باران  

 «باران»
کاش باران تا سحر پیدا شود هر شقایق عاشقی شیدا شود 
ژاله ها روید به رُخسارانِ گُلقطره ها جوینده تا دریا شود 
آسمان دستان گشاید بهرِعشق غنچه ها سیرابِ این مینا شود می نمایم نذرِ چشمانم شبیشوقِ اشکی را که او بینا شود گرکویرستانِ شب تَفتیده ام خوابِ "باران" دیده ام معنا شود "بر درختِ زنده بی برگی چه غم "صبر باید شامِ من فردا شود آرزو چون دانه ای در سینه ام کاش باران تا سحر پیدا شود 
#فرشید_فلاحی   

ادامه مطلب  

آیا می دانید؟؟؟؟  

آیا می دانید درختان آمازون باران تولید می‌کنند!

جنگل های آمازون سرزمین آب و هوای عجیب محسوب می‌شود
 
جنگل های آمازون سرزمین آب و هوای عجیب محسوب می‌شود و به تازگی هم مشخص شده که در این نقطه از جهان درختان باران تولید می کنند!
 
به نظر می‌رسد همه چیز در جنگل‌های بارانی
آمازون عجیب و سؤال برانگیز باشد. اما یکی از این معماها بیش از سایرین
توجه محققان را به خود جلب کرده است.
 
اصولا
بارش باران در آمازون دو تا سه ماه پیش از آغاز وزش بادهای فصل

ادامه مطلب  

پاییز بود  

پاییز بود. خیلی سال پیش.

باران نم نم. هوا لطیف و دلچسب. وسط جنگل کنار کلبه‌ای، زنِ گیسوبلندی
بادمجان‌ها را دانه دانه روی آتش کباب می‌کرد و ترانه باران زمزمه می‌کرد. خاطره‌اش
کمی محو است. ولی نه آنقدر که نتوانم چیزی در موردش بگویم. همین کافیست. یک زن
کنار آتش و یک جنگل. برای مرور یک خاطره قشنگ کفایت می‌کند.

ادامه مطلب  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی ببین عشقِ دیوانه من، چه کردی؟در ابریشمِ عادت، آسوده بودمتو با حالِ پروانه من چه کردی؟ننوشیده از جام چشمِ تو مستمخمار است میخانه من ، چه کردی؟مگر لایق تکیه دادن نبودمتا با حسرتِ شانه من چه کردی؟مرا خسته کردی و خود خسته رفتیسفر کرده، با خانه من چه کردی؟جهانِ من از گریه است خیسِ بارانتو با سقف  کاشانه من چه کردی ؟

ادامه مطلب  

تزویر  

پاشو  از  روی  مار  برنمیداره !!نمیدونم تا حالا  این  مثل رو شنیدید یا نه ؟!مامان پری ما  هم همینطوره !  ما با کلی  آشغال  ماشغال  و بار و بندیل  که هنوز هم یه کامیون دیگه اش مونده اثاث کشی کردیم منزل  مامان پری جون .اگه  بگی این زن  یه لیوان رو جابجا کرد ،  نکرد.نمیدونم میدونید  هوله رفتن  یعنی چه ؟به کساییکه  خودشون  رو الکی مشغول یه کاری میکنن تا از انجام کارای  بیشتر و سنگینتر  شونه خال کنن

ادامه مطلب  

شیفت باران  

بعضی روزا  باران  برای دل خودش میره  تو یه بیمارستان خیریه  مریض  می بینه.باران  اورژانس کار نکرده  و خیلی  از  خون  و  جون و مریض بد حال میترسه !مریض بدحال که میبینه  بیشتر دلش براش میسوزه  تا بخواد ذهنش رو متمرکز کنه و کاری برای مریض انجام بده .ولی تو درمانگاه  خیلی  عالیه .با تسلط  و دقت خاصی مریض میبینه و نسخه هاش خیلی حساب شده و بی نظیر هستن.هر  روزی که میره  بیمارستان  قبلش  خیلی به من توصیه م

ادامه مطلب  

قایقی در تبعید  

قایقی در تبعــــید                            لنگــری سرگردان        قاصدی در تشویش                         زیر چـَــتر باران    مثل اُقیانوسی گُــنگ                    موج غــَم در آغـــوش     می کِشم با تــَردید                     زنـــــدگی را بر دوش..

