل،و سارامدی ای که پایش را از کادر بیرون می برد
شاعرانگی را قاب بندی نیست.شاید بخواهم از لای چهارچوب،لنگ و پاچه ی آویزانش را تماشا کنم(و همزمان از تصورِ تصویرگری های معروفِ نشریه های نوجوان،که همیشه دختری با رعایت شئونات اسلامی از قاب مستطیل بیرون میزد هم،استفراغ کنم.)چیزی شبیه رو شدنِ دست.کنترلِ ماهیو لیست خرید دست و پای اضافه برای کارگران شکلِ سرِ دخترِ چادری در مترو با هدفون های بزرگو شادی از بوی عرق دادن،(چرا که ب

ادامه مطلب  

اصل نظام یعنی چه ؟  

یعنی اینکه عده ای هر خطایی که دل شان بخواهد را به انجام برسانند و دیگران فقط به تماشا بنشینند و عکس العملی از خودشان نشان ندهند .
یعنی عده ای نه تنها کار مفیدی انجام ندهند و مزد های کلان بگیرند، به دزدی و مال مردم خوری مشغول باشند و دیگران دم هم بر نیاورند .

ادامه مطلب  

گام های موسیقی (قسمت اول)  

#گام_های_موسیقی (قسمت اول)#Scales

ادامه مطلب  

پیج  

دیروز یه خبر خوب بهم رسید و اونم حذف پیج بود خدا کنه دیگه پیج نسازه تو ایی چند مدت خیلی اذیت شدم هم خودم هم مهتی.اونایی که بدی کردن در حق خودشون بدی کردن و خدا پاسخگو هست سپردمشون به خدا.به حق امام حسین که دست از سرم برداره و دیگه باعث عذابم نشه بابته عکسایی که پیششه که دیگه تحمل هیچی ندارم...خدایا مهتی رو حفظ کن.نگهدارش باش.دلمو به خودت میسپرم.هیچی ازت نمیخوام فقط خوشبختیش آرزومه...سرنوشت هردومون رو ختم بخیر کن...زخم خورده ام خدااااایا.در حقم خی

ادامه مطلب  

به خدا مي سپارمت...  

ای كه در پس همه اشك هایم پنهانی
به خدا می سپارمت
ای كه در پس همه شعرهایم پنهانی
به خدا می سپارمت
ای كه در پس همه «دوستت دارم» هایی كه می گویم پنهانی
به خدا می سپارمت
***
ای كه در تمام نیایش هایم منظور بوده ای
ای كه در تمام نجواهیم مقصود بوده ای
ای كه در تمام نمازهایم، معبود بوده ای
به خدا می سپارمت
اینها را بارها گفته ام و باز هم به تكرار می گویم
تا بدانی
اگر نخواستی ام
معبود بودنت را نخواسته ای
***
من همنان تنهای تنهایم
و تو همچنان در اوج قله های دو

ادامه مطلب  

ابهام دربرگزاری انتخابات؛ بازی با سرنوشت مردم!  

ابهام دربرگزاری انتخابات؛
بازی با سرنوشت مردم!
انتخابات یکی از بنیادهای اساسی نظام دموکراتیک و مهم ترین پروسه ملی دانسته می‌شود. اما با وجود تجارب شیرین و تلخ، اینک پس از تأخیرها و کوتاهی‌های بسیار و ناموجه در برگزاری انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی‌ها، نگرانی‌ها در مورد عدم اجرای این پروسه ملی، هرروز ابعاد پیچیده تر و جدی‌تری پیدا می‌نماید. این نگرانی‌ها تا بدانجا اوج و شدت یافته است که برخی برگزار نشدن انتخابات آینده پارلمانی

