ای پدر  

 
چون سایه ی رب بر سر ما سایه پدر بود
برسایه ی رب در صحف همسایه پدر بود
ایزد چو بفرمود که او رب صغیر است
در دفتر عشق آیه و سرمایه پدر بود
 


پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل
 
تیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من


یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند
 
مرگ، گرگ تو شد، ای یوسف کنعانی من


مه گردون ادب بودی و در خاک شدی
 
خاک، زندان تو گشت، ای مه زندانی من


از ندانستن من، دزد قضا آگه بود
 
چو تو را برد، بخندید به نادانی من


آن که در زیر زمین، داد سر و سامانت


ادامه مطلب  

امتحان فیزیک و شیمی  

سلام
خوبین؟
خوشین؟
میخواستم یهو برم غیب شم. یه چند وقتی از شر این مجازی راحت باشم.
دلم نیومد واسه دوستام دلم تنگ شد.
امروز اومدم. برای این شیمی عن از پریشب هی داشتم میخوندم دشیب موقع سحر یه دور روخونی تموم شد. بعد سحر دوساعت خوابیدم بعدش بیدارشدم یه سره خوندم. همچنان معتقدم شیمی مزخرفه ://
من میزان علاقه ام به یه درس به معلمش بسنگی داره. اصن من به عشق شیمی اومدم تجربی ولی معلمش منو ضایع میکرد باهاش حال نمیکردم منم از شیمی متنفر شدم ://
 فیزیک و ری

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1