                                            #ایثار-اجلالی



ادامه مطلب  

زیباترین قسم و سوگند سهراب سپهری:  

به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم میگذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهدماند..
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود،جامه اندوه مـپوشان هرگز...!!
زندگی ذره کاهیست،
که کوهش کردیم،
زندگی نام نکویی ست،
که خارش کردیم،
زندگی نیست بجز نم نم باران بهار،
زندگی نیست بجزدیدن یار
زندگی نیست بجزعشق،
بجزحرف محبت به کسی،
ورنه هرخاروخسی،
زندگی کرده بسی،
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد، دوسه تاکوچه وپس کوچه واندازه یک عمر بیابان دار

ادامه مطلب  

شعری زیبا از زنده یاد " سهراب سپهری "  

شعری زیبا از زنده یاد " سهراب سپهری "
زندگی ذره کاهیست ، که کوهش کردیم
زندگی نام نکویی ست که خارش کردیم
زندگی نیست بجز نم نم باران بهار ،
زندگی نیست بجز دیدن یار ،
زندگی نیست بجز عشق ،
بجز حرف محبت به کسی ،
ورنه هر خار و خسی ،
زندگی کرده بسی ،
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد ،
دو سه تا کوچه و پس کوچه و
اندازه ی یک عمر بیابان دارد .
ما چه کردیم و چه خواهیم کرد
در این فرصت کم ؟! ...

ادامه مطلب  

ما عینکی ها ماه را زیباتر می بینیم :)  

درسته که ما عینکی ها احتمالا نمی توانیم شخصی را از دور تشخیص بدهیم...درست است که ما در زمستان ویترین چشم هایمان همه اش بخار می کند و حتی یک چای گرم هم چشمانمان را تار می کند...درست است که ما موقع باران آرزو می کنیم که ای کاش عینک ها هم برف پاک کن داشتند...درست است که  بدون عینک هیچ چیز برایمان واضح نیست و درست است که جانمان به عینکمان بند است...
اما  شما بی عینک ها ... شمایی که چشم هایتان اصلا نمیدانند ضعیف بودن یعنی چه، نمی دانید که ماه با چشم های ضعی

ادامه مطلب  

لبخندانه(خودم قبلا خونده بودمشون ...شما ها رو نمیدونم خخخخخخخخخخخخ)  

یه بار سه تا سگ دنبالم کردن..
وقتی دیدم سرعتشون از من بیشتره و دیر یا زود بهم میرسن...
برگشتم دویدم طرفشون...
اون سه تا هم هنگیدن ….! 
ترمز زدن با دو متر خط ترمز! بعد سه تایی شروع کردن به فرار کردن ….! 
احتمالا پیش خودشون گفتن این دیگه چه ....خُلیه...!!! 
بعد از اون واقعه تا مدتها احساس اُبُهت میکردم

نگاهت همچون باران است و قلبم همچون کویر و می دانی که کویر بدون باران زنده است
.
.
.
پس برو بمیر والااااا

از عابر بانک موجودی حساب گرفتم نوشته 23 ریال
بعد می

ادامه مطلب  

کاش نزدیک بودى  

تو آنسوى دریاها زندگى میکنى،
سمتِ دیگر باران 
دورتر از ابرهاى مسافرِ دلگیر !
که به آرامى بر گونه هاى پنجره ات
دست مى کشند و دور مى شوند...
تو را دوست دارم اما
مى دانم این دوست داشتن بى فایده ست،
کاش نزدیک بودى
بقدرى نزدیک
که اندوهِ ندیدن ات را مى شد
تا دربِ خانه ات گریست....
| بهرنگ قاسمی |

ادامه مطلب  

آدم ...  

می نویسم دنیا
و زمان می ایستد
نمی فهمم فرار مورچه را باور کنم
یا شلاق قطرات باران را ؟
بنفشه ی مرده را بفهمم
یا لبخند کودک را
و نمی فهمم سنگ چگونه تقاص گنجشک مرده را می دهد !
می نویسم آدم
دنیا به دور میله ای می چرخد
و عقربه ها سرگیجه می گیرند !

ادامه مطلب  

آدم ...  

می نویسم دنیا
و زمان می ایستد
نمی فهمم فرار مورچه را باور کنم
یا شلاق قطرات باران را ؟
بنفشه ی مرده را بفهمم
یا لبخند کودک را
و نمی فهمم سنگ چگونه تقاص گنجشک مرده را می دهد !
می نویسم آدم
دنیا به دور میله ای می چرخد
و عقربه ها سرگیجه می گیرند !