ادامه مطلب  

«آشغال‌های دوست‌داشتنی»؛ فیلم پر حاشیه ای که 5 سال است سودای فجر دارد  

به گزارش خبر فوری
به نقل از خبر آنلاین، سرنوشت فیلم سینمایی «آشغال‌های دوست‌داشتنی» ساخته
محسن امیریوسفی، همچنان در هاله‌ای از ابهام به سر می‌برد، به نظر می‌رسد
این فیلم امسال نیز نتواند در میان فیلم‌هایی که به جشنواره فجر راه پیدا
می‌کنند، حاضر شود.نژلا پیکانیان: با نزدیک شدن به سی و ششمین جشنواره
فلیم فجر، تب و تاب انتخاب و راه پیدا کردن فیلم‌ها به این رویداد سینمایی،
دوباره داغ شده است. اما در روزهای گذشته اکران نشدن فیلم «عصبا

ادامه مطلب  

آسمان چشم او آیینه ی کیست، آنکه چون آیینه با من روبرو شد  

گریه نکن که سرنوشت
گر مرا از تو جدا کرد
عاقبت دلهای ما را 
با غم هم آشنا کرد...
 
لینک دانلود موسیقی
 مهتاب-نوشت
-------------
کارت نامردیه علی... قرار بود توی یه روز، هرچی که بعد شروع زمستون پیشمون مونده رو به هم پس بدیم. 
قرار بود همه چی تموم بشه تا لااقل این انتظار کشنده و چک کردنهای هر لحظه، تموم بشه...
من دادم. فقط دو روز بعد شروع زمستون. ولی تو ندادی. و داری عذابم میدی؛ با همه جا بودن، ولی کاری که باید رو نکردن...
 

ادامه مطلب  

عبادت در دادگاه شیعه  

شیعه معتقد است كه عبادت، تنها خضوع و كرنش نیست؛ چون در این صورت هر نوع كرنشى در برابر غیر خدا ممنوع است، درحالى‌كه خداوند از خضوع فرشتگان براى آدم ٤ و كرنش یعقوب و فرزندانش در برابر یوسف، ٥ خبر مى‌دهد و كرنش فرشتگان به آدم را مى‌ستاید و سرپیچى ابلیس را از دستور سجده بر آدم، نكوهش مى‌كند. ٦ بنابراین خضوع بیانى یا عملى، در صورتى كه با اعتقاد به خدایى آنكه در برابرش كرنش مى‌شود و همچنین باور به اینكه سرنوشت كلى یا جزئى كرنش كننده، در حال و آین

ادامه مطلب  

عادی سازی  

سلام
پاییز پانزده
حال ما خوبستگرامی‌مادر، رمان می‌خواند و سریال تماشا می‌کندارجمندبابا، بهانه گیری می‌کند و غُر می‌زندمنم نمددوزی

ادامه مطلب  

جواب ِ درست اینه: نمیدونم...  

تا حالا چند بار از خودت پرسیدی: «چی خوشحالت می کنه؟»، «چقدر به شاد بودن اهمیت میدی؟» سال ها پیش، وقتی که رویا از من دور بود... خوشحالی ِ من تصور جایی بود که الان ایستادم. اما امروز و دیروز هایی که به امروزم نزدیک بودن رو،خوشحال نبودم... من عاشق ِ اتوبوسم، صندلی ِ ردیف ِ آخر کنار ِ پنجره... من عاشق پل عابر پیاده ام، مخصوصا اونایی که خلوتن و میشه میونشون دور خودت بچرخی... من عاشق دریام، ساعت ها نشستن و گوش دادن و تماشا کردن... من عاشق کتابام، تجربه ک

ادامه مطلب  

فریدون مشیری  

بگذار که بر شاخه این صبح دلاویزبنشینم و از عشق سرودی بسرایمآن گاه به صد شوق چو مرغان سبکبالپر گیرم از این بام و به سوی تو بیایمخورشید از آن دور، از آن قله پربرفآغوش کند باز، همه مهر همه نازسیمرغ طلایی پر و بالیست که چون مناز لانه برون آمده، دارد سر پروازپرواز به آنجا که نشاط است و امید استپرواز به آنجا که سرود است و سرور استآنجا که سر و پای تو در روشنی صبحرویای شرابیست که در جام بلور استآنجا که سحر، گونه گلگون تو در خاکاز بوسه خورشید چو برگ گل

ادامه مطلب  

با الها ....  

سلام  ....
 