ادامه مطلب  

آدم ...  

می نویسم دنیا
و زمان می ایستد
نمی فهمم فرار مورچه را باور کنم
یا شلاق قطرات باران را ؟
بنفشه ی مرده را بفهمم
یا لبخند کودک را
و نمی فهمم سنگ چگونه تقاص گنجشک مرده را می دهد !
می نویسم آدم
دنیا به دور میله ای می چرخد
و عقربه ها سرگیجه می گیرند !

ادامه مطلب  

آدم ...  

می نویسم دنیا
و زمان می ایستد
نمی فهمم فرار مورچه را باور کنم
یا شلاق قطرات باران را ؟
بنفشه ی مرده را بفهمم
یا لبخند کودک را
و نمی فهمم سنگ چگونه تقاص گنجشک مرده را می دهد !
می نویسم آدم
دنیا به دور میله ای می چرخد
و عقربه ها سرگیجه می گیرند !

ادامه مطلب  

زندگی در برکه شاید، سرنوشت ماهی است...  

امروز من و بره‌ی ناقلا داشتیم با استِتوسکوپ به صدای قلبمون گوش میدادیم. بهش میگم ببین قلبت چی میگه. میگه حرفای درست میزنه!
اول به قلب بره‌ی ناقلا گوش دادم میگفت: "دوپ‌دوپ؛ دوپ‌دوپ؛ دوپ‌دوپ" بعد به قلب خودم، میگفت: " دووووپ دووووپ .......... دووووپ دووووپ .......... دووووپ دووووپ" انگار هرچی به انتهای زندگی نزدیک‌تر میشیم، قلب سرعتشو کمتر میکنه تا بالاخره یه جایی از خستگی خوابش میبره!
به کجا چنین شتابان؟
     گون از نسیم پرسید.
          "دل من گرفته ز

ادامه مطلب  

باران عشق ...  

می توان عاشق بود
به همین آسانی ...
من خودم
چندسالی ست که عاشق هستم
عاشق برگ درخت
عاشق بوی طربناک چمن
عاشق رقص شقایق درباد
عاشق گندم شاد!
آری
می توان عاشق بود
مردم شهر ولی می گویند
عشق یعنی رخ زیبای نگار!
عشق یعنی خلوتی با یک یار!
یابقول خواجه ، عشق یعنی لحظه ی بوس و کنار!
من نمی دانم چیست
این که این مردم گویند...
من نه یاری نه نگاری نه کناری دارم…
عشق را اما من ،
با تمام دل خود می فهمم!
عشق یعنی رنگ زیبای انار... .

ادامه مطلب  

باران عشق ...  

می توان عاشق بود
به همین آسانی ...
من خودم
چندسالی ست که عاشق هستم
عاشق برگ درخت
عاشق بوی طربناک چمن
عاشق رقص شقایق درباد
عاشق گندم شاد!
آری
می توان عاشق بود
مردم شهر ولی می گویند
عشق یعنی رخ زیبای نگار!
عشق یعنی خلوتی با یک یار!
یابقول خواجه ، عشق یعنی لحظه ی بوس و کنار!
من نمی دانم چیست
این که این مردم گویند...
من نه یاری نه نگاری نه کناری دارم…
عشق را اما من ،
با تمام دل خود می فهمم!
عشق یعنی رنگ زیبای انار... .

ادامه مطلب  

باران عشق ...  

می توان عاشق بود
به همین آسانی ...
من خودم
چندسالی ست که عاشق هستم
عاشق برگ درخت
عاشق بوی طربناک چمن
عاشق رقص شقایق درباد
عاشق گندم شاد!
آری
می توان عاشق بود
مردم شهر ولی می گویند
عشق یعنی رخ زیبای نگار!
عشق یعنی خلوتی با یک یار!
یابقول خواجه ، عشق یعنی لحظه ی بوس و کنار!
من نمی دانم چیست
این که این مردم گویند...
من نه یاری نه نگاری نه کناری دارم…
عشق را اما من ،
با تمام دل خود می فهمم!
عشق یعنی رنگ زیبای انار... .

ادامه مطلب  

باران عشق ...  