" خداوندا " 
برگ در هنگام زوال می افتد و میوه به هنگام کمال 
اگر قرار بر رفتن است میوه ام گردان و بعد ببر
" بارالها "
زمین تنگ است و آسمان دلتنگ 
بر من خرده نگیر اگر نالانم...
من هنوز رسم عاشقی نمی دانم
" خداوندا " 
کمکم کن پیمانی را که در طوفان با تو بستم, در آرامش فراموش نکنم و در طوفان های زندگی با " خدا" باشم نه ناخدا
" بارالها "
به دل نگیر اگر گاهی "زبانم " ازشکرت باز می ایستد
تقصیری ندارد 
قاصر است کم میآورد دربرابر بزرگی ات....
لکنت می گیر

ادامه مطلب  

دلم را سپردم به بنگاه دنیا...  

دلم را سپردم به بنگاه دنیا
وهی اگهی دادم به اینجا و انجا
و هر روز برای دلم مشتری امد و رفت
و هی این و ان سرسری امد و رفت
ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بودکسی قفل قلب مرا وا نکرد
یکی گفت:چرااین اتاق پر از دود و آه است!
یکی گفت:چه دیوارهایش سیاه است!
یکی گفت:چرا نور اینجا کم است؟!
و ان دیگری گفت:و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است!
و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری
و من تازه آن وقت گفتم:خدایا تو قلب مرا می خری؟
و فردای آن روز خدا ام

ادامه مطلب  

نظر استاد شاملو درباره ی فروغ فرخزاد  

فروغ شاعر بسیار بزرگی‌ است؛ نه قصه‌پردازی می‌کند نه خیال‌بافی. صادقانه‌ترین حرف‌هایی‌ست که می‌توان از کسی شنید. حرف‌های آدم صادقی‌ست که تازه روی سخن‌اش هم تنها با خودش است. اگر نتوانسته‌ایم نهایت‌اش را دریابیم برای این است که گود است و ناپیداکرانه. شعر فروغ فرخزاد برای من چیز دیگری است. شعر فروغ، گاه در نظر من به اعجاز شباهت پیدا می‌کند و من او را در یک مقیاس جهانی از شاعرانِ برجسته‌ی این روزگار می‌شمارم. بسیاری از شاعرانِ بلندآوا

ادامه مطلب  

قسمت دوم داستان کشف هویت  

سلام امروز قسمت دوم داستان رو براتون آوردم

ادامه مطلب  

کجای راهی؟ ( قسمت دوم)  

سلام @_@
ببخسید کم هستم و نیستم!
قسمت دوم قرار یود یکم زودتر گذاشته بشه ولی یکم دیر شد؛ بازم به بزرگی و بزرگواری خودتون عفو کنین :))
*****
قسمت دوم
- آهای آسا.. آساااا پاشو دختره‌ی خوابالو.. پاشو که الان عمه طلی میادا... نگاش کن چطور گرفته خوابیده! دهنش که اندازه غار بازه.. یه لنگش اینوره، یه دستش اونور.. خروپفشم که یه فیلُ از پا درمیاره!
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

کلیپ های امروز(پنجشنبه6\10\96)  

امروز مجموعه کلیپ های حمله ی زامبی ها به زمین رو میگزارم.من به خاطر یک سری مشکلات تنظیمات دو روز ساخت وبلاگ به رو تعویق انداختم به همین دلیل امروز سه تا کلیپ میگذارم.حجم قسمت یک 13 مگ حجم قسمت دوم 9 مگ وحجم قسمت سوم 27 مگ هست امیدوارم از دیدن این کلیپ ها لذت ببرید.نظر فراموش نشه. شما میتونید کلیپ ها رو از گوشه راست وبلاگ دانلود کنید.منتظر کلیپ های بعدی ما باشید.