می توان عاشق بود
به همین آسانی ...
من خودم
چندسالی ست که عاشق هستم
عاشق برگ درخت
عاشق بوی طربناک چمن
عاشق رقص شقایق درباد
عاشق گندم شاد!
آری
می توان عاشق بود
مردم شهر ولی می گویند
عشق یعنی رخ زیبای نگار!
عشق یعنی خلوتی با یک یار!
یابقول خواجه ، عشق یعنی لحظه ی بوس و کنار!
من نمی دانم چیست
این که این مردم گویند...
من نه یاری نه نگاری نه کناری دارم…
عشق را اما من ،
با تمام دل خود می فهمم!
عشق یعنی رنگ زیبای انار... .

ادامه مطلب  

دوست داشتن ...  

همیشه هم دوست داشتن دلیل نمی خواهدمثل دوست داشتن بعضی آدمها، یا آهنگ صدایشان از پشت تلفنمثل بعضی از ترانه ها، بعضی روزهای تعطیل آخر هفته، بعضی خیابانها، بعضی جاده های خارج شهرمثل خیس شدن زیر بعضی باران ها که زنده ترند انگاربعضی ایستادن ها جلوی کیوسک روزنامه فروشی و خواندن تیترهابعضی رستورانها، بعضی کافه ها، بعضی نمایشگاههابعضی پارکها، بعضی رابطه ها، بعضی تلاقی نگاه ها در پیاده رومثل بعضی انگشتها که حلقه میشوند دور انگشت آدممثل بعضی اسم

ادامه مطلب  

راه شفای درون ...  

راه های شفای درون بسیارند و بی گمان بسیار جسته ای 
بسیار آزموده ای .
 اینک به جای پاک کردن تک تک دردهایت سرچشمه را شفا بده .
خورشید تو به زودی طلوع خواهد کرد .
تنها شرط راهت راستی و راستینی ست .
نقاب ها را بردار و راستین باش .
آنگاه باران عشق بر تو خواهد بارید و هرگز تنها نخواهی بود .
عشق شفای سرچشمه است !

ادامه مطلب  

راه شفای درون ...  

راه های شفای درون بسیارند و بی گمان بسیار جسته ای 
بسیار آزموده ای .
 اینک به جای پاک کردن تک تک دردهایت سرچشمه را شفا بده .
خورشید تو به زودی طلوع خواهد کرد .
تنها شرط راهت راستی و راستینی ست .
نقاب ها را بردار و راستین باش .
آنگاه باران عشق بر تو خواهد بارید و هرگز تنها نخواهی بود .
عشق شفای سرچشمه است !

ادامه مطلب  

راه شفای درون ...  

راه های شفای درون بسیارند و بی گمان بسیار جسته ای 
بسیار آزموده ای .
 اینک به جای پاک کردن تک تک دردهایت سرچشمه را شفا بده .
خورشید تو به زودی طلوع خواهد کرد .
تنها شرط راهت راستی و راستینی ست .
نقاب ها را بردار و راستین باش .
آنگاه باران عشق بر تو خواهد بارید و هرگز تنها نخواهی بود .
عشق شفای سرچشمه است !

ادامه مطلب  

راه شفای درون ...  

راه های شفای درون بسیارند و بی گمان بسیار جسته ای 
بسیار آزموده ای .
 اینک به جای پاک کردن تک تک دردهایت سرچشمه را شفا بده .
خورشید تو به زودی طلوع خواهد کرد .
تنها شرط راهت راستی و راستینی ست .
نقاب ها را بردار و راستین باش .
آنگاه باران عشق بر تو خواهد بارید و هرگز تنها نخواهی بود .
عشق شفای سرچشمه است !

ادامه مطلب  

سازِ شیدا  

وقتى که دل تنگت شَوم دل را به دریا مى زَنم
در دل ترانه هم چو نى با سازِ شیدا مى زنم
گوید چو مى آیى صبا همره شدم با غنچه ها
شب را رها کردم دم از خورشید فردا مى زنم
عشقم تو را افزون تر از بلبل به گل ها مى شود
فریاد دوسَت دارم از دل شد که رسوا مى زنم
عاشق مَنم معشوق کو، لیلى مَنم مجنون کجا
جایى که او باشد مَنم میخانه آن جا مى زنم
لحظه ىِ دیدارت شود چشمم که روشن مى شود
غم را رها من مى کنم شادى به سُرنا مى زنم
دیدى سحر شد پس بیا شب در به در شد پس بیا 
تنها ش

ادامه مطلب  

مرا تو بی سببی نیستی ...  

“مراتو بی سببی نیستیبه راستیصلت کدام قصیده ای ای غزل؟ستاره باران ِ‌کدام سلامیبه آفتاباز دریچه ی تاریک؟کلام از نگاه تو شکل می بنددخوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی!پس ِ پشت ِ‌مردمکان ات فریاد کدام زندانی ست که آزادی را به لبان برآماسیده گل سرخی پرتاب می کند؟ورنهاین ستاره بازیحاشا چیزی بدهکار آفتاب نیست.نگاه از صدای تو ایمن می شودچه مومنانه نام مرا آواز میکنی!و دل اتکبوتر ِ آشتی ست،درخون تپیدهبه بام ِ‌تلخ.با این همه&nb

ادامه مطلب  

امروز حواسم باشد ...  

باید امروز حواسم باشد 
که اگر قاصدکی را دیدم 
آرزوهایم را 
بدهم تا برساند به خدا 
به خدایی که خودم می دانم 
نه خدایی که برایم از خشم 
نه خدایی که برایم از قهر 
نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند .
به خدایی که خودم می دانم 
به خدایی که دلش پروانه است 
و به مرغان مهاجر هر سال راه را می گوید،
و به باران گفته است باغ ها تشنه شدند 
و حواسش حتی 
به دل نازک شب بو هم هست،
که مبادا که ترک بردارد 
به خدایی که خودم می دانم 
چه خدایی 
جانم ...
سهراب سپهری 

ادامه مطلب  

امروز حواسم باشد ...  

باید امروز حواسم باشد 
که اگر قاصدکی را دیدم 
آرزوهایم را 
بدهم تا برساند به خدا 
به خدایی که خودم می دانم 
نه خدایی که برایم از خشم 
نه خدایی که برایم از قهر 
نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند .
به خدایی که خودم می دانم 
به خدایی که دلش پروانه است 
و به مرغان مهاجر هر سال راه را می گوید،
و به باران گفته است باغ ها تشنه شدند 
و حواسش حتی 
به دل نازک شب بو هم هست،
که مبادا که ترک بردارد 
به خدایی که خودم می دانم 
چه خدایی 
جانم ...
سهراب سپهری 

ادامه مطلب  

امروز حواسم باشد ...  

باید امروز حواسم باشد 
که اگر قاصدکی را دیدم 
آرزوهایم را 
بدهم تا برساند به خدا 
به خدایی که خودم می دانم 
نه خدایی که برایم از خشم 
نه خدایی که برایم از قهر 
نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند .
به خدایی که خودم می دانم 
به خدایی که دلش پروانه است 
و به مرغان مهاجر هر سال راه را می گوید،
و به باران گفته است باغ ها تشنه شدند 
و حواسش حتی 
به دل نازک شب بو هم هست،
که مبادا که ترک بردارد 
به خدایی که خودم می دانم 
چه خدایی 
جانم ...
سهراب سپهری 

ادامه مطلب  

امروز حواسم باشد ...  

باید امروز حواسم باشد 
که اگر قاصدکی را دیدم 
آرزوهایم را 
بدهم تا برساند به خدا 
به خدایی که خودم می دانم 
نه خدایی که برایم از خشم 
نه خدایی که برایم از قهر 
نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند .
به خدایی که خودم می دانم 
به خدایی که دلش پروانه است 
و به مرغان مهاجر هر سال راه را می گوید،
و به باران گفته است باغ ها تشنه شدند 
و حواسش حتی 
به دل نازک شب بو هم هست،
که مبادا که ترک بردارد 
به خدایی که خودم می دانم 
چه خدایی 
جانم ...
سهراب سپهری 

ادامه مطلب  

فضاسازی دشمن علیه انقلاب و جمهوری اسلامی  

لاش بی‌وقفه‌ی سیا، موساد، دستگاه اطلاعاتی و جاسوسی انگلیس و هزینه شدن
دلارهای نفتی قارون‌ها برای فضاسازی علیه انقلاب و جمهوری اسلامی
در تمام طول سال، صدها شبکه‌ی ماهواره‌ای، فضای مجازی و ورشکستگان فراری از
ایران، به تحقیر و تضعیف و متهم‌سازی نظام مشغولند اما حضور عظیم ملت
همچون باران رحمت الهی، در روز ۲۲ بهمن این فضای غبارآلود را پاکیزه می‌کند
و همچون رودخانه‌ای زلال و مبارک، آلودگی‌ها را می‌زداید.
رهبر انقلاب اسلامی، حضور پرشک