ادامه مطلب  

سرود مسجدی و هیئتی ولادت حضرت زینب سلام الله علیها  

سر زده از سما،نور شمس ولا آمده هستی و،جانِ زهرا عصمت کبریا،یاور و دلربا بر شَهِ کربلا،جانِ زهرا آمد آمد عصمت صغری بنتُ الحیدر زینب کبری ای گل فاطمه،مرغ جانم شد در هوای تو چون،یاکریمت آرزویم بُوَد،که بگیرم شبی جشن میلا تو،در حریمت مهر پاکت در سرشت ما که این باشد سرنوشت ما بنتُ الحیدر زینب کبری...وَ مِنَ المؤمنین،جلوه شد در تو اِی بانوی رحمت و،صبر و تقوی ای حجاب تو بر،جمله ی بانُوان اُلگویی بی نظیر،تا به عُقبی آیه های نصر عاشورا ای خورش

ادامه مطلب  

این همه اینجوری؟!  

یهو وقتی نشستی رو صندلی دسته دار وسط یه کلاس یا تو تاکسی هستی یا داری تلوزیون تماشا میکنی یا غذا می‌خوری یا به مامانت فوروارد کردن یاد میدی این سوال میاد سراغت و دست میندازه دور گردنت و تا همه ی گذشته رو، واقعی و اونجوری که هست، پیش چشمت نیاره ولت نمی‌کنه. یهو از خودت می‌پرسی، از کی شروع شد؟ بزرگ شدن و پیر شدن و خنگ شدن و مریض شدن و پشیمونی از ابراز احساسات و دلیل تراشی برای غصه خوردن و شاد نبودن و منزوی شدن و مردن و زنده نبودن. از کی شروع شد؟ و

ادامه مطلب  

رفتار ...  

وقتی عاشقی یه رفتارهایی رو از خودت نشون میدی که شاید پیش خودت خیلی طبیعی به نظر برسه ولی وقتی به عنوان شخص سوم به این رفتارها توجه میکنی به شدت متوجه این میشی که عشق بین دو نفر در جریانه ...
داستان چند ساعت کنار هم بودنمون رو می نویسم و خودم تماشگر این ماجرای عاشقانه میشم تا ببینیم چقدر عشق توی رفتارهای ناخودآگاه من و عزیزم موج میزنه ...
ساعاتی از شب گذشته بود و میهمانی نسبتا بزرگی توی خونه یکی از فامیل ها در جریان بود ...
هرکسی سرگرم گفت و شنود خو

ادامه مطلب  

خدایا تو قلب مرا می خری؟  

دلم را سپردم به بنگاه دنیا
و هی آگهی دادم به اینجا و آنجا
و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت
و هی این و آن سرسری آمد و رفت
ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد
یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است!
یکی گفت: چه دیوارهایش سیاه است!
یکی گفت: چرا نور اینجا کم است؟!
و آن دیگری گفت: و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است!
و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری
و من تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟
و فردای آن روز خ

ادامه مطلب  

زن بودن  

بیشتر از یک ماهه که بیماری شوهرم برگشته و خوب هم نمیشه
حسابی خسته شده و روحیه ش داغونه
از طرفی خیلی ها از سرنوشت سفر کربلامون میپرسن و ما خودمون هم سردرگم هستیم و کلافه میشیم از جواب دادن.
منم توی این استرس ها یخورده مشکل جسمی پیدا کردم که بدتر روحیه م رو خراب کرده، تازه مجبورم بروز ندم و وانمود به خوبی و خوشحالی کنم، هم بخاطر روحیه شوهرم هم بخاطر فعالیت های اجتماعیم.
زن بودن خیلی مقدسه، هم باید خورد بشی هم روحیه بدی، هم زندگی رو سر و سامون بدی

ادامه مطلب  

همان روزها همان سالها  

دانشکده هنر همسایه دیوار به دیوار زمین چمن و سالن ورزشی آقایان بود،روزهایی که استاد دیر می آمد روی پله های ورودی دانشکده جمع می شدیم به تماشای پرتاب نیزه،بِیس بال،فوتبال...هرچیزی که تماشای آن در ورزشگاه برای خانوم ها منع قانونی داشته باشد.
چهارشنبه صبح ها تربیت بدنی داشتیم،سالن بانوان بدلیل تعمیرات و ... بسته بود و ماهم که وجدان آگاهمان نمی پذیرفت کلاس تعطیل شود رفتیم سالن آقایان(چشم هایش وق زده از خوشی رو به مخاطب بقیه خاطره را می گوید) هما