ادامه مطلب  

تنها ترین تنها  

  تنهاترین تنها

بیا آرامشِ شب های من باشومرهم برتنِ تب های من باش

کویرم،خشکسارم یا بیابانتو رودِ جاریِ صحرای من باش

سکوتم را اگر معنا نمودیتو نی بر ناله ی نجوای من باش

شبم شمعِ شبستانی نداردفروغِ فرخِ فردای من باش

بخوان با من سرودِ سبزِ بارانطنینِ واژه ی لب های من باش

زخُمخانه،ز تاکستان،ز انگورتو گلگونه ترین صَهبای من باش

حدیثِ عاشقی پایان نداردغزل را قافیه آرایِ من باش

منِ بی تو چه تنهایم،چه تنهابیا تنها ترین تنهای من باش

#فرشید_فلا

ادامه مطلب  

جای ما اینجا نیست  

مثلا کاش ۵۰ ۶۰ سال قبل به دنیا آمده بودیم!
آن هم نه در شهر. شهری به درندشتی ِ تهران. در یک روستا دور و اطراف شمال. میگویم  ۶۰ سال قبل روستایی اطراف شمال برای اینکه نه از تلوزیون و موبایل و تکنولوژی خبری باشد، نه از ترافیک های همت و شلوغی سرسام آور جهان کودک. شمال برای اینکه تند و تند باران ببارد و ما کیف کنیم. برای اینکه پائیزش پائیز باشد به معنای کلمه. پر از زرد و نارنجی های دلبری که من ضعف میروم برایش.
میشد تو یک پسر روستایی باشی، با غیرت و مرد. و

ادامه مطلب  

جای ما اینجا نیست  

مثلا کاش ۵۰ ۶۰ سال قبل به دنیا آمده بودیم!
آن هم نه در شهر. شهری به درندشتی ِ تهران. در یک روستا دور و اطراف شمال. میگویم  ۶۰ سال قبل روستایی اطراف شمال برای اینکه نه از تلوزیون و موبایل و تکنولوژی خبری باشد، نه از ترافیک های همت و شلوغی سرسام آور جهان کودک. شمال برای اینکه تند و تند باران ببارد و ما کیف کنیم. برای اینکه پائیزش پائیز باشد به معنای کلمه. پر از زرد و نارنجی های دلبری که من ضعف میروم برایش.
میشد تو یک پسر روستایی باشی، با غیرت و مرد. و

ادامه مطلب  

منجی باش...  

همه خاطره ها تلخند با این تفاوت که بعضی ها اصالتشان تلخ است و مرورشان زهرت میکند و بعضی ماهیتشان مثل شهد شیرین است اما یادآوری عبورشان تلخت میکند.
 از همه ی اینها تلخ تر انسانیست که سالها وسط منجلاب خاطرات دست و پا میزند ولی توان رهایی ندارد... میان خاطراتش دوباره متولد میشود،نفس میکشد،رشد میکند،عاشق میشود،میمیرد و دوباره متولد میشود اما... زندگی نمی کند،طعم لحظه ها را نمی چشد،عطر هیچ شاخه گلی نوازشش نمی کند،لذت قهوه ی داغ وسط یک روز برفی را

ادامه مطلب  

داستان کوتاه  

روزی حاکم نیشابور برای گردش به بیرون از شهر رفته بود که مرد میانسالی را در حال کار بر روی زمین کشاورزی دید .
حاکم پس از دیدن آن مرد بی مقدمه به کاخ برگشت و دستور داد کشاورز را به کاخ بیاورند . 
روستایی بی نوا با ترس و لرز در مقابل تخت حاکم ایستاد.
به دستور حاکم لباس گران بهایی بر او پوشاندند. 
حاکم گفت یک قاطر راهوار به همراه افسار و پالان خوب به او بدهید. 
حاکم که از تخت پایین آمده بود و آرام قدم میزد به مرد کشاورز گفت میتوانی بر سر کارت برگردی ،

ادامه مطلب  

مباحث مدیریتی 11مستندبه آیات قرآنی  

ادامه مباحث مدیریتی 11به استنادآیات قرآن
101.در برنامه‌ریزی و مدیریت‌، جامع‌نگر باشیم تا توجه به مسأله‌ای
سبب اخلال در مسایل دیگر نشود.
فازبندی
إِنَّ رَبَّکُمُ اللّهُ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلاَرْضَ
فی سِتَّةِ أَیامٍ ... (یونس، 3)
پروردگار شما خدایی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید.
102.اقدامات و برنامه‌ها باید زمانبندی شده و مرحله به مرحله
(تدریجی) انجام گردد، چنان که خداوند قادر و توانا در آفرینش آسمان و زمین چنین کرد.
تفوی

ادامه مطلب  

مباحث مدیریتی 11مستندبه آیات قرآنی  

ادامه مباحث مدیریتی 11به استنادآیات قرآن
101.در برنامه‌ریزی و مدیریت‌، جامع‌نگر باشیم تا توجه به مسأله‌ای
سبب اخلال در مسایل دیگر نشود.
فازبندی
إِنَّ رَبَّکُمُ اللّهُ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلاَرْضَ
فی سِتَّةِ أَیامٍ ... (یونس، 3)
پروردگار شما خدایی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید.
102.اقدامات و برنامه‌ها باید زمانبندی شده و مرحله به مرحله
(تدریجی) انجام گردد، چنان که خداوند قادر و توانا در آفرینش آسمان و زمین چنین کرد.
تفوی

ادامه مطلب  

عید سعید قربان مبارک باد  

ای عزیزان به شما هدیه ز یزدان آمد
عید فرخنده ی نورانی قربان آمد
 
حاجیان سعی شما شد به حقیقت مقبول
رحمت واسعه ی حضرت سبحان آمد
 
عید قربان به حقیقت ز خداوند کریم
آفتابی به شب ظلمت انسان آمد
 
جمله دلها چو کویری ست پر از فصل عطش
بر کویر دل ما نعمت باران آمد
 
خاک میسوخت در اندوه عطش با حسرت
نقش در سینه ی این خاک گلستان آمد
 
امر شد تا که به قربانی اسماعیلش
آن خلیلی که پذیرفته ز رحمان آمد
 
امتحان داد به خوبی بخدا ابراهیم
جای آن ذبح عظیمی که به قربا

ادامه مطلب  

سیصد و سی و دو.  

جمعه ست...صبح از خواب بیدار می شوم...
موبایلم را چک می کنم...باز هم ...کودکی دیگر ربوده شده است...یکی از بچه ها نوشته است...خدایا چرا همش داره این طوری میشه...
اذان ظهر را که می گویند...روی سجاده ام نشسته ام...از شدت سر درد آرام سرم می گذارم روی مهر...
چشم هایم را می بندم...می اندیشم...به اتفاق های این چند روز....به بنیتا...به آتنا...به شهید محسن حججی...به چهل و هفت دختر اسارت برده شده افغانستانی...به دل پدر و مادر هایشان..... به دل همسر شهید محسن حججی...به فیلم هایی

ادامه مطلب  

سیصد و سی و دو.  

جمعه ست...صبح از خواب بیدار می شوم...
موبایلم را چک می کنم...باز هم ...کودکی دیگر ربوده شده است...یکی از بچه ها نوشته است...خدایا چرا همش داره این طوری میشه...
اذان ظهر را که می گویند...روی سجاده ام نشسته ام...از شدت سر درد آرام سرم می گذارم روی مهر...
چشم هایم را می بندم...می اندیشم...به اتفاق های این چند روز....به بنیتا...به آتنا...به شهید محسن حججی...به چهل و هفت دختر اسارت برده شده افغانستانی...به دل پدر و مادر هایشان..... به دل همسر شهید محسن حججی...به فیلم هایی

ادامه مطلب  

اطلاعات لبنان  

لبنان  با نام رسمی جمهوری لبنان (به عربی: الجمهوریة اللبنانیة) کشوری در غرب آسیاست. لبنان در شمال با سوریه و در جنوب با اسراییل مرز مشترک دارد. موقعیت جغرافیایی لبنان در نقطه طلاقی مدیترانه و جهان عرب منجر به شکل‌گیری تاریخی غنی و تنوع دینی، نژادی و فرهنگی شده است. نخستین نشانه‌های تمدن در لبنان مربوط به ۷۰۰۰ سال پیش است، لبنان تا پیش از جنگ داخلی در سال ۱۹۷۵ کشوری نسبتا آرام و مرفه بود که اقتصادی بر پایه توریسم، کشاورزی، تجارت، خدمات