ادامه مطلب  

افسون  

هوادار تو است لیلی هواخواهش بمان مجنوننکن شیرین بیش از این دل فرهاد را پر خون
 
دل بیچارهٔ ما هم هر آنچه خواست نشد هرگزنه انگار بر خلاف ما بچرخد محور گردون
 
نه عشقم خالی از لطف و نه لطفم مملو از عشق است یقینم نیست شاید ساحره کرده مرا افسون
 
اگر آدم شناس ماهری هستی بیا بنگر ؛درونم را تماشا کن نه هستم آنچه در بیرون
 
چرا عاشق شدن آخر مبدل بر جدایی هاست ؟چه باشد حکمتش آیا ؟ چرایش را بگو ای چون
 
مِنال و مال داری ثروت آخر مشتی از خاک است ندیدی آنچن

ادامه مطلب  

واقعه‌ی نخستین دم ماضی  

روح و جوهر هزارویک شب کلام است. کلمه در هزارویک شب هم نجات‌دهنده است و هم معجزه‌گر. شهریاری که سه سال کشته است زنان را چه در بستر و چه پس از هماغوشی، اکنون سه‌ سال به کلماتی گوش می‌کند که یادآوری عمیقی به گذشته‌ی اوست. شهریار در میان حکایت‌ها دوباره خودش را تماشا می‌کند، درمی‌یابد که کجا می‌توانست طور دیگری رفتار می‌کرد و کجا نیاز به همدردی کسی داشت، کجا زخم‌هایش عمیق شدند و کجا رها شد و گم شد. هزارویک شب گفتگوی طولانی شهرزاد است با شهر

ادامه مطلب  

دلگیرم!  

ترک های مورد علاقه ام تو این اهنگ !
آدم از یه روز بعد خودش خبر نداره :)
باید بزارم سرنوشت سمت غصه پیش بره :|
من و قلبمو فقط دیوار میدید اما بازم منو مردم دار میدید :(
دلگیرم از دست خیلیا از دست این روزا :)
+آهنگ های خوب و بهتری هست ولی خب بعضی اهنگ ها کم شنیده میشه وبنظر من گوش کردنش خالی از لطف نیست ...
http://dl.nicmusic.net/nicmusic/009/015/Alireza%20Talischi%20-%20Delgiram%20128.mp3
 

ادامه مطلب  

ما که بر سفره خاصیم به یغما نرویم  

     عهد کردیم که بی دوست به صحرا نرویم     بی تماشاگه رویش به تماشا نرویم

بوستان خانه عیش است و چمن کوی نشاط     تا مُهیا نبوَد عیش مُهنّا نرویم


     دیگران با همه کس دست در آغوش کنند     ما که بر سفره خاصیم به یغما نرویم


                   نتوان رفت مگر در نظر یار عزیز     ور تحمل نکند زحمت ما تا نرویم


             گر به خواری ز در خویش براند ما را     به امیدش بنشینیم و به درها نرویم


             گر به شمشیر احبا تن ما پاره کنند   

ادامه مطلب  

عملیات کربلای 5 (بمناسب نزدیک شدن به سالروز آغاز عملیات) به یاد شهید احمد خاقانی  

خلاصه گزارش عملیاتنام‌ عملیات: كربلای‌5 و عملیات‌ تكمیلی‌زمان‌ اجرا: 10/19 /1365مدت‌ اجرا:70 روزتلفات‌ دشمن‌: 42700(كشته، زخمی‌ و اسیر )رمز عملیات: یا زهرا(سلام‌ الله‌ علیها)مكان‌ اجرا: منطقه‌ عمومی‌ شرق‌ بصره‌ -سراسر محور جنوبی‌ جنگ‌ارگان‌های‌ عمل‌كننده: سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌اهداف‌ عملیات: انهدام‌ ماشین‌ جنگی‌ دشمن، گشودن‌ راه‌ برای‌ سرنوشت‌ جنگ‌ طولانی‌ و پاسخ‌ به‌ انتظارات‌ مردم‌ و تهدید شهر بصره‌

ادامه مطلب  

مشکل قرار گیری صحیح تکستچر یو وی مپ شده روی مدل پس از انتقال از بلندر به یونیتی  

آموزش صحیح یو وی مپ
آموزش صحیح uv map
رفع مشکل انتقال مدل یو وی مپ شده از بلندر به یونیتیآموزش صحیح یو وی مپنکته: سعی کنید کل تکستچر رو بندازید توی یک فایل jpg . سپس قسمت های مختلف مدل رو جدا کنید بعدش unwrap کنید و تکستچر بدید. نه اینکه اول آنرپ بعدش جدا.نکته 2: برای جدا سازی  قسمت های مختلف رو انتخاب کنید در edit mode و سپس p بزنید و selection . تا اون قسمت از مدل جدا بشه و یک مش دیگه محسوب بشه.
تو یونیتی تکستچر رو بکشید روی قسمت های جدا خودش تشخیص می ده هر بخش از ع

ادامه مطلب  

شرایط ضروری کاکتوس  

یکی از معیارهای تعیین کننده خاک مناسب برای کاکتوسها، آب و هوا می‌باشد. به گونه‌ای که در آب و هوای گرم نیاز این گیاهان به خاک قابل نفوذ و سبک بیشتر احساس می‌شود در حالی که در آب و هوای سرد که گیاهان نیاز به آبیاری چندانی ندارند به خاکی سنگین تر نیاز خواهد بود.
به طور کلی کاکتوسها خاک‌های با PH کمتر از ۷ تا نزدیک به ۷ را می‌پسندند. در بیشتر متون، ترکیب اصلی خاک کاکتوسها در اندازه‌های زیر سفارش شده است:
۱ قسمت خاک باغچه + ۱ قسمت شن و ماسه (به نسبت

ادامه مطلب  

آموزش فتوشاپ ۸۶ – ایجاد یک ماسک  

آموزش فتوشاپ ۸۶ – ایجاد یک ماسک
از ماسک برای مجزا کردن و دستکاری قسمت های خاصی از تصویر استفاده می کنید.
قسمت بریده شده ی ماسک می تواند تغییر داده شود، اما نواحی اطراف قسمت بریده شده از تغییر محفوظ می ماند. می توانید برای یک بار استفاده یک ماسک موقت ایجاد کنید یا می توانید ماسک ها را برای استفاده ی مکرر ذخیره کنید. ادامه مطلب ...

ادامه مطلب  

می نویسم ک فراموش نشه  

به «جُرم» روحیه استکباری ، خود برتربینی ، استاندارد های دوگانه ، نمک نشناسی و ظلم های عمیقی که در قبال عزیزترین های من مرتکب شدی ، همین روز ها یک عُمر بخشش به اتمام میرسه...
من می مونم و فکر کردن به این موضوع که اصلاً «بخشیدن مجرمی که خودش رو گناه کار نمی دونه و هیچ پشیمونی ای نداره و هیچ بخششی درخواست نکرده» تا حالا درست بوده؟ یا برعکس! ما هم مقصر بودیم!
ما هم کمک کردیم که تو روز به روز بیشتر ظلم کنی و مغرورتر و مستکبرتر بشی؟...
+ نیت ما این نبوده

ادامه مطلب  

آن روز که برف می بارد و کاش باشد  

.... و اما از بزرگترین غصه های من این است که وقتی می میرم هم به احتمال نود و نه درصد او اینجا نیست، من آنجا نیستم! این زن مذهبی روضه روها برای بر آورده شدن هر حاجتی ادعیه ای سفارش شده در مفاتیح الجنان و سایر مفاتیح دارند ، کاش بدانم اگر کدام دعا را بخوانم روزی که می میرم ، هست و می شود آن شانه ی در چوب و ترمه خفته ام  روی شانه ی چپش باشد همان شانه ای که به قلبش نزدیک تر است . 

    

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1