ادامه مطلب  

اطلاعات لبنان  

لبنان  با نام رسمی جمهوری لبنان (به عربی: الجمهوریة اللبنانیة) کشوری در غرب آسیاست. لبنان در شمال با سوریه و در جنوب با اسراییل مرز مشترک دارد. موقعیت جغرافیایی لبنان در نقطه طلاقی مدیترانه و جهان عرب منجر به شکل‌گیری تاریخی غنی و تنوع دینی، نژادی و فرهنگی شده است. نخستین نشانه‌های تمدن در لبنان مربوط به ۷۰۰۰ سال پیش است، لبنان تا پیش از جنگ داخلی در سال ۱۹۷۵ کشوری نسبتا آرام و مرفه بود که اقتصادی بر پایه توریسم، کشاورزی، تجارت، خدمات

ادامه مطلب  

تعمیر پنجره دو جداره  

چه زمانی نیاز به تعمیر پنجره دو جداره است؟
تعمیر پنجره دو جداره یکی از چیزهایی است که شاید همه ما ندانیم چه زمانی باید انجام شود.
گاهی اوقات عوامل مختلفی باعث می شوند تا پنجره دو جداره به خوبی روزهای نخست عمل نکند.
و از لحاظ باز و بسته شدن و یا عایق بودن در برابر سرما و گرما ، صدا ، گرد و خاک و آب باران با مشکل مواجه شود.
در این صورت میبایست هر چه سریعتر نسبت به تعمیر پنجره دو جداره اقدام نمود.
زیرا گاهی اوقات بعضی از خرابی های پنجره باعث بروز

ادامه مطلب  

تعمیر پنجره دو جداره  

چه زمانی نیاز به تعمیر پنجره دو جداره است؟
تعمیر پنجره دو جداره یکی از چیزهایی است که شاید همه ما ندانیم چه زمانی باید انجام شود.
گاهی اوقات عوامل مختلفی باعث می شوند تا پنجره دو جداره به خوبی روزهای نخست عمل نکند.
و از لحاظ باز و بسته شدن و یا عایق بودن در برابر سرما و گرما ، صدا ، گرد و خاک و آب باران با مشکل مواجه شود.
در این صورت میبایست هر چه سریعتر نسبت به تعمیر پنجره دو جداره اقدام نمود.
زیرا گاهی اوقات بعضی از خرابی های پنجره باعث بروز

ادامه مطلب  

تعمیر پنجره دو جداره  

چه زمانی نیاز به تعمیر پنجره دو جداره است؟
تعمیر پنجره دو جداره یکی از چیزهایی است که شاید همه ما ندانیم چه زمانی باید انجام شود.
گاهی اوقات عوامل مختلفی باعث می شوند تا پنجره دو جداره به خوبی روزهای نخست عمل نکند.
و از لحاظ باز و بسته شدن و یا عایق بودن در برابر سرما و گرما ، صدا ، گرد و خاک و آب باران با مشکل مواجه شود.
در این صورت میبایست هر چه سریعتر نسبت به تعمیر پنجره دو جداره اقدام نمود.
زیرا گاهی اوقات بعضی از خرابی های پنجره باعث بروز

ادامه مطلب  

تعمیر پنجره دو جداره  

چه زمانی نیاز به تعمیر پنجره دو جداره است؟
تعمیر پنجره دو جداره یکی از چیزهایی است که شاید همه ما ندانیم چه زمانی باید انجام شود.
گاهی اوقات عوامل مختلفی باعث می شوند تا پنجره دو جداره به خوبی روزهای نخست عمل نکند.
و از لحاظ باز و بسته شدن و یا عایق بودن در برابر سرما و گرما ، صدا ، گرد و خاک و آب باران با مشکل مواجه شود.
در این صورت میبایست هر چه سریعتر نسبت به تعمیر پنجره دو جداره اقدام نمود.
زیرا گاهی اوقات بعضی از خرابی های پنجره باعث بروز

ادامه مطلب  

روزی که پاییز همه جا بود  

سینه‌ام تیر می‌کشد سرباز. آقا شما می‌دانی پرستوها کجا کوچ می‌کنند؟ این ساعت لعنتی من کدام گوری‌ست. چراغ‌ها را دیدم دختر. همه خاموش بودند، همه. تو می‌دانی چند قرن است فاصله‌ی لب‌های من تا گونه‌های سرخت؟ شعر چرک کف دست است برادر. گریه کن، آهان، گریه کن. همه را بسوزانید. بوی باران می‌آید دختر. اگر می‌آمدی می‌دیدی مرا، از انتهای آن خیابان بی‌درخت می‌آمدم، پیچیده در همان پالتوی نیمدار. تو ساعتم را ندیدی؟ آخ که قد و بالای تو را. بسوزان، بسو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >